ا  چیزی  روبرو  سازد که  ایشـان  را  شرمسار  نماید.  تا  زمانی  فرا  رسید که  خداوند  سبحان  بجای  او  خودش  عهده دار  حقّ  را  آشکارا گفتن  شد:

(وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ ).

خدا  از  بیان  حقّ  شرم  نمی‌کند  (‌و  اباء  ندارد).

از  جملۀ  چیزهائی ‌که  روایت‌ گردیده  است‌،  این  است ‌که  عـمر  رضی الله عنه  با  حسـّاسیّت  و  تـیزبینی‌ای‌ کـه  داشت  به  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  پیشنهاد  می‌کرد کـه  دسـتور  به  حجاب  صادر  فرماید.  این  را  از  خدا  تمنّا  می‌کرد.  تا  زمانی  فرا  رسـید  کـه  آیه‌هائی  از  قرآن  مجید  نـازل ‌گردید  و  پیشنهادش  را  تصدیق‌ کرد  و  به  حسّاسیّت  او  پاسخ‌ گفت‌.  در  روایتی  از  بخاری  با  اسنادی  که  دارد  از  انس  پسر  مالک  نقل  شده  است ‌که‌ گفته  است‌:  عمر  سر  خطّاب  گفت‌:  ا‌ی  پیغمبر  خدا!  نـیکوکار  و  بدکار  به  خدمتت  می‌آیند  و  به  خانه‌ات  وارد  می شوند.  کاش  به  مادران  مؤمنان  دستور  حجاب  می‌دادی  .  .  .  به  دنبال  آن  خدا  آیۀ  حجاب  را  نازل  فرمود.

این  آیه  نازل‌ گردید  تا  به  مردمان  بیاموزد  بدون  اجازه  وارد  منازل  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  نشـوند.  وقتی ‌که  برای  خوراك  دعوت  شدند،  به  خانه‌هایش  بیایند.  ولی  وقتی  که  دعوت  نگردند  وارد  خانه‌ها  نـمی‌شوند  و  مـنتظر  خوراک  نمی‌گردند  و  چشم  به  راه  پختن  و  آماده  شدن  آن  نمی‌شوند.  زمانی  هم‌ که  غذا  خوردند  باید  بـیرون  بروند،  و  بعد  از  خوراک  خوردن  برای  داستانسرائی  و  از  اینجا  و  آنجا  سخن‌ گفتن  نمی‌مانند  .  .  .  امروزه مسلمانان  چه  اندازه  به  این  رسم  و  ادب  نیازمندند!  رسم  و  ادبی ‌که  بسیاری  از  مردمان  برابر  آن  عـمل  نمی‌کنند  و  بدان  اهمّیّت  نـمی‌دهند.  بسیاری  از  دعوت ‌شدگان  بعد  از  صرف  طعام  در  خانه‌های  دعوت‌ کنندگان  مـی‌نشینند،  و  حتّی  بعد  از  دیگران  روی  سفره  می‌مانند  و  روده‌ درازی  می‌کنند  و  سخن  به  درازا  می‌کشند!  در  حالی‌ که  صاحبان  سفره‌ که  اهل  بیت  ایشان  دستور  ا‌سلام  را  دربارۀ  حجاب  مراعات  می‌دارند،  از  ماندن  و  سخن  به  درازا  کشـاندن  مهمانان  در  رنج  بوده  و  خودخوری  می‌کنند.  در  زندان  شرم  و  حیاء ‌گرفتارند  و  لب  از  لب  نمی‌گشایند،  امّـا  مهمانان  سرگرم  سخنانشان  هستند  و  به  داستانسرائی  خویش  ادامه  می‌دهند  بدون  این‌ که  متوجّه  بوده  و  به  چیزی  اهمّیّت  بدهند!  در  آداب  و  رسوم  اسلامی  بـرای  هر  حال  و  وضعی  از  امـوال  و  اوضاع  روش  و  شیوه‌ای  است‌ که  بسنده  و  پسندیده  است‌.  اگر  ما  آداب  و  رسوم  درست  و  استوار  الهی  را  مراعات  بداریم،  ما  را  بس‌!  آن‌ گاه  این  آیه  حجاب  را  بر  زنان  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  هنگام  رویاروئی  مردان  یگانه  واجب  می گرداند:

(وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعاً فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ).

هنگامی  که  از  زنان  پیغمبر  چیزی  از  وسـائل  مـنزل  بـه  امانت  خواستید،  از  پس  پرده  از  ایشان  بخواهید.

مقرّر  می‌دارد  این  حجاب  برای  دلهای  همگان  پاک‌تر  و  خوب‌تر  است‌:

(ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ ).

این  کار  برای  پاکی  دلهای  شما  و  آنان  بهتر  است‌.

کسی  جز  چیزی  را  نگوید که  خدا گـفته  است‌. کسی  نگو‌ید که  مختلط  شـدن  مردان  و  زنـان‌،  و  برداشتن  حجاب‌،  و  به‌ گفتار  پـرداختن  و  ملاقات  و  نشستن  و  مشارکت  دو  جنس  زن  و  مرد  با  یکدیگر،  برای  دلهـا  پاک‌تر  و  بهتر،  و  برای  درونها  مایۀ  پاکدامنی  بیشتر،  و  برای  مهار کردن  غریزۀ  سرکوب  شده‌ کـمک‌ کننده‌تر،  و  برای  احساس  ادب  و  لطافت  ذهن  و  شعور،  و  بر‌ای  ظرافت‌ کردار  و  رفتار  .  .  .  و  دیگر  چیزهائی‌ که  تعدادی  از  بندگان‌ کوچک  و کوتاه‌بین  و  سست  عنصر  و  نادان  و  دور  از  حقيقت  می‌گویـد،  سودمندتر  است‌!  هیچ  کسـی  نباید  از  این‌ گونه  سخنان  چیزی  بگوید،  در  حالی ‌که  خدا  می‌فرماید:

(وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعاً فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ ).

هنگامی  که  از  زنان  پیغمبر  چیزی  از  وسـائل  منزل  بـه  امانت  خواستید،  از  پس  پرده  از  ایشان  بخواهید  این  کار  برای  پاکی  دلهای  شما  و  آنان  بهتر  است‌.

خداوند  سبحان  این  را  دربارۀ  زنان  پاک  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  یعنی  مادران  مؤمنان‌،  و  در  بارۀ  مردان  صدر  اوّل‌،  یعنی  یاران  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  می‌فرماید،  آن  زنان  والا  و  آن  مردان  بالائی‌ که‌ کسی  به  پـایشان  نـمی‌رسد  و کسی  همتایشان  نمی‌گردد!  وقتی  که  دربارۀ  مسأله‌ای  خدا  سخنی  را  می‌گوید،  و  آفریده‌ای  از  آفریدگانش  سخنی  را  می‌گوید،  فرمودۀ  خدا  سخن  است  و  هر سخنی  جز آن  یاوه  و  پریشان ‌گو‌ئی  و  داد  و  فریاد  است  و  بر  باد  است‌.  همچون‌ گفته‌ای  را  تکرار  نمی‌کند  و  جسارت  بر  زبان  راندن  آن  را  ندارد  مگر  بـندگان  فـناپذیری ‌کـه  انگـار  دانـاتر  از  آفـریدگار  دربارۀ  نـفس  بشری  هسـتند،  آفریدگاری  که  جاویدان  است  و  این  بندگان  فناپذیر  را  آفریده  است‌!

واقعیّت  عملی  و  ملموس‌،  راسـتگوئی  خدا  را  فریاد  می‌دارد،  و  دروغگوئی  مـدّعیان  را  اعلان  می‌دارد،  مدّعیانی ‌که  جدای  از  آنچه  خدا  فرموده  است  می‌گویند.  تجربه‌ها  و  آزموده‌هائی ‌که  امـروزه  در  جـهان  ارائـه  می‌شود،  تصدق‌ کنندۀ  چیزی  است ‌که  ما  می‌گوئیم‌.  این  حقیقت  بیشتر  جلوه‌گر  آمده  است  و  بهتر  صدق  پیدا کرده  است  در کشورهائی‌ که  مختلط  شدن  آزادانـه‌،  بـه  اوج  خود  رسیده  است‌،  و  این  خود  برنده‌تر  از  هر  دلیلی  و  برهانی  است‌.  امریکا  نخستین  کشور  از کشورهائی  است  که  مختلط  بودن  بدترین  ثمره  و  نـتیجۀ  خود  را  داده  است‌.[3]

این  آیه  ذکر کرده  است ‌که  آمدن  آنان  برای  خوراک  و  منتظر  نشستن  ایشـان  بدون  دعوتشان  به  طعام‌،  و  همچنین  بعد  از  خوراک  خوردن  برای  سخن‌ گفتن  ماندن  و  بدان  پرداختن‌،  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  را  اذیّت  و  رنجیده  خاطر  می‌کرد،  ولی  از  آنان  خجالت  می‌کشید  و  چیزی  بدیشان  نمی‌فرمود.  در  پایان  آیه  آمده  است ‌که  مسـلمانان  را  نسزد که  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  را  اذیّت  و  آزار  برسانند  و  رنجیده  خاطر گردانند.  همچنین  بدیشان ‌گفته  شده  است  که  مسلمانان  را  نسزد که  با  همسران  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  پس  از  وفات  او  ازدواج‌ کنند.  چرا که  همسران  او  به  منزلۀ  مادرانشان  هستند،  و  منزلت  و  مکانت  ویژه‌ای  در  پیش  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌دارند،  و این  نیز  حکم  می‌کند  تحریم  گردد کسی  پس  از  وفات  او  با  همسرانش  ازدواج‌ کند.  تا  حرمت  و  احترام  این  خانه  و  عظمت  و  امتیاز  آن  محفوظ  و  مصون  بما