‌،  داشتن  و  نداشتن،  نشانۀ  محبّت  و  خشنودی‌،  و  یا  نفرت  و ناخشنودی  خدا  از بنده  نیست‌)  و لیکن  بیشتر  مردم  (‌چنین  چیزی  را)  نـمی‌دانند.  اموال  و  اولاد  شما  چیزهائی  نـیستند  که  شما  را  بـه  مـا  نزدیک  و مقرّب  سـازند،  بـلکه‌ کسـانی  که  ایـمان  بیاورند  و  کـارهای  شایسته  و بایسته  بکنند آنان ‌(‌مقرّب  درگاه  الهی  بوده  و)  در  برابر  اعمالی  کـه  انجام  داده‌اند  پـاداش  مـضاعف  دارند،  و  ایشان  در  طبقات  بالا  (‌یعنی  در  برترین  منازل  بهشت‌)  در  امن  و  امان  بسر می‌برند.  کسانی  كه  (‌در  دنیا  پیوسته‌)  تلاش  می‌کنند آیات ‌ما را  تکذیب  و انکار کنند، ‌و  تصوّر می‌کنند  که  (‌پیغمبر  را  شکست  می‌دهند  و  او  را)  درمانده  می‌سازند  (‌و  جلو  پخش  قرآن  و  فرمان  یـزدان  را  می‌گیرند) ‌آنان  به  عذاب  احضار شدگانند  (‌و  جاودانه  در  آن  ماندگار  می‌مانند)‌. (سبأ/34-38)                           

قرآن  بر  این  امر  مثالهائی  از  واقعیّت  تاریخی  موجود  در  این  زمین  می‌آورد:  داسـتان  آل  داوود که  شکرگزار  نعمتهای  خدا  بودند،  و  داستان  مردمان  سبأ که  سرمست  و  مغرور  بودند  و  شکر  نعمتهای  خدا  را  نمی‌گزاردنـد.  آنچه  برای  ایـنان  و  برای  آنان  روی  داد  و  نصیبشان  گردید  و  بر  سرشان  آمد،  در  سرنوشت  و  فرجام‌ کارشان  مصداق  مشهود  و  محسوس  وعد  و  وعید  خدا  است‌.  

*
این  مسائل  و  قضایائی‌ که  سوره‌های  مكّی  به  شکلهای  گوناگو‌ن  بدانها  می‌پردازد،  در  هر  سوره‌ای‌ که  دربارۀ  جـولانگاه  هستی ‌عرضه‌ مـی‌گردد،  با انگـیزه‌های  گوناگونی  همراه  می‌شود که  هر  بار  برای  دل  تـازه  می‌نماید.  جولانگاه  عرضۀ  این  انگیزه‌ها  در  سورۀ  سبأ  همان  جولانگاه  است  و  در  پهنۀ  آسمانها  و  زمین  فراخ‌،  در  جهان  غیب  ناپیدای  هراس‌انگیز،  در گسـترۀ  مـحشر  هولناک  بزرگ،  در  ژرفاهای  درون  پـیچیدۀ  دقیق‌،  در  صفحات  معلوم  و  مجهول  تـاریخ‌،  و  در  صحنه‌های  عجیب  و غریب  تاریخ‌،  مجسّم  می‏‎گردد،  و در هر یک  از  اینها  انگیزه‌ای  است‌ کـه  به  دل  انسان  الهام  و  پـیام  می‌دهد،  و  دل  انسان  را  از  خواب  غفلت  بیدار  می‏‎گرداند  و  از تنگی  و  جمود  و  رکود  می‌رهاند.

این  مسأله  از  همان  زمانی  می‌آغازد که  سـوره  شروع  می‌گردد و  از اين  جـهان‌ هـولناک  سخن  می‌گوید،  و  صفحات  جهان  را  پیش  چشم  باز  می‌کند،  و  نشـانه‌های  شناخت  خدا  را  نشان  مـی‌دهد،  و  جـولانگاه‌های  دا‌نش  دقیق  و  فراگیر  و  فراوان  و  شگرف  خدا  را  می‌نمایاند:

(يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا ).

می‌داند  آنچه  را  که  به  زمین  وارد  می‌شود،  و  آنچه  را  که  از  آن  خارج  مـی‌شود،  و  آنچه  را  كه  از  آسـمان  پـائين  می‌آید،  و  آنچه  را  که  به  سوی  آن  بالا  می‌رود. (‌سبأ/‌٢) 

(وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَأْتِينَا السَّاعَةُ قُلْ بَلَى وَرَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ عَالِمِ الْغَيْبِ لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِن ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ) (3) 

کافران  می‌گویند:  قیامت  هرگز  برای  (‌حساب  و  کتاب  و  سـزا  و  جـزای‌)  مـا  بـرپا  نـمی‌شود.  بگو:  چـرا،  بـه  پروردگـارم  سوگند!  آن  کسـی  که  دانـای  راز  (‌نهان  در  گسترۀ  جهان‌)  است‌،  قیامت  به  سراغ  شما  میآید  (‌و  خدا  به  اعمال  شما  رسیدگی  مـی‌نماید)‌.  بـه  انـدازۀ  سنگینی  ذرّه‌ای‌،  در  تمام  آسمانها  و  در  زمین  از  او  پنهان  و  نهان  نمی‏گردد،  و  نه  کم‌تر  از  اندازۀ  ذرّه  و  نه  بزرگتر  از  آن‌،  چیزی  نیست  مگر  این  که  در  کتاب  آشکاری  ثبت  و  ضبط  و  نگهداری  می‌شود. (‌سبأ/٣)  قرآن‌ کسانی  را  به  حوادث  بزرگ  جهانی  تهدید  می‌کند  که  آخرت  را  دروغ  می‌پندارند:

(أَفَلَمْ يَرَوْا إِلَى مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ إِن نَّشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفاً مِّنَ السَّمَاءِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِّكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيبٍ) (9) 

آیا  به  چیزهائی  که  پیش  رو  و  پشت  سر  آنان  از  آسمان  و  زمین  قرار  دارد  نگاه  نمی‏‎کنند  (‌تا  ببینند  زیـر  پـایشان  کرۀ  مذاب  و  سوزان  و  در  حال  فورانـی  است‌،  و  بـالای  سرشان  اشعۀ  کیهانی  و  سنگهای  سرگردانی  است‌،  و  انسانها  در  میان  دو  منبع  خطر  زندگی  مـی‌کنند؟‌)‌.  اگر  بخواهیم  ایشـان  را  به  دل  زمین  فرو  می‌بریم‌،  یا  ایـن  که  قطعه‌هائی  از  آسمان  بر  سرشان  فرو  می‌افکنیم‌.  قطعاً  در  این  (‌چیزهائی  کـه  مـی‌بینند)  نشـانه‌ای  (‌از  عظمت  و  قدرت  خدا)  است  برای  هر  بنده‌ای  که  بخواهد  به  سـوی  خدا  برگردد.  

کسانی  را که  بجز  خدا  فرشتگان  یا  پریان  را  می‌پرستند  رو  در  روی  غيب  هـراسناک  جـهان  فـرشتگان  نگاه  می‌دارد  و  بدیشان  می‌گوید:

(وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ) (23)

هـیچ  گونه  شـفاعتی  در  پیشگاه  خدا  سـودمند  واقـع  نمی‏گردد،  مگـر  شـفاعت  کسـی  کـه  خدا  بـدو  اجازۀ  (‌میانجیگری‌)  دهد  (‌و  آن  هم  جز  خوب  و  پسندیده  نگوید.  در  آن  روز  اضـطراب  و  وحشـتی  بـــر  دلهـــای  شفاعت‌کنندگان  و  شفاعت ‌شوندگان  چیره  مـی‌شود،  و  در  انتظار  این  هستند  که  ببینند  خداوند  بـه  چه  کسـانی  اجازۀ  شفاعت  می‌دهد  و  برای  چه  کسانی  باید  شـفاعت  بشود.  این  حـالت  اضطراب  و  نگرانی  هـمـچنان  ادامه  مـی‌یابد)  تـا  زمـانی  کـه  (‌فـرمان  از  نـاحیۀ  خدا  صـادر  مــی‌شود  و)  فـزع  و  اضـطراب  از  دلهــای  آنــان  زائـل  می‏‎گردد.  (‌گروهی  رو  بـه  گروه  دیگر  کرده  شـادان  و  خندان  مـی‌پرسند:‌)  آیـا  پـروردگارتان  چه  (‌دستوری  صادر)  فرمود؟  می‌گویند:  حقّ  را  (‌صـادر)  فرمود  (‌که  اجازۀ  شفاعت  است‌)  و  او  والا  و  بزرگوار  است‌.(سبأ/23)

  یا  ايشان  را  با  فرشتگان  رو  به  رو  می‌کند  در گسترۀ  محشر،  در  آنجائی‌ که  جای  نیرنگ  و  ستیزی  نیست‌:  

(وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلَائِكَةِ أَهَؤُلَاء إِيَّاكُمْ كَانُوا يَعْبُدُونَ) (40) 

(‌یادآور  شو)  روزی  را  که  خداوند  جملگی  آنـان  را  گرد  مـــی‌آورد  و  ســـپس  بـــه  فــرشتگان  (‌رو  در  روی  فرشتـه ‌پرستان‌)  می‌گوید:  آیا  اینان  شما  را  (‌به  جای  من‌)  پرستش  می‌کرده‌اند؟‌!. (‌سبأ/40)  

تا  آخر  .  .  .

تکذیب‌ کنندگان  پـیغمبر  خـدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  را  نـیز  در  برابر  فطرتشان‌،  و  در  برابر  منطق  دلهایشان‌،  دور  از  هر گونه  پرده‌ها  و  انگیزه‌های  