 آن‌،  چیزی  نیست  مگر  این  که  در  کتاب  آشکاری  ثبت  و  ضبط  و  نگهداری  می‌شود.  (‌برپائی  قیامت  و  ضبط  اعمال  برای  این  است‌)  تا  خداوند  پاداش  کسـانی  را  بدهد  کـه  ایمان  آورده‌اند  و  کارهای  بایسته  و  شایسته  کرده‌انـد.  آنان  آمـرزش  (‌خـدا)  و  روزی  ارزشمند  و  فـراخـی  دارند.  (‌خـداونـد  آمـرزش  خـود  را  شــامل  لغـزشهایشان  می‏‎گرداند،  و  نعمت  فراوان  و  خوب  بهشت  را  بهرۀ  آنان  می‌سازد)‌.  کسانی  که  (‌در  دنیا  پیوسته‌)  تلاش  می‌کردند  آیات  ما  را  تکذیب  و  انکار  کنند،  و  تـصوّر  مـی‌کردند  کـه  (‌پیغمبر  را  شکست  می‌دهند  و  او  را)  درمانده  مـی‌سازند  (‌و  جلو  پخش  قرآن  و  فرمان  یزدان  را  مـی‌گیرند)‌.  آنـان  عذابی  از  بدترین  و  دردناک‌ترین  عذابها  را  خواهـند داشت.

انکار  آخرت  توسّط  کافران  بدین  خاطر  است  که  آنـان  حکمت  خدا  و  تقدیر  و  تدبیر او  را  درک  و  فهم  نمی‌کند.  حکمت  خدا  مردمان  را  بیهوده  به  خود  رها  نمی‌کند،  تـا  کسی ‌که  از  ایشان  بخواهد  نیکو کند،  و کسی‌ که  از  ایشان  بخواهد  بدی  کند،  و  آنگاه  نیكو‌کار  به  پاداش  و  جـزای  نیکی  خود،  و  بدکار  به  پادافره  و  سزای  بدی  خود  نرسد!  خداوند  بزرگوار  بر  زبان  پیغمبر‌انش  رانده  است  و  توسّط  ایشان  اعلام  داشته  است‌:  جزا  و  سزا  همه  یا  بخشی  از  آن  برای  آخرت  می‌ماند.  آن ‌کس‌ که  حکمت  خدا  را  در  آفریدگان  یزدان  درک  و  فهم  می‌کند،  می‌داند  که  آخرت  برای  پیاده‌ کردن  و  تحقّق  بخشیدن  وعدۀ  خدا  و  خبری ‌که  از  آخرت  داده  است‌،  لازم  و  ضروری  است‌.  ولی کسانی ‌که ‌کافرند  از  این  حکمت  در  پس  پرده‌اند  و  چیزی  از  آن  نمی‌دانند،  و  بدین  علّت  است‌ که  همچون  گفته‌ای  را  می‌گویند:

(لَا تَأْتِينَا السَّاعَةُ ).

قیامت  هرگز  برای  (‌حساب  و  کتاب  و  سزا  و  جزای‌)  ما  برپا  نمی‌شود.

خداوند  با  تأکید  و  تأیید  قاطعانه  بدیشان  پاسخ  می‌دهد:  

(قُلْ بَلَى وَرَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ ).

بگو:  چرا،  به  پروردگارم  سوگند،  قیامت  بـه  سـراغتان  می آید.

خداوند  بزرگو‌ار  و  پیغمبرش  صلّی الله عليه وآله وسلّم  راست  فرموده‌اند.  کافران  غیب  نمی‌دانند  و  با  وجود  این  بیهوده  دم  می‌زنند  و  برای  خدا  تعبير  و  تفسیر  کنند!  و  دربارۀ  چیزی  صحبت  می‌دارند که  از  آن  هیچ ‌گونه  علم  و  آگاهی  ندارند!  خدائی ‌که  فرارسیدن  قیامت  را  با  تأکید  بیان  می‌دارد،  او:

(عَالِمِ الْغَيْبِ). 

آن  کسی  است  که  دانـای  راز  (‌نـهان  در  گسترۀ  جـهان‌) است.

سخن  خدا  حقّ  است  و  برخاسته  از آگاهی  و  اطّلاع  بر  چیزهائی  است‌ که  در  آنجا  است  و  فرمودۀ  او  قطعی  و  یقنی  است‌.آن ‌گاه  این  آگهی  و  اطّلاع  را  به  شکل  جـهانی  عرضه  می‌دارد  همان‌ گونه‌ که  در  سرآغاز  سوره  گذشت.  ایـن  شکل  جهانی  نیز  به  نوبۀ  خود ‌گواهی  می‌دهد که  ایـن  قرآن  ساختۀ  انسـان  نمی‏باشد،  زیـرا  خیال  انسان  -  بدان ‌گونه ‌که  مشهور  و  معروف  است  -  بسان  این  شکلها  و  تصویرها  در  آن  نمی‌گنجد  و  همسان  چنین  شکلها  و  تصویرهائی  بر  دل  انسان  نمی‌گذرد:

(لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِن ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ) (3)

به  اندازۀ  سنگینی  ذرّه‌ای‌،  در تمام ‌آسمانها  و  در  زمین  از  او  پنهان  و  نهان ‌نمی‌گردد،  و نه  کم‌تر از اندازۀ  ذرّه  و نه  بزرگتر  از  آن‌،  چیزی  نـیست  مگـر  ایـن  کـه  در  کـتاب  آشکاری  ثبت  و  ضبط  و  نگهداری  می‌شود.

بار  دیگر  می‌گوئیم‌:  سرشت  این  تصوّر،  بشری  نيست.  همچون  تصوّری  سابقه‌ای  در سخنان  بشری  چه  شعر و  چه  نثر  ندارد.  هنگامی‏‎ که  انسانها  از  فراگيری  دانش  و  دقت  و  احاطۀ  آن  سخن  می‏‎گویند  بر دلهابشان  نمی‌گذرد  که  بدین  شکل  و صورت  شگفت  جهانی  آن  را  به  تصویر  بکشند:

(لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِن ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرُ ).
به  اندازۀ  سنگینی  ذرّه‌ای‌،  در  تمام  آسمانها  و  در  زمین  از  او  پنهان  و  نهان  نمی‏گردد،  و  نه  کم‌تر  از  اندازۀ  ذرّه  و  نه  بزرگتر  از  آن  ...  

من ‌که  در  سخنان  انسانها  رویکرد  و  جهت‌یابی  به  سوی  مثل  همچون  تصوّری  برای‌ علم ‌دقیق  و فراگیر سـراغ  ندارم‌.  این  خداوند  سبحان  است‌ که  خویشتن  را  توصیف  می‌کند،  و  دانش  خویشتن  را  به  تصویر  می‌زند  با  اوصاف  و  شیوه‌هائی ‌که  بر  دل  انسانها  نمی‌گذرد  و  به  خیال  آنان  درنمی‌آید!  بدین  وسیله  تصوّر  مسلمانان  را  دربارۀ  خدائی ‌که  می‌پرستند  بالا  می‏‎برد  و  اوج  می‌دهد،  و  آنان  به  هر  حال  خدا  را  با  اوصاف  شـایسته‌اش  در  حدود  توان  محدود  بشری  می‌شناسند.

نزدیک‌ترین  تفسیر  این  فرمودۀ  خداوند  بزرگوار:

(إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ).
مگر  این  که  در  کتاب  آشکاری  ثبت  و  ضبط  و  نگهداری  می‌شود.

این  است‌ که  همچون‌ کتابی  علم  خدا  است‌،  علمی ‌که  هر  چیزی  را  فرا  می‌گیرد،  و  به  اندازۀ  ذرّه‌ای  در  آسمانها  و  زمین‌،  و  نه ‌کوچک‌تر  و  نه  بزرگتر  از  آن‌،  از  دائرۀ  علم  یزدان  به  در  نمی‌رود  و  خارج  نمی‌شود.

اندکی  در  برابر  نگرش  این  فرمودۀ  خـداونـد  بزرگوار  می‌ایستیم  که  می‌فرماید:

(مِثْقَالُ ذَرَّةٍ . . .   وَلَا أَصْغَرُ مِن ذَلِكَ).
به  اندازۀ  ذرّه‌ای  .  .  .  و  نه  کوچکتر  از  آن‌.

ذرّه  یا  اتم  تا  چندی  قبل  معروف  و  مشـهور  بود که  کوچک‌ترین  جسم  از  اجسـام  است‌.  ولی  هم  ایـنک  انسانها  -  بعد  از  شکافتن  اتم  - ‌می‌دانند که‌ کوچک‌تر  از  ذرّه‌،  یعنی  ا‌تم  نیز  وجود  دارد،  و  آنها  اجزاء  اتم  هستند که  در  آن  روز  و  روزگار کسی  از  آنها  سراغ  نداشت  و  آنها  را  به  حساب  نمی‌آورد!  والامقام  خداوندی  است  که  به  بندگان  خود  می آموزد  از  اسرار  و  رموز  صفت  خود،  و  از  اسرار  و  رموز  آفریده‌های  خو‌د، هر چه‌ که  بخواهد  و  هر  وقت‌ که  بخواهد.

فرا‌رسیدن  قیامت  حتمی  و  قطعی  است‌.  دانش  خدا  هم  چیزی  از  دائرۀ  آن  به  در  نمی‌رود  و  خارج  نمی‌شود  چه  کوچک  باشد  و چه  بزرگ‌:

(لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ (4) وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مِّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ) (5) 

 (‌برپائی  قیامت  و  ضبط  اعمال  برای  این  است‌)  تا  خداوند  پاداش  کسانی  را  بدهد  که  ایـمان  آورده‌انـد  و  کارهای  بایسته  و  شایسته  کرده‌اند.  آنان  آمرزش  (‌خدا)  و  روزی  ارزشمند  و  فراخی  دارنـد.  (‌خداونـد  آمـرزش  خود  را  شامل  لغزشهایشان  می‏‎گرداند،  و نعمت  فراوان  و  خوب  بهشت  را  بـهرۀ  آنـان  مـی‌سازد)‌.  کسانی  که  (‌در  دنـیا  پیوسته‌)  تلاش  می‌کردند  آیا