دن  غریزه‌،  و  برطرف  نمودن  گرسنگی  جسمانی‌،  و  برای  خاموش‌ کـردن  آتش  سـرکش ‌گـوشت  و  خون  نیست‌.  بلکه  پیوند  میان  دو  موجود  زندۀ  انسان  نام  است  که  از  یک  جنس  بوده  و  همنوع  هسـتند،  و  میانشان  محبّت  و  مرحمت  و  مـهر  و  عطوفت‌،  و  در  تماسشان  آرامش  و  آسایش  است‌.  این  پیوند  دارای  هدفی  است  که  خدا  آن  را  در  آفـرینش  انسـان  قرار  داده  است‌،  و  آبادانی  زمین  را  بدان  مربوط  فرموده  است‌،  و  خلافت  انسان  برابر  قانون  یزدان  در  زمین  را  بر  آن  استوار  داشته است.

همچنین  اسلام  به  روابط  خانوادگی  پرداخت‌،  و  خانواده  را  پایۀ  بنیادین  نظم  و  نظام  اجتماعی ‌کـرد،  و  آن  را  کودکستانی  بشمار  آورد كه  در  آن  نسلها  پدید  می‌آیند  و  رشد  و  نموّ  می‌نمایند  و  پا  به  پا  می‌روند  و  پلّه  پـلّه  اوج  می‌گیرند  و  مدارج  زندگی  را  طیّ  می‌کنند.  اسـلام  تضمینهای  حمایت  و  حفاظت  این ‌کو‌دکستان  را  بیشتر  و  بیشتر  می‌نماید،  و  در  راه  پاک  و  پاکیزه  نگاه  داشتن  آن  از  هر گونه  احساسها  و  جهان‌بینیهائی ‌کـه  فـضای  آن  را  بیالاید کوشش  می‌کند  و  به  تلاش  می ایستد.

قـــانونگذاری  برای  خـانواده  بخش  زیـادی  از  قانونگذ‌اریهای  اسلام  را  به  خود  اختصاص  می‌دهد،  و  گسترۀ  قابل  ملاحظه‌ای  از آیات  قرآن  را  دربر  می‌گیرد.  در کنار  قانونگذاری‌،  رهنمود  مستمرّی  به  تقویت  ایـن  قاعدۀ  اصلی  است‌،  قاعده‌ای  که  جامعه  بر  آن  استوار  و  پایدار  می‌گردد،  به ‌ویژه  در  مسأله‌ای‌ که  به  پاکی  روحی‌،  و  به  نظافت  روابط  دو  جنس‌،  و  به  مصون  و  محفو‌ظ  داشتن  روابط  آن  دو  جنس  از  هر گونه  آلودگی  و  هرزه‌درائی  و  نابهنجاری،  و  زدودن  آن  روابط  از  جهش  و  پرش  شهوانی‌،  حتّی  در  تـماسهای  سره  جسـمانی‌،  مربوط  می‌گردد.

در  ایــن  سوره،  نـظم  و  نـظام  اجتماعی‌،  و کارهای  خانوادگی‌،‌ گسترۀ  فراخی  و  بخش  عظیمی  را  به  خود  اخـتصاص  می‌دهد.  در  ایـن  آیـاتی‌ که  ما  بدانها  می‌پردازیـم‌،  سخنی  با  همسران  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  زده  مـی‌شود،  و  ایشـان  رهنمود  می‌گردند  به  چگونگی  رفتاری‌ که  با  مردمان  خواهند  داشت‌،  و  خویشتن  را  چگونه  باید  نپایند  و  چگو‌نه  رفتار  نـمایند،  و  با  خدا  چگونه  باید  بـاشند.  رهنمودی  است ‌که  خـدا  در  آن  بدیشان  می‌فرماید:

(إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) (33) 

خداونـد  قطعاً  مـی‌خواهـد  پـلیدی  را  از  شما  اهـل  بـیت  (‌پیغمبر)  دور  کند  و  شما  را  کاملاً  پاک  سازد.

بیائید  با  یکدیگر  به  وسائلی  بنگریم ‌که  نـاپاکی  را  می‌زدایند،  و  وسائلی  را  مشاهده  نمائیم ‌که  پاکی  را  به  وجود  می‌آورند،  وسائلی ‌که  یزدان  سبحان  از  آنـها  با  همسران  پیغمبر  صلّی الله عليه واله وسلّم‌ سخن  می گو‌ید،  و  ایشـان  را  بدانها  می‌خواند.  آنان‌ که  اهل  بیت  هستند،  و  هـمسران  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم‌ و  پاک‌ترین  زنانی  هستند که  زمین  ایشان  را  به  خود  دیده  است‌.  معلوم  است‌ که  زنان  دیگر  به  این  وسائل  نیاز  بیشتری  از  خانمهائی  دارنـد که  در کنف  حـمایت  پیغمبر  خـدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم و  در  خـانۀ  والای  او  زیسته‌اند.

خداوند  بزرگوار  همسران  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم‌ را  به  مقام  بالا  و  مكا‌نت  والائی  توجّه  می‌د‌هد که  از  آن  برخوردارند.  و  برتری  ایشان  را  بر  همۀ  زنـان  ديگر  بیان  و  بدیشان  گوشزد  می‌فرماید،  و  امتیاز  آنان  را  در  میان  زنان  جهان  بیان  می‌نماید.  این  مقام  والا  و  این  امتیاز  بالا  وقتی  بر  ایشان  محفو‌ظ  و  بدیشان  اختصاص  دارد  اگر  حقّ  ایـن  مقام  و  این  امتیاز  را  به  تمام  و کمال  مراعات  بدارند  و  برابر  مقضیات  آن  عمل  بکنند:

(يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ ).

ای  همسران  پیغمبر!  شما  (‌در  فضل  و  شرف‌)  مثل  هــیچ  یک  از  زنان  (‌عادی  مردم‌)  نیستید.  اگر  پرهیزگار  باشید.  

شما  مثل  هیچ  یک  از  زنان  نیستید  اگرپ رهیزکار  باشید  ...  چه  شما  در  مکانت  و  منزلتی  هستید که ‌کسی  با  شما  در  آن  شرکت  ندارد  و  بدان  نمی‌رسد،  و  شما  هم ‌کسی  را  در  آن  شرکت  نمی‌دهید  و  بدانجا  نمی‌رسانید.  ولی  ایـن  مکانت  و  مـنزلت  در  پـرتو  تقوا  و  پـرهیزگاری  دست  می‌دهد  و  ماندگار  می‌ماند.  مسأله  تنها  نزدیکی  و  قرابت  با  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  نیست‌.  بلکه  باید  حـقّ  و  حقوق  ایـن  نزدیکی  و  قرابت  را  در خویشتن  مراعات ‌کنید  و  پـاس  آن  را  بدارید.

این  حقّ  و  حقوق  حتمی  و  قاطعانه‌ای  است‌ که  این  آئین  بر  آن  استوار  و  ماندگار  می‌ماند،  و  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه واله وسلّم   آن  را  مقرّر و  بیان  می‌فرماید،  بدان  هنگام ‌که  اهل  و  خویشان  خود  را  فریاد  می‌دارد که  مکانت  و  مـنزلت  خویشاوندی  ایشان  با  او  آنان  را گول  نزند.  چه  او  اصلاً  نمی‌تواند  برایشان  در  پیشگاه  یزدان ‌کاری  بکند:

(يا فاطمة ابنة محمد . يا صفية ابنة عبد المطلب . يا بني عبد المطلب . لا أملك لكم من الله شيئا . سلوني من مالي ما شئتم ).[2]

  ای  فاطمه  دختر  محمّد!  ای  صفیه  دختر  عبدالمـطّلب‌!  ای  پسـران  عبدالمطّلب‌!  مـن  در  پیشگاه  خدا  بـرای  شما  نـمی‌توانـم  کاری  بکنم‌.  از  دارائـی  و  ثروتم  هـر چـه  را  می‌خواهید  از  من  درخواست  نمائید.

در  روایت  دیگری  آمده  است‌:

(يا معشر قريش أنقذوا أنفسكم من النار . يا معشر بني كعب أنقذوا أنفسكم من النار . يا معشر بني هاشم أنقذوا أنفسكم من النار . يا معشر بني عبد المطلب أنقذوا أنفسكم من النار . يا فاطمة بنت محمد أنقذي نفسك من النار . فإني والله لا أملك لكم من الله شيئا , إلا أن لكم رحما سأبلها ببلالها " .). [3]

ای  گروه  قریش  خویشتن  را  از  آتش  برهانید.  ای  گروه  بــنی‌كعب  خـویشتن  را  از  آتش  بـرهانید.  ای  گروه  بنی‌هاشم  خویشتن  را  از  آتش  برهانید.  ای  گروه  پسران  عـبدالمطّلب  خویشتن  را  از  آتش  بـرهانید.  ای  فـاطمه  دختر  محمد  خود  را  از  آتش  برهان‌.  زیـرا  مـن  بـه  خدا  سوگند  در  پیشگاه  خدا  نمی‌توانم  برای  شما  کاری  بکنم‌.  تنها  چیزی  که  هست  این  است  شما  بـا  مـن  صلۀ  رحم  دارید  و  آن  چنان  که  لازم  است  آن  را  مراعات  می‌دارم  و  حقّ  آن  را  بجای  می‌آورم‌.

بعد  از  آن‌ که  خداوند  مکانت  و  مـنزلت  همسران  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌را  بیان  می‌فرماید،  مكانت  و منزلتی‌ که  با  حـقّ  و  حقوق  لازمـه‌اش  بـدان  مـی‌رسند که  تقوا  و  پرهیزگاری  است‌،  وسـائلی  را  بیان  می‌دارد که  خدا  می‌خواهد  با  آنها  ناپاکی  و  پلیدی  را  از  اهل  بیت  به  دور  نماید  و  ایشان  را کاملاً  پاک  و  پاکیزه  بدارد:

(فلا تخضعن بالقول , فيطمع الذي ف