كُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً (33) وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفاً خَبِيراً (34) إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً) (35)‏

ایـن  درس  سـوم  سورۀ  احـزاب  است‌.  این  درس  به  همسران  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  اختصاص  دارد.  و لیکن  در  آخر  آن  پاداش  جملگی  مردان  و  زنـان  مسـلمان  به  مـیان  می‌آید  و  از  آن  سخن  می‌رود.  در  اوائل  این  سوره  از  همسران  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  تحت  عنوان‌:  «‌أمّهات  المؤ‌منین‌»  یعنی  مادران  مسلمانان‌،  سخن  رفته  است‌.  این  مـادری‌،  وظائف  و  تکالیف  و  مشکلات  و  مشقّات  خود  را  دارد.  

مرتبۀ  والائی‌ که  زنان  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌بـا  ایـن  توصیف  استحقاق  آن  را  پیدا  می کنند،  و  همچنین  منزلتی ‌که  در  سایۀ  همسری  با  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم به  دست  می‌آورند،  این  دو  چیز  نیز وظائف  و تکالیف  و  مشکلات  و  مشقّات  خود  را  می‏طلبد.  در  این  درس  چیزی  از  این  وظائف  و  تکالیف  و  مشکلات  و  مشـقّات  بیان  می‌شود،  و  از  ارزشهائی  سخن  می‌رود که  خداوند  خواسته  است  خانۀ  پاک  نبوّت  آنها  را  در خویشتن  مجسّم  و  نمودار گرداند،  و  بر اساس  آنها  برقرار  و  پـایدار  شود،  و  در  آن  خـانه  نورافکنی ‌گردند که  رهروان  در  پرتو  آن  نورافکن  رهنمود  و  راهیاب  شوند.

*
(يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحاً جَمِيلاً (28) وَإِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنكُنَّ أَجْراً عَظِيماً) (29) 

ای  پیغمبر!  به  همسران  خود  بگو:  اگر شما  زندگی  دنیا  و  زرق  و  برق  آن  را  می‌خواهید،  بیائید  تا  به  شما  هـدیّه‌ای  مناسب  بدهم  و  شما  را  به  طرز  نیکوئی  رها  سازم‌.  و  امّا  اگر  شما  خدا  و  پیغمبرش  و  سرای  آخرت  را  می‌خواهید  (‌و  به  زندگی  ساده  از  نظر  مادی‌،  و  احیاناً  محرومیّتها  قـانع  هسـتید)  خداونـد  بـرای  نيكوكاران  شما  پـاداش  بزرگی  را  آماده  ساخته  است‌.

پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  برای  خود  و  برای  اهل  بیت  خـویش  زندگانی  معمولی  و  بسنده  را  در پیش ‌گرفته  بود.  این  هم  نه  بدان  خاطر  بود که  از  متاع  دنیوی  بی‌بهره  باشد.  بلکه  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  ‌تا  بدانجا  زنده  ماند  و  زنـدگی ‌کرد که  سـرزمینهائی  فـتح‌ گردید،  و غنائم  فراوان  شد،  و  درآمدهای  سرزمینهائی‌ که  مردمان  آنجاها  بدون  جنگ  تسلیم‌ گردیده  بودند  فزونی  یافت‌،  و کسـانی ‌که  قبلاً  اموال  و  دارائی  نداشتند  ثروتمند  شدند.  با  وجود  همۀ  اینها گاهی  یک  ماه  می‌گذشت  و  آتشی  برای  پخت  و  پز  در  منازل  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  روشن  نمی‌گردید.  هر چند که  آن  حضرت  صدقه‌ها  و  بخشش‏ها  و  هديّه‌هائی  می‌داد.  امّا  انتخاب  چنین‌ کاری  بدان  خاطر  بود که  بر  لذائذ  زندگی  دنیوی  و  بر  جاذبه  و کشش  اموال  دنیوی  چیره  شود  و  غلبه  پیدا کند،  و  رغبت  خالصانه‌ا‌ی  و  عشق  مخلصانه‌ای  به  چیزی  داشته  باشد که  در  نزد  خدا  است‌،  رغبت  و  عشق‌ کسی ‌که  دارا  و  توانـا  است  و لیکـن  پـاکدامـنی  می‌ورزد  و  بر نفس  خود  چیره  می‌شود  و غلبه  می‌کند  و  راه  خداپسندانه  را  می‌سپرد  .  .  .  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  از  سوی  عقیده‌اش  و  از  سوی  شریعتش  مکلّف  و  مجبور  نبود که  این  نوع  زندگی  را  برای  خود  و  برای  اهل  بیت  خویش  برگزیند  و  در پیش‌ گیرد.  چه  در  عقیده‌ا‌ش  و  در  شریعتش  لذائذ  و  خوشیها  و  استفادۀ  از کالاها  و  متاعها  حرام  نبوده  است‌،  و  آنها  را  بر  خـود  حرام  و  قدغن  نفرموده  است  وقتی‌ که  بدون  تکلّف  و  به  طور  معمولی  برای  او  حاصل  آمده  است‌،  و  به‌ گو‌نۀ  تصادفی  و  اتّفاقی  برایش  مهیّا گردیده  است‌.  نه  این‌ که  به  دنبال  آنها  بدود،  و  شیفته  و  شیدای  آنها  بشود،  و  سراپا  غرق  در  آنـها  و  سرگرم  بدانها گردد  .  .  .  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  امّت  خود  را  نیز  مکلّف  نکرده  است  و  وادار  نفرموده  است‌ که  بسان  او  زندگی ‌کنند،  زندگی‌ای‌ که  آن  جناب  برای  خود  ا‌ختیار  و  در پیش‌ گرفته  بود.  امّا  اگـر کسی  خواست  همچون  زندگی‌ای  را  برگزیند  و  بخواهد  بر  لذائـذ  و کالاها  و  متاعها  چیره  شود  و  غلبه‌ کند،  و  خویش  را  از  جاذبه‌ها  و  سنگینیهای  آن  برهاند  و  آزاد گرداند،  و  خویشتن  را  بـه  جائی  برساند که  در  آنجا  آزادی‌ کامل  از  خواسـتها  و  آرزوهای  نفس  است‌،  هیچ  مانعی  نیست‌.

و لیکن  زنان  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم زنانی  از  آدمیزادگان  بودند،  و  همان  خواستها  و  آرزوهائی  داشتند که  انسانها  دارند.  با  وجود  فضيلت  و کرامت  و  قربتی ‌که  به  سرچشمه‌های  نبوّت  بزرگ  و  سترگ  داشتند،  علاقه  و  رغبت  سرشتی  به  لذائذ  و کالاهای  زندگی  در  دلها  و  درونهایش  زنـده  بود.  وقتی ‌که  فراخی  نعمت  و  رفاهی  را  دیدند که  خدا  برای  پیغمبرش  و  برای  مؤمنان  ریزان  و  فراوان  فرموده  است‌،  به  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  مراجعه ‌کردند  و  درخواست  نفقه  و  هزينۀ  زندگی‌ کردند.  این  درخواست  را  با  خوشی  و  روی‌ گشاده  نپذیرفت  و  پذیرۀ  آن  نرفت‌،  و  بلکه  با  این  درخواست  با  غم  و  اندوه  و  ناخشنودی  روبرو  گردید.  چرا که  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  می‌خوا‌ست  نـفس  او  آن ‌گو‌نه  زندگی ‌کند که  او  برای  آن  انتخاب ‌کرده  بود.  نـفس  او  آزاد  و  رها  و  والا  و  بالا  از  لذ‌ائذ  و کالاهای  دنیا  زندگی  نماید،  و  به‌ کفاف  معاش  راضی  و  خشنود  باشد،  و  از  سرگرم  شدن  به  لذائذ  و کالاها  بپراید  و کم‌ترین  توجّهی  بدانها  ننماید.  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  می‌خواست‌ که  زنـدگی  خودش  و  زندگی ‌کسـانی‌ که  بدو  پـناه  می‌آورند  و  می‌گرایند  بالای  آن  افق  بالای  درخشان  پاکی  باشد 