  استفادۀ  از  زر  و  زیور،  یا  محرومیّت  از  اینها،  مسأله‌ای  است ‌که  چیزی  از  آن  در  سینه‌های  زیادی  دغدغه  می‌آفریند  و  وسوسه  می‌اندازد.  این  وقتی  است  که  می‏بینند  دنــیا  گـاه  گـاهی  درهـای  نعمتهایش  و  خوشیهایش  بر  روی  جانبداران  شرّ  و  باطل  

و  فساد  باز  می‌شود،  و گاه ‌گاهی  جانبداران  خیر  و  حقّ  و  صلاح  از کالاها  و  مـتاعها  و  خوشیهای  دنـیا  محروم  می‌گردند.  در  این  هنگام  برخی  از  مردمان ‌گمان  می‏‎برند  که  یزدان  سبحان  نعمتهای  خود  را  بر کسی  فراوان  و  فراخ  نمی‌گرداند  مگر  این ‌که  او  در  پیشگاهش  دارای  مقام  و  منزلت  والا  باشد.  بعضی  از  مردمان  هم  دربارۀ  ارزش  خیر  و  صلاح  و  حقّ  و  حقیقت  دچار  شکّ  و  تردید  می‌شوند،  بدان  هنگام‌ که  خیر  و  صلاح  و  حقّ  و  حقیقت  را  مساوی  با  محرومیّت  می‏بینند  و  در تنگای  تنگدستی  احاطه  شده  مشاهده  می‌کنند!

قرآن  در  اینجا  میان‌ کالاها  و  داده‌های  زندگی  دنـیا،  و  میان  ارزشهائی‌ که  خدا  بدانها  می‌نگرد  و آنها  را  در  مدّ  نظر  می‌گیرد،  جدائی  می‌اندازد.  و  مقرّر  می‌گرداند که  خدا  رزق  و  روزی  را  برای  هر کسی‌ که  بخـواهد  فراوان  و  فراخ  می‌فرماید،  و  برای  هر کسی  که  بخواهـد کـم  و  انــدک  مــی‌نماید.  افـزایش  و کاهش  رزق  و  روزی  مسأله‌ای  است‌،  و  رضایت  و  خشم  خدا  مسألۀ  دیگری  است‌،  و  میان  این  دو  امر  پیوند  و  ارتباطی  نیست‌. گاهی  یزدان  رزق  و  روزی‌ کسی  را  فراخ  و  زیاد  می‌نماید که  بر  او  خشـمگين  است‌،  و گاهی  یزدان  رزق  و  روزی  کسی  را  فراخ  و  زیـاد  می‌فرماید که  از  او  راضی  و  خشنود  است‌. گاهی  خدا  رزق  و  روزی  را  به  جانبداران  شرّ  و  بدی  تنگ  می‌گرداند  و  اندک  می‌نماید،  و گاهی  نیز  رزق  و  روزی  را  بر  جانبداران  خیر  و  صلاح  و  خوبی  و  نیکی  تنگ  می‌گرداند  و  اندک  می‌فرماید  و لیکن  علّتها  و  هدفها  و  سرنوشتها  و  فرجامها  در  همۀ  ایـن  حالتها  یکسان  نخواهد  بود.

گاهی  خداوند  نعمتها  را  بر  جانبداران  شرّ  و  بدی  فراخ  و  فراوان  می‌گرداند  برای  استدراج  آنان  و گام  به  گام  به  آتش  کشاندن  ایشان‌.  تا  در  فرصتی  که  بدیشان  داده  می‌شود  بر  بدی  و  سرمستی  و  تباهکاری  بـیفزایـند،  و  اندوخته ‌گناهان  و  بدکردا‌ریهایشان  چندین  برابر  شود،  و  آن‌ گاه  خدا  آنان  را  در  دنیا  یا  در  آخرت  - ‌برابر  حکمت  و  قضا  و  قدر  خود  - ‌به  سبب  همین  اندوختۀ  بزهکارانه  گرفتارشان  سازد  و  به  حسـابشان  برسد! گاهی  خـدا  جانبداران  شرّ  و  بدی  را  از  نعمتها  و  قـدرتها  محروم  می‌فرماید،  و آنان  بر  شرّ  و  بدی  و  فسـق  و  فجور  و  زشتیها  و پلشتیها  می‌افزایند،  و  جزع  و  فزع  و  تنگدستی  و  ناامیدی  از  رحمت  خدا  را  بیشتر  و  بیشتر  می‌نمایند،  و  بدین  خاطر  به  انـدوختۀ  شرّ  و  بدی  و  سرگشتگی  و  گمراهی  خود  دسترسی  حاصل  می‌کنند  و  نائل  می آیند.  گاهی  هم  خداوند  نعمتها  و  داده‌های  دنیا  را  برای  اهل  خیر  و  صلاح‌،  فراخ  و  فراوان  می‌فرماید،  تـا  بدین  وسیله  انجام ‌کارهای  خوب  و  فراوان  را  برایشان  میسّر  سازد،  که  اگر  خدا  رزق  و  روزیشان  را  فراخ  نمی‌گردانـد  به  همچون  کارهای  پسندیده‌ای  نـمی‌رسیدند  و  دسترسی  پیدا  نمی‌کردند.  خدا  ایشـان  را  در کارهای  خوف  و  پسندیده  توفیق  عطاء  می‌فرماید  تا  شکر  نعمتهای  او  را  با  دل  و  زبان  و کارهای  زیبا  بگو‌یند،  و  در  پرتو  همۀ  اینها  پشتوانه‌ای  از  خوبیها  و  نيکیها  بیندوزند  و  اندوخته  کنند،  و  با  داشتن  همچون  پشتوانه‌ای‌،  در  پیشگاه  خدا  مستحقّ  صلاح  و  فلاح  خود گردند،  و  با  خیر و  صلاحی  که  خدا  در  دلهایشان  سراغ  دارد،  به  سعادت  نائل  آیند.  گاهی  هم  یزدان  سبحان  خوبان  را  از  نعمتها  و  داده‌های  دنیا  محروم  و  بی‌بهره  می‌سازد،  و  بدین  وسیله  صبر  و  شکیبائیشان  را  در  برابر  محرومیّت‌،  و  اطمینانشان  به  پروردگارشان‌،  و  امیدشان  بدو،  و  تکیۀ  ایشان  بر  قضا  و  قدر  او،  و  رضای  آنان  به  پروردگار  یگانۀ  خودشان ‌که  بهتر  و  ماندگارتر  از  هر  چیز  است‌،  امتحان  می‌فرماید،  تا  با  توفیق  در  این  امتحان‌،  به  پشتوانه  و  اندوختۀ  مضاعف  خیر  و  خوبی  و  رضا  و  خشنودی  خود  در  پیشگاه  یزدان  منّان  برسند.

اسباب  و  علل  افزایش  و کاهش  روزی  هر چه  باشد،  اعم  از  اعمال  مردمان‌،  و  حکمت  یزدان‌،  این  مسأله‌ای  است  که  جد‌ای  از  این  است ‌که  خود  آن  دلیل  بر  این ‌گرفته  شود  که  دارائی  و  روزی  و  فرزندان  و کالاها  ارزشهائی  هستند که  انسان  را  در  نزد  خدا  جلو  یا  عقب  می‌اندازند.  و لیکن  نزدیک  شدن  به  خدا  یـا  دور گردیدن  از  خـدا  بستگی  به  نحوۀ  کار  و  شیوۀ  دخل  و  تصرّف  در  وقت  داشتن  و  نداشتن  نعمتها  است‌. کسی‌ که  خدا  بدو  اموا‌ل  و  اولادی  بدهد  و  او  در  آنها  به‌ گونۀ  شـایسته  و  بایسته  دخـل  و  تـصرّف  بکند،  خدا  پـاداش  او  را  مضاعف  می‌فرماید  و  چندین  برابر  بدو  مزد  می‌دهد  به  سبب  دخل  و  تصرّف  خوب  و  پسندیده‌ای ‌که  در  برابر  نعمتهای  خدا  داشته  است‌.  امّا  خود  اموال  و  اولاد  نیست ‌که  مرد‌مان  را  به  خدا  نزدیک  می‌سازد.  بلکه  دخل  و  تصرّف  ایشان  در  اموا‌ل  و  اولاد  است که  سزا  و  جزا  را  برایشان  مضاعف  و  چندین  برابر  می‌گردا‌ند:

(وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُم بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحاً فَأُوْلَئِكَ لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ (37) وَالَّذِينَ يَسْعَوْنَ فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُوْلَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ) (38) 

اموال  و  اولاد  شما  چیزهائی  نیستند  که  شـما  را بـه  ما  نزدیک  و  مقرّب  سازند،  بلکه  کسانی  که  ایمان  بیاورند  و  کارهای  شایسته  و  بایسته  بکنند  آنان  (‌مـقرّب  درگاه  الهی  بوده  و)  در  برابر  اعمالی  که  انجام  داده‌اند  پـاداش  مـضاعف  دارنــد،  و  ایشـان  در  طبقات  بالا  (‌یـعنی  در  برترین  منارل  بهشت‌)  در  امـن  و  امـان  بسـر  مـی‌برند.  کسانی  كه  (‌در  دنیا  پیوسته‌)  تلاش  می‌کنند  آیات  مـا  را  تکذیب  و  انکار  کـند،  و  تـصوّر  مـی‌کنند  که  (‌پیغمبر  را  شکست  مـی‌دهند  و  او  را)  درمانده  مـی‌سازند  (‌و  جلو  پخش  قرآن  و  فرمان  یزدان  را  می گیرند)  آنان  به  عـذاب  احضارشدگانند  (‌و  جاودانه  در  آن  ماندگار  می‌مانند)‌.  

سپس  این  قاعده  را  تکرار  می‌کند که  افز‌ایش  رزق  و  روزی  و کاهش  آن‌،‌ کار دیگری  است  و  خدا  آن  را  برابر  حکمت  جداگانه‌ای  اراده  می‌فرماید،  و  چیزی  را که  در  راه  خدا  خرج  و صرف  کنند  ذخیره  و اندوختۀ  باقی  و  ماندگاری  است‌ که  سودمند  می‌افتد.  تا  بدین  وسیله  این  حقیقت  واضح  و  آشکار  د‌ر  دلها  مستقرّ  و  جایگزین  شود:  

(قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْس