بـپردازیـد.  او  کسـی  است  که  به  شما  عنایت  و  مرحمت  می‌کند،  و  فرشتگانش  برای  شما  تقاضای  بـخشش  و  آمـررش  مـی‌نمایند،  تا  یزدان  (‌جهان  در  پرتو  الطاف  خود  و  دعـای  فرشتگان‌)  شما  را  از  تاریکیهای  (‌کفر  و  ضلالت‌)  بیرون  آورده  و  به  نور  (‌ایمان  و  هدایت‌)  برساند.  چرا  که  او  پیوسته  نسبت  به  مؤمنان  مهربان  بـوده  است‌.  درودشـان  (‌از  جـانب  یزدان‌)  در  روزی  که  او  را  ملاقات  و  دیدار  می‌کنند،  امن  و  امانتان  باد  است‌،  و  خدا  برای  آنان  پاداش  گرانبها  و  ارزشمندی  را  فراهم  ساخته  است‌.

ذکر  خدا،  اتّصال  و  پیوند  دل  است  با  خدا،  و  پیوسته  خدا  را  در  نظر  داشتن  و  حاضر  و  ناظر  دیدن  است‌.  ذکر  خدا  تنها  زبان  جنبانیدن  نیست‌.  خواندن  نماز  ذکر  و  یاد  خدا  است‌.  بلکه  روایتهائی  نقل  شده  است  نزدیک  است  ذکر  را  به  نماز  اختصاص  دهند  و  بس‌:

ابوداوود  و  نسائی  و  ابن  ماجه‌،  از  قول  اعمش‌،  و  او  از  اغر  ابومسلم،  و  او  هم  از  ابوسعید  خدری  و  از  ابوهریره  روایت  کرده‌اند که  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  فرموده  است‌:

(إذا أيقظ الرجل امرأته من الليل فصليا ركعتين , كانا تلك الليلة من الذاكرين الله كثيرا والذاكرات).  

هر  وقت  مرد  هـمسر  خود  را  در  شب  بیدار  کـند،  و  دو  رکعت  نماز  بخوانند،  آن  شب  آنان  جزو  مردان  و  زنانی  بشمار  می‌آیند  که  خدای  را  بسیار  ذکر  می‌کنند،

هر چند که  ذکر  خدا  تنها  به  نـماز  اختصاص  ندارد  و  فراگیرتر  از  آن  است‌.  ذکر  خدا  شامل  هـمۀ  شکلها  و  شیوه‌هائی  می‌گردد که  بنده  در  آنها  به  ذکر  پـروردگار  خود  بپردازد،  و  دل  خود  را  به  خدا  ارتباط  و  پیوند  دهد.  چه  این  ذکر  را  با  زبان  آشکار گردانـد،  و  چه  آشکار  نگرداند.  مقصود  و  مراد  از  ذکر  خدا  ارتباط  و  پـیوندی  است‌ که  محرّک  و  الهـام‌بخش  باشد  به  هر  شکل  و  صورتی ‌که  انجام  پذیرد.

قطعاً  دل‌،  بی‏خبر  یا  غافل  و  یا  سرگشته  خواهد  بود  تـا  وقتی ‌که  با  خدا  ارتباط  پیدا  می‌کند  و  او  را  یاد  می‌نماید  و  به  ذکرش  درمی‌آید  و  بدو  آنتن  و  الفت  می‌گیرد.  هر  وقت‌ کار  دل  بدینجا  کشید  لبریز  از  یاد  خدا  می‌گردد  و  جدّی  می‌شود  و  وقار  پیدا  می‌کند  و  برجای  مـی‌ماند  و  راه  خود  را  می‌شناسد،  و  با  برنامه‌اش  آشنا  می‌گردد‌،  و  می‌داند  از کجا  به‌ کجا  برود  و گامهایش  را  بدان  سـو  بردارد.

بدین  خاطر  است‌ که  قرآن  بسی  به  ذکـر  خـدا  تشـویق  می‌کند،  و  سنّت  نبوی  بسیار  به  ترغیب  آن  می‌پردازد.  قرآن  مجید  میان  ذکر  خدا  و  میان  اوقات  و  احوالی ‌که  انسان  خواهد  داشت  ارتباط  برقرار  می‌سازد‌،  تا  اوقات  و  احوال  انسان  را  به  یاد  ذکر  خدا  بـیندازنـد  و  آن  را  تداعی ‌کنند،  و  انسان  را  بیدار  و  هوشیار گردانند  که  بپا  هم  اینک  اوقات  و  احوال  ذکر  خدا  و  ارتباط‌ گرفتن  با  او  است‌.  تا  بدین  وسیله  دل  غافل  و  بی‏خبر  نشود  و  يزدان  منّان  را  فراموش  نکند:

(وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلاً) (42) 

و  بامدادان  و  شامگاهان  (‌و  در همه  وقت  و  آن‌)  به  تسبیح  و  تقدیس  او  بپردازید.

مخصوصاً  در  بامدادان  و  شامگاهان  چیزی  است‌ که  دلها  را  برای  پیوند  و تماس  با  خدا  به  جوش  و  خروش  می‌اندازد،  خـدائی‌ که  احوال  و  اوضاع  را  دگرگون  می‌سازد،  و  سایه‌ها  را  تبدیل  و  تغییر  می‌دهد.  آن  خدائی  که  باقی  است  و  تغییر  و  تبدیل  پیدا  نمی‌کند،  و  از  میان  نمی‌رود  و  زوال  نمی‌پذیرد،  ولی  هر  چیزی  جز  او  تغیير  و  تبدیل  پیدا  می‌کند  و  فنا  و  نیستی  می‌پذیرد.

در کنار  فرمان  به  ذکر  خدا  و  تسبیح  و  تقدیس  او،  دلها  به  یاد  رحمت  و  رعایت  و  عنایت  او  انداخته  می‌شود،  و  گوشزد  می‌گردد  خدا  به  آفریدگان  خود  توجّه  دارد  و  برایشان  ارادۀ  خیر  و  خوبی  می‌نماید.  خدا  بی‏نیاز  از  بندگان  است‌،  ولی  بندگان  فقیرند  و  به  رعایت  و  عنایت  او  نیاز  دارند  و گدایان  درگاه  فضل  و  لطف  وی  هستند:

(هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً) (43)‏ 

او  کسی  است  که  به  شما  عنایت  و  مـرحمت  مـی‌کند،  و  فرشتگانش  بـرای  شـما تـقاضای  بـخشش  و  آمرزش  می‌نمایند،  تا  یزدان  (‌جهان  در  پرتو  الطاف  خود  و  دعای  فرشتگان‌)  شما  را  از  تاریكیهای  (‌کفر  و  ضلالت‌)  بیرون  آورد  و  به  نـور  (‌ایـمان  و  هـدایت‌)  برساند.  چرا  که  او  پیوسته  نسبت  به  مؤمنان  مهربان  بوده  است‌.

خداوند  چه  بزرگوار  است‌!  چه  نعمتهای  بزرگی‌ که  بـه  بندگان  خود  عطاء  می‌فرماید!  چه  لطفهای  سـترگ ‌که  شامل  ایشان  می‌گرداند!  فضل  پیاپی  و  مضاعف  خدای  را که  تواند  شمار کرد؟  یا  شکر  یکی  از  هزار کرد؟  خدای  بزرگ  جهان  این  بندگان  ضعیف  و  نیازمند  و  فناپذیر  را  یاد  می‌كند!  آن‌ کسانی  را  یاد  می‌کند که  هـیچ  تاب  و  توانی  از  خود  نـدارنـد،  و  باقی  و  برقرار  نمی‌مانند.  خداوند  ذوالجلال  ایشان  را  یاد  می‌کند  و  بدیشان  عنایت  و  توجّه  می‌فرماید،  و  مغفرت  و  بخشش  خود  را  نصیب  ايشان  می‌نماید،  و  فرشتگانش  برایشان  طلب  آمرزش  می‌کنند.  خداوند  بزرگوار  آنان  را  در  جهان  بالا  و  در  میان  فرشتگان  والا  یاد  می‌کند،  و  سراسر  هستی  همآوا  و  همنوا  یادشان  می‌نماید،  همان‌ گونه ‌که  پيغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  فرموده  است‌:

(يقول الله تعالى من ذكرني في نفسه ذكرته في نفسي , ومن ذكرني في ملأ ذكرته في ملأ خير منه ).[6]

خداوند  بزرگوار  می‌فرماید:  کسی  که  مرا  در  پیش  خود  یاد  کند،  او  را  در  پیش  خود  یاد  می‌کنم‌،  و  کسی  که  مرا  در  میان  جمعی  یاد  کند،  او  را  در  میان  جمعی  یاد  می‌کنـم  که  بهتر  از  آن  جمع  هستند.

واقعاً  چه  عظمتی  است‌؟‌!  عظمتی  است ‌که  عقل  و  شعور  نمی‌تواند  آن  را  به  تصوّر  درآورد! خدا  می‌داند که  این  زمین  و کسان  و  چیزهائی ‌که  بر  روی  این  هسـتند،  ذرّۀ  کوچكی  و  ناچیزی  بیش  نیستند،  وقتی ‌که  با افلاک  بزرگ  جهان  مقایسه  می‌گردند.  افلاک  و  چیزها  و کسانی ‌که  در  آنها  هستند،  متعلّق  به  خدايند،  خدائی‌ که  خطاب  به  جهان  هستی  فرمود:  بشو:  فوراً  شد.

(هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ).

او  کسی  است  که  به  شما  عنایت  و  مـرحمت  می‏‎كند،  و  فرشتگانش  بـرای  شـما  تـقاضای  بـخشش  و  آمـرزش  می‌نمایند،  تا  یزدان  (‌جهان  در  پرتو  الطاف  خود  و  دعای  فرشتگان‌)  شما  را  از  تاریکیهای  (‌کفر  و  ضلالت‌)  بیرون  آورد  و  به  نور  (‌ایمان  و  هدایت‌)  برساند.

نور  خدا،  نور  یگانه  و  متّصل  و  فراگیر  است‌.  جز  نور  خدا  تاریکیهائی  است  که  چندگانه  و گوناگون  می‌گردد.  مردمان  وقتی ‌که  از  نور  خدا  بیرون  برون