ساختگی  نگاه  می‌دارد،  یـعنی  آن  کسانی ‌که  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  را  متّهم  می‌کردند  به  ایـن‌ که  قرآن  را  از  پیش  می‌سازد  و  به  نام  خدا  ارائه  می‌دهد،  یا  می‌گفتند  او  جنّ‌زده  و  دیوانه  است‌:

(قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَّكُم بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ) (46) 

بگو:  من  شما  را  تنها  یک  نصیحت  می‌کنم‌،  و  آن  این  است  که‌:  خالصانه  برای  خدا،  دو  نفر  دو  نفر،  و  یا  یک  نـفر  یک  نفر،  برخیزید  (‌و  اندیشه‌های  خفته  را  زنده  کنید)‌.  سپس  (‌دربارۀ  محمّد  که  سالها  با  او  بسر  برده‌اید  فکر  خود  را  بـه  کـار  گیرید  و)  بـیندیشید  (‌تـا  پاکی  و  امـانتداری  و  سلامت  جسمانی  و  روحـانی  او،  در  خاطره‌ها  مـجسّم  شود  .  .  .  این‌)  همدم  و  همنشین  (‌دیرینۀ‌)  شما،  جنّ‌زده  و  دیوانه  نیست‌.  بلکه  او  بیم‌دهندۀ  شما  از  عذاب  ســختی  است  که  در  پیش  است‌.  (‌سبأ/46)  

بدین  منوال  و  بر  این  روال‌،  این  سوره  دل  انسان  را  در  آن  جولانگاه‌های  گوناگون  به  گشت  و  گذار  می‏‎برد،  و  دل  را  با  آن  انگیزه‌های  الهام‌بخش  و  بیدارکننده  رو  به  رو  می‌سازد،  تا  آنجا که  آن  انگیزه‌ها  با  صحنه‌ای  به  پایان  می‌آیند که  یکی  از  صحنه‌های  سخت  و  هراسناک  قیامت  است  و  سراپای  انسان  را  از  ترس  و  خوف  لبریز  می‌کند،  همان‌گونه  که  قبلاً گفتیم‌.

*
روند  سوره  در  عرضه ‌کردن  موضوعات  خود  در  آن  جولانگاه‌ها  و  تحت  آن  انگیزه‌ها  پیش  می‌رود،  و گشت  و گذارهای ‌کوتاه  و  پـیاپی  و  چسبیده  به  همی  را  می‌آغازد که  می‌توان  آنها  را  به  پنج  مرحله  تقسیم ‌کرد،  تا  عرضۀ  سوره  و  شرح  آن  آسان‌ گردد.  چون  مـیان  آن  جو‌لانگاه‌ها  و گشت  و گذارها  فاصله‌ای  نیفتاده  است  که  هر یک  از  آنها  را  از  دیگری‌ کاملاً  جدا  و  مشخّص  سازد  .  .  .  این  هم  قالب  این  سوره  است‌،  قالبی ‌که  این  سوره  را  از  سوره‌های  دیگر  جدا  می‌گرداند.

این  سوره  با  حمد  و  ثنای  خدا  می‌آغازد،  خدائی ‌که  مالک  آسمانها  و  زمین  است‌،  و  ستوده  در  آخرت  است‌،  و  بس  فرزانه  و کاربجا  و  آگاه  و  مطّلع  است‌.  این  سوره  سخن  می‌گوید  از  آگاهی  همه‌ جا گستر  و  فراگیر  و  دقیق  خـدا  از  چیزهائی‌ کـه  به  زمـین  وارد  می‌گردند  و  از  چیزهائی  که  از  زمین  بالا  می‌روند.  از  انکـار کسـانی  صحبت  می‌دارد که  به  فرارسیدن  قیامت  باور  ندارند.  پاسخ  خدا  بدیشان  را  با  تأ‌کید  ذکر  می‌کند،  پاسخی‌ که  فرا  رسیدن  قیامت  را  مؤكّد  می‌دارد.  از  آگاهی  و  علم  خدا  سخن  می‌گوید،  آگاهی  و  علمی‌ که  به  اندازۀ  ذرّه‌ای  در  آسمانها  و  زمین‌،  و  نه‌ کوچک‌تر  از  آن  و  نه  بزرگتر  از  آن‌،  از  دیـد  آن  درنـمی‌گذ‌رد  و  دور  نـمی‌رود.  جزای  مؤمنان‌،  و  سزای  کسانی ‌که  دربـارۀ  آیـه‌های  خدا  به  تلاش  مذبوحانه  می‌ایسـتند  و  در  ایـن  راه  درمانده  و  ناتوان  می‌گردند،  از  روی  آگاهی  و  علم  دقیق  داده  می‌شود.  رأی  و  نظر  دانایانی  را  ثبت  و  ضبط  می‌دارد که  آگاهی  و  علم  حقیقی  دارند  و گواهی  می‌دهند که  آنچه  خدا  برای  پیغمبرش  نـازل  فرموده  است  حقّ  است‌.  از  تعجّب‌ کسانی  سخن  می‌گوید که ‌کافرند  و  از  قضیّۀ  رستاخیز  درشگفتند.  بدیشان  پاسخ  می‌دهد  که  آنان  به  عذاب  گرفتار  می‌آیند  و  در گمراهی  سختی  بسر  می‏‎برند.  ایشان  را  به  فرو  رفتن  زمین  در  زیر  پایشان  یا  فرو  انداختن  تکّه‌هائی  از  آسمان  بر  سرشان،  تـهدید  می‌کند،  و  بیم  می‌دهد  .  .  .  بدین  قرار  مرحلۀ  اوّل  پایان  می‌گیرد.

و  امّا  مرحلۀ  دوم  می‌پردازد  به  گوشه‌ای  از  داسـتان  آل  داوود که  سـپاسگزار  خدا  و  شکر گزار  نـعمتهای  او  بو‌ده‌اند.  خداوند  نیروهای  زیـادی  را  مسـخّر  داوود  و  سلیمان کرده  ا‌ست‌.  آنان  نه  سرمست  و  مغرور  شده‌اند  و  نه  تکبّر  و  خود بزرگ ‌بینی‌ کرده‌اند.  از  جملۀ  این  نیروهای  زیادی ‌که  با  اجازۀ  یزدان  به  زیر  فرمان  ایشان  درآمده‌اند  جنّیان  بوده‌اند،  جنّیانی‌ که  برخی  از  مشـرکان  آنـان  را  پـرستش‌ کرده‌انـد،  و  در کار  غیب  از  ایشـان  فـتوا  درخواست ‌کرده‌اند  و  حکم  طلبیده‌اند.  در  حالی‌ که  جنّیان  غیب  را  ندانسته‌اند،  و  برای  سلیمان ‌کارهای  سخت  و  خوارکننده‌ای  می‌کردند  بعد  از  این ‌که  سليمان  وفات  کرده  بود  و  ایشان  از  مرگ  او  بی‏خبر  و  به‌ کارهای  دشوار  بیگاری  ادامه  می دا‌دند  .  .  .  در  برابر  داستان  شکرگزاری  داستان  سرمستی  به  میان  می‌آید.  از  داستان  مردمان  سبأ  سخن  می‌رود.  بیان  می‌گردد که  مردمان  سبأ  در  میان  چه  نعمتهائی  بسر  می‏بردند  و  شکر  نـعمت  نمی‌کردند:

(فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ ).

(‌ما  چنان  زندگانی  ایشـان  را  پـریشان  کردیم  و  درهـم  پيچیدیم  که‌)  آنان  را  سخنانی  (‌بر  سر  زبانها)  نمودیم‌،  و  سخت  متلاشیشان  ساختیم  (‌و  هر  کدام  را  به  گوشه‌ای  از  جهان  پرت  کردیم‌)‌. (سبأ/19)  

این  بدان  خاطر  بوده  است‌ که  آنان  از  اهریمن  پیروی  کرده‌اند،  هر چند  که  اهریمن  بر  آنان  سلطه  و  قدرتی  نداشته  است‌.  ولی  ایشان  زمام  اختیار  خود  را  به  اختیار  خود  به  دست  او  داده‌اند  و  به  دنبال  او  رفته‌اند!

مرحلۀ  سوم  می‌آغازد  با  به  مبارزه  طلبیدن  مشرکان‌.  از  ایشان  خواسته  می‌شود كسانی  را  به  فریاد  بخوانند  و  به  کمکشان  بطلبند که‌ گمان  می‌برند که  جدای  از  خدا  آنان  هم  خدايان  و  معبودهایند.  در  صورتی ‌که  آنان‌:

(لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ) (22)‏ 

آنها  در  آسمانها  و  زمین  به  اندازۀ  ذرّه‌ای  مـالک  چیزی  نیستند  و در  آسمانها  و  زمین  کم‌ترین  حقّ  مشارکت  (‌در  خلقت  و  مالکیّت  و  ادارۀ  جـهان‌)  نـداشته  (‌و  انـباز  خدا  نمی‌باشند)‌. (سبأ/22) 

 آنان  در  پیشگاه  یزدان  نمی‌توانـند  برایشان  شفاعت  بکنند  - ‌اگر  هم  از  زمرۀ  فرشتگان  باشند  - ‌چه  فرشتگان  فرمان  یزدان  را کرنش‌کنان  و  لرزان  دریافت  می‌دارند،  و  صحبتی  نمی‌کنند  تا  زمانی ‌که  جزع  و  فـزع  و  ترس  و  هراس  فراوانشان  فروکش  می‌کند  و  از  میان  برمی‏خیزد  ...  و  خدا  از  ایشان  دربارۀ ‌کسانی  مـی‌پرسد که  در  آسمانها  و  زمین  بدانان  روزی  می‌رساند.  خدا  مـالک  آسمانها  و  زمین  است‌،  و  او  است ‌که  به  مردمان  بدون  هر گونه  انبازی  روزی  می‌رساند  .  .  .  آن ‌گاه  روند  سوره  کار پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌ و کار ایشان  را  به  خدا  واگـذار  می‌گرداند،  خدائی ‌که  د‌ربارۀ  چیزی  داوری  می‌فرماید  که  آنان  در آن 