گرفته  شوند  و کشته  شوند.  همان ‌گونه  کــه  سـنّت  و  قانون  خدا  پیش  از  ایشـان  بر  دست  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  دربارۀ  یهودیان  اجراء‌ گردیده  است‌،  و  دربارۀ  مفسدان  غیریهود  نیز که  در  زمین  به  فساد  و  تباهی  پرداخته‌اند  و  در  روزگاران  گذشته  بوده‌اند‌،  به  اجراء  درآمده  است‌:

(لَئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلاً (60) مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلاً (61) سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً) (62)‏ 

اگر  منافقان  و  بیماردلان  و  کسانی  که  در  مدینه  (‌شائعات  بی‌اسـاس  و  اخبار  دروغین  پـخش  می‌کنند  و)  بـاعث  اضطراب  (‌مؤمنان  و  تزلزل  دیـن  ایشـان‌)  مـی‌گردند،  از  کار  خود  دست  نکشند،  تو  را  بر  ضدّ  ایشان  می‌شورانیـم  و  بر  آنان  مسلّط  می‌گردانیم‌،  آنگاه  جز  مدّت  اندکی  در  جوار  تـو  در  شـهر  مـدینه‌،  نـمی‌مانند  (‌و  بـلکه  در  پـرتو  شوکت  اسلام  ا‌ز  آنجا  رانده  می‌شوند،  آن  وقت  ایشـان‌)  نـفرین  شدگان  و  (‌از  رحـمت  خدا  محروم  و)  رانده  شدگانند.  هر  کجا  یافته  شـوند،  گرفته  خواهند  شد  و  پیاپی  به  قتل  خواهند  رسید.  این  سـنّت  الهـی‌،  در  مـورد  پیشینیان  (‌و  گذشتگانی  هم  که  انبیاء  خود  چنین  رفتار  ناهنجاری  داشته‌اند)  جاری  بوده  است  و  در  سنّت  خدا  دگرگونی  نخواهی  دید.

از  این  تـهدید  و  بیم  قاطعانه  مـتوجّه  می‌گردیم ‌که  مسلمانان  در  مدینه  پس  از  بنی‌قریظه  چه  اندازه  نیرومند  بوده‌اند،  و  دولت  اسلامی  چه  اندازه  بـر  مـدینه  چیره  گرديده  است  و تسـلّط  داشته  است‌.  همچنین  مـتوجّه  می‌گردیم  که  چه  اندازه  منافقان‌ کناره‌گیر  بوده‌اند،  مگر  در  مکر  و کید  نهانی‌ که  داشته‌اند  و  توطئه‌های  پنهانی‌ که  ورزیده‌اند.  منافقان  توان  ظهور  نداشته‌اند،  و  پـیوسته  مورد  تهدید  بوده  و  در  ترس  و  هراس  بسر  برده‌اند.
------------------------------------------------------
[1] آیات ٢٨و ٢٩ سورۀ احزاب‌. (‌مترجم‌)  
[2] نور/  58-‌61 (‌مترجم‌)  
[3] بـرای اطّلاع بیشتر مراجعه شود به کتاب‌: «‌السلام العـالمی والاسـلام‌» فصل «‌صلح و صفای  منزل‌»‌.
[4] نور/31. (‌مترجم))<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:288.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:289.txt">قسمت دوم</a></body></html>سوره‌ي احزاب آيه‌ي 73-63

(يَسْأَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيباً (63) إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَافِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيراً (64) خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً لَّا يَجِدُونَ وَلِيّاً وَلَا نَصِيراً (65) يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا (66) وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا (67) رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْناً كَبِيراً (68) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسَى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا وَكَانَ عِندَ اللَّهِ وَجِيهاً (69) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِيداً (70) يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِيماً (71) إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُوماً جَهُولاً (72) لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ وَيَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً) (73) 

در  این  واپسین  درس  سوره،  از  پرسش  مردمان  دربارۀ  قیامت‌،  و  با  عجله  فرارسیدن  آن  را  درخواست‌ کردن‌،  و  شکّ  و  تردید  مردمان  دربارۀ  قیامت‌،  سـخن  می‌رود.  پاسخ  اين  پرسش  آنان  به  خدا  واگذار  می‌شود.  ایشان  از  نزدیک  بودن  قیامت  ترسانده  می‌شوند،  و  بدیشان  گوشزد  می‌گردد که  چه  بسا  قیامت  ناگهانی  دررسد  و  ایشان  را  تند  دربرگیرد.  سپس  روند  قرآنی  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  قيامت  را  نشان  می‌دهد،  صحنه‌ای که‌ کسانی  را  خوشحال  نمی‌سازد که  فرارسیدن  هر چه  زودتر  قیامت  را  د‌رخواست  می‌کنند.  این  صحنه  نشـان  می‌دهد که  روزی  چهره‌های  ایشان  در  آتش  غلت  می‌خورد.  در  آن  روز  پشیمان  می‌شوند کـه  چرا  از  خدا  و  پیغمبرش  اطاعت  نکرده‌اند.  در  آن  روز  همچنین  برای  سروران  و  بزرگان  خود  عذاب  دو  چندان  را  درخواست  می‌کنند.  این  صحنۀ  دردآوری  ا‌ست‌ که  هیچ  شخص  شتابگری  در  روز  فرا  رسیدن  آن  شتاب  نمی‌ورزد  .  .  .  آن ‌گاه  روند  قرآنی  ایشان  را  از  این  صحنۀ  اخروی  برمی‌گرداند  و  بار  دیگر  متوجّه  این  زمین  می‌گرداند‌.  آن  وقت  برمی‏گردد  تـا  کسانی  را  برحذر  دارد  که  ايمان  آورده‌انـد.  از  ایـن  برحذرشان  دارد که  همچون  قوم  موسی  نباشند،  قومی  که  موسی  را  اذیّت  و  آزار  رساندند  و  او  را  متّهم ‌کردند،  و  خدا  او  را  از  اتّهام  چيزی  تبرئه  فرمود که  دربارۀ  او  می‌گفتند.  به  نظر  می‌آید  این  پاسخی  بوده  ا‌ست  به كاری  که  روی  داده  است‌. گمان  می‌رود  این‌ کاری ‌که  روی  داده  است  سخن  برخیها  دربارۀ  ازدواج  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله سلّم  با  زینب  بوده  است‌،  ازدواجی‌ که  مخالف  با  عرب  و  عادت  عرب  بوده  است‌.  روند  قرآنی  مؤمنان  را  دعوت  می‌کند  به  این‌ که  سخنان  درست  و  اسـتواری  داشته  باشند،  سخنانی ‌که  دور  از  عیبجوئی  و  رخنه‌گیری  باشد،  تا  خدا  اعمال  و  افعالشان  را  اصلاح ‌کند  و  نیکو گردانـد،  و  گناهانشان  را  ببخشاید  و  بدیشان  لطف  نماید.  خدا  ایشان  را  دوست  می‌دارد  اگر  از  خدا  و  از  پـیغمبرش  اطـاعت  کنند.  بدیشان  در  برابر  چنین  اطاعتی  پیروزی  و کامیابی  بزرگی  وعده  می‌دهد.

خداوند  این  سوره  را  با  آهنگ  هراسناک  ژرفی  پـایان  می‏بخشد.  آهنگی ‌که  دربارۀ  امانتی  است ‌که  آسمانها  و  زمین  و کوه‌ها  از  حمل  آن  ترسیده‌اند،  ولی  انسان  آن  را  حمل‌ کرده  است‌،  امانتی ‌که  سترگ  و  ستبر  و  هولناک  و  خردکننده  است‌.  این  بدان  خاطر  است ‌که  تدبیر  خدا  در  مترتّب  شدن  سزا  و  جزا  بر کار  و  پیشه  اتمام  پـذیرد،  و  انسان  در  برابر  چيزی  محاسبه  شود  و  مورد  پرس  و  جو  قرار گیرد که  برای  خو