لط  می‌گردانیم‌)  تا  شما  را  بدحال  (‌و  پریشان  روزگار)  سازند  (‌و  گرد  غم  و  اندوه  بر  چهره‌هایتان  بپاشند)‌.

این  عذاب  و  عقاب  به  سبب  عذاب  و  عقابی  است‌که  اینان  در  حق  آنان  روا  داشته‌اند.  عذاب  و  عقابی  بر  سر  آنان  آورده‌اندکه  درونشان  را  به  طورکلی  از  خشم  و  غضب  لبریزکرده  است‌،  تا  بدانجاکه  از  درونشان  به  بیرونشان  سرریز  نموده  است  و  بر  رخساره‌هایشان  دویده  است‌.  یا  این‌که  این  عقاب  و  عذاب  بدان  خاطر  است  که  اینان  به  چهره‌های  آنان  بدیها  و  خواریها  رسانیده‌اند  و  هم  اینک  همان  بدیها  و  خواریا  را  به  چهره‌هایشان  می‌رسانند  و  رسوایشان  می‌دارند.  به  مقدسات  توهین  روا  می‌دارند  و  با  آبرویشان  بازی  می‌کنند:

« وَلِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ  »  ٠

و  داخل  مسجد  (‌الاقصی‌)  گردند،  همانگونه  که  در  دفعه  اول  بدان  داخل  شدند  (‌و  بار  دیگر  به  تخریب  بیت‌المقدس  دست  یازند)‌.

بر  هرچه  چیره  شوند  آن  را  نابودکنند.  اموال  و  دارائیها  را  و  خانه‌ها  وکاشانه‌ها  را  ویران  سازند:

(وَلِيُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِيرًا )  ٠

و  بر  هرکه  و  هرچه  دست  یابند  بکشند  و  درهم  کوبند.  این  هم  شکلی  از  ویرانگری  فراگیرکاملی  است‌که  بر  هر  چیز سرکشی  می‌کند،  و  چیزی  را  برجای  باقی  نمی‌گذارد.

این  پیشگوئی  راست  درآمد  و  این  وعده  وقوع  پیداکرد.  خدا  مردمانی  را  بر  بنی‏اسرائیل  چیره  و  مسلط  فرمودکه  نخستین  باز  بنی‏اسرائیل  ایشان  را  مغلوب‌کرده  و  درهم  شکسته  بودند.  بعدا کسانی  را  بر  ایشان  پیروزگردانید  که  آنان  را  در  زمین  پراکنده  و  آواره‌ کردند،  و  ملک  و  مملکت  ایشان  را  در  آنجا  درهم‌کوبیدند  و  ویران‌کردند.  قرآن  نژادکسانی  را  روشن  نفرموده  است‌که  خدا  آنان  را  بر  بنی‏اسرائیل  مسلط  و  چیره  نموده  است‌.  چون  تصریح  به  نژادشان  چیزی  بر  عبرت  نمی‌افزاید،  و  در  اینجا  هم  عبرت  مورد نظر  است‌،  و  هدف  بیان  پیاده  شدن  قانون  و  سنت  خدا  درباره  مردمان  است‌.

روند  قرآنی  بر  پیشگوئی  راستين  و  وعده انجام  پذیرفتنی  پیرو  می‌زند  و  می‌فرمایدکه  این  ویرانی  و  خرابی  و  هلاک  و  نابودی  چه‌بسا  راهی  به  سوی  رحمت  و  مهربانی  باشد:
(عَسَى رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ) ٠
امید  است  پروردگارتان  (‌بعد  از  بار  دوم  نیز  اگر  توبه  کردید  و  از  تباهکاریها  و  ستمگریها  برگشتید)  به  شما  رحم  کند  (‌و  شما  را  ببخشاید)‌.
اگر  از  این  ویرانی  و  خرا‌بی  و  هلاک  و  نابودی  درس  عبرت‌گرفته  باشید.
امّا  اگر  بنی‌اسرائیل  به  تباهکاری  در  زمین  برگردند،‌کیفر  و  سزایشان  آماده  است  و  قانون  و  سنت  الهی  هم  پیاده  و
اجراء  می‌گردد:
« وَإِنْ عُدْتُمْ عُدْنَا »  .
و  اگرهم  (‌به  زشتیها  و  پلشتیها)  برگردید،  ما  هم  (‌به  مجازات  وکیفرتان‌درهمین  جهان‌)  برمی‌گردیم‌.

بنی‌اسرائیل  به  تباهکاری  برگشتند،  خدا  هم  مسلمانان  را  بر  ایشان  مسلط‌ کرد.  مسلمانان  آنان  را  از  سراسر  جزیرة‌العرب  بیرون  راند‌ند.  سپس  دگر  باره  به  تباهکاری  پرداختند،  و  خدا  هم  بندگان  دیگری  را  بر  ایشان  پیروز  و  چیره‌گرداند،  تا  زمان  معاصر  فرارسید  و  خدا  «‌هیتلر»  را  بر  آنان  مسلط  و  چیره‌کرد  ...  امروزه  نيز  بنی‏اسرائیل  به  تباهكاری  برگشته‌اند‌،  و  تحت  عنو‌ان  «‌اسرائیل‌«  به  فساد  پرداخته‌اند  و  به  عربهاکه  صاحبان  زمینند  واویلاها  و  بلاها  رسانده‌اند.  قطعاً  یزدان  جهان  بر  آنان‌کسانی  را  چیره  می‌گرداندکه  بدیشان  بدترین  عذاب  ر  عقابه  را  مي‌رسانند،  تا  وعدة  حتمی و  قطعی  خدا  صدق  پیداکند،  و  موافق  با  قانون  وسنتی  شودکه  تخلف‌ناپذیر  است  ...  فردا  برای  بینندگانش  نزدیک  است‌!

روند  قرآنی  آیه  را  پایان  می‌دهد  با  ذکر  فرجام  و  سرنوشت‌کافران  درآخرت‌،  چراکه  میان  سرنوشت  تبا‌هکاران  و  سرنوشت‌کافران  همشکلي  و  همگونی  است‌:
(وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا ).
و  دوزخ  را(‌هم  درآن  جهان‌)  زندان‌تنگ  کافران  (‌چون  شما)  می‌کنیم‌.
دوزخ  ایشان  را  محاصره  می‌کند  وکسی  از  آنان  نمی‌تواند  بگریزد،  وکسی  نمی‌تواند  ازآن  خارج  شود  و  برود.

روند  قرآنی  ازاین  حلقه  تاریخ  زندگانی  بنی‏اسرائیل،  و  سخن‌گفتن  ازکتابی‌که  خدا  به  موسی  داده  است  تا  بنی‏اسرائیل  در  سایه  آن  راهیاب  شوند،  ولی  از  آن  سود  نبردند  و  راهیاب  نگشتند،  و  بلکه‌گمراه  شدند  و  هلاک  گردیدند،  صحبت  را  به  پایان  می‏‎برد  و  به  قر‌آن  می‏‎پردازد،  قرآنی‌که  به  راهی  رهنمود  می‌کندکه  درست‌تر  و  استوارتر  است‌:
(إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا
وَأَنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا ).
این  قرآن  (‌مردمان  را)  به  راهی‌رهنمود  می‌کند  که  مستقیم‌ترین  راه‌ها  (‌برای  رسیدن  به  سعادت‌دنیا  و  آخرت‌)  است‌،  و  به  مومنانی  که  (‌برابر  دستورهای  آن‌)  کارهای‌ شایسته‌ و پسندیده  می‌کنند،  مژده‌می‌دهد  که  برای  آنان  (‌در  سرای  دیگر)  پاداش  بزرگی  (‌به  نام  بهشت‌)  است‌.
«إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ »  .
این قرآن  (‌مردمان‌را)‌به  راهی ‌رهنمود  می‌کندکه  مستقیم‌ترین  راه‌ها  (‌برای  رسیدن  به  سعادت  دنیا  و  آخرت‌)‌است‌.

بدین‌گونه  مطلق  درباره‌کسانی‌که  ایشان  را  راهیاب  می‏‎گرداند،  و  درباره  چیزی‌که  ایشان  را  به  سوی  آن  رهنمود  می‌نماید  و  فرامیخو‌اند.  بدین  خاطر  هدایت قو‌مها  و  نسلهائی  را  فرامی‌گیردکه  رها  از  بند  حدود  و  ثغور  زمان  و  مکانند،  وآنچه  ایشان  را  به  سوی  آن  رهنمود  و  فرامی‌خواند  مشتمل  بزهر  برنامه‌ای  و  هر  راهی‌،  و  هر  خیر  و  صلاح  است‌که  انسانها  در  هر  زمانی  و  در  هر  مکانی  بدان  راهیان  می‌گردند.

این  قرآن  مردمان  را  به  راهی  رهنمود  می‌کندکه  مستقم‌ترین  و  استوارترین  راه  در  سر  و  سامان‌دهی  و  هماوائی  میان  پیدا  و  ناپیدا  و  بیرون  و  درون  انسان‌،  و  میان  حواس  و  شر  و  رفتار  و  سلوک  او،  و  میان  عقیده  وعمل‌او  است‌.  همه ‌این  چیزها  هم  به‌دستاویز  محکمي  قرآن  نام  بسته  شده  است‌که‌گسیخته  نمی‌گردد،  آن  دستاویز  محکمی‌که‌گرچه  مستقر  در  زمین  و  جهان  فرودین  است‌،  ولی  متوجّه  اعلی‌علّیّین  و  جهان  برین  است‌.کار  عبادت  است‌،  هرگاه  انسان‌کار  خود  را  برای  یزدان  انجام  دهد،  هرچندکه  این  کار  برای  بهره‏مندی  و  لذت  از  زندگی  باشد.

این  قر‌آن  مردمان  را  به  راهی  رهنمود  می‌کندکه  مستقيم‌ترین  و  استوارتریق  راه  در  جهان  عبادت  است‌.  چراکه  این  قرآن  