َلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيداً (55) إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيماً (56) إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَاباً مُّهِيناً (57) وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِيناً (58) يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً (59) لَئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلاً (60) مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلاً (61) سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً) (62)‏ 

این  مرحله  از  سوره  در  سرآغاز  خود  یک  حکم  همگانی  از  احکام  قرآن  را  دربر  می‌گیرد،  احکامی ‌که  دربارۀ  نظم  و  نظام  کارهای  خانواده  است‌.  این  حکم  دربارۀ  زنـانی  است ‌که  پیش  از  نزدیکی  با  آنان  طلاق  داده  می‌شوند.  بعد  از  این  حکم‌،  احکام  ویژه‌ای  ذکر  مـی‌شود  دربـارۀ  مقرّرات  زندگی  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  دربارۀ  ازدواج  خاصّ  او  با  زنان‌،  و  چگونگی  پیوند  همسرانش  با  سائر  مردان‌،  و  پیوند  مسلمانان  با  خـانۀ  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  و  بزرگواری  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  ‌و  خانواده‌اش  در  پیشگاه  خدا  و  فرشتگان  و  صدرنشینان  عالم  بالا  .  .  .  سرانجام  یک  حکم  همگانی  در  می‌رسد که  د‌ر  آن  زنان  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  ‌و  د‌خترانش  و  زنان  مؤمنان  مشترک  هستند.  خـدا  بدیشان  دستور  می‌دهد  رداء  و  روپوش  خود  را  در  وقت  بیرون  رفتن  برای  قضاء  حاجت  و  رفع  نیاز  بر  خويشتن  بیفكنند  تا  با  همچون  جامۀ  بلندبالای  بدن‌پوشی  ممتاز گردند  و  شناخته  شوند،  و  بد‌ین  وسیله  مورد  اذیّت  و  آزار  افراد  بداخلاق  و  منافقان  و  شایعه‌پردازان  و  فاسقانی  قرار  نگیرند که  در  مدینه  متعرض  زنان  می‌شدند  و  بر  سـر  راهشـان  می‌آمدند.  با  تـهدید  ایـن ‌گونه  منافقان  و  شایعه ‌پردازان  به  تبعید  از  مدینه  در  صورتی‌ که  دست  از  اذیّت  و  آزار  زنان  مؤمن  و  پخش  فساد  و  تباهی  نکنند،  ا‌ین  مرحله  خاتمه  دا‌ده  می شود.

این  قوانین  و  مقرّرات  و  رهنمودها  و  رهنمونها  بخشی  از  سـر  و  سـامان  بخشیدن  و  نظم  و  نظام  دادن ‌گروه  مسلمانان  بر اساس  جهان‌بینی  اسلامی  است‌.  و  امّا  چیزی  که  به  زندگی  شخصی  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  ‌مربوط  می‌گردد،  خدا  خواسته  است‌ که  ایـن  خانه  را  صفحۀ  گشـوده‌ای  بنماید  و  آن  را  به  نسلها  نشان  دهد.  این  است‌ که  همچون  چیزی  را  در  قرآن  جاویدان  و  ماندگاری  قرار  داده  است  که  در  هر  زمان  و  مکانی  خوانده  می‌شود.  آیه‌هائی‌ که  درباره  زندگی  شخصی  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  و  خانۀ  او  در  قرآن  آمده‌اند،  نشانه‌ای  از  بزرگداشت  یزدان  سبحان  در  حقّ  این  خا‌نه  و  خانواده‌ای  است ‌که  خداوند  بزرگوا‌ر  خودش  کار  و  بار  آن  را  سرپرستی  می‌فرماید،  و  ایـن  خانه  و  خانواده  را  در  قرآن  جاویدان  در  طول  زمان‌،  به  هـمۀ  انسانها  نشان  می‌دهد.

*
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحاً جَمِيلاً) (49) 

ای  مؤمنان‌!  هنگامی  که  با  زنان  مؤمنه  ازدواج  کردید  و  پیش  از  همبستری  با  ایشان‌،  آنان  را  طلاق  دادید،  برای شما عدّه ای بر آنان نيست تا حساب آن را نگاه داريد.ایشان  را  از  هدیّۀ  منـاسبی  بهره‌مند  سازید و به گونۀ محترمانه و زيبائی آنان را آزاد و رها سازيد.

در  سورۀ  بقره  حكم  زنان  مطلّقه‌ای  كه  با  اتان  همبستری نشده است ، بيان گرديده است در اين گفتۀ خداوند بزرگوار:

(لا جناح عليكم إن طلقتم النساء ما لم تمسوهن أو تفرضوا لهن فريضة , ومتعوهن على الموسع قدره , وعلى المقتر قدره , متاعا بالمعروف حقا على المحسنين . وإن طلقتموهن من قبل أن تمسوهن وقد فرضتم لهن فريضة فنصف ما فرضتم إلا أن يعفون أو يعفو الذي بيده عقدة النكاح . وأن تعفوا أقرب للتقوى , ولا تنسوا الفضل بينكم إن الله بما تعملون بصير). 

اگر  زنان  را  قبل  از  آمیزش  جنسی  و  تعیین  مهر  (‌به  عللی‌) طلاق دهيد، گناهی بر شما نيست (و در اين موقع) آنان را (با هديّه ای مناسب حال خود) بهره مند سازيد. آن  کس  که  توانائی  (‌مالی‌)  دارد  به  اندازۀ  خودش‌،  هدیّه‌ای شايسته ( و مناسب حال دهنده و گيرنده) می پردازد، و  این  (‌پرداخت  هدیّه‌)  بر  نـیکوکاران  الزامـی  است‌.  و  اگر  زنان  را  پیش  از  آن  که  با  آنان  تماس  بگیرید  (‌و  آمـیزش جنسی بنمائيد) طلاق داديد، در حالی كه مهريّه ای برای  آنان  تـعیین  نـموده‌ایـد  (‌لازم  است‌)  نـصف  آنـچه  را  کـه  تعیین  كرده‌اید  (‌به  آنان  بدهید)  مگر  این  كـه  آنـان  (‌حقّ خود را) ببخشند و يا (اگر صغير و يا سفيه هستند، ولی آنان، يعنی) آن كس كه عقد ازدواج در دست او است، آن را  ببخشد.  و  اگر  شـما  (‌مردان‌)  گذشت  کنید  (‌و  تـمام مهريّه را به زنان بپردازيد)  به پرهيزگاری نزديك تر است. و گذشت و نيكوكاری را در ميان خود فراموش مكنيد. بيگمان خداوند به آنچه انجام می دهيد بينا است. 

زن  مطلّقه‌ای ‌که  مهریّه‌ای  برای  او  تعیین  شده  است  و  با  او  تماس  جنسی  نشده  است‌،  نصف  این  مـهریّۀ  تـعیین  شده  باید  بدو  داده  شود.  اگر  هم  مهریّه‌ای  برای  چنین  زنی  تعیین  نشده  است  هدیّه‌ای  بـدو  داده  مـی‌شود  به  اندازۀ  توانائی  و  عدم  توانائی  مالی  مرد  طلاق‌ دهنده  .  .  .  در  اینجا،  یعنی  در  سورۀ  احزاب‌،  بیان  حکم  عدّه  آمـده  است‌.  بیان  این  حکم  در  دو  آیۀ  (‌٢٣٦  و  ٢٣٧)  سورۀ  بقره  نیامده  است‌.  در  اینجا  مقرّر گردیده  است‌ که  چنین  زنی  عدّه‌ای  نگاه  نمی‌دارد.  چرا که  دخولی  صورت  نپذیرفته  است‌.  عدّه  هم  برای  خاطر  جمع  شدن  از  خالی  بودن  رحـم  از  حمل‌،  و  تأکید  بر  زدوده  بودن  رحم  از  اثرات  ازدواج  پیشین  است‌.  تا  بدین  وسیله  نسـبها  و  حسبها  آمیزۀ  یکدیگر  نشوند،  و  به  مردی  چیزی  نسبت  داده  نشود  که  متعلّق  بدو  نیست‌،  و  یا  از  مردی  چیزی  سلب  نگردد که  از آن  او  بوده  و  در  رحم  زن  مطلّقه  قرار  داشت