  خدا  عادلانه‌تر  بشـمار  است‌.  اگر  هـم  پدران  ایشان  را  نشناختید،  آنان  برادران  دینی  و  یـاران  شما  هستند.  هر گاه  در  این  مورد  اشتباه  کردید  (‌و  مـثلاً  بر  اثر  عادت  گذشته،  یا  سبق  لسان‌،  به  لغزش  افتادید  و  به  خطا  رفتید)  گناهی  بر شـما  نـیست‌.  ولی  آنچه  را  که  دلتان  می‌خواهد  (‌یعنی  از  روی  عمد  و  اختیار  میگوئید،  گناه  است  و  کـیفر  دارد)‌.  بـه  هـر  حـال‌،  پـیوسته  خدا  آمرزگار  و  مــهربان  بـوده  و  هست  (‌و  قـلم  عفو  بـر  اشتباهات  و  لغزشها  می‌کشد  و  شما  را  می‌بخشد).

در  جاهلیّت  شوهر  به  همسر  خود  می‌گفت‌:  تو  برای  من  بسان  پشت  مادرم  هستی‌.  یعنی ‌که  به  طور کلّی  بـرای  من  حرام  می‌باشی  همان‌ گونه ‌که  مادرم  برای  من  حرام  است‌.  از  همان  لحظه  مسألۀ  نـزدیکی  زنـاشوئی  بر  او  قدغن  و  حرام  می‌گردید.  آن‌ گاه  همسر  پـا  در  هوا  می‌ماند.  نه  طلاق  داده  شده  بشمار  می‌رفت  تا  با  شخص  دیگری  ازدواج‌ کند،  و  نه  همسر  بشمار  می‌آمد  تا  برای  شــوهرش  حـلال  باشد.  در  ایـن  امر  سنگین‌ دلی  و  سخت‌گیری  پیدا  است  و  نیازی  به  توضیح  ندارد.  این  هم  یکی  از  راه‌های  بدرفتاری  با  زن  و  خودرأیی  و  استبداد  با  او،  و  تحمیل  هر گونه  رنج  و  مشـقّتی  بـدو،  در  دورۀ  جاهلیّت  بود.

هنگامی ‌که  اسلام  از  نو  به  سر  و  سامان‌دهی  و  نظم  و  نظام  بخشیدن  ارتباطها  و  پیوندهای  اجتماعی  در  محیط  خانواده  می‌پردازد،  و  خانواده  را  واحد  نخسـین  اجتماعی  بشمار  می‌آورد،  و  خانواده  را  مورد  عنایت  و  رعایت  قرار  می‌دهد،  عنایت  و  رعایتی  که  سزاوار  پرورشگاهی  است‌ که  نسلها  در  آن  رشد  و  نموّ می‌کنند،  همچون  ظلم  و  ستمی  را  از  زن  برمی‏دارد،  و  ارتـباطها  و  پـیوندهای  خانوادگی  را  با  دادگری  و  آسانگیری  اداره  می‌کند  و  رو  به  راه  می‌نماید.  از  جملۀ  مقرّراتی ‌که  اسلام  وضع‌ کرد  این  قاعده  بود:

(وَمَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ اللَّائِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِكُمْ ).

خداوند  هرگز  همسرانتان  را  با  اظـهار  «‌ظـهار»  مـادران  شما  نمی‌سازد.

چه  سخنی‌ که  بر  زبان  می‌دود  و  بر  آن  می‌رود،  حقیقت  واقعی  را  تغییر  نمی‌دهد  و  دگرگون  نمی‌سازد.  و  آن  این  که  مادر،  مادر  است‌،  و  همسر،  همسر  است‌،  و  سـرشت  ارتباط  و  پیوند  با  سختی  تبدیل  و  تغییر  نمی‌یابد.  بدین  خاطر  ظهار  تحریم  ابدی  نمی‌ماند  بسان  تحریم  مـادر،  بدان ‌گونه ‌که  در  دورۀ  جاهلیّت  چنین  بود.

روایت  شده  است ‌که  رسم  ظهار  وقتی  مقرّر گردیده  است  که  در  «‌سورۀ  مجادله‌«  آیاتی  نـازل  شده  است‌،  بدان  هنگام‌ که  اوس  پسر  صامت  همسر  خود  خوله  دختر  ثعلبه  را  ظهار کرد‌.  خوله  دختر ثعلبه  به  خدمت  پـیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  آمد  و  زبان  به  شکایت‌ گشود  و گفت‌:  ای  پیغمبر  خدا!  او  ثـروت  و  دارائی  مرا  خورده  است‌،  و  جوانی  مرا  به  باد  فنا  داده  است‌،  و  آنچه  در  شکم  داشتم  زیر  پایش  ریختم‌،  تا  بدانجا که  سن  و  سالم  بالا  رفت  و  پیر  شدم  و  دیگر  فرزندی  نزائیدم‌.  در  این  وقت  او  مـرا  ظهار کرد.  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  فرمود:

(ما أراك إلا قد حرمت عليه). 
جز  این  نظری  ندارم  که  تو  بر  او  حرام  شده‌ای‌.
خوله  دختر  ثعلبه  بارها  سخن  خود  را  تکرار کرد.  خـدا  چنین  نازل  فرمود:

(قد سمع الله قول التي تجادلك في زوجها وتشتكي إلى الله , والله يسمع تحاوركما , إن الله سميع بصير . الذين يظاهرون منكم من نسائهم ما هن أمهاتهم , إن أمهاتهم إلا اللائي ولدنهم , وإنهم ليقولون منكرا من القول وزورا . وإن الله لعفو غفور . والذين يظاهرون من نسائهم ثم يعودون لما قالوا فتحرير رقبة - من قبل أن يتماسا - ذلكم توعظون به . والله بما تعملون خبير . فمن لم يجد فصيام شهرين متتابعين من قبل أن يتماسا ; فمن لم يستطع فإطعام ستين مسكينا . ذلك لتؤمنوا بالله ورسوله . وتلك حدود الله وللكافرين عذاب أليم ). 

خداوند  گفتار  زنی  را  می‌پذیرد  كه  دربارۀ  شوهرش  بـا  تو  بحث  و  مجادله  می‏‎كند  و  به  خدا  شکایت  می‌برد.  خدا  قطعاً  گفتگوی  شما  دو  نفر  را  می‌شنود،  چرا  که  خدا  شنوا  و  بینا  است‌.  کسانی  که  زنان  خود  را  ظـهار  مـی‌کنند  (‌و  بدیشان  می‌گویند:  شما  بـرای  ما  هـمسان  مـادرانـمان  هستید)  آنان  مادرانشان  نمی‌کردند،  و  بلکه  مادرانشـان  تنها  زنانی  هستند  که  ایشان  را  زائیده‌اند.  چنین  کسـانی  سـخن  ناهنجار  و  دروغی  را  می‏‎گویند  (‌چرا  كه  مـادر  و  فرزند  بودن‌،  چیزی  نیست  که  با  سـخن  درست  شـود)‌.  خـداونـد  بسـیار  بـا  گذشت  و  آمرزگار  است  (‌و  اگر  مسلمانی  پيش  از  نزول  اين  آیات‌،  مرتکب  این  عمل  شده  باشد،  خداوند  او  را  می‌بخشد)‌.  کسانی  كه  زنان  خود  را  ظـهار  مـی‌کنند،  سپس  از  آنـچه  گفته‌اند،  پشـیمان  می‌شوند،  باید  بـنده‌ای  را  آزاد  کنند،  پیش  از  آن  که  با  یکدیگر  نزدیکی  و  آمیزش  انجام  دهند.  این  درس  و  پندی  است  که  به  شما  داده  می‌شود،  و  خدا  آگاه  از  آن  چیزی  است  که  می‌کنید.  اگر  هم  کسی  بنده‌ای  را  نیابد  و  توانائی  آزاد  کردن  او  را  نداشته  باشد،  باید  دو  ماه  پیاپی  و  بدون  فاصله  روزه  بگیرد،  پیش  از آن  که  شوهر  و  هـمسر  با  همدیگر  نزدیکی  و  آمیزش  کـند.  اگر  هم  نتوانست‌،  بـايد  شصت  نفر  فقیر  را  خوراک  دهد.  این  (‌قانونگذاری‌)  بدان  خاطر  است  که  به  گونۀ  لازم  به  خدا  و  پـیغمبرش  ایـمان  بیاورید  (‌و  برابر  دستور  اسلام‌،  نه  جـاهلیّت  زندگی  را  بسر  برید)‌.  اینها  قوانین  و  مقرّرات  خدا  است  (‌و  آنـها  را  مراعـات  داریـد.  هـر كه  آنها  را  مـراعـات  نکند  و  نـاچیز  انگارد،  به  سوی  کـفر  رهسـپار  است‌)  و  کـافران  عذاب  دردناکی  دارند. (مجادله‌/1-‌4)  

خداوند  ظهار  را  تحریم  موقّت  نزدیک  زناشوئی ‌کرد  -  نه  ا‌ین‌ که  ظهار  وسیلۀ  تحربم  ابدی  باشد  یا  مایۀ  طلاق  شود  -‌ کفّارۀ  ظهار  آزاد کردن  بنده ای،  یا  دو  ماه  پـیاپی  روزه‌ گرفتن‌،  و  یا  خوراک  دادن  به  شصت  نفر فقیر  است‌.  آن ‌گاه  همسر  دیگر باره  حـلال  می‌گردد،  و  زندگانی  زوجیّت  به  حال  سابق  خود  برمی‏گردد.  و  حکم  ثابت  و  مستقیم‌،  بر  حقیقت‌  واقعی  استقرار  می‌پذیرد:

(وَمَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ اللَّائِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِكُمْ ).

خداوند  هرگز  همسرانتان  را  با  اظـهار  «‌ظـهار»  مـادران  شما  نمی‌سازد.

دیگر  بـه  وسـیلۀ  آن  رسـم  جاهليّت‌،  خانواده  از  هم  نمی‌باشد،  رسمی ‌که  بیانگر گوشه‌ای  از  ظلم  و  ستم  و  رنـج  و  زحمـتی  است‌ کـه  به  زن  مـی‌رساندند  و  می چشاندند،  و  بيانگر  نابسامانی  و  پـریشانی  روابط  خانوادگی‌،  و  پیچیدگی  و  هرج  و  مرج  خانه  و  خانواده  است‌ که  به  سبب  سرکشیها  و گردن‌افرازیهای  مردان  و  خو‌دبزرگ‌بینی  و  تکبّر  ایشـ