  ما  را  تکذیب  و  انکار  کنند،  و  تصوّر  می‌کردند  که  (‌پیغمبر  را  شکست  مـی‌دهند  و  او  را)  درمـانده  مـی‌سازند  (‌و  جلو  پـخش  قرآن  و  فرمان  یــزدان  را  مــی‌گیرند)‌.  آنان  عـذابـی  از  بــدترین  و  دردناک‌ترین  عذابها  را  خواهند  داشت‌.

حکمت  و  قصد  و  تدبیری  در  میان  است‌.  اندازه‌گیری  و  سنجشی  و  تقدیری  در  آفرینش  است  تا  جزا  و  پـاداش  کسانی  داده  شود که  ایمان  آورده‌اند  و کارهای  نیکو  و  پسنديده‌ کرده‌اند،  و  تا  سزا  و  پادافره  کسانی  داده  شود که  در  دنیا  پیوسته  تلاش  می‌کرده‌اند  آیات  خدا  را  تکذیب  و  انکار کنند،  و  تصوّر  می‌کرده‌انـد که  می‌توانـند  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  را  شکست  بدهند  و  درمانده  بسازند  و  جلو پخش  قرآن  و  فرمان  یزدان  را  بگیرند!

کسانی ‌که  ايمان  آورده‌اند  و  ایمان  خـود  را  با  انجام  کارهای  پسندیده  عملاً  پیاده ‌کرده‌اند،  آنان  «‌مغفرت‌»  و  آمرزش  خطاها  و  اشتباهاتی  دارنـد که  از  ایشـان  سر  مـی‌زند،  و  دارای  «‌رزق‌ کـریم‌»  و  روزی  ارزشمـند  هستند.  واژۀ  رزق  در  این  سوره  بسیار ذکر  آن  می‌رود  و  از  آن  یاد  می‌گردد.  پس  مناسبت  دارد  که  از  نـعمتهای  آخرت  با  واژۀ  رزق  تعبیر گردد.  چه  به  هر  حال  نعمتهای  بهشت  رزقی  از  ارزاق  خدا  است‌.

کسانیکه  به  تلاش  می‌ایستند  و  تمام  توان  خود  را  برای  جلوگيری  از  آیات  خد‌ا  به‌ کار  می‏‎برند،  عذابی  از  عذابهای  سخت  خدا  را  دارند.  رجز[1] ‌،  عذاب  سخت  و  بد  است‌.  همچون  عذابی  سـزای  تلاش  و کوشش  و  مبارزه  و  رنج  ایشان  در راه  بد  و  ناپسند  است‌.

با  دادن  پاداش  و  پادافره  بدینان  و  بدانان  حکمت  و  تدبیر  خدا  تحقّق  حاصل  می‌کند،  و  حکمت  وجود  قیامت  در  می‌رسد که  قاطعانه  می‌گفتند که  هرگز  قیامتی  نمی‌آید  و  دامنگيرشان  نمی‌گردد.  قیامت  قطعاً  فرا  می‌رسد.

*
به  مناسبت  قاطعانه  سخن‌ گفتن  ایشان  از  نیامدن  قیامت  به  سراغشان  -‌ در  حالی ‌که  قیامت  غیب  است  و  به  خدا  اختصاص  دارد  -‌ و  تأکید  خدا  بر  فـرارسیدن  قیامت‌،  خد‌ائی ‌که  دانای  غیب  است‌،  و  به  مناسبت  تبلیغ  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  به  مردمان  آنچه  را که  یزدان  سبحان  بدو  دستور تبليغ  آن  را  صادر  فرموده  است‌،  قرآن  مقرّر  می‌دارد:  

(الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ...). کسانی  که  فرزانه  و  آگاهند  می‌دانـند  و گواهی  می‌دهند  که  آنـچه  بر  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  از  سوی  پروردگارش  نازل  گردیده  است  حقّ  است  و  به  راه  خداونـد  چیره  و  ستوده  رهنمود  می‌دارد  و  هدایت  می‌كند:

(وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ) (6) 

کسانی  کـه  فرزانـه  و  آگاهند،  چیزی  را  کـه  از  سـوی  پروردگارت  بر  تو  نـازل  شده  است‌،  حـقّ  مـی‌بینند،  و  راهنمای  راه  خدای  چیره  و  ستوده  می‌دانند.

چنین  روایت  کرده‌اند که  مقصود  این  آیه  از کسانی‌که  فرزانه  و  آگاهند  اهل‌ کتاب  است‌،  آن‌ کسانی‌ که  از  روی  کتابشان  می‌دانند  این  قرآن  حقّ  است‌،  و  ایـن  قرآن  انسانها  را  به  سوی  راه  خدای  چیره  و  ستوده  راهنمائی  مى كند.

جولانگاه  این  آیه  فراخ‌تـر  و  فـراگـیرتر  از  ایـن  است‌.  کسانی ‌که  فرزانه  و  آگاه  باشند،  در  هر  زمانی  و  در  هر  مکانی ‌که  زندگی ‌کنند،  و  از  هر  نسل  و  از  هر  قبیله‌ای‌ که  باشند،  حقّانیّت  خدا  را  می‏بینند،  اگر  دانش  ایشان  راست  و  درست  باشد،  و  سزاوار  ایـن  بـاشد کـه  به  دانش  و  آگاهی  ایشان  ‌«‌علم‌»  گفت‌.  قرآن  کتاب  باز  و  گشوده‌ای  در  برابر  همۀ  نسلها  است‌.  حقّی  در  لابلای  قرآن  است ‌که  از خود  سخن  می‏‎گوید  و خـویشتن  را  معرّفی  مـی‌کند  برای  هر کسی‌ که  دارای  عـلم  و  دانش  راست  و  درست  باشد.  قرآن  از  حقّی  سخن  می‌گوید که  در  وجود  سراسر  این  هستی  است‌.  قرآن  صادق‌ترین  مترجم  ا‌ین  هستی‌،  و  توصیف‌کننده‌ترین  توصیف‌کنندۀ  حقّ  اصیلی  است ‌که  در آن وجود دارد.

(وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ) .
و  به  راه  خدای  چیره  و  ستوده  راهنمائی  می‌کند.

راه  خدای  چیره  و  ستوده‌،  همان  برنامه‌ای  است  که  خدا  آن  را  برای  هستی  خواسته  است‌،  و  آن  را  برای  انسانها  برگزیده  است  تا  گامهایشان  را  با  گامهای  این  هستی‌ که  در  آن  زندگی  می‌کنند  هماهنگ‌ گرداند.  این  برنامه  همان  قانونی  است ‌که  بر  همۀ  اندازه‌ها  و  سنجیده‌ها  و  مقدّرات  این  هستی‌،  از  جمله  زندگی  انسانها  محافظت  و  مراقبت  دارد،  زندگی  انسانها  هم  در  اصل  خود  و  در  پـیدایش  خود،  و  در  نظام  و  حرکت  خود،  از  این  جهان  هستی  و  از  آنچه  در گسترۀ  آن  است‌،  جدا  و گسیخته  نیست‌.

قرآن  به  راه  خدای  چیره  و  ستوده  راهنمائی  مـی‌کند  با  جهان‌بینی‌ای‌ که  در  فهم  و  شعو‌ر  مؤمن  دربارۀ  هستی  و  ارتباطها  و  پیوندها  و  ارزشـهای  آن  ایـجاد  می‌کند،  و  انسان  در  پرتو  قرآن  می‌داند  چه  مکانی  در  هستی  دارد،  و  چه  نـقشی  از  آن  بر  عـهدۀ  او  است‌،  و  همکاری  و  همیاری  اجــزاء  جهان  پیرامونش  به  چه  شکلی  و  به  چه  شیوه‌ای  است‌،  و  او  و  اجزاء  جهان  پیرامونش  در  پیاده  کردن  و  تحقّق  بخشیدن  اراده  و  مشیّت  خدا  و  حکمت  او  از  آفرینش  جهان‌،  و  هماهنگی  حرکات  همگان‌،  و  توافق  و  همسفری  آنها  در  رو کردن  به  آفریدگار  این  هسـتی‌،  چگونه  است  و  چگونه  باید  باشد.

قران  به  راه  خدای  چیره  و  ستوده  راهنمائی  مـی‌کند  با  تصحیح  بـرنامۀ  انـدیشیدن‌،  و  اسـتوار  داشتن  آن  بـر  پایه‌های  سالمی‌ که  همآوا  و  همنوا  با  آهنگهای  جهانی‌ای  است ‌که  بر  تارهای  فطرت  بشری  نواخته  می‌شود،  به  گونه‌ای‌ که  این  برنامه  اندیشۀ  بشری  را  به  درک  و  فهم  سرشت  این  جهان  فراخ  و  با  خواصّ  و  قوانین  آن  آشـنا  می‌سازد،  و  اندیشۀ  بشری  را  به ‌کمک ‌گرفتن  از  خواصّ  و  قوانین  آن  آشنا  می‌سازد،  و  اندیشۀ  بشری  را  به ‌کمک  گرفتن  از  خواصّ  و  قوانین  جـهان‌،  و  هماهنگی  با  آن  خواصّ  و  قوانین  وامی‌دارد،  و کاری  می‌کند کـه  با  خواصّ  و  قوانین  جهان  هسـتی  دشـمنی  و  بـرخوردی  نداشته  باشد  و  در  صدد  جلوگیری  و  ممانعت  از  آنـها  برنیا‌ید‌.

قرآن  به  راه  خدای  چیره  و  ستوده  راهنمائی  می‌کند  با  بـرنامۀ  تـربیتی‌ای ‌که  فرد  را  آمـاده  می‌سازد  برای  پاسخگوئی  و  هماهنگی  با گروه  انسانها،  و گروه  انسانها  را  آماده  می‌سازد  برای  پاسخگوئی  و  هماهنگی  -  فـرد  فرد  و  دسته  دستۀ  آنان  -‌ با  مجموعۀ  آفریده‌هائی‌ که  این  جهان  هستی  را  آبادان  می‌گردانند،  و  همۀ  این  آفریده‌ها  را  آماده  می‌سازد  برای  پاسخگوئی  و  هماهنگی  با  سرشت  جهانی‌ که  در آن  زیست  می‌كنند  .  . 