الأبْصَارَ وَالأفْئِدَةَ قَلِيلا مَا تَشْكُرُونَ).

خدا کسی است که برای شما گوش و چشم و عقل را آفریده است (‌تا صداها را بشنوید و جهان را ببینید و خالق آن را درک کنید، و درنتیجه ایمان بیاورید. (‌مومنون‌٧٨)

همه اینها هم در زیر آن سایه دل‌انگیز ایمانی آرمیده‌اند.

*
(قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ. الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ. وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ. وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ. وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ. إِلا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ. فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ. وَالَّذِينَ هُمْ لأمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ. وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ. أُولَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ. الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ).

مسلمّاً مومنان پیروز و رستگارند. کسانیند که از (‌کردار) بیهوده و (‌گفتار) یاوه رویگردانند (‌و زندگی را جدی می‏‎گیرند، نه شوخی‌)‌. و کسانیند که زکات مال به در می‌کنند. و کسانیند که عورت خود را حفظ می‌کنند. مگر از همسران یا کنیزان خود، که در این صورت جای ملامت ایشان نیست‌. اشخاصی که غیر از این (‌دو راه زناشوئی‌) را دنبال کنند، متجاوز (‌از حدود مشروع‌) بشمار می‌آیند (‌و زناکار می‌باشند)‌. و کسانیند که در امانتداری خویش امین و در عهد خود بر سر پیمانند. و کسانیند که مواظب نمازهای خود می‌باشند (‌و پیوسته آنها را در وقت خود اداء‌، و ارکان و اصول و خشوع و خضوع لازم را مراعات می‌نمایند)‌. آنان مستحقان (‌سعادت‌) و فراچنگ آورندگان (‌بهشت‌) هستند. آنان بهشت برین را تملک می‌کنند و جاودانه در آن خواهند ماند.

این وعده راستین است بلکه قرارداد موید برای رستگاری مومنان است‌. وعده خدا است و خدا خلاف وعده نمی‌کند. قرارداد خدا است و کسی نمی‌تواند آن را بازگرداند و جلو آن را بگیرد. رستگاری در دنیا و رستگاری در آخرت است‌. رستگاری فرد مومن و رستگاری جماعت مومن است‌. رستگاری‌ای است‌که مومن آن را دردل خود و در واقعیت زندگی خود احساس می‌کند. رستگاری است ‌که شامل رستگاری‌ای می‌گرددکه مردمان از معانی رستگاری می‌دانند، و شامل رستگاری‌ای هم می‌گرددکه مردمان از معانی رستگاری نمی‌دانند و یزدان آن را در آخرت برای بندگان مومن خود اندوخته میکند.

آیا آن مومنانی‌که خدا این پیمان‌نامه را برای ایشان نوشته است‌، و این وعده را بدیشان داده است‌، و این اعلان را راجع به رستگاری ایشان صادر فرموده است‌، چه‌کسانی هستند؟ چه‌کسانی هست آن مومنانی‌که همچون خیر و سعادت و توفیق و بهره‏مندی خوش و پاکی در زمین دارند؟ چه‌کسانی هستند آن مومنانی‌که همچون رستگاری‌ای و رهائی‌ای و پاداشی و رضایتی در آخرت برایشان نوشته شده است‌؟ چه‌کسانی هستند آن مومنانی‌که جز این چیزها و جز آن چیز‌ها، در دو سرا خدا برای ایشان خواسته است‌، آن چیزهائی‌که جز خداکسی از آنها آگاه نیست‌؟ چه مومنانی هستند آن کسانی‌که وارثانند و بهشت برین را به ارث می‏‎برند و در آنجا جاودانه می‌مانند؟

آنان همان‌کسانی هستندکه روند قرآنی پس از آیه آغازین‌، صفات ایشان را برمی‌شمارد:

(الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ).
کسانیند که در نمازشان خشوع و خضوع دارند.

(وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ).
و کسانیند که از (‌کردار) بیهوده و (‌گفتار) یاوه رویگردانند (‌و زندگی را جدی می‏‎گیرند، نه شوخی‌)‌.

(وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ).
و کسانیند که زکات مال به در می‌کنند.

(وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ. إِلا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ).
و کسانیند که عورت خود را حفظ می‌کنند. مگر از همسران یا کنیزان خود ... ... تا آخر ...

(وَالَّذِينَ هُمْ لأمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ).
و کسانیند که در امانتداری خویش امین و در عهد خود بر سر پیمانند.

(وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ).
و کسانیند که مواظب نمازهای خود می‌باشند (‌و پیوسته آنها رادر وقت خود اداء‌، و ارکان و اصول و خشوع و خضوع لازم را مراعات می‌نمایند)‌.

ارزش این صفات چند است‌؟

ارزش این صفات این است‌که شخصیت مسلمان را در افق والای آن ترسیم می‌کند، افق محمّد (صلی الله علیه و سلم) پیغمبر خدا، و بهترین آفریده یزدان‌، آن‌کسی‌که ایزد سبحان او را تربیت‌کرده است و نیکو تربیتش فرموده است‌، و کسی‌که خدا درکتاب خودش قرآن اخلاق او را ستوده است و بر عظمت اخلاقش‌گواهی داده است‌:

(وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ).
تو دارای خوی سترگ (‌یعنی صفات پسندیده و افعال حمیده‌) هستی‌. (‌قلم/4‌)

از عائشه -‌رضی‌الله عنها -‌درباره اخلاق پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) پرسیده شد. گفت قرآن اخلاق او بود ... آن‌گاه تلاوت کرد:

(قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ).
مسلماً مومنان پیروز و رستگارند.

تا انتهای‌:

(وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ).
و کسانیند که مواظب نمازهای خود می‌باشند.

سپس فرمود: پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) این چنین بود. دیگرباره می‌پرسیم‌: ارزش این صفاف در حد ذات خود کدام است‌؟ در زندگی فرد، و در زندگی جمع، و در زندگی‌نوع بشر، این صفات چه ارزشی دارند؟

(الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ).
کسانیند که در نمازشان خشوع و خضوع دارند.

دلهایشان به هراس موقعیت نماز در حضور خدا پی می‏‎برد. درنتیجه آرام می‌شود وکرنش می‌کند، و آرامش وکرنش دلهایشان به اندامها و سیماها و جنبشها سرایت می‌کند، و جلال و عظمت حضور در برابر خدا ارواحشان را فرامی‌گیرد. درنتیجه همه مشغلتها وکارها از اذهان ایشان پنهان و نهان می‌شود، و اذهان جز به خدا نمی‌پردازد، در آن حال‌که سرگرم راز و نیاز با خدا است‌، و غرق در احساس حضور در آستانه‌کبریاء است‌، و در آن آستانه قدسی هرآنچه در پیرامون ایشان است و هرآنچه به همراه دارند، همه و همه را فراموش می‌نمایند و از حس و شعور خود می‌زدایند! این است‌که جز خدا را نمی‌بینند، و جز خدا را احساس نمی‌کنند، و جز معنی خدا را نمی‌چشند، و وجدان ایشان از هرگونه ناپاکی و آلایشی می‌پالاید، و از خودشان هرگونه شائبه و گمانی را می‌زدایند و به دور می‌نمایند. دیگر در زوایا وگوشه‌های اندامهایشان چیزی از این قبیل چیزها را با جلال و عظمت خدا جای نمی‌دهند و نمی‌گنجانند ... در این هنگام ذره سرگردان‌، با منبع و سرچشمه خود تماس پیدا می‌کند و متصل می‌شود، و روح ویلان راه خود را پیدا می‌کند، و دل وحشت‌زده جایگاه خود را می‌شناسد و می‏‎یابد. در این وقت معیارها و ارزشها و اشیاء و اشخاص ناچیز می‌گردند مگر آنچه 