رفتار گردانـد،  و  دست ‌کمک  و  یاری  برای  مردان  و  زنان  مؤمن  دراز کند  و  به  فریادشان  برسد،  و  توبه  و  پشیمانی  آنان  را  بپذیرد  از کارهائی ‌که  تـحت  فشـار  نـقص  و  ضـعفی‌ که  در  وجودشان  سرشته  شده  است‌،  و  سدّها  و  مانعهائی ‌که  بر  سر  راهشان  ایجاد  گردیده  است‌،  و  جاذبه‌ها  و کششهائی  که  ایشان  را  به  سوی  خود  جذب  و  جلب‌ گردانده  است‌،  مرتکب  می‌گردند  .  .  .  این  فضل  و  لطف  و کمک  و  یاری  خدا  است‌.  مغفرت  و  مرحمت  خدا  از  هر  چیز  دیگری  به  بندگانش  نزدیک‌تر  است‌:

(وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً) .

خداوند  همواره  بس  بخشاینده  و  مهربان  بوده  و  هست‌.  

*
با  این  آهنگ  هراس‌انگیز  ژرف‌،  سوره‌ای  پـایان  می‌پذیرد که  با  رهنمود کردن  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  به  اطاعت  از  خدا،  نافرمانی  از کافران  و  مـنافقان‌،  پـیروی  کردن  از  وحی  خدا،  و  توکّل  کردن  بر  خدای  یگانه  و  بس،  آعاز  گردیده  بود.

سوره‌ای‌ که  رهنمودها  و  قوانین  و  مقرّراتی  در بر گرفته  است‌،  رهنمودها  و  قوانین  و  مقرّراتی ‌که  نظام  و  سیستم  جامعۀ  اسلامی  بر  آنـها  اسـتوار  و  پـايدار  می‌گردد.  

جامعه‌ای‌ که  مخلص  خدا  است‌،  و  رو  به  خدا  می‌کند  و  می‌رود،  و  مطیع  رهنمودها  و  رهنمونهای  خدا  می شود.  با  این  آهنگ  این  سوره  پایان  می‌پذیرد،  آهنگی‌ که  بز‌رگی  مسؤولیّت  و سـترگی  امانت  را  به  تصویر  می‌کشد،  و موضع  بزرگی  و منشأ  سترگ  را  معیّن  و  مشخّص  می‌دارد،  و  سراسر  آن  را  در  تلاش  انسان  برای  شناخت  یزدان‌،  و  راهيابی  به  قانون  خدا،  و  فرمان  بردن  از  مشيّت  و  ارادۀ  او،  محصور  و  محدود  می‌کند.

با  این  آهنگ  این  سوره  پایان  می‌پذیرد،  و  بدین  وسیله  فرجام  و  پایان  سوره  با  موضوع  و رویکرد  آن  هماهنگ  و  همآوا  می‌گردد،  هماهنگى  و  همآوائی  اعجازانگیزی‌ که  به  تنهائی  دالّ  بر  سرچشمۀ  این‌ کتاب  است‌!

*
---------------------------------------------------
[1] مسلم و ابوداوود و ترمذی ‌و نسائی آن را استخراج‌ کرده‌اند. «سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّه هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ »‌.

تسبیح  و  تقدیس  خدائی  را  سزا  است  که  بنده  خود  (‌محمّد  پسر  عبدالله‌)  را  در  شبی  از  مسجدالحرام  (‌مکه‌)  به  مسجدالاقصی  (‌بیت‌المقدس‌)  برد،  آنجا  که  دور  و  بر  آن  را  پربرکت  (‌از  اقوات  مادی  و  معنوی‌)  ساخته‌ایم‌.  تا  (‌در  این  کوچ  یک  شبه  زمینی  و  آسمانی‌)  برخی  از  نشانه‌های  (‌عظمت  و  قدرت  خداوندی‌)  خود  را  بدو  بنمایانیم  (‌و  با  نشان  دادن  فراخی  گستره  جهان  و  بخشی  از  شگفتیهای  آن‌،  او  را  از  بند  دردها  و  رنجهای  زمینیان  برهانیم  و  با  دل  و  جرات  بیشتر  به  میدان  مبارزه حق  و  باطل  روانه  گردانیم‌)‌.  بی‏گمان  خداوند  بس  شنوا  و  بینا  است‌.  (‌نه  سخنی  از  او  پنهان  و  نه  کاری  از  او  نهان  می‌ماند)‌.

این  سوره  با  تسبیح  و  تقدیس  خدا  می‌آغازدکه  سزاوارترین  جنبش  روحانی  سازگار  با  فضای  زیبا  و  دلگشای  معراج  است‌،  و  سزاوارترین  پیوند  بنده  و  خداوندگار  در  آن  افق  تابان  و  درخشان  است‌.

این  سوره  صفت  بندگی  را  یادآور  می‌شود:

«أَسْرَى بِعَبْدِهِ »  .

بنده  خود  را  در  شب  برد.

یادآوری  صفت  بندگی  با  بیان  استوار  وتاکيد  هرچه  بیشتر  در  مقام  معراج  و  بالا  رفتن  به  درجاتی‌که  انسانی  بدانجا  نرسیده  است‌،  برای  این  است‌که  همچون  صفتی  فراموش  نگردد،  و  مقام  عبودیت  با  مقام  الوهیت  نیامیزد،  همان‌گونه‌که  در  عقائد  مسیحی  پس  از  عیسی عليه السلام به  هم  آمیخته  است  به  سبب  چیزهائی‌که  با  تولد  و  وفات  او  همراه  بوده  است‌،  و  به  علت  معجزات  و  خوارق  عاداتی  که  بدو  عطاء  گردیده  است‌.  حتی  بعضی  از  مسیحیان  به  سبب  همچون  رخدادها و  معجزه‌هائی  مقام  عبودیت  را  با  مقام  الوهیت  نیز  آمیزه  یکدیگرکرده‌اند  ...  امّا  در  اسلام  عقیده  اسلامی  سادگی  و  روشنی  خود  را  حفظ  می‌کند،  و  ذات  الهی  از  هر  شبهه  شرک  و  مشابهت‌کوچک  یا  بزرگی  منزه  و  پاک  می‌ماند.

اسراء  از  سری  است  به  معنی  سیر  و  سفر  شبانه.  واژه  «‌اسری‌:  در  شب  برد»  معنی  زمان  وقوع  سیر  و  سفر  را  نیز  با  خود  حمل  می‌کند،  و  نیازی  به  ذکر  زمان  وقوع  نیست‌.  ولیکن  روند  قرآنی  شب  را  نیزذکر  می‌کند:

«سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلا »  ٠

تسبیح  و  تقدیس  خدائی  را  سزا  است  که  بنده خود  (‌محمّد  پسر  عبدالله‌)  را  در  شبی  برد.

ذکر  شب  گذشته  از  تاکید،  برای  به  تصویرکشیدن  و  سایه  انداختن  است‌،  همان‌گونه‌که  شیوه  قرآن  مجید  است‌.  روند  قرآنی  سایه  شب  آرام  را  می‌افکند،  و  فضای  آرام  شب  بر  نفس  انسان  خیمه  می‌زند،  در  آن  حال‌که  حرکت  خوشایند  معراج  را  ورانداز  و  دنبال  می‌کند.

کوچ  از  مسجدالحرام  تا  مسجدالاقصی  کوچک  است‌که  پروردگار  لطیف  و  خبیر  آن  را  برگزیده  است‌.  این‌کوچ  میان  عقائد  بزرگ  توحیدی  و  یگانه‌پرستی  از  زمان  ابراهيم  و  اسماعیل  -  عليهماالسلام‌-  تا  به  روزگار  محمّد  خاتم‌انبیاء  صلي الله عليه و آله و سلم  را  به  یکدیگر  پیوند  می‌دهد.  همچنین  اماکن  مقدسه  همه  ادیان  توحیدی  را  به  یکدیگر  ارتباط  می‌دهد.  انگار  مراد  از  این‌کوچ  شگفت  اعلان  به  ارث  بردن  واپسین  پیغمبر  است‌.  واپسین  پیغمبر  مقدسات  پیغمبران  پیش  از  خود  را  به  ارث  می‌برد،  و  رسالت  او  همه  این  مقدسات  را  دربر  می‌گیرد،  و  رسالت  او  با  همه  این  مقدسات  ارتباط  دارد.  این‌کوچ  کوچک  است‌که  به  فراتر  از  حدود  زمان  و  مکان  اشاره  مي‌نماید،  و  فاصله‌ها  و  افقهای  فراخ‌تر  از  زمان  و  مکان  را  دربر  می‌گیرد،  و  متضمّن  معنیهای  بزرگتر  از  معنیهای  عادی  و  پیدائی  است‌که  با  یک  نگاه  روشن  و  هویدا  و  متبادر  به  ذهن  می‌گردد.

توصیف  مسجدالاقصی  با  صفت‌:

«  الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ »  ٠

آنجائی  که  دور  و  بر  آن  را  پربرکت  (‌از  اقوات  مادی  و  معنوی‌)  ساخته‌ایم‌.

برکتی  را  به  تصویر  می‌کشدکه  مسجدالاقصی  را  پر  و  احاطه  کرده  است  و  از  آن  سرریزگردیده  است  ...  این  سایه  روشنی  است‌که  تعبیر  دیگری  از  قبیل‌:

«‌باركناهُ:  آن  را  پرکت‌کرده‌ایم‌«  یا  «‌بارکنا  فيه‌:  در  آن  برکت  پدیدارکردهایم‌«‌.  همچون  سایه  روشنی  نمی‌افکند.  این  نیز  از  ریزه‌کاریهای  تعبیر  شگفت  قرآنی  است‌.

معراج  تنها  آیه  و  نشانه‌ای  است‌که  آیه‌ها  و  نشانه‌هائی  همراه  آن‌گردیده  است‌:

(لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا  )  ٠

تا  (‌در  این  کوچ  یک  شبه  زمینی  و  آسمانی‌)  برخی  از  نشانه‌های  (‌عظمت  و  قدرت  خداوندی‌)  خود  را  بدو  بنمایانیم‌.

کوچ  شگفتی‌که  میان 