ن  آن  نداشته  باشد).

این  نیز گوشه‌ای  از  فضل  و  لطف  خدا  در  حق  داوود  عليه السّلام  است‌.  در  سایۀ  این  روند  قرآنی  چنین  جلوه‌گر  می‌آید که  نرم‌ کردن  آهن  معجزه‌ای  بوده  است  و  با  مألوف  مردمان  نمی‌خوانده  است‌.  این  کار  تافتن  آهن  و  ذوب ‌کردن  آن  نبوده  است  تا  بدین  وسـیله  نـرم  شود  و  قابلیّت  به  شکلهائی  درآمدن  را  پیدا ‌کند  و  به  شیوه‌های‌ گوناگون  از  آن  استفاده  شود.  بلکه  -  خدا  هم  بهتر  می‌داند  -  معجزه‌ای  بوده  است  و  در  پرتو  آن  آهن  بدون  ابزار  معمولی  ذوب  و  نرم‌ کردن‌،  به  شکل  خمیر  درآمده  است‌.  تازه  اگر  تنها  خدا  داوود عليه السّلام  را  به  نحوۀ  ذوب‌ کردن  آهن  رهنمود  فرموده  باشد  فضل  و  لطف  قابل  ذ‌کری  بشمار  می‌آید.  و لیکن  ما  فضای  روند  و  سایه‌های  قرآن  را  تـرجیح  می‌دهیم‌،  و  آن  فضای  معجزات‌،  و  سایه‌های  خوارق  عاداتی  است  که  فراتـر  از  مألوف  مـردمان  و  کارهای معمولى  ایشان  است‌.

(أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَقَدِّرْ فِي السَّرْدِ ).
(‌ما  به  داوود  دستور  دادیم‌)  که  زره‌هـای  کامل  و  فـراخ  بسـاز،  و  بــافته‌های  (‌حـلقه‌های  آنـها)  را  بـه  انـدازه  و  متناسب  کن‌.  

سابغات  به  معنی  زره‌ها  است‌.  روایت  شده  است‌ که  پیش  از داوود  عليه السّلام  زره‌ها  صفحه  صفحه  و  ورقه  ورقه  ساخته  می‌شد.  زره‌ای  یک‌ پارحه  مى گردید.  بدین  سبب  بدن  را  در بر  می‌گرفت  و  بر آن‌ سنگینی  می‌کرد.  خدا  به  داوود  الهام  فرمود که  زره‌ها  را  حلقه  حلقه  و تكّه  تکّه  و  تو  در  تو  بسازد.  حلقه‌ها  به  یکدیگر  فرو  بروند  و  متداخل  و متموّج  و نرم  باشند  و به  سادگی  با  حرکت  بدن  شکل  بگیرند  و  چین  و  چروک  بخورند.  بدو دستور  فرمود  حلقه‌ها  تنگ  یکدیگر  باشند  تا  استوار  و  محکم  باشند  و  تـیرها  از آنـها  نگذرد و  به  بدنها  نرسد.  اندازه‌گیری  و  تناسب  همین  است‌.  همۀ  این‌ کارها  از  راه  الهام  و  تعليم  خدائی  بود.

داوود  و  اهل  او  مخاطب  قرار  می‌گیرند  و  بدیشان‌ گفته  می‌شود:

(وَاعْمَلُوا صَالِحاً إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ) (11) 

و  کار  شایسته‌ای  انجام  دهید  (‌و  دقّت  کافی  در  کیفیّت  و  کمیّت  محصول  و  مصنوع  خود  داشته  باشید)  چرا  که  مـن  مـی‌بینم  آنچه  را  کـه  انـجام  مـی‌دهید  (‌و  سـاخته  و  پرداختۀ  کسی‌،  بی‌حساب  و  کتاب  نمی‌ماند).

نه  فقط  در  زره‌ها  خوب  و شایسته‌ کار  بکنید،  بلکه  در  هر  چیزی ‌که  انجام  می‌دهید  خوب  و  شایسته‌ کار بکنید،  و  خدا  را  در  نظر  داشته  باشید  و  بدانید که  هر کاری  را که  می‌کنید  می‏‎بیند  و  پاداش  و کیفر  آن  را  می‌دهد،  و  چیزی  از  دید  خدا  نهان  نمی‌ماند،  و  او  آن  را  می‏‎بیند  و  می‏‎باید.  

*
این  چیزی  بود که  خدا  آن  را  به  داوود  عليه السّلام  داده  بود.  و  اما  سلیمان  عليه السّلام خدا  فضلها  و  لطفهای  دیگری  را  بدو  ارمغان  داشته  بود:

(وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ وَأَسَلْنَا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ وَمِنَ الْجِنِّ مَن يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَمَن يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِيرِ (12) يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاءُ مِن مَّحَارِيبَ وَتَمَاثِيلَ وَجِفَانٍ كَالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَّاسِيَاتٍ اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْراً وَقَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ) (13) 

باد  را  مسخّر  سلیمان  کردیم  که  صبحگاهان  مسـیر  یک  ماه  را  می‌پیمود،  و شامگاهان  مسیر  یک  ماه  را،  و  چشمۀ  مس  مـذاب  را  بـرای  او  روان  سـاختیم‌،  و  پروردگارش  گروهی  از  جـنّیان  را  رام  او  کـرده  و  در  پـیش  او  کار  مـی‌کردند  و  اگر یکـی  از  آنها  از فرمان  مـا  سرپیچی  می‌کرد  (‌و  به  سخن  سـلیمان  گـوش  نـمی‌داد،  کیفرش  می‌دادیم  و)  از  آتش  سـوزان  بـدو  مـی‌چشانیدیم‌.  آنـان  هر چه  سلیمان  می‌خواست  برایش  درست  می‌کردند،  از  قبیل‌:  پرستشگاه‌های  عظیم‌،  مجسّمه‌ها،  ظرفهای  بزرگ  غذاخوری  همانند  حوضها،  و  دیگهای  ثـابت  (‌کـه  از  بزرگی  قابل  جابه‌جائی  نبود.  به  دودمان  داوود  گفتیم‌:‌)  ای  دودمان  داوود!  سپاسگزاری  (‌ایـن  هـمه  نعمت  را)  بکنید،  و  (‌بدانید  که‌)  اندکی  از  بـندگانم  سپاسگزارنـد  (‌و  خدای  را  به  هنگام  خوشی  و  نعمت  یـاد  مـی‌آرند.  پس  کاری  کنید  که  از  زمـرۀ  این  گروه  گزیده  شکرگزار باشيد). 

پیرامون  باد  را  به  تسخیر  سلیمان  در آوردن  روایـتهای  زیادی  نقل  شده  است‌.  سایه‌های  اسـرائـیلیّات  در  ایـن  روایتها  روشن  و  پدیدار  است  - ‌هر چند  هم  در کتابهای  اصلی  یهودیان  چیزی  از  ایـن  روایـتها  نـیامده  است  -  پرهیز از فرو رفتن  بدین  روایتها  سزاوارتر  است‌،  و  به  نصّ  قرآنی  بسنده‌ کردن  بهتر  و  به  امن  و  امان  از گناه  نزدک‌تر  است‌.  ما  در کنار  ظاهر  این  واژه  می‌مانیم  و  از  آن  تجاوز  نمی‌نمائیم‌.  از  نصّ  قرآنی  برمی‌آید که  خدا  باد  را  به  تسخیر  سلیمان  درآورده  بوده  است‌،  و  بامدادان  راه  یک  ماه  را  به  سوی  مکان  معیّنی  می‌پيمود که  در  سورۀ  انـبیاء  سرزمین  مـقدّس  نـامیده  شده  است‌.  و  شامگاهان  راه  یک  ماه  را  در  برگشتن  می‌پیمود.  این‌ کار  جهت  مصلحتی  بو‌ده  است  که  از  بامدادان  و  شامگاهان  این  مسافرت  حاصل  آمده  است‌.  سلیمان  با  آن  مصلحت  آشنا  بوده  است‌،  و  آن  را  به  فرمان  یزدان  پیاده  می‌کرده  است  و  حاصل  می‌آورده  است  .  .  .  ما  نـمی‌توانـیم  توضیحی  بر  این  بیفزائیم‌،  تا  به  افسانه‌هائی ‌گرفتار  نیائیم  که  هیچ‌ گونه  ضابطه‌ای  ندارند  و  هیچ ‌گونه  تحقيقی  در  این  باره  صورت  نپذیرفته  است‌.

(وَأَسَلْنَا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ ).

و  چشمۀ  مس  مذاب  را  برای  او  روان  ساختیم‌.

قِطْر،  مس  است‌.  روند  آیات  به  همۀ  ایـن  مـعجزه‌های  خارق‌العاده  اشاره  می‌نماید.  از  قبیل‌:  نرم  کـردن  آهـن  برای  داوود،  چه  بسا  چشمۀ  مس  مذاب  بدین  شکلی  بوده  باشد که  خداونـد  برای  سلیمان  عليه السّلام  چشمۀ  آتشفشانی  مس  مذابی  از  زمین  را  برجوشانده  باشد،  یا  بدو  الهام  فرموده  باشد که  مس  را  ذوب  بکند  تا  جاری  بشود  و  قالب‌ریزی‌ گردد  و  چکش ‌کاری  بشود.  این  هم  فضل  و  لطف  بزرگی  از  خدا  است‌.

(وَمِنَ الْجِنِّ مَن يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ ).

و  پروردگارش  گروهی  از  جنّیان  را  رام  او  کـرده  و  در  پیش  او  کار  می‌کردند.

خدا  گروهی  از  جنّیان  را  مسخّر  سلیمان  عليه السّلام کرده  بود.  آنان  با  اجازۀ  پروردگار  به  فرمان  سـلیمان  عليه السّلام  کار  می‌کردند.  جنّ  به  هر  موجود  نهانی‌ گفته  می‌شود که  انسانها  آن  را  نبینند.  در  ایـنجا  آفریده‌هائی  هسـتند  و  خداوند  آنها  را  جنّ  نامیده  است‌،  و  ما  چیزی  از کار  و  بارشان  را  نمی‌دا‌نیم‌،  مگ