َسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِيماً) (71) 

ای  مؤمنان‌!  همانـند  کسانی  نباشید  که  (‌با  گفتن  سـخنان  نــاروا)  مـوسی  را  آزار  رسـاندند  (‌و  رنـجیده  و  آزرده  کردند)  و  خدا  او  را  از  آنچه  می‏‎گفتند  تبرئه  کرد،  و  او  در  پیشگاه  خدا  گرانقدر  و  صاحب  منزلت  بود.  ای  مؤمنان  از  خدا  بترسید  (‌و  خویشتن  را  با  انجام  خوبیها  و  دوری  از  بـدیها  از  عـذاب  او  در امـان  داریـد)  و  سـخن  حقّ  و  درست  بگوئید.  در  نتیجه  خدا  (‌توفیق  خیرتان  می‌دهد  و)  اعمالتان  را  بایسته  می‌کند  و  گـناهانتان  را  مـی‌بخشاید.  اصلاً  هر که  از  خدا  و  پیغمبرش  فرمانبرداری  کند،  قطعاً  به  پیروزی  و  کامیابی  بزرگی  دست  می‌یابد.

قرآن  مـجید  نوع  اذیّت  و  آزار  موسی  عليه السّلام  را  معیّن  نفرموده  است‌،  ولی  روایتهائی  نقل ‌گردیده  است  که  آن  را  مشخّص  می‌دارد.  ما  خود  را  نیازمند  فرو  رفتن  به  چیزی  نمی‌بینیم ‌که  قرآن  آن  را  منحصر  ذکر کرده  است‌.  خداوند  خواسته  است  مؤمنان  را  برحذر  دارد  از  هر  آنچه  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  را  ناراحت  گرداند  و  اذیّت  و  آزار  برساند.  خداوند  بنی‌اسرائـیل  را  در  موا‌رد  زیـادی  از  قرآن  نمونۀ کجرفتاری  و  انحراف  معرّفی  می‌کند. کافی  است‌ که  خداوند  به  اذیّت  و  آزاری  اشاره  بفرماید که  دربارۀ  پـیغمبرشان  روا  مـی‌ديدند،  و  مسلمانان  را  از  پیروی  آنان  در  اذیّت  و  آزار  رساندن  به  پـیغمبر  خود  برحذر  دارد.

خدا  موسی  را  تبرئه  فرموده  است  از  آنچه  قوم  او  وی  را  بدان  متّهم  کرده‌اند.

(وَكَانَ عِندَ اللَّهِ وَجِيهاً ).

و  او  در  پیشگاه  خدا  گرانقدر  و  صاحب  منزلت  بود.  او  دارای  وجاهت  و  مکانت  بود.  خدا  پیغمبران  خود  را  از  هر گونه  تهمت  و  بهتانی  تبرئه  می‌فرماید.  محمّد  صلّی الله عليه وآله وسلّم  که  برترین  پیغمبران  است‌،  سزاوارتـرین  ایشـان  برای  تبرئه  و  دفاع  خدا  از  او  است‌.

قرآن  از  مؤمنان  می‌خواهد که  متانت  در گفتار  داشته  باشند  و  سخن  را  استوار  بدارند  و  دربارۀ  آن  دقّت‌ کنند،  و  هدف  و  جهت ‌کلام  را  بشـناسند،  پـیش  از  ایـن‌ که  سخنان  سرگشتۀ ‌گمراهی  یا  مغرض  پـلیدی  را  دربارۀ  پیغمبرشان  و  مرشدشان  و  سرورشان  بشنوند  و  بپذیرند،  و  از  منافقان  و  شایعه‌پردازان  پیروی ‌کنند.  قرآن  مؤمنان  را  راهنمائی  می‌کند  به  این‌ که  سخنان  خوبی  را  بگویند،  سخنان  خوبی‌ که  ایشان  را  به  عـمل  نیک  بکشاند.  خداوند  ثابت‌قدمان  راستکار  و  راستگو  را  می‌پاید  و  محافظت  می‌نماید،  و گامهایشان  را  جهت  می دهد،  و  به  راسـتای  راه  می‏‎برد،  و کارهایشان  را  به  پـاداش  ثابت‌قدمی  و  راستروی  و  راسـتی  و  درسـتی‌،  نـیک  و  پسندیده  می‌گرداند.  خداوند  کسانی  را  می بخشاید  کـه  سخنان  خوبى  را  بگویند  و کارهای  نـیکی  را  بکنند،  و  گناهانی  از  ایشان  را  می‌بخشد که  آدمیزادگان  خطاکار  از  آنها  رهائی  نمی‌یابند،  و  جز  بخشیدن  و  زدودن ‌گناهان‌،  چیزی  ایشان  را  از  آنها  نجات  نمی‌دهد.

(وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِيماً) (71) 

هر که  از خدا و پیغمبرش  فرمانبرداری‌ کند،  قطعاً‌ بـه  پیروزی  و  کامیابی  بزرگی  دست  می‌یابد.

اطاعت  خودش  پیروزی  و کامیابی  بزرگی  است‌.  چه  اطاعت  ماندگاری  بر  راستای  برنامۀ  خدا  است‌،  و  ماندگاری  بر  راستای  برنامۀ  خدا  هم  آسایش  و  اطمینان  می بخشد،  و  به  راه  راست  روشنی  راهیاب  شـدن‌ که  انسـان  را  به  یزدان  مـی‌رساند  خودش  سـعادت  و  خوشبختی  است‌،  هر چند که  جز  راهیابی  به  چنین  راهـی  پاداش  دیگری  در  فراسوی  آن  نباشد.  کسی  که  در  راستای  راه  صاف  و  صوف  و  روشن  حرکت  می كند و  همۀ  آفریده‌های  خدا که  پیرامون  او  هستند  با  او  همآوا  و  همکار  می‌گردند،  بسان‌ کسی  نیست ‌که  در  راهی  حرکت  مــی‌کند که  پـریشان‌کننده  و تـاریک  است  و  هـمۀ  آفریده‌های  خدا که  پیرامون  او  هسـتند  با  او  دشـمنی  می‌ورزند  و  با  او  برخورد  دارند  و  وی  را  می‌آزارنـد!  اطاعت  از  خدا  و  پیغمبرش  خودش  پاداش  خودش  را  به  همراه  دارد،  و  آن  پیروزی  و کامیابی  بزرگی  است‌ که  پیش  از  روز  حساب  و کتاب  و  پیش  از  نائل  شدن  به  نعمتهای  فراوان  خدا  در  آن  جهان  است‌.  و  امّا  نعمتهای  آخرت  فضل  و  لطفی  است‌ که  جدای  از  پاداش  اطاعت  است‌.  فضل  و  لطفی  از کرم  خدا  و  از  چشمه‌سار  جوشان  نعمت  یزدان  است‌ که  در  مقابل  چیزی  عطاء  نمی‌شود،  و  بلکه  بخشش  و  هدیّۀ  خداوند  رحیم  و  رحمـان  است‌،  و  خداوند  رحیم  و  رحمان  به  هر کس ‌کـه  بخو‌اهـد  بدون  حساب  و کتاب  رزق  و  روزی  عطاء  می‌فرماید.

*
چه  بسا  این  فضل  و  لطفی  است ‌که  یزدان  آن  را  به  انسان  می‏بخشد  به  سبب  ضعفی‌ که  در  انسان  است‌،  و  به  خاطر  ستبری  و  سترگی  مسؤوليّتی‌ که  انسان  بر  عهده  دارد  و  بر  دوش  می‌کشد.  انسان  امانتى  را  بر  عهده‌ گرفته  است  که  آسمانها  و  زمین  و کوه‌ها  از  آن  ترسیده‌اند  و  زیر  بار  آن  نرفته‌اند،  ولی  تنها  و  تنها  انسان  آن  امانت  را  پذیرا  گشته  است  و  بر  دوش  خود کشیده  است  و  مسؤولیّت  آن  را  قبول‌ کرده  است‌،‌ گر چه  ضـعف  و  فشار  شـهوات  و  آرزوها  و کششها  و  جاذبه‌ها  را  داشته  است‌،  و  از  دانش  اندک  و  عمر کوتاه  برخو‌ردار  بوده  است‌،  و  موانع  زمان  و  مکان  بر  سر  راهش  قرار گرفته  است‌،  و  آشنائی ‌کامل  نداشته  و  فراسوی  موانع  و  فواصل  زمانی  و  مکانی  را  نديده  است‌:

(إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُوماً جَهُولاً) (72) 

ما  امـانت  (‌اختیار  و  اراده‌)  را  بر  آسمانها  و  زمین  و  کوه‌ها  (‌و  همۀ  جهان  خلقت‌)  عرضه  داشـتیـم  (‌و  انـجام  وظیفۀ  اختیاری  همراه  با  مسؤولیّت‌،  و  انـجام  وظیفۀ  اجباری  بدون  مسؤولیّت  را  بـدیشان  پـیشنهاد  کـردیم‌.  جملگی  آنها  اجبار  را  بر  اختیار  برتری  دادند)  از  پذیرش  امانت  خودداری  کردند  و  از  آن  ترسیدند،  و  حال  این  که  انسان  (‌این  اعجوبۀ  جهان‌)  زیر  بار  آن  رفت  (‌و  دارای  موقعیّت  بسیار  ممتازی  شد.  امّا  برخی  از)  آنـان  (‌پـی  بـه  ارزش  وجودی  خود  نمی‌برند  و  قدر  این  مقام  رفيع  را  نمی‌دانند  و)  واقعاً  ستمگر  و  نادانند.

آسمانها  و  زمین  و کوه‌هائی ‌که  قرآن  آنـها  را  بـرگزیده  است  تا  از  آنها  سخن  بگو‌ید،  همۀ  این  آفریده‌های  بزرگ  و  هولناکی ‌که  انسان  در  آنها  یا  در  برابر  آنـها  زندگی  می‌کند  و  چیز کوچک  ناچیزی  به  نـظر  می‌آ‌ید،  ایـن  آفریده‌ها  بدون  تـلاش  و کوشش‌،  آفریدگار  خود  را  می‌شناسند،  و  به  قانون  آفرینندۀ  خود  راهیاب  می‌شوند  به  وسیلۀ  خلقت  و  وجود  و  نظام  و 