،  و  دیگر  به  داستان  سبأ  محصور  و  محدود  نمی‏‎شود،  و  بلکه  شایان  بیان  حال  جملگی  انسانها  مـی‌گردد.  چـه  این  داسـتان‌،  داستان  گمراه‌ کردن  و  هدایت  بخشیدن،  و  شرائـط  و  ظروف  و  اسباب  و  مقاصد  و نتائج  آن  دو  چیز  د‌ر  هر  حال  و  ا‌حوالی  است‌.

(وَرَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ) (21) 

پروردگار  تو  مراقب  (‌احوال‌)  و  نگهدار  (‌حساب  افـعال  بندگان‌)  است‌.

هیچ  چیزی  از  چشم  خدا  نهان  نمی‌ماند،  و هیچ  چیزی  نادیده‌ گرفته  نمی‌شود  و  هدر  نمی‌رود.

*
بدین  منوال  و  بر  این  روال‌،  چرخش  و گردش  دوم  سوره  با  سخن  از  آخرت  پایان  می‌پذیرد،  همان ‌گونه‌ که  چرخش  و گردش  اوّل  با  سخن  ا‌ز  آن  پایان‌ گرفته  بود.  همچنین  چرخش  و گردش  دوم  سوره  با  تکیه  بـر عـلم  خدا  و  حفاظت  و  مراقبت  او  پایان  می‏‎یابد.  این  دو  چیز،  یعنی  آخرت  و  علم  و  محافظت  و  مراقبت  خدا،  دو  موضوعی  هستند که  در  این  سور  سخت  بر آنها  تکیه  و تأکید  می‌شود.
----------------------------------------------------------
[1] کتاب مقدّس به دو عهد جدید و قد‌یم تقسیم می‏شنود. عهد قدیم‌ به مجمو‌عۀ رسا‌‌ئلی‌گفته  می‌شو‌دکه پیش از عـیسی عليه السّلام بوده است‌. عهد جد‌ید به مجموعه رسائلی ‌گفته  می‌شود که تعالیم عیسی عليه السّلام و فرستاگان او در آنها ثبت و ضبط است‌.(متر‌جم)
[2] به نظرم این محـرومیّت وقتی بوده است ‌که شهید سید قطب با جمعی از یاران در بیغوله‌های  زندان بوده‌اند. بدین موضوع در جائی از فی ظلال القرآن اشاره شده است‌. (‌مترجم‌)
[3] ‌کافر شدند. کفران نعمت‌ کردند. (‌مترجم‌)سوره‌ي سبأ آيه‌ي 27-22

(قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ (22)‏ وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ (23) قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ وَإِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ (24) قُل لَّا تُسْأَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنَا وَلَا نُسْأَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ (25) قُلْ يَجْمَعُ بَيْنَنَا رَبُّنَا ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَهُوَ الْفَتَّاحُ الْعَلِيمُ (26) قُلْ أَرُونِي الَّذِينَ أَلْحَقْتُم بِهِ شُرَكَاء كَلَّا بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ) (27) 

این  چرخش  و گردش‌ کوتاهی  پیرامون  مسألۀ  شـرک  و  توحید  است‌.  و لیکن  چرخش  و گردشی  است‌ کـه  دل  انسان  را  در  جولانگاه  سراسر  هستی  به  گشت  و گذ‌ار  می‌اندازد.  د‌ل  انسان  را  در  ظاهر  و  باطن  جهان‌،  پیدا  و  ناپیدای  آن‌،  آسمان  و  زمین  آن‌،  و  د‌نـیا  و  آخرت  آن‌،  می‌گرداند  و  می‌چرخاند.  دل  انسان  را  در  جـایگاه‌های  هراس‌انگیزی  نگاه  می‌دارد  کـه  بندهای  انـدامـها  در  آنجاها  به  لرزه  می‌افتند،  و  از  جلال  و  عظمت  خـدا  مدهوش  و  بیهوش  می‌شوند.  همچنین  دل  انسـان  را  در  پیشگاه  رزق  و  روزی  و کسب  و کارش  نگاه  می‌دارد  و  با  حساب  و کتاب  و  سزا  و  جزایش  رویاروی  می‌گرداند،  و  او  را  به  میان  جمعیّت  همایش  آخرت  می‏‎برد  و  آ‌میزۀ  همگان  در  آن  جهان  می‌سازد.  او  را  به  جایگاه  دادگاه  می‏‎برد  و تک  و  تنها  و  دور  از  همه ‌کس  و  همه  چیز  به  سؤا‌ل  و  جوابش  می‌پردازد  .  .  .  همۀ  اینها  با  آهـنگهای  نیرومند،  و  با  فاصله‌های  متّصل‌،  و  با  ضربه‌های  پیاپی  صورت  می‌پذيرد.  ضربه‌ها  انگار  پتکها  هستند:  «‌بگو  .  .  .  بگو  .  .  .  بگو  .  .  .»‌.  هر گفتاری  هـم  حجّت  و  برهان  فرد  متّهم  را  درهم  می‌شکند  و  پوچ  می‌گرداند،  و دلیل  ایـن  کار  را  با  نیرو  و  قدرت  آشکارا  بیان  می‌دارد.

*
(قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ) (22)‏ 

(‌ای  پــیغمبر!  بـه  مشـرکان‌)  بگو:  کسـانی  را  بـه  فریاد  بخوانید  که  بــز  خدا  (‌مـعبود  خود)  مـی‌پنداریـد.  (‌امّـا  بدانید  آنها  هرگز  گرهی  از  کارتان  نمی‌گشایند  و  سودی  و زیانی  به  شما  نمی‌رسانند.  چرا  که‌)  آنها  در آسمانها  و  زمین  کم‌ترین  حقّ  مشارکت  (‌در  خلقت  و  مالکيّت  و  ادارۀ  جهان‌)  نداشته  (‌و  انباز  خدا  نمی‌باشند)‌،  و  خداونـد  در  میانشان  یاور  و  پشتیپانی  ندارد  (‌تـا  در  ادارۀ  مـملکت  کائنات  بدو  نیازمند  باشد)‌.

این  مبارزه ‌طلبی  در  جولانگاه  آسمانها  و  زمین  به  طور  مطلق  صورت  می‌پذیرد:

(قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ ).

)‌ای  پـیغمبر!  بـه  مشـرکان‌)  بگو:  کسـانی  را  بـه  فریاد  بخوانید  که  بجز  خدا  (‌معبود  خود)  مـی‌پنداریـد.  (‌امّـا  بدانید  آنها  هرگز  گرهی  از  کارتان  نمی‌گشایند  و  سودی  به  شما  نمی‌رسانند).

آنان  را  به  فریاد  بخوانید،  تا  بیایند،  و  پشتیبانی  بنمایند،  و  باید  بگویند  یا  شما  باید  بگوئید  آنان  در آسمانها  یـا  زمین  چه  چیزی  را  می‌توانند  بکنند!  چه  بزرگ  و  چـه  کوچک‌؟  

(لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ ).

آنها  در  آسمانها  و  زمین  به  اندازۀ  ذرّه‌ای  مـالک  چیزی  نیستند.

هیچ  دلیلی  ندارد که  آنـها  (‌دعای  مالکیّت  چیزی  در  آسمانها  یا  در  زمین  بکنند.  چه  مالک  چیزی  باید  بتواند  برابر  خواست  خود  در  آن  چیز  دخل  و  تصرّف  نماید.  آن  چیزها  و  آن‌ کسانی ‌که  بجز  خـدا  معبود گـمان  برده  می‌شوند  آیا کاری  را  می‌توانند  بکنند؟  آیا  در  چه  چیز  موجود  در گسترۀ  فراخ  هسـتی  آنـان  دخل  و  تصرّفی  دارند؟

آنان  در  آسمانها  و  زمـین  به  انـدازۀ  ذرّه‌ای  مـالکیّت  خالص  ندارند،  و  از  راه  مشارکت  نیز  صاحب  چیزی  در  جهان  نيستند:

(وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْكٍ ).

و  در  آسمانها  و  زمین  کم‌ترین  حقّ  مشارکت  (‌در  خلقت  و  مــــالکیّت  و  ادارۀ  جـهان‌)  نـداشـته  (‌و  انـباز  خـدا  نمی‌باشند)‌.

خداوند  سبحان  در  چیزی  از  آنان ‌کمک  نمی‌گیرد.  چـه  خدا  نیازی  به ‌کمک‌کننده  ندارد:

(وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ) .

و  خداوند  در  میانشان  یـاور  و  پشتیبانی  نـدارد  (‌تـا  در  ادارۀ  مملکت  کائنات  بدو  نیازمند  باشد)‌.

چنین  برمی‌آید که  این  آیه  در  اینجا  به  نوع  خاصّی  از  شرکاء  ایشـان  اشاره  می‌نماید،  شـرکائی  که  گـمان  می‏بردند.  آن  شركاء  باید  فرشتگانی  با‌شند  كه  عربها  آنـان  را  دختران  خدا  گمان  می‏بردند  و  فـریادشان  می‌داشتند،  و  خیال  می‌کردند که  فـرشتگان  در  پـیشگا