یر  اوقـات  معیّن  حضوری  درمی‌آید که  همۀ  تاب  و  توان  او  را  به  خـود  اختصاص  می‌دهد  و  بالأخره  به  قید  و  بند  افعال  و  اعمال  مشخّص  ناسازگار  با  سرشت  خدادادیش  کشیده  می‌شود،  ممکن  نیست  بتوا‌ند  فضا  و  عطر  مناسب  خانه  را  به  خانه  ببخشد،  و  ممکن  نیست  به‌ کودک  نـوزاد  خانه  حـقّ  و  حقوق  واقعی  او  را  بدهد  و  از  او  چنان‌ که  باید  مواظبت  و  مراقبت  نماید.  محلّهای  نگاهداری ‌کودکان  زنان‌ کارگر  و کـارمند  هـم  فـضائی  بیش  از  فـضای  هتلها  و  مسافرخانه‌ها  ندارد،  و  در  آنجاها  آن  عطر  و  عبیری  پخش  نمی‌گردد که  در  خانه  به  مشام  مـی‌رسد  و  جـان  می‏بخشد.  حقیقت  خانه  پدیدار  و  نمودار  نمی‌آید  مگـر  زنی  آن  را  بيافریند  و  در  آن  بنشیند.  بوی  خوش  خانه  پخش  نمی‌شود  مگر  این‌ که  همسری  آن  را  بپراکند،  و  مهر  و  عطوفت  خانه  پدیدار  و  نمودار  نمی‌آید  مگر  این  که  مادری  عهده‌دار  خانه  گردد.  زن  یا  همسر  یا  مادری  که  وقت  خود  را  و  تاب  و  تـوان  خود  را  و  نشاط  و  فعّالیّت  روحی  خود  را  صرف  کار کردن  در  بیرون  از  خانه  می‌کند،  در  فضای  خانه  جز  د‌رماندگی  و  خستگی  و  ملولی  و  رنجوری  ندارد  و  بدان  نمی‏‎بخشد.

بیرون  رفتن  زن  برای ‌کار کردن  بلای  خانه  است  و  چه  بسا  ضرورت  و  ناچاری  آن  را  پدید  آورد  و  زن  را  وادار  بدان ‌کند.  ولی  مردمان  خودشان  توانا  بوده  و  بتوا‌نند  از  آن  اجتناب‌ کنند  و  بپرهیزند  و  به  دلخواه  آن  را  برگزینند  و  در پيش ‌گیرند،  این  امر  نفرینی ا‌ست  که گریبانگیر  جانها  و  دلها  و  خردها  می‌گردد  در  قرون  و  اعصاری ‌که  قرون  و  اعصار  واپسگرائی  و  سـرنگونی  و  شـرارت  و  ضلالت  است‌»[5].‌  

و  امّا  بیرون  رفتن  زن  برای  غیر کـار،  بیرون  رفتن  او  برای ‌گشت  و گذار  با  مردان  و  اختلاط  با  ایشان‌،  و  برای  رفــتن  بـه  تـفرّجگاه‌ها  و  جایگاه‌های  سرگرمیها  و  خوشگذرانیها،  و  برای  پـلکیدن  در  بـاشگاه‌ها  و  در  مجالس ‌گـردهمآئیها،  و  .  .  .  ایـن  نوع  بیرون  رفـتنها  سرنگون  شـدن  به  لجنزاری  است‌ کـه  بشـر  را  به  چراگاه‌های  چهارپایان  برمی‌گرداند.زنان  در  زمان  حیات  پیغمبر  خدا  صلّی اله عليه وآله وسلّم  برای  نثار  بیرون  می‌آمدند،  و  شـرع  اینان  را  از  ایـن‌ کار  بـازنمی‌داشت‌.  و لیکـن  آن  روز  و  روزگـار،  روز  و  روزگار  عفّت  و  پاکدامنی  و  تقوا  و  پرهیزگاری  بود.  زن  برای  نـماز  پـوشیده  بیرون  مـی‌آمد  و کسی  او  را  نمی‌شناخت‌،  و  مکانی  از  مکانهای  فتنه‌انگیز  او  پدیدار  و  نمایان  نمی‌شد.  با  وجود  این  بعد  از  وفات  پیغمبـر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  عائشه  -  رضی ‌الله‌ ‌عنها  -  دوست  نـمی‌داشت  زنان  برای  نماز  هم  بيرون  بیایند!

در  صحیح  مسلم  و  بخاری  نیز  آمده  است‌ که  عـائشه  -  رضی ‌الله ‌عنها  -‌ گفته  ا‌ست‌:  زنان  مؤمنان  در  نماز  صبح  حاضر  می‌آمدند  و  با  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  نماز  را  بجای  می‌آوردند  و  سپس  برمی‌گشتند،  در  حالی ‌که  چادرهای  خود  را  بر  خویشتن  می‌ا‌نداختند  و  به  سبب  تاریکی  شناخته  نمی‌شدند.

در  صحیح  مسلم  و  بخاری  باز  هم  آمده  است ‌که  عائشه  -  رضی ‌الله ‌عنها  -‌ گفته  است‌:  اگر  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  می‌دید  که  زنان  چه  می کنند،  ایشان  را  از  حضور  در  مسـاجد  بازمی‌داشت‌،  همان ‌گو‌نه  که  زنان  بنی‏اسرائیل  بازداشته  شده اند!

در  روزگار  عائشه  -  رضی ‌ا‌لله‌ عنها  -  زنان  چه  کرده‌انـد؟  چه  چیز  ممکن  است  بکنند  تا عائشه‌- ‌رضی ‌الله ‌عـنها  -  معتقد  شود  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم‌ اگر  این  را  می‌دید  ایشان  را  از  حضور  در  مساجد  برای  ادای  نماز  بازمی‌داشت‌؟‌!  آنچه  در  زمان  عائشه  -‌رضی ‌الله‌ عنها  -  بو‌ده  است ‌کجا  و  آنچه  ما  در  زمان  خود  می‌بینیم ‌کجا؟‌!

(وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى ).

و  همچون  جاهلیّت  پیشین  در  میان  مردم  ظاهر نشوید  و  خودنمائی  نکنید  (‌و  انـدام  و  وســائل  زینت  خود  را  در  معرض  تماشای  دیگران  قرار  ندهید).

این  امر  وقتی  است ‌که  ناچار  باید  بیرون  رفت‌،  و  پس  از  مـاندن  در  خانه‌ها  ضرورت  خروج  از  مـنازل  پـیش  می‌آید.  زن  در  دورۀ  جاهلیّت  در  مـیان  مردمان  ظـاهر  می‌شد  و  خود‌نمائی  می‌کرد.  ولی  تمام  تصویرها  و  شكلهائی ‌که  دربارۀ  ظاهر  شدن  و  خودنمائی  کردن  زن  در  دوران  جاهلیّت  پیشین  روایت  می‌گردد،  ساده  یا  موقّر  بشمار  می‌آیند  زمانی که  با  ظاهر  شـدن  و  خودنمائی  کردن  زنان  روزگار  مـا  سـنجیده  می‌شوند  و  مقایسه  می‌گردند،  یعنی  روزگار  جاهلیّت‌ کنونی  ما!

مجاهد گفته  است‌:  زن  بیرون  می‌آمد  و  در  میان  مردان  رفت  و  آمد  می‌کرد.  این ‌کار  ظاهر  شدن  و  خودنمائی  کردن  دورۀ  جاهلیّت  بشمار  آمده  است‌.

قتاده‌ گفته  است‌:  زنان  با  ناز  و کرشمه  و  لنجه  و  عشوه  می‌خرامیدند،  و  خداوند  بزرگوار  از  آن  نهی  فرمود.  مقاتل  پسر  حیّان ‌گفته  است‌:  ظاهر  شـدن  و  خودنمائی  کردن  این  بود که  زن  روسری  بر  سرش  می‌انداخت  ولی  آن  را  محکم  نمی بست  و  جواهرات  و  زیـنت‌آلات  و  گوشواره‌ها  و گردنش  را  بدین  سو  و  بدان  سو  می‌گرداند  و  می‌چرخاند  و  همۀ  ایـنها  نمایان  می‌گردید  و  دیده  می‌شد.  ظاهر  شدن  و  خودنمائی ‌کردن  همین  بود!

ابن کثیر  در  تفسیر  خود گفته  است‌:  زنی  از  زنان  از  میان  مـردان  می‌گذشت  در  حالی‌ که  سـینه‌اش  را  لخت  و  پـدیدار  می‌کرد  و  چیزی  آن  را  نـمی‌پو‌شاند.  گـاهی  گردنش  و کاکلها  و گوشواره‌هایش  را  نیز  نشان  می‌داد.  این  بود که  حدا  به  زنان  مؤمن  دستور  فرمود که  سیماها  و  احوال  و  اوضاع  خود  را  بپایند  و  پنهان  نمایند.

اینها  صورتها  و  شعلهای  خوآارائی  و  خـودنما‌ئی  در  جاهلیّتی  ا‌ست  كه  قرآ‌ن  مجید  به  چاره‌جوئی  آنها  پرداخته  ا‌ست‌،  تا  جامعه  اسلامی  را  از  پیامدها  و  آثار  آنها  پاك  بدا‌رد،  و  انگيزه‌های  فتنه  و  فساد  را  ا‌ز  آن  به  دور  نماید،  و  عوامل  گمراهی  را  از  سر  را‌ه  آن  برد‌ارد،  و  عادات  و  آداب  و  جـهان‌بینیها  و  ا‌ندیشه‌ها  و  بینشهای  جامعۀ  اسلامی  را  بالا  برد،  و  ذوق  آن  را  والا  گرداند.  

می گوئيم : ذوق... چه ذوق آدمی كه شيدای زيبائيها و دلربائیهای  تن  لخت  می‏‎گردد  يك  ذوق  زمخت  ابتدا‌ئی  است‌.  بدون  شكّ  همچون  ذوقی  پائین‌تر  از  ذوقی  ا‌ست  كه  شیدای  جمال  متین  حشمت  و  وقار  می‌گردد،  جمالی كه اشاره به جمال روحی، و جمال عفّت، و جمال  ا‌حساسها  و  ادراكها  و  فهمها  و  شعو‌رها  دارد.

اين مقياس و معيار، در شناخت اوجگيری سطح بشری و ترقّی آن به اشتباه نمی رود، و راه خطا نمی پويد. زيرا حشمت و وقار زيبا است و زيبائی آن حقيقی و والا است‌،  و لیكن  دارندگان  ذوق  زمخت  جاهلی  آن  را  