 راه هدایتی‌. و اگر با تو به ستیز پرداختند، پس (‌با ایشان ستیزه مکن و بلکه‌) بگو: خدا از کارهائی که می‌کنید آگاه‌تر از هر کسی است (‌و آشنا به اباطیلی است که میگوئید، و مطلع از تحریفی است که نسبت به کتابهای آسمانی روا می‌دارید)‌. خداوند در روز رستاخیز میان شما درباره آنچه اختلاف می‌ورزید داوری می‌کند (‌و راهیاب را ثواب و گمراه را عقاب می‌دهد. ای عاقل‌!) مگر نمی‌دانی خداوند قطعا مطلع است از همه چیزهائی که در آسمان و زمین است (‌و چیزی از اعمال و اقوال مردم بر او مخفی نمی‌ماند) و همه چیزها در کتابی (‌به نام لوح محفوظ‌) ثبت و ضبط است‌، و مسلمّا این کار برای خدا ساده و آسان است‌.

هر ملتی دارای برنامه‌ای و شیوه‌ای در زندگی و پندار و رفتار و باور است‌. این برنامه تابع و فرمانبردار قوانین خدا در اداره سرشتها و دلها برابر انگیزه‌ها و پاسخگوئیها است‌. این قوانین‌، سنن ثابتی و مستمری و دقیقی است‌. ملتی که دریچه‌های دلهای خود را برای انگیزه‌های هدایت و دلائل آن در جهان بیرون و درون باز می‌کند، ملتی است که به خدا راهیاب گردیده است در پرتو راهیابی به قوانین خداکه انسان را به شناخت خدا و اطاعت از او رهنمود و رهنمون می‌گردانند. و ملتی که دریچه‌های دلهای خود را بر روی این انگیزه ها و دلائل می‌بندد، ملت گمراهی است که برگمراهی خود می‌افزاید هر زمان که از هدایت و انگیزه‌های هدایت خویشتن را به دور می‌نماید.

بدین منوال خدا برای هر ملتی مراسم شریعت و برنامه عبادتی قرار داده است‌[2] و آنان بدان عمل می‌کنند و برابر آن رفتار می‌نمایند ... در این صورت دیگر انگیزه‌ای برای این نمی‌ماندکه پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) خود را سرگرم جدال و ستیز با مشرکان‌گرداند، در حالی‌که آنان خویشتن را از مراسم شریعت و برنامه عبادت هدایت آسمانی بازمی‌دارند، و به مراسم و عبادت ضلالت فرومی‌روند. خدا به پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) دستور می‌دهد بدیشان فرصت ندهدکه با او درباره‌کار و بارش کشمکش و ستیزکنند، و به جدال درباره برنامه‌اش بپردازند. همچنین بدو دستور می‌دهد که برابر برنامه خود به جلو برود و عمل بکند و به جدال ستیزه‌گران توجه ننماید و خویشتن را سرگرم نکند. برنامه او برنامه راست و درستی است‌:

(وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُسْتَقِيمٍ).

تو به سوی پروردگارت دعوت کن که (‌راه راست همین است که تو می‌پوئی و) تو قطعا بر راستای راه هدایتی‌.

بایدکه او مطمئن باشدکه در این صورت بر راستای برنامه خدا است‌، و بر هدایت در راه درست قرار دارد ... اگر قوم او سر راه را بر اوگرفتند و به جدال و ستیزه‌اش پرداختند، سخن راکوتاه و مختصرکند. 

ضرورتی ندارد وقت را ضائع‌و تلاش را هدر دهد:

(وَإِنْ جَادَلُوكَ فَقُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ).

و اگر با تو به ستیز پرداختند، پس (‌با ایشان ستیزه مکن و بلکه‌) بگو: خدا از کارهائی که می‌کنید آگاه‌تر از هر کسی است (‌و آشنا به اباطیلی است که میگوئید، و مطلع از تحریفی است که نسبت به کتابهای آسمانی روا می‌دارید)‌.

مجادله و مباحثه با دلهایی مفید فائده است که آمادگی هدایت را دارند و به دنبال آشنائی و شناخت هستند، و حقیقت را از روی دلیل می‌خواهند. مجادله و مباحثه با دلهائی مفید فائده نیست‌که برگمراهی پافشاری می‌کنند، و خودبزرگ‌بینی هستندکه بدین همه انگیزه‌ها و دلیلهای موجود در زوایای جهان درون‌، و پخش و پراکنده در آفاق و اقطار جهان بیرون‌، توجه نمی‌کنند و اهمّیت نمی‌دهند، انگیزه‌ها و دلیلهائی که فراوانند و جلوه‌گر برای چشمها و دلهایند ... پس بگذار به ترک ایشان بگوید و آنان را به خدا واگذارد. او است‌که داوری می‌کند درباره مناسک و شعائر و برنامه‌ها و شیوه‌ها و پیروان آنها، داوری فیصله‌بخش واپسین‌:

(اللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ).

خداوند در روز رستاخیز میان شما درباره آنچه اختلاف می‌ورزید داوری می‌کند (‌و راهیاب را ثواب و گمراه را عقاب می‌دهد.

این داوری قضاوتی است‌که کسی درباره آن ستیز نمی‌کند، زیرا در آن روز ستیزی در میان نیست‌، و درباره واپسین داوری کشمکشی نیست‌.

خدا با علم‌کاملی داوری می‌کند. نه سببی و علتی‌، و نه دلیلی و حجتی از یزدان سبحان پنهان می‌شود و از دست او به در می‌رود. هیچ چیز نهان درکار و در ذهن‌، بر او پوشیده نمی‌ماند. خدا است که آگاه از هر آن چیزی است‌که در سراسرگستره آسمان و زمین است‌. او مطلع از هر آن چیزی است‌که در لابلای اعمالشان و در پیچ و خم نیاتشان نهفته است‌. او محیط بر اعمال بیرون و نیات درون همگان است‌:

(أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاءِ وَالأرْضِ إِنَّ ذَلِكَ فِي كِتَابٍ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ).

(‌ای عاقل‌!) مگر نمی‌دانی خداوند قطعا مطلع است از همه چیزهائی که در آسمان و زمین است (‌و چیزی از اعمال و اقوال مردم بر او مخفی نمی‌ماند) و همه چیزها در کتابی (‌به نام لوح محفوظ‌) ثبت و ضبط است‌، و مسلما این کار برای خدا ساده و آسان است‌.

بر علم‌کامل دقیق یزدان چیزی در آسمان و چیزی در زمین پنهان و نهان نمی‌ماند. و دانش او متاثر از انگیزه‌ها و اسباب و عللی نمی‌گرددکه به فراموشی کشانند و نابود گردانند. علم خدا کتابی است‌که آگاهی و اطلاع از هر چیزی را دربر می‌گیرد و فرا می‌گیرد. خرد انسان دچار خستگی و نسیان می‌گردد، بدانگاه که انسان درباره برخی از چیزهائی می‌اندیشدکه در آسمان و زمین است‌. بلی تنها با اندیشیدن‌، خستگی و فراموشی به عقل آدمی دست می‌دهد. انسان حیران می‌شود وقتی‌که تصور می‌کند علم خدا محیط بر همه این اشیاء و اشخاص‌، و اعمال و نیات و خاطره‌ها و اندیشه‌ها و حرکتها و جنبشها در جهان دیدنی بیرون و در جهان نادیدنی درون است‌. امّا همه اینها با توجه به قدرت خدا و علم او،‌کم و اندک‌، و ساده و آسان است‌. 

(إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ).

مسلما این کار برای خدا ساده و آسان است‌.

پس از آن‌که خدا (‌به پیغمبرش (صلی الله علیه و سلم) دستور می‌دهد، به مشرکان فرصت کشمکش با خود را درباره بر‌نامه درست خویش ندهد، رای او روشن می‌سازد و پرده برمی‌دارد ازکجی و ضعف و جهلی‌که در برنامه مشرکان است‌، و ظلمی را بیان می‌داردکه در آن بر حق می‌رود. و مقرر می‌فرمایدکه مشرکان از یاری وکمک خداوند بزرگوار محروم و بی‌بهره‌اند. و بدین علت آنان یاور و مددکاری هم ندارند:

(وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَا لَيْسَ لَهُمْ بِهِ عِلْمٌ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ نَصِيرٍ).

مشرکان بجز خدا چیزهائی را می‌پرستند که خدا (‌در هیچ یک از کتاب‌های آسمانی‌) دلیلی برای پرستش آنها نازل نکرده است‌، و از روی علم و آگاهی (‌ناشی از عقل هم‌) 