يناً) (57) 

کسانی  که  خدا  و  پيغمبرش  را  (‌با  کفر  و  الحاد  و  سخنان  ناروا)  آزار  می‌رسانند،  خداوند  آنان  را  در  دنیا  و  آخرت  نفرین  می‌کند  (‌و  از  رحمت  خود  بی‌نصیب  می‌گرداند)  و  عذاب  خوارکننده‌ای  برای  ایشان  تهیّه  می‌بیند.

آنچه  بر  زشتی  و  پلشتی‌ کار  بيش  از  اندازه  می‌ا‌فزاید  این  است‌ که  این  امر  اذیّت  و  آزار  رساندن  به  یزدان  از  سوی  بندگان  و  آفریدگان  او  است‌!  آنان ‌که  نمی‌توانـند  یـزدان  را  اذیّت  و  آزار  برسانند،  و ليکن  ایـن  تـعبیر  حسّاسیّت  اذیّت  و  آزار  رساندن  به  پـیغمبرش  را  به  تصویر  می‌کشد.  اذیّت  و  آزار  رساندن  به  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  انگار  اذیّت  و  آزار  رساندن  به  خود  خدای  بزرگوار  است‌.  پس  چه ‌کار  زشتی  است!  چه‌ کار  پلشتی  است!  چه  کار  نابجا  و  ناروائی  است!

روند  قرآ‌نی  اذیّت  و  آزار  رساندن  به  مردان  مؤمن  و  به  زنان  مؤمن  را  به  طور کلّی  مطرح  می‌کند  و  ادامه  می‌دهد.  اذیّت  و  آزار  رساندن  بدیشان  را  نـادرست  و  نابجا  می‌شمارد،  زیرا  در  مردان  مؤمن  و  زنان  مؤمن  نقائص  و  عیوبی  نیست‌ که  آن  را  سزاوار  همچون  کاری گرداند:

(وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِيناً) (58) 

کسانی  که  مردان  و  زنان  مؤمن  را  - ‌بدون  این  که  كاری  کرده  باشند  و  گناهی  داشـته  بـاشند  -‌ آزار  مـی‌رسانند،  مرتکب  دروغ  زشتی  و  گناه  آشکاری  شده‌اند.

این  تهدید  و  بيم  شدید  اشاره  دارد  به  این ‌کـه  در  آن  زمان  در  مدینه  دسته‌ای  بوده‌اند  که  عهده‌دار  مکر  و کید  و  اذیّت  و  آزار  مؤمنان ‌گشته‌اند،  و  با  پخش  سخنان  بد  و  ناروائی  دربارۀ  مؤمنان‌،  و  ترتیب  توطئه‌هائی  بـر  ضـدّ  ایشان‌،  و  اشاعۀ  تهمتهائی  دربارۀ  آنان‌،  باعث  رنـج  و  زحمت  و  نگرانی  و  دلهرۀ  ایشان  گردیده‌اند.  این  هم  در  هر  زمانی  و  در  هر  مکانی  موجود  است  و  عمومیّت  دارد.  مردان  مؤمن  و  زنان  مؤمن  در  برابر  همچون  مکر  و کیدی  قرار  گیرند،  و  از  سـوی  اشـرار  مـنحرف  و  منافقان  و  بیمارد‌لان  نشانۀ  تیرهای  نیرنگ  و  تهمت  واقع  می‌شوند  و  در  معرض  نارواها  و  زشتیها  قرار  می‌گیرند.  ولی  خداوند  بزرگوار  به  دفاع  از  ایشان  برمی‏خیزد  و  به  مکر  و کید  و  نیرنگ  دشمنانشان  پاسخ  می‌گوید،  و  او که  راستگو‌ترین ‌گویندگان  است  دشمنان  مؤمنان  را  به  نشان  گناه  و  بهتان  ننگین  می‌سازد.

*
آن‌ گاه  یزدان  به  پیغمبرش  صلّی الله عليه وآله وسلّم  فرمان  می دهد که  به  زنانش  و  به  دخترانش  و  به  عموم  زنان  مؤمنان  دسـتور  بدهد  هنگامی‌ که  برای  حاجت  و  نـیازی  بیرون  رفـتند  بدنها  و  سرها  و گردنها  و  چاک  سینه‌های  خود  را  با  چادرها  و  جامه‌ها  بپوشانند  و  نـهان ‌گردانـند،  تـا  ایـن  چادرها  و  جامه‌های  بلند  و  فراگیر  ایشان  را  از  دیگران  جدا  سازد  و  آنان  را  از  بدکاریها  و  یاوه‌ کاریهای  فاسقان  و  فاجران  در  امن  و  امان  نگاه  دارد.  چه  شـناخته  شدن  زنان  مؤمن  و  حشمت  و  وقارشان  هر  دو  با هم  سبب  می‌گردد  شرم  و  حیا  را  به  دل‌ کسانی  بیندازند که  زنان  را  دنبال  می‌کردند  و  به  بازیچه  می‌گرفتند،  و  ایشـان  را  از  همچون ‌کار  زشت  و  پلشتی  بازدارند:

(يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً) (59)

ای  پـیغمبر!  بـه  هـمسران  و  دختران  خود  و  بـه  زنــان  مؤمنان  بگو  که  رداهای  خود  را  جمع  و  جور  بر  خویش  فرو  افکنند.  تا  این  که  (‌از  زنان  بی‌بند  و  بار  و  خـانمهای  آلوده‌)  بازشناخته  شوند  و  درنتیجه  مورد  اذیّت  و  آزار  (‌اوباش‌)  قرار  نگیرند.  خداوند  (‌پـیوسته‌)  آمـرزنده  و  مهربان  بوده  و  هست  (‌و  اگر  تا  کنون  در  رعایت  کامل  حجاب  سست  بوده‌اید  و  کوتاهی  کرده‌اید،  توبه  کنید  و  از  این  کار  دوری  کنید،  تـا  خدا  بـا  مهر  خود  شـما  را  ببخشد).

سدی  دربارۀ  این  آیه‌ گفته  است‌:  مـردمانی  از  فاسقان  اهل  مدینه  در  شب  بیرون  می‌آمدند،  و  بر  سر  راه  مدینه  قـرار  مــی‌گرفتند،  وقتی‌ که  تاریکی  شب  پدیدار  می‌گردید،  مزاحم  زنان  می‌شدند.  خانه‌های  اهالی  مدینه  تنگ  بود  و  امکانات  رفاهی  نداشت‌.  هنگامی  که  شب  می‌شد  زنان  بیرون  می‌آمدند  و کنار  جاده‌ها  می‌رفتند  و  پیشاب  می‌کردند.  چنین  مردان  فاسقی  از  این‌ کارشان  سوء  استفاده  می‏بردند.  وقتی‌ که  زنی  را  می‌دیدند که  چادر  و رداء  بر  خویشتن  افکنده  است  و  خود  را  پوشانده  است‌،  می‌گفتند:  ایــــن  آزاوه  است‌.  از  او  دست  می‌كشیدند.  ولی  وقتی ‌که  زنی  را  می دیدند که  چادر  و  رداء  بر  خود  نینداخته  است  می‌گفتند:  این ‌کنیز  است  و  به  سویش  تاخت  می‏بردند  و  بر  او  می‌پریدند.

مجاهد گفته  است‌:  به  زنان  و  دخـتران  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  و  مؤمنان  دستور  داده  شد که  چادر  و  رداء  بر  خویشتن  بیفکنند  تا  شناخته  شوند که  آنان  آزاده  هستند،  و  فاسقی  بدیشان  اذیّت  و  آزار  نـرساند،  و  شکّ  و  شـبهه‌ای  دامنگيرشان  نشود.  خداوند  بزرگوار  فرموده  است‌:

(وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً) .

خداوند  (‌پیوسته‌)  آمرزنده  و  مهربان  بوده  و  هست‌.  

یعنی  خداوند  می‏بخشد  چیزهائی  را که  در  روزگاران  جاهلیّت  انجام  پذیرفته  است‌،  آن  وقت ‌که  علم  و  آگاهی  دربارۀ  حجاب  نداشتند.

از  این  سخنان  متوجّه  می‌گردیم  از  آن  زمان  که  آداب  و  رسوم  اسلامی  تا  اندازه ای  بر  مردمان  حاکم  و  فرمانروا  گردیده  است‌،  تلاش  مستمرّی  برای  پاک  و  پاکیزه ‌کردن  محیط  عربی‌ درمی‌گیرد،  و رهنمودهای  پیاپی  برای  از  میان  بردن  همۀ  وسائل  فتنه  و  فساد  و  هرج  و  مرج  در  می‌رسد،  و پلشتیها  و  نارواها  در کمربند  تنگ  محصور  و  محدود  می‌شود.

*
در  پایان‌،  تهدید  منافقان  و  بیماردلان  و  شایعه‌ پراکنان  درمی‌رسد،  شایعه‌ پراکنانی  که  شائعه‌هائی  را  پخش  می‌کردند که  در  میان  صفهای‌ گروه  مسلمانان  تزلزل  و  تفرقه  می‌انداخت  .  .  .  منافقان  سخت  تهدید  می‌گردند  و  بدیشان  تذکّر  داده  می‌شود که  اگر  از  این ‌کارهای  پـلید  دست  برندارند،  و  از  ا‌ذیّت  و  آزار  مردان  و  زنان  مؤمن  دست  نکشند،  و  از  مزاحمت  جملگی‌ گروه  مسلمانان  دوری  نکـنند،  خدا  پیغمبرش  را  بر  ایشان  مسلّط  می‌گرداند،  همان ‌گونه ‌که  او  را  قبلاً  بر  یــهودیان  چیره  کرده  است  و  فضای  مدینه  را  از  ایشان  پاک  داشته  است‌.  همچنین  خد‌ا  دستور  می دهد که  پیغمبرش  ایشان  را  از  سرزمین  مدینه  براند،  و  خون  ایشان  را  مباح‌ گرداند،  و  هر کجا  یافته  شوند 