 اختلاف  دارند  .  .  .  سپس  این  مرحله  را  با  مبارزه‌ طلبی  پایان  می بخشد،  هـم  بـدان ‌گونه ‌که  ایـن  مرحله  را  بدان  آغاز کرده  بود،  تا کسانی  آن  را  ببینند که  انبازهائی  را  برای  خدا  تراشیده  و  بدو  ملحق  می‌نمایند‌.  

(كَلَّا بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ) (27) 

نه‌،  هرگز! (‌چنین  چیزی  ممکن  نیست‌.  آخر  این  یک  مشت  سنگ  و  چوب  خاموش  و  بـی‌جان‌،  که  آنـها  را  سـمبول  ارواح  و  فرشتگان  می‌دانید،  سـاخته  و  پـرداختۀ  دست  خودتان  بوده  و  مرتبۀ  خدائی  را  نشایند)  بلکه  تنها  الله  (‌که  آفریدگار آسمانها  و  زمین‌)  و  چیره  و  کاربجا  است‌،  خدا  است  و  بس‌. (‌سبأ/٢٧)  

مرحلۀ  چهارم  و پنجم  با  یکدیگر،  به  مسألۀ  وحی  و  رسالت  می‌پردازند،  و  از  موضعگیری  مشرکان  در  قبال  رسالت‌،  و  از  موضعگیری  خوشگذ‌رانان  و  مستان  ناز  و  نعمت  و  قدرت  در  برابر  هر  دعوتی  سخن  می‏‎گوید.  بیان  مى دارد که  زورمداران  و  متنعّمان  به  اموال  و  اولاد  خود  می‌نازند.  سـرنوشت  مؤمنان  و  تکذیب‌کنندگان  را  در  چند  صحنۀ ‌گوناگون  از  صحنه‌های  قیامت  عـرضه  می‌دارد‌.  در  این  چند  صحنه‌،  پیروان  از  پیروی  شـدگان  تبرئه  می‌جویند  و  بیزاری  نشان  می‌دهند.  همچنين  در  آنها  فرشتگان  نیز از پرستش‌ گمراهان  مشرک  خویشتن  را تبرئه  می‌کنـد  و  از ایشـان  بیزاری  می‌جویند  .  .  .  خداوند  در  میان  ایـن  صحنه‌ها  از  مشـرکان  گمراه  می‌خواهد  به  سوی  فطرتشان  گردند  و  از  فطرتشان  خالصانه  و  بر کار  از  هو‌اها  و  هو‌سها،  و  دور  از  غوغاها  و  سر  و  صداهای  خاسته  پیرامون  این  پیغمبری ‌که  بدون  دلیل  به  تکذیبش  برمی‌خیزند،  الهـام  بگیرند.  ایـن  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم هیچ‌ گونه  اجر  و  مزدی  در  بر‌ابر  رهنمود  و  رهنمون  خود  نمی‌گیرد،  و  نه  دروغگو  است  و  نه  دیوانه  ...  هر یک  ا‌ز  ا‌ین  دو  مرحله  با  صحنه‌ا‌ی  ا‌ز  صـحنه‌های  قیامت  خاتمه  می‏‎یابد.  خود  این  سوره  هم  با  آهنگها  و  نواهای ‌کوتاه  و  نیرومند  به  پایان  می‌رسد:

(قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَّامُ الْغُيُوبِ (48)‏ قُلْ جَاء الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ (49) قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى نَفْسِي وَإِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِمَا يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيبٌ) (50)

بگو:  پروردگار من‌،  حقّ  را آشکارا  بیان  می‌دارد  (‌و با  آن  باطل  رآ  از  میان  برمی‌دارد،  او)  دانـای  نــهانیها  و  کاملاً  آگاه  از  پنهانیها  است‌.  بگو:  حقّ  به  میان  آمد  و  باطل  (‌در  پرتو  نور  حقّ‌،  اثری  از  آن  نـماند  و  مـرد،  و  لذا)  نـه  کـار  تازه‌ای  را  می‌تواند  انجام  دهد،  و نه‌ كار  گذشته‌ای  را  می‌تواند  از  سر  گیرد.  (‌به  مشرکان  بت‌پرست‌)  بگو:  اگر  من  (‌با  تـرک  بـتها  و  دوری  از  آئین  شما)  گمراه  شـده  باشم‌،  به  زیان  خود  گمراه  شده‌ام  (‌و  کیفر آن  را  می‌بینم‌)  و  اگر  راهیاب  بوده  باشم‌،  در  پـرتو  چیزهائی  است  کـه  پروردگارم  به  من  وحی  مـی‌فرماید.  او  شنوا  و  نزدیک  است  ا‌و  اقوال  و  افعال  ما  بر  او  پنهان  نمی‌ماند)‌.(سبأ/48-50)

این  سوره  با  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  قیامت  پایان  داده  می‌شود،  صحنه‌ای‌ که  دارای ‌گامهای ‌کوتاه  و  نیرومند  و  استوار  است‌.

*
(الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَلَهُ الْحَمْدُ فِي الْآخِرَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ (1) يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ الرَّحِيمُ الْغَفُورُ) (2) 

(‌در  همین  جهان‌)  سپاس  خداوندی  را  سزا  است  كه  تمام  آنچه  در آسمانها  و  زمین  است  از آن  او  است‌،  و  هـم  در  آن  جهان  سپاس  او را  سزا است‌،  (‌چرا كـه  حاکمیّت ‌و  مالکیّت  هر دو  جهان  از آن  او است‌)  و او کاربجا  و بس  آگاه  است‌. می‌داند  آنچه  را كه  به  زمین  وارد  می‌شود،  و  آنچه  را  كه  از آن  خارج  می‌شود،  و  آنچه  را  كه  از آسمان  پائین  می آید  و آنچه  را  که  به  سوی  آن  بالا  می‌رود،  و  او  مهربان  و  بخشاینده  است‌.

سرآغاز  سوره‌ای  که  دربارۀ  انبازورزی  مشرکان  برای  یزدان‌،  و  پیغمبر  را  تکذیب‌ کردن‌،  و  شکّ  و  تردیدشان  دربارۀ  آخرت،  و  بعید  دانسـتن  رستاخیز  و  همایش  آخرت  و  حساب  و کتاب‌،  صحبت  می‌کند،  با  حمد  و  ثنای  خدا  شروع  می‏‎گردد.  خدا  خود  به  خود  سـتوده  است  -  هر چند که ‌کسی  از  انسانها  به  حمد  و ثنای  او  نپردازد  -‌و  او در  سراسر جهان  ستوده  است  و همۀ  هستی  به  تسبیح  و  تقدیس  او  می‌پردازد.  خدا  از  سـوی  آفـریده‌های  گوناگون  ستوده  می‌شود،  هر چن کـه  انسانها  از  سـائر  آفریده‌های  خدا  کنار  روند  و  از  راسـتای  کـار  هـمگان  منحرف  شوند.

همراه  با  حمد  و ثـنای  خدا  صفت  مـالکیّت  آنچه  در  آسمانها  و آنچه  در زمین  است  به  میان  می‌آید. کسی  با  خـدا  چیزی  نـدارد. کـسـی  در  آسمانها  و  در  زمين  مشارکتی  با  خدا  ندارد.  در  آسمانها  و  زمین  همه  چیز  از آن  خدا  است  .  .  .  این  قضیه  نخستین  در  عقیده  است‌،  قضیۀ  توحید  و  یگانه‌پرستی‌.  مالک  هر  چیزی  خدا  است‌،  خدائی‌ که‌ کسی  در  سراسر  این  جهان  فراخ  مالک  چیزی نيست جز او.

(وَلَهُ الْحَمْدُ فِي الْآخِرَةِ). 

و در  آن  جهان  هم  سپاس  او را  سزا است‌.

حمد  ذاتی‌،  و  حمدی ‌که  از  سوی  بندگان  خدا  انـجام  می‌گیرد،  حتّی  از  سوی ‌کسانی‌ که  در  دنيا  خدا  را  انکار  می‌کرده‌اند،  یا  از  روی ‌گـمراهی‌،  چـیزی  یـا  کسـی  را  شریک  او  می‌نموده‌اند،  در  آخرت  همه  چیز  معلوم  می‏‎گردد،  و  حمد  و ثنا  خالصانه  به  خدا  اختصاص  پـیدا  می كند.

(وَهُوَ الرَّحِيمُ الْغَفُورُ). 

و  او کاربجاو  بس‌ آگاه  است‌.

حکیم ‌کسی  است ‌که  هر  چیزی  را که  می‌کند  از  روی  حکمت  می‌کند،  و  او کار  دنیا  و  آخرت  را  از  روی  حکمـت  می‌گرداند  و  اداره  می‌نماید،  و یار  و  بار  سراسر  هستی  را  از  روی  حکمـت  می‏‎گرداند  و  می چرخاند  .  .  .  خبيـر کسی  است‌ که  هر  چیزی  را  می‌داند،  و  از  هرکاری آ‌گاه  است‌،  و  با  دانش  فراگیر و کامل  و  شامل  و  عمیق‌،  به  اداره‌ کردن  و  رو  به  راه  نمودن  هر  عملی  توانائی  دارد.  آن‌گاه  صفحه‌ای  از  صفحات  علم  خدا  را  نشان  می‌دهد،  صفحه‌ای‌ که  جولانگاه  آن  زمين  و  آ‌سمان  است‌:

(يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا). 

می‌داند  آنچه  را  که  به  زمین  وارد  می‌شود،  و  آنچه  را  که  از آن  خـارج  مـی‌شود،  و  آنـچه  را  که  از  آسـمان  پـائین  می‌آید  و  آنچه  را  که  به  سوی  آن  بالا  می‌رود.

انسان  در  برابر  این  صفحۀ  نشان  داده  شده  در  چند  واژه  مــی‌ایسـتد