تند:  مـحمّد  با  همسر  پسرش  ازدواج  نموده  است‌!

از  آنج اکه  این  قضیّه  مقرّر  داشتن  یک  قانون  جدید  بود،  قرآن  به  تایید  و  تأکید  آن  پرداخت‌،  و  شگفتی  و  شگرفی  را  از  آن  برداشت،  و  آن  را  به  ارکان  و  اصول  ساده  و  منطقی  تاریخی  خویش  گرداند:

(مَّا كَانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيمَا فَرَضَ اللَّهُ لَهُ ).

هیچ ‌گونه  گناه  و  تقصیری  بر  پـیغمبر  نیست  در  انجـام  چیزی  که  خدا  بر  او  واجب  و  لازم  کرده  باشد.

خدا  بر  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  واجب  و  لازم ‌گرداند که  با  زینب  ازدواج‌ کـند،  و  رسـم  عرب  را  در  تـحریم  همسران  پسرخوانـدگان  باطل ‌گردانـد.  در  ایـن  صـورت  بر  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  در  این  مسأله  هیچ ‌گونه ‌گناه  و  تـقصیری  نیست‌.  در  این  راستا  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  در  میان  پیغمبران  نوباوه  و  بدعتگذار  نیست‌.

(سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ ).

این  سنّت  الهی‌،  در  مورد  پیغمبران  (‌ملّتهای‌)  پیشین  نـیز  جاری  بوده  است‌.

این  قضیّه‌، ‌کاری  است‌ که  برابر  سنّت  خدا  انجام  پذیرفته  است‌،  سنّتی‌ که  دگرگون  نمی‌شود  و  به  حقائق  اشیاء  تعلّق  می‌بندد،  نه  به  جهان‌بینیها  و  آداب  و  رسوم  ساختگی ‌که  آن  را  مــی‌پایند  و  مصون  و  مـحفو‌ظ  مـی‌نمایند،  جهان‌بینیها  و  آداب  و  رسومی ‌که  بر  پایه  و  اساسی  بند  نیـستند  و  تکيه‌گاهی  از  حقائق  ندارند.

(وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَّقْدُوراً) (38) 

و  فرمان  خدا  همواره  روی  حساب  و  برنامۀ  دقیقی  است  و  باید  به  مرحلۀ  اجراء  درآید.

فرمان  یزدان  هم  از  روی  حساب  است  و  هم  بی‏چون  و  چرا  باید  اجراء  شود.  هيچ  چیزی  و  هیچ‌ کسی  نمی‌تواند  از  آن  جلوگیری ‌کند  و  بر  سر  راه  آن  بایستد.  فرمان  یزدان  از  روی  حکمت  و  آگاهی  و  ارزیابی  مقرّر  و  مقدّر  گردیده  است‌.  در  آن  منظور  شده  است‌ که  خدا  چه  هدفی  د‌ر  آن  دارد.  خدا  ضرورت  و  مقدار  و  اندازه  و  زمان  و  مکان  آن  هدف  را  می‌داند.  ایزد  سبحان  به  پیغمبر  خود  دستور  فرموده  است ‌که  آن  رسم  را  باطل ‌گرداند  و  عملاً  اثرات  آن  را  بزداید  و  محو  نـماید،  و  شـخص  خودش  سابقه  واقعی  این  قـانون  یـزدان  را  پـدیدار  و  نـمودار  گرداند.  چاره‌ای  هم  جز  اجراء  فرمان  یزدان  ندارد.  این  سنّت  خدا  در  میان  پیغمبرانی  هم  بوده  است‌ که  قبلاً  بوده‌اند  و  به  ترک  دنیا گفته‌اند:

(الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ). 

(‌پيغمبران  پیشین‌،  یـعنی  آن‌)  کسـانی  که  (‌برنامه‌ها  و)  رســالتهای  خـدا  را  (‌بــه  مـردم‌)  مـی‌رساندند،  و  از  او  می‌ترسیدند  و  از  کسی  جز  خدا  نمی‌ترسیدند.

برای  مردمان  حسابی  باز  نمی‌کردند  و  بدیشان  اهمّیّت  نمی‌دادند  در کاری  از کارهائی  که  به  رسـالت  مربوط  می‌گردید  و  خدا  آنان  را  بدان  مكلّف  می‌فرمود.  از کسی  جز  خدائی  نمی‌ترسیدند که  آنان  را  برای  تبلیغ  و  عمل  و  اجراء  فرمان  فرستاده  بود.

(وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيباً) (39) 

و  همین  بس  که  خدا  حسابگر  (‌زحمات  و  پـاداش‌دهندۀ  اعمال  آنان‌)  باشد.

تنها  خدا  است‌ که  به  حساب  پیغمبران  می‌رسد،  و  مردمان  را  نسزد که  از  ایشان  حساب  بگیرد.

(مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ ).

محمّد  پدر  (‌نسبی‌)  هیچ  یکی  از  مردان  شما  (‌نه  زید  و  نه  دیگری‌)  نبوده  (‌تا  ازدواج  با  زینب  برای  او  حرام  باشد)‌.  لذا  زيـنب  همـسر  پسـرش  نيست،  و  زیـد  پسر  محمّد  صلّی الله عليه وآله وسلّم  نمی‏باشد.  بلکه  زید  پسر  حارثه  است‌.  در  این  صورت  هیچ‌ گونه‌ گناه  و  تقصیری  بر  پیغـمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم   نیست‌،  وقتی‌ که  با  چشم  حقیقی  واقـع‌بین  بدان  مسأله  نگاه  شود.  پیوند  مو‌جود  در  میان  محمّد  صلّی الله عليه واله وسلّم و  در  میان  جملگی  مسلمانان  - ‌از جمله  زيد  پسر حارثه ‌-  پیوند  پیغمبر  با  قوم  خود  است‌،  و  او  پدر کسی  از  آنان  نمی‌باشد:

(وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ ).

و  بلکه  فرستادۀ  خدا  و  آخرین  پیغمبران  است  (‌و  رابـطۀ  او  با  شما  رابطۀ  نبوّت  و  رهبری  است‌).

بدین  خاطر  او  است ‌که  واپسین  مقرّرات  را  وضع  می‌کند  تا  انسانها  برابر  آنها  راه  بروند،  و  مطابق  با  واپسـین  رسالت  آسمان  برای  زمینیان  زندگی‌ کنند،  رسالتی ‌که  تبدیل  و  تغییری  بعد  از  این  در  آن  روی  نمی‌دهد.  

(وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً) (40) 

و  خدا  از  همه  چیز  آگاه  بوده  و  هست‌.

خدا  ا‌ست‌ که  می‌داند  چه  چيز  برای  این  مردمان  شایسته  و  بایسته  است‌،  و  چه  چیز  ایشان  را  اصلاح  و  رو  به  راه  می‌کند.  خدا  است ‌که  بر  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  واجب  و  لازم  گردانیده  است  آنچه  را که  بر  او  واجب  و  لازم‌ گردانیده  است‌،  و  برای  او  برگزیده  است  و  انتخاب‌ کرده  است  آنچه  را که  برای  او  برگزیده  است  و  انتخاب ‌کرده  است  ...  ایــــن  کــار  بـدان  خـاطر  است  كه هـمسران  پسرخواندگانشان  برای  ایشان  حلال‌ گـردد)  زمـانی  که  پسرخواگان  نيازشان  را  ا‌ز  ا‌یشان  برآوردند،  و  نیازشان  بدیشان  پایان  پذیرفت  و  آنان  را  طلاق  دادند  ... خداوند  این  قانون  را  مقرّر  داشته  است  از  روی  علم  و  اطّلاعی ‌که  به  همه  چیز  دارد،  و  می دانـد  کـدام  یک  از  قوانین  و  مقرّرات  و  تعلیمات‌،  بهتر  و  سازگارتر  است‌،  و  با  مرحمت  او  در  حقّ  مؤمنان  می‌خواند،  و  با گزینش  او  برای  ايشان  موافقت  دارد.

*آن ‌گاه  روند  قرآنی‌ در پیوند  دادن  دلهـا  بدین  معنی  واپسین‌،  و  در  واصل  گرداندن  ايشان  به  یزدان‌،  یزدانی  که  بر  پیغمبر  خود  صلّی الله عليه وآله وسلّم   واجب  و  لازم ‌گردانـیده  است  آنچه  را که  بر  او  واجب  و  لازم‌ گردانیده  است‌،  و  برای  امّت  مسلمان  برگزیده  است  و  انتخاب ‌کرده  است  آنچه  را که  برگزیده  است  و  انـتخاب‌ کـرده  است‌،  به  پـیش  مـی‌رود.  خــدا  برای  امّت  مسـلمان  خیر  و  خوبی  می‌خواهد،  و  دوست  می‌دارد  ایشـان  را  از  تـاریکها  بیرون  بیاورد  و  به  سوی  نور رهنمود گر‌دانـد  و  به  نورشان  برساند:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً (41) وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلاً (42) هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً (43)‏ تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْراً كَرِيماً) (44)

ای  مـؤمنان‌!  بسـیار  خدای  را  یـاد  کنید  (‌و  هرگز  او  را  فراموش  ننمائید)‌.  و  بـامدادان  و  شامگاهان  (‌و  در  همه  وقت  و  آن‌)  به  تسبیح  و  تـقدیس  او  