ْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولا (١٥) وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا (١٦) وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِنَ الْقُرُونِ مِنْ بَعْدِ نُوحٍ وَكَفَى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا (١٧) مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاءُ لِمَنْ نُرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاهَا مَذْمُومًا مَدْحُورًا (١٨) وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُورًا (١٩) كُلا نُمِدُّ هَؤُلاءِ وَهَؤُلاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاءُ رَبِّكَ مَحْظُورًا (٢٠) انْظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلا (٢١) 

این  سوره  - ‌یعنی  سوره  اسراء  - ‌مکی  است‌.  با  تسبیح  و  تقدیس  خدا  می‌آغازد،  و  با  حمد  و  ثنای  او  پایان  می‌پذیرد.  این  سوره  موضوعهای  گوناگونی  را  دربر  داردکه  بیشتر  آنها  درباره  عقیده  است‌.  برخی  از  آنها  نیز  راجع  به  ارکان  و  اصول  رفتار  فردی  وگروهی  و  آداب  و  رسوم  استوار  بر  عقیده  است‌.  داستانهانی  هم  درباره  بنی‏اسرائیل  در  آن  آمده  است‌که  بخشی  از  آن  درباره  مسجدالاقصی  یا  بیت‏المقدس  است‌،  مکانی  که  اسراء‌،  یعنی  سفر  زمینی  معراج  تا  آنجا  صورت‌گرفته  است‌.  گوشه‌ای  از  داستان  آدم  و  ابلیس  و  بزرگداشت  یزدان  در  حق  انسان  نیز  در  این  سوره  ذکرگردیده  است‌.

ولیکن  عنصر  جسته  در  پیکره  سوره‌،  و  محور  موضوعهای  اصلی  آ‌ن‌،  شخص  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم  و  موضعگیری  مردمان  مكه  در  قبال  او  است‌.  از  قران  سخن  می‌رود،  قرانی‌که  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم  آن  را  با  خود  به  ارمغان  آورده  است‌.  سرشت  این  قرآن  به  میان  می‌آید.  از  چیزی  سخن  می‌رودکه  قرآن  مردمان  را  به  سوی  آن  رهنمود  می‌گرداند.  از  نحوه  رفتار  مردمان  مکه  در  برابر  قران  صحبت  می‌شود،  و  بدین  مناسبت  جرّ  مقال  به  سرشت  رسالت  و  پیغمبر‌ان  سر  می‌کشد،  و  از  امتیاز  رسالت  محمّدیه  و  از  قالب  ان  سخن  می‌رود،  قالبی‌که  متکی  بر  معجزات  مادی  و  خوارق  محسوس  نیست‌که  اگر  دیگران  آن  را  نپذیرفتند  و  به  تکذیب  ان  پرداختند  هلاک  شوند.  سخن  می‌رود  از  این‌که  مسوولیت  در  هدایت  و  ضلالت  اعتقادی  فردی  است‌،  و  مسوولیت  گروهی  در  شیوه  رفتار  در  محیط  اجتماعی  است  ...  همه  اینها  پس  از  ان  است‌که  یزدان  سبحان  عذری  برای  مردمان  جای  نمی‌گذارد  و  پیغمبران  را  به  سوی  ایشان  می‌فرستد  تا  مژده  بدهند  و  برحذر  دارند  و  تبيين‌کنند  و  توضیح  و  تفضیل  دهند:
« وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلا »  .
و  ما  هر  چیزی  را  دقیقاً  (‌برای  هدف  و  کاری‌،  معیّن  و)  مشخص  ساخته‌ایم  (‌و  جهان  را  از  روی  نقشه  و  حساب  و  کتاب  آفریده  و  به‌کار  انداخته‌ایم‌)‌. (‌اسراء‌/١٢.)
در  روند  سوره‌،  تسبیح  و  تقدیس  و  حمد  و  ثنای  خدا  و  شکر  و  سپاس  از  نعمتهای  او  تکرار  می‌گردد.  در  دیباچه  سوره  و  آمده است‌:
«  سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأقْصَى...  »  .
تسبیح  و  تقدیس  خدائی  را  سزا  است  که  بنده  خود  (‌محمّد  پسر  عبدالله‌)  را  در  شبی  از  مسجدالحرام  (‌مكه‌)  به  مسجدالاقصی  (‌بیت‌المقدس‌)  برد  ...٠
درباره فرمان  یگانه‌پرستی  یزدان  به  بنی‌اسرائیل‌،  به  یاد  ایشان  می‌آوردکه  آنان  از  نوادگان  مومنانی  هستندکه  با  نوح  بوده‌اند.

«  إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا »  ٠
نوح  بنده  بسیار  سپاسگزاری  بود  (‌و  شما  نیز  همچون  گذشتگان  او را قدوه خود کنید  و بدو تأسی جوئید)‌.  (‌اسراء‌/3)

هنگام  ذکر  ادعاهای  مشرکان  درباره  خداگونه‌ها،  همچون  پیروی  می‌زند:
(  سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ)‌.

خداوند  از  آنچه  آنان  (‌درباره  خدا  به  هم  می‌بافتند  و  از  ناروا  و  نقائصی  که  در  حق  او)  می‏‎گویند،  بسیار  به  دور  و  (‌از  اندیشه  ایشان‌)  خیلی  والاتر  و  بالاتر  است‌.  آسمانهای  هفت‏گانه  و  زمین  و  کسانی  که  در  آنها  هستند  همگی،  تسبیح  خدا  می‏‎گویند  و  (‌با  تنزیه  و  تقدیسش‌،  رضای  او  می‌جویند.  اصلا  نه ‌تنها  آسمانهای  هفت‏گانه  و  زمین‌)  بلکه  هیچ موجودی  نیست  مگر  این  که  (‌به  زبان  حال  یا  قال‌)  حمد  و  ثنای  وی  می‏‎گویند،  ولی  شما  تسبیح  آنها  را  نمی‌فهمید  (‌چرا  که  زبانشان  را  نمی‌دانید  و  از  ساختار  اسرارآمیز  عالم  هستی  و  نظام  پیچیده  جهان  آفرینش  چندان  مطلع  نیستید.  پس  هماهنگ  با  سراسر  جهان  هستی  به  یکتاپرستی  بپردازید  و  از  راستای  جملگی  کنار  نروید  و  دور  نشوید.  درهای  توبه  و  برگشت  به  سوی  یزدان  جهان  به  روی  همگان  باز است).   (‌اسراء‌٤٣/٤٤)

عقاب  خدا،  و  یادآورکردنشان  به  نعمتی‌که  یزدان  بدیشان  عطاء  فرموده  است  بدان‌گاه  که  انسان  را  کرامت  و  حرمت  بخشیده  است‌.  از  چیزی  هم  سخن  می‌رودکه  در  انتظار  فرمانبرداران  و  نافرمایان  است  در  آن  روزی  که  خدا  همه  انسانها  را  همر‌اه  با  نامه‌های  اعمالشان  فرامی‌خواند: 

(يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولَئِكَ يَقْرَءُونَ كِتَابَهُمْ وَلا يُظْلَمُونَ فَتِيلا وَمَنْ كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلا ؟)  .

روزی  همه  انسانها  را  همراه  با  نامه  اعمالشان  فرامی‌خوانیم‌.  آنگاه  هرکس  نامه  اعمالش  به  دست  راستش  داده  شود  (‌جزو  سعادتمندان  است‌)  و  آنان  نامه  اعمالشان  را  (‌شادان  و  خندان‌)  می‌خوانند  و  کمترین  ستمی  بدیشان  نخواهد  شد.  و  هرکس  در  این  (‌جهان‌)  کور  (‌دل  و  گمراه‌)  باشد،  در  آخرت  کورتر  و  گمراه‌تر  خواهد  بود.  (‌چرا  که  وجود  اخروی  انسان‌،  درخت  روئیده  از  دانه  زندگی  دنیوی  او  است‌)‌. (‌اسراء‌٧١ و  ٧2)

آخرین  مرحله‌،  مکر  وکید  مشرکان  در  حق  پیغمبر صلي الله عليه و آله و سلم را  بیان  می‌دارد،  و  ذکر  می‌کندکه  چگونه  مشرکان  تلاش  می‌کردند  او  را  وادارند  از  برخی  از  چیزهائی  دست  بکشد  که  بر  او  نازل‌گردیده  است‌،  و  چگونه  می‌کوشیدند  او  را  ا‌ز  مکه  بیرون‌کنند.  اگر  هم  مشرکا