  کیفرتان  در  همین  جهان‌)  برمیگردیم‌،  و  دوزخ  را  (‌هم  در  آن  جهان‌)  زندان  تنگ  کافران  (‌چون  شما)  می‌کنیم‌.

این  حلقه  از  زنجیره  تاریخ  زندگی  بنی‌اسرائیل  در  قرآن  جز  در  این  سوره  ذکر  نمی‌گردد.  این  حلقه  بیانگر  پایان کار  بنی‌اسرائیل  است‌که  بدینجا  کشیده  است  و  چنین  گردیده  است‌،  و  شکوه  ایشان  بدین  شکل  درآمده  است‌.  این  حلقه  پرده  از  رابطه  مستقیم  نابودی  ملتها  و  ظهور  فساد  در  میانشان  برمی‏دارد،  و  هماهنگی  با  سنت  خدا  را  می‌رساندکه  پس  اندکی  در  همین  سوره  از  آن  جنت  خواهد  شد.  این  هم  چنین  است‌که  هرگاه  خداوند  مقدر  فرمرد  اهالی  شهری  را  نابو‌د  کند،  تباهی  و  فساد  افراد  خوشگذران  آنجا  را  سبب  نابودی  آنان  می‌گرداند.

سخن  در  این  حلقه  از  زنجیره  داستان  با  یادی  ازکتاب  موسی  -  تورات  -  و  با  بیم  دادن  بنی‌اسرائیل‌،  و  ایشان  را  به  یاد  نیای  پیشينشان  نوح  آن  بنده  بس  سپاسگزار  خداوند  غفور،  و  به  یاد  سائر  آباء  و  اجداد  دیگرشان‌،  آن  کسانی‌که  با  نوح  درکشتی  بوده‌اند  آغاز  می‌گردد.  معلوم  است  درکشتی  هم  جز  مومنان  با  نوح  نبوده‌اند:

(وَآتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِبَنِي إِسْرَائِيلَ أَلا تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِي وَكِيلا ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا ).

ما  به  موسی  کتاب  (‌تورات‌)  دادیم  و  آن  را  رهنمود  بنی‌اسرائیل  کردیم  (‌تا  در  پرتو  آن  از  تاریکی  جهل  و  کفر  به  سوی  نور  علم  و  ایمان  راهیاب  شوند.  و  بدیشان  دستور  دادیم‌)  این  كه  غیر  ما  را  تکیه‌گاه  و  پشتیبان  خود  مسازید  (‌و  امور  خویش  را  جز  به  ما  مسپارید)‌.  ای  فرزندان  کسانی  که  با  نوح  (‌بر  کشتی‌)  سوار  کردیم‌!  (‌ما  پدران  شما  را  از  غرقاب  رهانیدیم‌.  پس  به  شکرانه  این  که  زادگان  آن  مومنانید  و  خویشتن  را  پیروان  نوح  می‌دانید،  از  خدا  سپاسگزاری  کنید؛  چرا  که‌)  نوح  بنده  بسیار  سپاسگزاری  بود  (‌و  شما  نیز  همچون  گذشتگانتان  او  را  قدوه  خود  کنید  و  بدو  تاسی  جوئيد)‌.

آن  بیم  دادن  و  این  یادآوری  کردن  مصداق  وعده‌ای  است‌که  روند  سوره  پس  از  اندکی  آن  را  دربر  می‌گرد.  و  آن  این‌که  خداوند  قومی  را  عذاب  نمی‌رساند  تا  وقتی  که  پیغمبری  را  به  سویشان  نفرستد  و  بدیشان  تذکر  ندهد.

هدف  نخستین  از  دادن‌کتاب  به  موسی  آشکارا  بیان  می‌شود:

(  هُدًى لِبَنِي إِسْرَائِيلَ أَلا تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِي وَكِيلا)  .

آن  را  رهنمود  بنی‌اسرائیل  کردیم  (‌تا  در  پرتو آن  از  تاریکی  جهل  و  کفر  به  سوی  نور  علم  و  ایمان  راهیاب  شوند.  و  بدیشان  دستور  دادیم‌)  این  که  غیر  ما  را  تکیه‌گاه  و  پشتیبان  خود  مسازید!.

نباید  بر  غیر  خدای  یگانه  تکیه‌کنند،  و  نبایدکه  به  سوی  چیزی  وکسی  جز  خدای  یگانه  روکنند.  هدایت  این  است‌،  و  ایمان  این  است‌.  شخصی‌که  غیر  از  خداکسی  را  تکیه‌گاه  خود  سازد  نه  ایمان  آورده  است  و  نه  راهیاب  گردیده  است‌.

خداوند  ایشان  را  به  نام  پدرانشان  مخاطب  قرار  می‌دهد،  آن  پدرانی‌که  خدا  ایشان  را  همراه  با  نوح  سوار  کشتی‌کرده  است‌،  و  آنان  چکیده  بشریت  در  زمین  در  روزگاران  پیغمبر  نخستین  بوده‌اند.  ایشان  را  با  این  حسب  و  نسب  مخاطب  قرار  می‌دهد  تا  به  یاد  آنان  بیاوردکه  خدا  بو‌ده  است‌که  پدران  پیشین  شما  را  همراه  با  نوح  نجات  ورهائی  بخشیده  است‌،  نوحي که  بنده  بس  سپاسگزار  الهی  بوده  است‌.  همچنين  ایشان  را  بدین  حسب  و  نسب‌ کهن  و  با  ایمان  برگرداند.

نوح  را  با  صفت  عبودیت  می‌ستايد  به  خاطراین  معنی  و  معنی  دیگری‌که  هماهنگ  و  هماواکردن  صف  پیغمبران  برگزیده  و  اظهار  و  ابر‌از  آن  است‌،  به‌گونه‌ای‌که  شیوه  هماهنگی  قرآنی  در  فضا  و  روند  این  سوره  است‌.

یزدان  جهان  در  آن‌کتابی‌که  به  موسی  عطاء‌کرده  است  تا  راهنما  و  رهنمود  بنی‌اسرائیل‌گردد،  به  بنی‏اسرائیل  خبر  داده  است  آنچه  راکه  بر  ایشان  نوشته  است‌که  هلاک  و  نابود  کردن  ایشان  به  سبب  تباهی  و  فسادشان  است‌.  تکرار  این  هلاک  و  نابودی  در  دو  بار  به  سبب  تکرار  اسباب  و  علل  هلاک  و  نابودی  است‌،  اسباب  و  عللی  که  همان  اعمال  و  افعال  ایشان  است‌.  خداوند  بنی‏اسرائیل  را  تهدید  می‌کندکه  هر  باركه  آنان  به  تباهی  و  فساد  در  زمین  برگردند،  همچون  هلاک  و  نابودی  را  دیگر  باره  می‏یابند،  این  هم  برای  تصدیق  سنت  و  قانون  یزدان  است‌که  جاری  و  ساری  می‌شود  و  تخلف‌ناپذیر  است.

(  وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إسْرائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا)  .

در  کتاب  (‌تورات‌)  به  بنی‌اسرائیل  اعلام  کردیم  که  دوبار  در  سرزمین  (‌فلسطین  و  دور و  برآن‌)  تباهی  می‌ورزید  و  برتری‌جوئی  بزرگی  می‌کنید  وطغیان  و  عدوان  را  به  غایب،  وظلم  وجور  را  به  نهایت  می‌رسانید.

این  قضاوت  به  معنی  خبر  دادن  از  جانب  خدا  بدیشان  است‌،  خبر  دادن  از  چیزی‌که  از  ایشان  سر  می‌زند،  برابر  سرانجامی‌که  در  علم  خدا  پیدا  است‌،  نه  این‌که  قضاوت  قهری  و  جبری  راجع  بدیشان  باشد  و  اعمال  و  افعالشان  برابر  چنین  قهری  و  جبری  سر  برزند.  چه  خدا  تباهی  و  فساد  را  بر‌کسی  واجب  و  قطعی  نمی‌کند:

«  قل  إن ‌الله‌ لا یأمربالفحشاء  »  .

بگو(‌ای  پیغمبر!)  خداوند  به  كارزشت  دستورنمی‌دهد.  (اعراف/28)

بلکه  خدا  ميداند  آنچه  راکه  خواهد  شد،  بدان‌گو‌نه‌که  مي‌داند  چه  چيزی  هم‌اینک  هست‌.  چیزی‌که  وجود  پیدا  خواهدکرد  -‌ با  قیاس  به  علم  یزدان  -‌انگار  هم  اکنون  وجود  دارد‌،  هرچند  همچو‌ن  چیزی  -‌ با  قیاس  به  علم  انسان  -‌هنوز  معلوم  نیست  و  روی  نداده  است  و  پرده  از  آن  برداشته  نشده  است‌.

خداوند  درکتابی‌که  به  موسی  داده  است‌،  درباره  بنی‌اسرائیل  خبر  داده  است‌که  آنان  در  زمین  دو  بار  فساد  وتباهی  می‌ورزند،  و  برسرزمین  مقدس  چیره  می‌شوند  و  سیطره  پیدا  می‌کنند.  هربارکه‌قدرت  را  درآ‌نجا  به  دست  می‌گیرند  قدرت  راوسیله  فساد  و تباهي  می‌سازند،  و  خداوند  بندگانی  از  بندگان  خود  را  بر  ایشان  مسلط  می‌فرماید،  بندگانی  که  بر  بنی‏اسرائیل  چیره  می‌گرد‌ند  و  به  مقدسات  آنان  تعدی  و  تجاوز  می‌نمایند  و  ایشان  را  سخت  درهم  می‌کوبند  و  دمار  از  روزگارشان  برمی‌آور‌ند:

«فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُوا خِلالَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَفْعُولا».

هنگامی  که  وعده  نخستین  آن  دو  فرارسد،  بندگان  پیکارجو  و  توانای  خود  را  بر  شما  (‌می‌گماریم  و)  برانگیخته  می‌داریم  که  (‌شما  را  سخت  درهم  می‏‎كوبند  و  برای  به  