 هيچ ‌گونه  مزیّتی  را  از  پدر  یا  پسر  سلب  نمی‌كند  و  هدر  نمی‌دهد.  همان‌ گونه  هم  بر  پدر غیرحقیقی  رنـج  و  زحمت  فرزندی  را  تـحمیل  نمی‌نماید،  و  به  پدر  غیرحقیقی  مزایـای  فـرزندی  را  نمی‌دهد،  و  بر  غیر  فرزند  حقیقی  هم  رنـج  و  زحمت  فرزندی  را  تحميل  نمی‌کند  و  خیرات  فرزندی  را  نیز  بدو  نمی‌دهد.

اسلام  نظام  و  سـیستـی  است‌ که  مسؤولیّتها  را  در  خانواده  همسنگ  و  همطراز  می‌کند  و  توازن  می‏بخشد،  و  خانواده  را  بر  پـایه  و  اساس  ثابت  و  دقیقی ‌که  از  واقـعیّت  یـاری  و کمک  می‌گيرد  اسـتوار  و  برفراز  می‌گرداند.  اسلام  د‌ر  عین  حال  بنای  جامعه  را  بر  قاعدۀ  حقیقی  محکمی  استوار  و  برقرار  می‌گرداند  چون  در  آن  قاعده  حقّ  وجود  دارد،  و  آن  قاعده  با  واقعیّت  فطری  ژرفی  مطابقت  می‌نماید  .  .  .  هر  سیستم  و  نظامی‌ که  حقیقت  سرشت  خانوا‌ده  را  بشناسد  و  نـادیده  بگیرد،  سیستم  و  نظام  ناموفّق  و  ضعیفی  خوا‌هد  بود،  و  پایه‌های آن نابجا و ناميزان، و اركان و اصول  آن نادرست و دروغين است، و ممكن نيست كه برجای بماند و به زندگی ادامه دهد.[2] 

با توجّه به هرج و مرج موجود در روابط و پيوندهای خانواده در دورۀ جاهليبت ، و همچنين با توجّه به هرج و مرج  جنسی در آن كه سبب گرديده بود حسبها و نسبها  آمیزه  یكدیگر  شود،  و  در  برخی  مواقع  پدران  ناشناخته  بمانند، اسلام سهل و ساده مسأله را حلّ و رو به راه كرده  است  -  بدان  هنگام  كه  در  صدد  برگرداندن  نظم  و  نظام  به  کانون  خانواده  است‌،  و  می‌خواهد  نظام  و  سیستم  ا‌جتماعی  بر اساس  و  پایۀ  اصلی  خود  ا‌سـتوا‌ر  و  بـرقرا‌ر  گردد  -‌ وقتی  كه  پدران  حقیقی  شـناخته  نـمی‌شوند  و هيچ گونه راهی برای شناسائی آنان در ميان نيست، اسلام  برای  فرزندخواندگان  مكانت  و  منزلتی  در  مـیان گروه مسلمانان مقرّر و مشخّص می دارد، مكانت و  آ‌ئینی  برجا  و  برپا  می‌گردد:

(فَإِن لَّمْ تَعْلَمُوا آبَاءهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُمْ ).

اگر  هم  پدران  ایشان  را  نشناختید،  آنان  برادران  دینی  و  ياران شما هستند.

اين ارتباط و پيوند، ارتباط و پيوند اخلاقی و احساسی است، و تعهّدات مشخّصی بر آن مترتّب نمر گردد، بسان تعهّدات ارث گذاری و ارث بری و ضمانت اجتماعی در كار پرداخت ديه ها – اين تعهّدات هم تعهّدات حسب و نسب در پرداخت خونبها بود، همان ‌گونه  كه  این  تعهّدا‌ت  با  فرزندخواندگی  نیز  پـدید  می‌آمد  و  لازم  می‌گردید  -  این  برا‌دری  دینی  و  دوستی  آئینی  بدان  خاطر  است‌ که  این گونه  فرزند خواندگان  پس  از  لغو  ارتباط  و  پیوند  فرزندخواندگی‌،  بدون  ارتباط  و پيوند ، در ميان گروه مسلمان به خود رها نشوند.

اين نصّ قرآنی كه می فرمايد:

(فَإِن لَّمْ تَعْلَمُوا آبَاءهُمْ ...).
اگر  هم  پدران  ایشان  را  نشناختید  ...

حقیقت  تزلزل  را  در  جامعۀ  جاهلی،  و  حقیقت  هرج  و  مرج  در  روابط  و  تماسهای  جنسی  را  به  تصویر  می‌کشد.  اسلام  به  چـاره‌جوئی  این  هرج و  مـرج  و  آن  تـزلزل  پرداخته  است  با  پابرجا  داشتن  نظام  و  سـیستم  خانواده  بر اساس  فرزندی‌،  و  پابرجا  داشتن  نظام  و  سیـستم  جامعه  بر اساس  خانوادۀ  سالم‌.

بعد  از  تلاش  و کو‌شش  در  شناسائی  حسبها  و  نسبها  و  برگرداندن  آنها  به  حـقائق  خودشان‌،  در  حالتهائی  که  مسلمانان  نمی‌توانند  به  حسب  و  نسب  صحيح  دستیابی  پیدا کنند  و  حسب  و  نسب  واقعی  را  بشناسند،  بر  آنـان  گناهی  نیست‌:

(وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُم بِهِ وَلَكِن مَّا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ ).

هر گاه  در  این  مورد  اشتباه  کردید  (‌و  مثلاً  بر  اثر  عـادت  گذشته،  یا  سبق  لسان‌،  به  لغزش  افتادید  و  به  خطا  رفتید)  گناهی  بر  شما  نیست‌.  ولی  آنچه  را  که  دلتان  می‌خواهـد  (‌یعنی  از  روی  عمد  و  اختیار  میگوئید،  گناه  است  و  کیفر  دارد)‌.

این  بزرگواری  و  گذشت  برمی‌گردد  به  این‌ که  یـزدان  سبحان  متّصف  به  رحمت  و  غفران  است‌.  چون  رحـیم  و  غفور  است  مردمان  را  با  چیزی  دچار  مشکل  و  مشـقّت  نمی‌کند که  از  عهدۀ  آن  برنمی‌آیند  و  نمی‌توانند  آن  را  انجام  بدهند:

(وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً) (5) 

پیوسته  خدا  آمرزگار  و  مـهربان  بـوده  و  هست  (‌و  قلم  عـفو  بـر  اشـتباهات  و  لغـزشها  مــی‌کشد  و  شـما  را  می‌بخشد)‌.  

پیغمبر خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  در کار ثبوت  حسب  و  نسب  و تکیۀ  مؤکّدانه  بر  آن  بسی  تأکید  می‌فرمود  و  سختگری  می‌کرد.  چون  روشنی  حسب  و  نسب  یک  امر جدّی  در  نظم  و  نظام  و  سر  و  سامان‌دهی  اسلام  است‌،  اسلامی‌ که  همۀ  آثار  تزلزل  و  نابسامانی  جاهلی  اجتماعی  را  باطل  می‌گرد‌انـد.  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم‌ کسـانی  را  به  نـنگ ‌کفر  می‌ترساند که  حقیقت  حسب  و  نسب  را کتمان ‌کـنند  و  پنهان  دارند.  ابن‌جریر گفته  است‌:  یعقوب  پسر  ابراهیم  برایمان  از  ابن‌علیّه‌،  و  او  از  عینیه  پسر  عبدالرحمن،  روایت  کرده  است  و گفته  است‌:  ابوبکر  رضی الله عنه ‌گفته  است  خداوند  بزرگوار  فرموده  است‌:

(ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ فَإِن لَّمْ تَعْلَمُوا آبَاءهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُمْ). 

آنان  را  به  نام  پدرانشان  بـخوانید  که  ایـن  کار  در  پـیش  خدا  عادلانه‌تر  بشـمار  است‌.  اگر  هــم  پـدران  ایشان  را  نشناختید،  آنان  برادران  دینی  و  یاران  شما  هستند.  (احزاب/5)

من ‌کسی  هستم‌ که  پدرم  شناخته  نمی‌شود.  پس  من  از  زمرۀ  برادران  دینی  شما  میباشم  ...  پدرم گفته  است  -  سخن  عیينه  پسر  عبدالرحمن  است  -‌ :  به  خدا  سوگند  گمان  می کنم  اگر  او  می‌دانست ‌که  پدرش  الاغی  است  خویشتن  را  بدو  نسبت  می‌داد.  در  حدیث  آمده  است‌:

(من ادعى إلى غير أبيه - وهو يعلم - إلا كفر ).

هر کس  خویشتن  را  به  غیر  از  پـدرش  نسـبت  دهـد  -‌ در  حالی  که  بداند  که  چنین  نیست  -‌ قطعاً  کافر  می‏‎گردد.  این‌ گونه  سختگیریها  با  عنایت  اسلام  به  حفظ  خانواده  و  مصون  داشـتن  آن  از  هر گونه  شبهه‌ای  و  از  هر گونه  وصله‌ای‌،  و  با  احاطۀ  خانواده  با  همۀ  اسباب  و  ابزار  حفاظت  و  سلامت  و  استوار  ماندن  و  توانمند  بودن  و  پایداری  خانواده‌،  همگامی  و  همخوانی  دارد.  اسلام  بدین  وسیله  می خواهد  بنای  محکم  و  سالم  و  پاک  و  پاکدامن  جامعه  را  بر  پایۀ  خانواده  بنیاد کند  و  استوار  و  ماندگار  بدارد.

*اسلام  بعد  از  آن ‌که  سیستم  فرزندخواندگی  را  باطل  اعلام  می‌کند،  سیستم  برادری  را  مقرّر  می‌دارد.  سیستم  برادری  یک  رسم  جاهلی  نیست‌.  بلکه  سیستمی  است‌ که  اسـلام  پس  از  هجرت  آن  را  پـدید  آورد،  به  خاطر  رویاروی  شدن  با  حالت  مهاجرانی ‌که  اموال  و  اهل  و  عیال  خود  را  در  مکّه  رها کرده  بو‌دند.  همچنین  به  خاطر  حالتی ‌که  میان  