د،  در  تاريکی  و  ظلمتی  از تاریکیها  و  ظلمتها  می‌افتند  و  زندگی  می‌کنند،  یا  به  همۀ  تاریکيها  یکجا گرفتار  می‌آیند.  از  این  تاریکی  یا  از  تاریکیها  ایشان  را  جز  نور  خدا  رهائی  نمی‏‎بخشد،  نـوری  که  در  دلهـایشان  می‌تابد  و  می‌درخشـد  و  جانهایشان  را  فرا  می‌گیرد،  و  آنان  را  به  سوی  فطرتشان  هدایت  و  رهنمود  می‌نماید.  فطرتشان ‌که  همان  فطرت  جهان  هستی  است‌.  مرحمت  خدا  در  حقّ  مؤمنان  و  درود  فرشتگان  و  دعایشان  بری  ایشان  است‌ که  آنـان  را  از  تاریکیها  بیرون  مـی‌آورد  و  به  سوی  نور  رهنمود  می‌گرداند  و  بدان  می‌رساند،  وقتی ‏که  دریچۀ  دلهایشان  برای  ایمان  باز  می‌شود:

(وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً) (43)‏ 

او  پیوسته  نسبت  به  مؤمنان  مهربان  بوده  است‌.

این‌ کار  و  بار  ایشان  در  دنیا،  یعنی  در  سرای  کار  است‌.  و  امّا کار  و  بارشان  در  آخرت‌،  یعنی  در  سرای  سزا  و  جزا،  لطف  و فضل  خدا  به  ترک  ایشان  نمی‌گوید، ‌و  مرحمت  و  رحمت  ا‌و  آنان  را  رها  نمی‌کند.  در  آنجا  پیوسته  بزرگوار  و  شادان  و  خندان  و  دارای  پاداش  فراوان  جاویدانند:  

(تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْراً كَرِيماً ).

درودشان  (‌از  جانب  یزدان‌)  در  روزی  که  او  را  ملاقات  و  دیدار  می‏‎کنند،  امن  و  امانتان  باد  است‌،  و  خدا  برای  آنان  پاداش  گرانبها  و  ارزشمندی  را  فراهم  ساخته  است‌.

از  هر گونه  ترس  و  هراسی  در  امـن  و  امـانند،  و  از  هر  رنجی  بدورند،  و  درد  و  رنجی  بديشان  دست  نمی‌دهد  ...  درود  را  از  جانب  خدا  دریافت  می‌دارند.  درود  خدا  را  فرشتگان  بدیشان  می‌رسانند.  فرشتگان  از  هر  دری  به  پیش  ایشان  مـی‌آیند  و  سلامشان  می‌نمایند،  و  درود  والای  خدا  را  بدیشان  می‌رسانند.  اینها گذشته  از  پاداش  ارزشمندی  است  که  یزدان  برایشان  آماده  کرده  است  و  تهيّه  دیده  است  .  .  .  به  به  چه  بزرگداشت  و  تکریمی  است‌!

این  پروردگار  آنـان  است‌ که  برایشان  قانونگذاری  می کند،  و  هر گونه  قوانین  و  مقرّراتـی  را کـه  بخواهد  برایشان  برمی‌گزیند.  چه  کسی  است  که  این‌ گزینش  را  نپسندد؟‌!

*
پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  است ‌که‌ گزینش  خدا  برای  ایشـان  را  بدیشان  می‌رساند،  و  با  سنّت  عملی  خود  آنچه  را که  خدا  برایشان  گزیده  است  و  برای  بندگان  مقرّر  داشته  است‌،  پیاده  می‌کند  و  تحقّق  می‏بخشد.  آن‌ گـاه  رونـد  قرآنـی  نگاهی  به  وظیفۀ  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  و  بزرگواری  او  در  حقّ  مؤمنان  در  این  جایگاه‌ می‌اندازد:

(يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِيراً (45) وَدَاعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجاً مُّنِيراً (46) وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ اللَّهِ فَضْلاً كَبِيراً (47) وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً) (48)

ای  پیغمبر!  مـا  تـو  را  بـه  عنوان  گواه  و  مژده‌رسان  و  بیم‌دهنده  فرستادیم‌،  و  به  عنوان  دعوت‌کنندۀ  به  سـوی  خدا  طبق  فرمان  الله‌،  و  به  عنوان  چراغ  تابان‌.  (‌ای  پیغمبر!)  به  مؤمنان  مژده  بـده  که  ایشـان  از  سـوی  خدا  نـعمت  فراوانی  (‌و  برتری  عظیمی‌،  در  دنیا  و  آخرت‌)  دارند.  و  از  کافران  و  منافقان  فرمانبرداری  مکن‌،  و  اعتنائی  به  اذیّت  و  آزارشان  نداشته  باش‌،  و  بر  خدا  تکیه  کن‌،  و  همین  بس  که  خدا  حامی  و  مدافع  باشد.

وظیفۀ  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  در  مـیان  مـردمان  ایـن  است ‌که  «‌شاهد»  و  گواه  بر  ایشان  باشد.  باید  مردمان  کارهائی  بکنند که  شاهد  و گواه  بودن  را  زیبا  و  نـیکو‌ گر‌دانـند،  شاهد  و گوا‌ه  بودنی‌ که  دروغ  نمی‌گوید  و  ظلم  نمی‌کند،  و  تغییر  و  تبدیل  نمی‌دهد.  وظیفۀ  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله سلّم  در  میان  مردمان  همچنین  این  است  کـه  «‌مـبشّر»  و  مـژده‌رسان  بدیشان  باشد.  بدانان  مژدۀ  مرحمت  و  مغفرت  و  فضل  و  لطف  و  تکریم  و  بزرگداشتی  بدهد که  منتظر  نیکو‌کاران  است‌.  همچنین  «‌نذیر»  و  بیم‌دهندۀ ‌کسانی  باشد که  غافل  از  عذابی  و  عقابی  هستند که  در  انتظار  بدکاران  است‌.  تا  بی‌خبر گرفتار  نگردند،  و  جز  پس  از  بیم  دادن‌،  عذاب  داده  نشوند.  از  جمله  وظائف  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  این  است ‌که  «‌داعی  الَی  الله‌»  و  فراخوان  به  سوی  خدا  باشد.  آنان  را  به  سوی  خدا  دعوت ‌کند،  نه  به  سوی  دنیا،  و  نه  به  سوی  مجد  و  عظمتی‌،  و نه  به  سوی  عزّت  و  بزرگواری  نژادی‌،  و  نه  به  سوی  نژادگرائی  جاهلی‌،  و نه  به  سوی  غنیمت‌،  و  نه  به  سوی  شاهی  و  قدرت  یا  جاهی  و  مقامی‌.  بلکه  به  سوی  خدا  دعوت‌ کند،  و  راه  یگانه‌ای  را  بسپرد که  به  خدا  منتهی  شود.  وظیفۀ  او  همچنین  ایـن  است ‌که  با  ‌«‌اذن‌»  و  اجازۀ  خدا  به‌ کار  بپردازد  و  برابر  قانون  او  عمل  کــند.  پس  او  بـدعت‌گذار  نـیست‌،  و  از  خود  چيزی  نمی‌گوید،  و  به  دلخواه‌ کاری  نمی‌کند.  بلکه  اجازۀ  خدا  و  فرمان  او  در  میان  است‌.  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  از  اجازه  و  فرمان  خدا  تجاوز  و  تخطّی  نمی‌کند.  وظیفۀ  دیگر  او  این  است  که  «‌سراج  منیر»  و  چراغ  روشـن  باشد  و  تاريكیها  را  بزداید،  و  شبهه‌ها  را  برطرف  نـماید،  و  راه  را  روشن  گرداند،  و  نور  آرام  راهنمائی  باشد  بسان  چراغ  روشن  و  درخشان  در  دل  تاریکیها.

پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌و  نوری ‌که  با  خود  به  ارمغان  آورده  بود  هم  این  چنین  بود که ‌گذشت‌.  او  جهان‌بینی  روشن  و  آشکار  و  درخشانی  را  برای  این  هستی  به  ارمغان  آورد.  جهان‌بینی  روشن  و  آشکار  و  درخشانی ‌که  با  رابطۀ  هستی  با  آفریدگار  را  روشن  می‌گرداند،  و  مکان  انسان  را  در  این  هستی  و  با  آفریدگار  هستی  تعیین  می‌کند،  و  ارزشها  و  معیارهائی  را  مشخّص  می‌نماید که  سراسـر  هستی  بر  آنها  استوار  و  پایدار  می‌گردد،  و  وجود  انسان  نیز  در  هستی  بر  آنـها  استقرار  می‌پذیرد  و  مـاندگار  می‌شود،  و  سرآغاز  و  سرانجام‌،  و  هدف  و  مقصود،  و  راه  و  وسیله  را  با گفتار  فیصله‌بخش  و  داورانـه‌ای  معیّن  می‌دارد که  هیچ‌ گونه  شبهه  و  پیچیدگی  در  آن  نمی‌ماند.  با  اسلوب  و  روشی  آن‌ گفتار  را  بیان  می‌نماید که  فطرت  را  مستقیم  و  بدون  واسطه  مخاطب  قرار  مـی‌دهد،  و  از  نزدیک‌ترین  راه هـا  و گشـادترین  درهـا  و  ژرف‌تـرین  جاده‌ها  و  مسیرها  به  سوی  فطرت  می‌رود  و  بدان  نفوذ  می‌کند.

روند  سوره  در  وقت  بیان  وظیفۀ  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌ مسألۀ  مژده  دادن  به  مؤمنان  را  تکرار  می‌کند  و  تفصيل  می‌دهد.  

(وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ ل