گاه روند قرآنی گام فراخ‌تر و بلندتری در نشان دادن ضعف ننگین برمی‌دارد:

(وَإِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ).

حتی اگر هم مگس چیزی را از آنان بستاند و برگیرد، نمی‌توانند آن را از او بازپس گیرند و برهانند.

خدایان دروغین آنان نمی‌توانند چیزی از مگس را برهانند و بازپس‌گردانند وقتی که مگس آن چیز را از ایشان برباید و سلب نماید، این خدایان دروغین چه بتها باشند و چه اشخاص‌! مردمان مقتدر زیادی هستند مگس چیزی را از ایشان می‌رباید و سلب می‌نماید، ولی ایشان قدرت بازپسگیری آن چیز را از او ندارند. مگس به خصوص انتخاب شده است‌، چون ضعیف و ناچیز است‌. امّا در عین حال خطرناک‌ترین بیماریها را منتقل می‌کند و نفیس‌ترین وگرانبهاترین چیز را سلب می‌نماید: چشمها و اندامها را سلب می‌کند. حیات و جان را سلب می‌کند ... مگس میکرب سل و تیفوئید و دیسانتری و تراخم را با خود حمل می‌کند ... مگس‌که ضعیف و حقیر است چیزی را سلب می‌کند و می‌گیردکه راهی برای رهائی و بازپسگیری آن نیست‌!

این نیز حقیقت دیگری است که روش اعجازانگیز قرآنی آن را به‌کار می‏‎برد ... اگر قرآن می‌فرمود: اگر درندگان چیزی را سلب‌کنند و برگیرند، خداگونگان نمی‌توانند آن را از درندگان بازپس‌گیرند و برگردانند ... این مثال اشاره به قدرت می‌داشت بجای آن‌که بیانگر ضعف باشد. درندگان چیزی را سلب نمی‌نمایند و نمی‌ربایندکه بزرگتر از آن چیزی باشدکه مگس آن را سلب می‌نماید و می‌رباید! ولیکن این شیوه‌، شیوه شگفت‌انگیز قرآنی است‌!

این مثال تصویرگر و الهام‌بخش پایان می‌پذیرد با چنین پیروی‌:

(ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ).

هم طالب (‌که مگس ناچیز است‌) و هم مطلوب (‌که بتان سنگی و یا معبودهای دروغینند) درمانده و ناتوانند.

این پیرو برای این است‌که سایه‌ای را مقرر داردکه مثال می‌اندازد، و پیامی را برساندکه مثال آن را به حسها و شعورها و دلها و درونها مخابره می‌کند!

در مناسب‌ترین ظروف و شرائط‌، بدان‌گاه‌که دلها و درونها از عیب و ننگ وکوچکی و ناچیزی ضعف و ناتوانی خداگونگان ادعائی لبریز است‌، روند قرآنی مشرکان را از بداندیشی ایشان درباره خدا تهدید می‌کند و بر آنان می‌تازد، و قدرت خدای راستین را بیان می‌دارد، خدائی‌که سزاوار است معبود باشد:

(مَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ).

آنان خدای را آن‌گونه که باید بشناسند نشاخته‌اند (‌چرا که سنگها و دیگر آفریدگان عاجز و ضعیف را همتای خدا می‌سازند)‌. به حقیقت خدا توانا (‌بر هر کاری و) چیره (‌بر هر چیزی‌) است‌. (‌چرا که همه کائنات را آفریده است‌. او همچون بتان و معبودان دروغین نیست که بر آفرینش مگسی توانائی ندارند)‌.

آنان خدا را آن‌گونه‌که باید و شاید بشناسند نشناخته‌اند. آنان این خدایان درمانده و ناتوانی را شریک خدا می‌سازندکه مگس ناچیزی را نمی‌آفرینند اگر هم همگان‌گرد آیند و همدیگر راکمک نمایند. بلکه اگر مگس چیزی‌را از ایشان سلب نماید و برباید نمی‌توانند آن چیز را از او بازپس بگیرند و برگردانند! آنان خدا را آن‌گونه‌که باید و شاید بشناسند نشناخته‌اند. ایشان آثار قدرت خدا را می‏بینند، و زیبائیها و شگفتیهای آفریدگان او را مشاهده می‌کنند، با این وجود کسانی را انباز خدا می‌سازند که نمی‌توانند مگس ناچیزی را بیافرینند!

آنان خدا را آن‌گونه‌که باید و شاید بشناسند نشناخته‌اند. ایشان مدد و یاری می‏‎طلبند از این خداگونگان ناتوان و درمانده از رهائی بخشیدن و بازپس‌گرداندن چیزی‌که مگس آن را سلب می‌کند و می‌رباید، و به ترک خداوند توانا و چیره می‌گویند! این بیان است و سرکوبی است در سخت‌ترین موقعیتهایی ‌که مناسب خشوع و خضوع است!

در اینجا روند قرآنی بیان می‌کندکه خدای توانا و چیره‌، پیام‌آورانی را از میان فرشتگان برمی‏گزیند و آنان را به سوی پیغمبران روانه می‌کند. پیغمبران خود را نیز از میان مردمان برمی‏گزیند و ایشان را به سوی انسانها روانه می‌سازد. این‌کار را هم از روی دانش و آگاهی و قدرت می‌کند:

(اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلائِكَةِ رُسُلا وَمِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ. يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ).

خداوند از میان فرشتگان پیام‌آورانی (‌همچون جبرئیل‌) را برمی‏گزیند (‌و به سوی انبیاء گسیل می‌دارد) و هم از میان انسانها پیغمبرانی (‌همچون موسی و عیسی و محمد) را (‌برمی‌گزیند و به سوی مردم می‌فرستد، و از کار همه آنان باخبر است‌) چرا که خداوند شنوا و بینا است‌.

از جانب صاحب قدرت و عزت‌،‌گزینش فرشتگان و پیغبمران صورت می‌پذیرد. از جانب قدرتمند چیره‌ محمّد (صلی الله علیه و سلم) آمده است‌. با دلیل و برهان از سوی یزدان توانای چیره‌ای آمده است‌که او را انتخاب‌کرده است و برگزیده است‌. پس چگونه آنان‌کسانی‌که به همچون خداگونگان ناتوان درمانده ننگینی پناه می‏‎برند و تکیه می‌کنند، تاب مقاومت با او را دارند؟‌!

(إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ).

خداوند شنوا و بینا است‌.

خدا میشنود و می‌بیند و می‌داند:

(يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ).

خداوند می‌داند آنحه را در پیش روی آنان است (‌که حال و آینده ایشان است‌) و می‌داند آنچه را که در پشت سر آنان است (‌و گذشته ایشان است‌)‌.

خدا کاملا می‌داند و دانستن او هم شامل و فراگیر است‌. چیزی از حاضر و غائب و نزدیک و دور، از علم خدا به در نمی‌رود و پنهان و نهان نمی‌شود.

(وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ).

و همه کارها به خدا بازگردانده می‌شود (‌و مرجع کلیه امور او است و همگان در برابرش مسؤول می‌باشند)‌. خدا داور واپسین است‌. قدرت و قوت و غلبه و اداره امور، ازآن او است‌.

*
اکنون که روند قرآنی پرده از چیزهائی همچون بی‌خردی و ناتوانی برداشته است‌که در پرستش و کرنش مشرکان نهفته است‌، وکوتاه‌بینی و نادانی موجود در عبادتشان را برملاکرده است‌، خطاب را متوجه ملت مسلمان می‌سازد، تا به وظائف و تکالیف دعوت خود برخیزند، و بر راستای برنامه ریشه‌دار و استوار خویش ماندگار شوند و رهسپارگردند:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ. وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَفِي هَذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْم