ام  ویژگی،  در  الوهیّت  با  خداونـدی  انبازند  کـه  چیزی  همسان  او  نـیست‌؟‌!)  نـه‌،  هرگز!  (‌چنین  چیزی  مـمکن  نیست‌.  آخـر  این  یک  مشت  سنگ  و  چوب  خاموش  و  بی‌جان‌،  که  آنها  را  سمبول  ارواح  و  فرشتگان  می‌دانـید،  ساخته  و  پرداخته  دست  خودتان  بوده  و  مرتبۀ  خدائی  را  نشایند)  بلکه  تنها  الله  (‌که  آفریدگار آسمانها  و  زمین‌)  و  چیره  و  كاربجا  است‌،  خدا  است  و  بس‌.  

در  این  درخواست‌،  زشت  شمردن  و  سبک  داشتن  است‌:  

(أَرُونِي الَّذِينَ أَلْحَقْتُم بِهِ شُرَكَاء ).

کسـانی  را  که  بـه  عنوان  شـریک  خدا  بـه  خدا  مـلحق  ساخته‌اید،  به  من  نشان  دهید.

آنها  را  به  من  نشان  دهید.  آنـان  چه ‌کسانیند؟  آنـها  کیـستند؟  چه  ارزش  و بهائی  دارند؟  صفت  آنها  چیست‌؟  مکان  آنها کجا  است‌؟  به  کدام  حقّ  این  ادّعاء  را  از  شما  دارند؟‌..  همۀ  اینها  اشـاره  به  زشت  شمردن  و  سبک  داشتن  دارند.

آن‌ گاه  انکار کردن  با  تنبیه  و  تهدید  در  می‌رسد:

 (كَلّا).  نه‌،  هرگز.

آنان  و  آنها  هرگز  انبازهای  خدا  نیستند.  خداوند  سبحان  هیچ ‌گونه  انبا‌زی  ندارد.

(بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ) .

بلکه  تنها  الله  (‌که  آفریدگار آسمانها  و  زمـین‌)  و  چیره  و  کاربجا  است‌،  خدا  است  و  بس‌.

کسی  کـه  صفات  او  ایـن  بـاشد،  اینها  انبازهای  وی  نخواهند  بود.  اصلاً  خدا  شریک  و  انبا‌زی  ندارد.  

*
بدین  وسيله  این  مرحلۀ ‌کوتاه  به  پایان  مـی‌آید،  و  ایـن  آهنگهای  درشت  و  ژرف  به  اتمام  می‌رسد،  این  مرحله  و  آهنگهائی ‌که  دربارۀ  سیمای  جـهان  فـراخ  و  شگـفت  هستی‌،  و  دربارۀ  موقعیّت  شفاعت  شگرف  و  هراسناک‌،  و  دربارۀ  درگیری  حقّ  و  باطل،  و  راجع  به  ژرفای  نفسها  و  اعماق  دلها  است‌.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:300.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:301.txt">قسمت دوم</a></body></html>ترجمه فارسي
تفسير في ظلال القرآن
(النحل - الجاثيه)

تأليف: سيدقطب

ترجمه: دكتر مصطفي خرمدل

تهيه در سايت نواراسلام

آدرس سايت:
www.IslamTape.Com

تماس با ما:
IslamTape@Gmail.comاین  وعده  نخستین  است‌:  در  سرزمین  مقدس  چیره  می‌شوند،  و  قدرت  و  شوکت  و  سلطه  و  قوت  پیدا  می‌کنند،  و  بدین  خاطر  در  آنجا  فساد  و  تباهی  می‌ورزند.  خداوند  بندگانی  از  میان  بندگان  خود  را  برمی‌انگیزدکه  دارای  جرات  و  شهامت  زیاد  و  قوت و  قدرت  فراوانند،  و  سخت  می‌تازند  و  یورش  می‏‎برند  و  شهرها  و  نواحی  را  آزاد  می‌سازند،  و  بامدادان  و  شامگاهان  به  بیشرمی  و  پرده‌دری  می‌پردازند،  و  هرکه  و  هرچه  در  آنجاها  باشد  آن  را  لگدکوب  و  پایمال  می‌گردانند،  بدون  این‌که  هول  و  هراسی  داشته  باشند:

(  وَكَانَ وَعْدًا مَفْعُولا).

این  وعده  (‌غلبه  و  انتقام‌،  حتمی  و  قطعی  و)  انجام  پذیرفتنی  است‌.

این  وعده  تخلف ‌ناپذیر  است  و  دروغ  نیست‌.

این  وضع  ادامه  پیدا  می‌کند  تا  آن  زمان‌که  از  یک  سو  بنی‏اسرائیل  از  مصائب  و  بلاهای  مغلوب  بودن  و  مقهور  شدن  و  خواری  بردن  به  ناله  و  افغان  درمی‌آیند  و  به  سوی  پروردگار  خود  برمی‌گردند  و  توبه  می‌کنند،  و  به  اصلاح  حال  و  احوال  خود  می‌پردازند  و  از  این  مصائب  و  بلاها  درس  عبرت  می‌گیرند،  و  از  دیگر  سو  فاتحان  تكبر  می‌ورزند  و  خودبزرگ ‌بینی  می‌کنند،  و  قدرت  و  شوکتشان  ایشان  را  مغرور  می‌کند  وگول  می‌زند،  و  آنان  نیز  علم  طغیان  برمی‌افرازند  و  بر  دیگران  گردن  می‌افرازند  و  در  زمین  به  فساد  و  تباهی  می‌پردازند.  بدین  هنگام  خدا  چرخه  زمان  را  ميگرداند  و  مغلربان  را  بر  غالبان  چیره  می‌گرداند‌،  و  مستضعفان  را  بر  مستکران  پیروز  می‌سازد:

(ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا )‌.

سپس  (‌شما  راه  صلاح  درپیش  می‏گیرید  و  از  فساد  دست  می‌کشید  و  آن‌گاه‌)  شما  را  بر  آنان  چیره  می‌گردانیم‌،  و  با  اموال  و  فرزندان  مدد  و  یاریتان  می‌دهیم  و  تعداد  نفراتتان  را  بیشتر  (‌از  دشمن‌)  می‌نمائیم‌.

سپس  داستان  از  نو  تكرار  میگردد!

پیش  از  این‌که  روند  قرآنی  بقیه  پیشگوئی  راستین  و  وعده  انجام  پذیرفتنی  را  به  پایان  ببرد،  قانون  کار  و  پاداش  را  مقرر  می‌دارد:

(إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لأنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا )‌.

(‌آن‌گاه  بدیشان  گفتیم‌:  ای  بنی‌اسرائیل‌!)  اگر  نیکی  کنید  (‌و  از  خدا  اطاعت  نمائید)  به  خودتان  نیکی  می‌کنید  (‌و  سود  آن  در  دنیا  و  آخرت  به  خودتان  برمی‌گردد)  و  اگر  بدی  کنید  (‌و  از  فرمان  خدا  سرکشی  نمائید)  به  خودتان  بدی  می‏کنید.

این  قانونی  است‌که  در  دنیا  و  آخرت  تغییرپذیر  نیست‌.  قانونی  است‌که  همه  اعمال  انسان  را  به  خود  او  ميدهد‌د  و  به  حساب  خود  او  می‌گیرد،  و  همه  ثمرات  و  نتائج  افعال  را  به  خود  انسان  برمی‌گرداند  و  به  خود  او  می‌رساند.  پاداش  و  پادافره  را  ثمره  و  نتیجه  طبیعی  عمل  می‌گرداند.  ثمره  و  نتیجه  از  عمل  حاصل  می‌گردد  و  در  پرتو  عمل‌کیفیت  پیدا  می‌کند  ودگرگون  می‌شود،  و  انسان  را  مسوول  خویشتن  می‌سازد.  انسان  اگر  خواست  به  خویشتن  خوبی  میكند،  واگر  خواست  به  خویشتن  بدی  می‌کند.  پس  انسان نبایدکسی  جز  خود  را  سرزنش  نماید  وقتی‌که  سزا  و  جزائی  بدو  می‌رسدکه  خودش  سزاوار  آن  است‌.

وقتی‌که  این  قانون  مقرر  می‌گردد،  روند  قرآنی  به  پیش  می‌رود  و  پیشگوئی  راستين  را  تکمیل  می‌کند:

(فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوءُوا وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِيرًا)

و  هنگامی  که  وعده  دوم  (‌مجازات  و  عقاب  فسادتان‌)  فرامی‌رسد  (‌دشمنانتان  را  نیرو  بخشیده  و  بر  شما  مسلط  می‌گردانیم‌)  تا  شما  را  بدحال  (‌و  پریشان  روزگار)  سازند  (‌و  گرد  غم  و  اندوه  بر  چهره‌هایتان  بپاشند)  و  داخل  مسجد  (‌الاقصی‌)  گردند،  همانگونه  که  در  دفعه  اول  بدان  داخل  شدند  (‌و  بار  دیگر  به  تخریب  بیت‌المقدس  دست  یازند)  و  بر  هرکه  و  هرچه  دست  یابند  بکشند  و  درهم  کوبند.

روند  قرآنی  فسادها  و  تباهیهائی  را  حذف  می‌کندکه  بنی‏اسرائیل  پس  از  پیروزی  و  دستیابی  مجدّد  بدانها  دست  می‌یازند،  و  به  ذکر  پیشین  آنها  بسنده  می‌کند:

« لَتُفْسِدُنَّ فِي الأرْضِ مَرَّتَيْنِ »‌.

دوبار  در  سرزمین  (‌فلسطین  و  دور  و  بر  آن‌)  تباهی  می‌ورزید.

ولی  چیزی  را  ثبت  و  ضبط  می‌کندکه  درمرتبه  دوم  آن  را  بر  ایشان  چیره  و  مسلط  می‌گرداند:

(  فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوءُوا وُجُوهَكُمْ)  ٠

و  هنگامی  که  وعده  دوم  (‌مجازات  و  عقاب  فسادتان‌)  فرامی‌رسد  (‌دشمنانتان  را  نیرو  بخشیده  و  بر  شما  م