یان  وظائف  و  تکالیف  و  میان  تاب  و  توان‌،  موازنه  و  مطابقه  برفراز  می‌کند.  وطائف  و  تکالیفی  برای  انسان  تعیین  و  بر  او  تحمیل  نمی‌کندکه  وی  را  خسته  و  درمانده‌کنند  و  ناامید  از  انجام  آنها  شود.  بدانگونه  هم  سهل  و  ساده  نمی‌گیردکه  سهل‌انگاری  و  بیشرمی  پخش  و  پراکنده‌گردد.  بلکه  از  میانه‌روی  و  اعتدال‌،  و  از  حدود  و  ثغور  تحمّل  و  اقتدار  درنمی‌گذرد.

این  قرآن  مردمان  را  به  راهی  رهنمود  می‌کندکه  مستقیم‌ترین  و  استوارترین  راه  روابط  آدمیزادگان  و  تماس  یک  با  دیگری  در  میان  خودشان‌،  به  صورت‌:  افراد  و  اشخاص‌،‌گروه‌ها  و  دسته‌ها،  حکو‌متها  و  ملتها،  و  دولتها  و  نژادها  است‌.  این  روابط  و  تماسها  را  نیز  -  پایه‌های  استوار  و  پایداری  بنیاد  می‌نهدکه  متاثر  از  رای  و  نظر  و  هوا  و  هوس  نمی‌گردد،  و  همراه  با  دوستی  و  دشمنی  بد‌ین  سو  و  بدان  سو  نمی‌چرخد  وکج  و  راست  نمی‌شود،  و  مصالح  و  اهداف  در  آن  دخل  و  تصرف نمی‌کند.  پایه‌هائی  است‌که  خداوند  بس  دانا  و  بس  آگاه  از  احوال  و  اوضاع  بندگانش  آنها  را  استوار  و  پایدار  برآورده  است  و  برجای  داشته  است‌،  آن  خداوندگاری  که  از  هرکسی  داناتر  و  آگاه‌تر  از  سرشت  آفریدگان  خود  است‌،  و  بهتر  می‌داندکه  در  هر  سرزمینی‌،  و  در  میان  هر  نسل  و  نژادی‌،  چه  چیزی  سزاوار  بندگان  و  سازگار  با  هستی  ایشان  است‌.  قرآن  مردمان  را  به  راهی  رهنمود  ميکندکه  مستقم‌ترین  و  استوارترین  راه  در  نظام  و  سیستم  حکو‌متی‌،  در  نظام  و  سیستم  اقتصاد‌ی‌،  در  نظام  و  سیستم  اجتمائی‌،  و  در  نظام  و  سیستم  ارتباطات  و  معاملات  جوامع  بین‌المللی  است‌،  نظام  و  سیستمی‌که  درخور  شان  و  مقام  انسان  است‌.

این  قرآن  مردمان  را  به  راهی  رهنمود  می‌کندکه  مستقیم‌ترین  و  استوارترین  راه  در  پذیرش  و  سازش  همه  آئینهای  آسمانی‌،  و  در پیوند  و  ارتباط  همه آنها  با  یکدیگر،  و  در  تیم  و  احترام  پیروان  ادیان  الهی  برای  مقدسات  همدیگر  است‌.  در  این  هنگام  است‌که  همه  انسانها  با  همه  آئینهای  آسمانی‌ای‌که  دارند  در  صلح  و  صفا  و وفاق  ووفا بسرخواهند  برد.

«إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ »  .

این  قرآن  (‌مردمان  را)  به  راهی‌رهنمود  می‌کند  که  مستقیم‌ترین  راه‌ها(‌برای  رسیدن‌به  سعادت‌دنیا  و  آخرت‌)  است‌.

« وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا وَأَنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا»

و  به  مومنانی  که  (‌برابر  دستورهای  آن‌)  کارهای  شایسته  و  پسندیده  می‏‎کنند،  مژده  می‌دهد  که  برای  آنان  (‌درسرای  دیگر)  پاداش  بزرگی  (‌به  نام  بهشت‌)  است‌.  و  (‌به  مومنان  مژده  می‌دهد  به‌)  این  که  برای  کسانی  که  به  قیامت  ایمان  نمی‌آورند،  عذاب  دردناکی  آماده  کرده‌ایم‌.

این  قانون  اصیل  و  پایداری  درکار  و  پاداش  است‌.  قرآن  بر  ایمان  وكر  نیک  بنیان  خود  را  بنیاد  می‌نهد.  هیچ‌گونه  ایمانی  بدون‌کار  وجود  ندارد،  و  هیچگو‌نه‌کاری  بدون  ایمان  در  میان  نیست‌.  چون  اولی‌،  یعنی  ایمان  بدون‌کار،  قطع  شده  و  دنباله  بریده  است  و  به  تمام  وکمال  خود  نرسیده  است‌.  و  دوم،  یعنی‌کار  بدون  ایمان‌،‌گسیخته  و  بریده  است  وتکیه‌گاه  و  پشتوانه‌ای  ندارد.  با  هردو  تای  ایمان  وكار  است‌که  زندگی  در  راهی  حرکت  می‌کندکه  مستقم‌ترین  و  استوارترین  راه‌ها  است  ...  و  در  پرتو  هر  دو  تای  ایمان  وكار  است‌که  رهنمون  و  رهنمود  با  این  قرآن‌حاصل  می‌گردد.

کسانی‌که  با  رهنمون  و  رهنمود  این  قرآن  راهیاب  نی‌شوند،  آنان  به  هوا  و  هوس  انسان  واگذار  می‌گردند.  انسان  شتابگری‌که  نمی‌داند  چه  چیز  بدو  سود  می‌رساند  و  چه  چیز  بدو  زیان  می‌رساند،  و  انسانی‌که  نمی‌تواند  جلو  احساسات  و  انفعالات  خود  را  بگیرد  هرچندکه  آن  احساسات  و  انفعالات  شرّ  و  بلای  او  را  به  دنبال  داشه  باشد:
وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلا مِنْ رَبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلا (١٢)
وَكُلَّ إِنْسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنْشُورًا (١٣)
اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا (١٤)
مَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولا (١٥)
وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا (١٦)
وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِنَ الْقُرُونِ مِنْ بَعْدِ نُوحٍ وَكَفَى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا (١٧)
مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاءُ لِمَنْ نُرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاهَا مَذْمُومًا مَدْحُورًا (١٨)
وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُورًا (١٩)
كُلا نُمِدُّ هَؤُلاءِ وَهَؤُلاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاءُ رَبِّكَ مَحْظُورًا (٢٠)
انْظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلا (٢١)

ما  شب  و  روز  را  دو  نشان  (‌دال بر  بودن  یزدان  و  قدرت  فراوان  گردانده  جهان‌)  قرار  داده‌ایم‌.  نشان  شب  را  محو  (‌تاریکی‌)  گردانده‌ایم  (‌تا  در  آن  بیاسائید)  و  نشان  روز  را  تابان  کرده‌ایم  تا  (‌در  آن  به  تلاش  و  کوشش  بپردازید  و)  از  فضل  پروردگارتان  بهره‌مند  گردید  (‌و  در  پرتو  پیاپی  آمدن  شبها  و  روزها)  شماره  سالها  و  حساب  (‌امور  زندگی  خود)  را  بدانید.  و  ما  هر  چیزی  را  دقیقاً  (‌برای  هدف  و  کاری‌،  معین  و)  مشخص  ساخته‌ایم  (‌و  جهان  را  از  روی  نقشه  و  حساب  و  کتاب  آفریده  و  به  کار  انداخته‌ایم‌)‌.  ما  اعمال  هر  کسی  را  (‌همچون  گردن‌بند)  به  گردنش  آویخته‌ایم  (‌و  او  را  گروگان  کردار  و  عهده‌دار  رفتارش  ساخته‌ایم‌)  و  در  روز  قیامت  کتابی  را  (‌که  کارنامه  اعمال  او  است‌)  برای  وی  بیرون  می‌آوریم  که  گشوده  به  (‌دست‌)  او  می‌رسد.  (‌در  آن  روز  بدو  گفته  می‌شود:‌)  کتاب  (‌اعمال‌)  خود  را  بخوان  (‌و  سعادت  یا  شقاوت  خویش  را  بدان‌)‌.  کافی  است  که  خودت  امر