ا أَنتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِينَ (31)‏ قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا أَنَحْنُ صَدَدْنَاكُمْ عَنِ الْهُدَى بَعْدَ إِذْ جَاءكُم بَلْ كُنتُم مُّجْرِمِينَ (32) وَقَالَ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا بَلْ مَكْرُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ إِذْ تَأْمُرُونَنَا أَن نَّكْفُرَ بِاللَّهِ وَنَجْعَلَ لَهُ أَندَاداً وَأَسَرُّوا النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ وَجَعَلْنَا الْأَغْلَالَ فِي أَعْنَاقِ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ) (33) 

اگر  برایت  ممکن  بود  که  ببینی  (‌حال  چنین  ستمگرانی  را)  در  آن  زمان  در  پیشگاه  پروردگارشان  (‌برای  حساب  و  کـتاب‌)  نگاه  داشـته  شده‌اند  (‌از  کـارشان  در  شگـفت  می‌ماندی‌.  چرا  که‌)  همه  با  یکدیگر  در  گفتگویند  و  هر  یکی  گناه  را  بـه  گـردن  دیگری  مـی‌انـدازد.  مسـتضعفان  و  زیردستان‌،  به  مستکبران  و  بـالادستان  مـی‌گویند:  اگر  شـما  نـبودید  (‌و  مــا  را  گمراه  نمی‌کردید)  مـا  ایـمان  می‌آوردیم  (‌و  اکنون  رستگار  می‌شدیم‌)‌.  مستکبران  هم  بـه  مستضعفان  مـی‌گویند:  آیـا  مـا  شما  را  از  هـدایـتی  بازداشته‌ایم  که  برایتان  آمـده  بـوده  است‌؟‌!  (‌هـرگز  مـا  چنین  کاری  را  نکرده‌ایـم  و)  بـلکه  خود  شـما  گناهکار  بوده‌اید  (‌و  به  کفر  و  الحاد  گرائیده‌اید)‌.  مسـتضعفان  بـه  مستکبران  (‌بار  دیگر)  می‌گویند:  بلکه  توطئه‌ها  و  تبلیغات  مکّارانۀ  شما  در  شب  و  روز  سبب  شد  که  ما  از  هـدایت  بازمانیم‌،  در  آن  هنگامی  که  شما  به  ما  دستور  می‌دادید  که  خدا  را  بـه  یگانگی  نشـناسیم  و  انبازها  و  هـمتاهائی  برای  او  قرار  دهیم‌.  (‌سـرانـجام  هر  دو  گروه  از  شـدّت  وحشت‌،  نــفسهایشان  در  سـینه‌ها  حبس  مـی‌شود)  و  پشیمانی  خود  را  پنهان  می‌دارند،  بدانگاه  کـه  عذاب  را  مشاهده  می‌کنند  و  ما  غل  و  زنجیرها  را  به  گردن  کافران  می‌اندازیم  (‌و  ایشان  را  روانۀ  دوزخ  می‌سازیم‌)‌.  آیـا  بـه  آنان  جزائی  جز  (‌جزای‌)  کارهائی  کـه  مـی‌کرده‌اند  داده  می‌شود؟‌. (‌سبأ/  ٣١-33) 

 این  صحنه‌ها  در  سوره  تکرار  می‌گردد  و  پخش  می‌شود  و  بدانها  نیز  پایان  می‌پذیرد:          

(وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ (51) وَقَالُوا آمَنَّا بِهِ وَأَنَّى لَهُمُ التَّنَاوُشُ مِن مَكَانٍ بَعِيدٍ (52) وَقَدْ كَفَرُوا بِهِ مِن قَبْلُ وَيَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ (53) وَحِيلَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ مَا يَشْتَهُونَ كَمَا فُعِلَ بِأَشْيَاعِهِم مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا فِي شَكٍّ مُّرِيبٍ) (54) 

اگر  برایت  ممکن  بود  ببینی  (‌حال  ستمگران  را)  در  آن  دم  که  به  وحشت  مـی‌افتند  و  راه  گریزی  نـدارنـد  و  اصلاً  مهلتی  بدیشان  داده  نمی‌شود،  و  از  مکان  نزدیکی  گرفتار  (‌و  روانــۀ  آتش  مــی‌گردند،  (‌صحنۀ  هـراس‌انگـیزی  را  خواهی  دید  که  انسان  از  آن  بر  خود  مـی‌لرزد  و  بـیتاب  می‌شود)  و  (‌به  هنگام  گرفتار  شدن  در  چنگال  مـجازات  الهی‌)  خواهند  گفت‌:  به  «‌حقّ‌»  ایمان  داریم‌.  آنان  چگونه  می‌توانند  از  فاصلۀ  دور  (‌از  جهان  که  جای  پذیرش  ایمان  و  مزرعۀ  آخرت  بـود)  سهل  و  سـاده  حقّ  را  فراچنگ  آورند  (‌و  از  مزایای  ایمان  بـدان  بـرخوردار  شـوند؟‌)  و  حال  این  که  قبلاً  (‌در  زمان  حیات  كه  از  عقل  و  اختیار  و  اراده  برخوردار  بوده‌انـد)  حقّ  را  نـپذیرفته‌انـد،  و  بـلکه  دورادور  به  جهان  غیب  نسـبتهای  نـاروائـی  زده‌انـد  (‌و  نبوّت  و  قیامت  و  بهشت  و  دوزخ  و  بالأخره  جهان  ماوراء  طبیعت  را  به  تمسخر  گرفته‌اند)‌.  مـیان  ایشـان  و  آنـچه  آرزو  دارند  (‌که  پذیرش  ایمان  ایشان  و  نجات  از  عـذاب  است‌)  جدائی  افکنده  می‌شود،  همانگونه  که  با  گروههای  همسان  و  همكیش  آنان  قبلاً  چنین  عمل  شده  است‌.  آخر  ایشان  (‌در  جهان‌)  سراپا  در  شکّ  بوده‌انـد  (‌و  زندگی  را  پیوسته  با  ظنّ  و  گمان  بـه  سـر  بـرده‌اند  و  ایـنک  چنین  سرنوشتی  باید  داشتـه  باشند)‌. (‌سبأ/51-‌54)  

دربارۀ  مسألۀ  علم  فراگیر  الهی  در  سرآغاز  سوره  چنین   می آید:

(يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا ).

می‌داند  آنچه  را  که  به  زمین  وارد  می‌شود،  و  آنچه  را  که  از  آن  خارج  مـی‌شود،  و  آنـچه  را  که  از  آسـمان  پـائین  می‌آید،  و  آنچه  را  که  به  سوی  آن  بالا  می‌رود. (‌سبأ/٢)  

پیروی  بر  تکذیب  فرارسیدن  قیامت  چنین  می‌آید:

(قُلْ بَلَى وَرَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ عَالِمِ الْغَيْبِ لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِن ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ) (3) 

بگو:  چرا،  به  پروردگارم  سوگند!  آن  کسی  که  دانای  راز  (‌نهان  در  گسترۀ  جـهان‌)  است‌،  قیامت  بـه  سـراغ  شما  می‌آید  (‌و  خدا  به  اعمال  شـما  رسیدگی  مـی‌نماید)‌.  بـه  اندازۀ  سنگینی  ذرّه‌ای‌،  در  تمـام  آسمانها  و  در  زمین  از  او  پنهان  و  نهان  نمی‏گردد،  و  نه  کم‌تر  از  انـدازۀ  ذرّه  و  نـه  بزرگتر  از  آن‌،  چیزی  نـیست  مگـر  ایـن  کـه  در  کـتاب  آشکاری  ثبت  و  ضبط  و  نگهداری  می‌شود. (‌سبأ/‌٣)  

در  نزديكی  پایان  سوره  چنـین  می‌آید:

(قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَّامُ الْغُيُوبِ) (48)‏ 

بگو:  پروردگار  من‌،  حقّ  را  آشکارا  بیان  می‌دارد  (‌و  با  آن  باطل  را  از  میان  برمی‌دارد  .  .    او  دانای  نهانیها  و  کاملاً  آگاه  از  پنهانیها  است‌.(‌سبأ/48) 

 در  موضوع  یگانه‌پرستی  و  توحید،  این  سوره  با  حمد  و  سپاس  خدا  می آغازد:

(لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَلَهُ الْحَمْدُ فِي الْآخِرَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ) (1) 

خداوندی  که  تمام  آنچه  در  آسمانها  و  زمین  است  از آن  او  است‌،  و  هم  در  آن  جهان  سپاس  او  را  سزا  است‌،  (‌چرا  که  حاکمیّت  و  مالکیّت  هر  دو  جهان  از آن  او  است‌)  و  او  کاربجا  و  بس  آگاه  است‌. (‌سبأ/1) 

 قرآ‌ن  بارها  و  بارها  دربارۀ  انبازهائی‌ که  بجز  خدا  به  فریاد  می‌خوانند  و  به ‌کمک  می‏‎طلبند،  آنان  را  به  مبارزه  دعوت  می‌كند:

(قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ) (22)‏ 

(‌ای  پـیغمبر!  بـه  مشـركان‌)  بگو:  کسـانی  را  بـه  فریاد  بخوانید  که  بجز  خدا  (‌مـعبود  خود)  مـی‌پنداریـد.  (‌امّـا  بدانید  آنها  هرگز  گرهی  از  کارتان  نمی‌گشایند  و  سودی  و  زیانی  به  شما  ن