  آسمان  را  می‌گرداند  و  می‌چرخاند،  و  امور  پیدا  و  ناپیدا  و  دیدنی  و  نادیدنی  جهان  هستی  را،  و  هر  آنچه  را که  فهم  و  عقل  مردمان  بدان  آشنا  و  یا  ناآشنا  است‌،  و  آن  را  درک  می‌کند  و  یا  درک  نمی‌کند،  اداره  می‌فرماید  و  رو  به  راه  می‌نماید.  یقین  و  ایمان  باید  داشت ‌که  مردمان  چیزی  از  دستشان  ساخته  نیست  مگر  پـیروی ‌کردن  و  فرمان  بردن  از  آنچه  خدا  آن  را  بدیشان  د‌ستور  می‌دهد،  و  مگر  دست  بازدا‌شتن  و  د‌وری‌ گزیدن  از  آنچه  خدا  ایشان  را  از  آن  بازمی‌دارد  و  نهی  می‌فرماید،  و  مگر  چنگ  زدن  به  اسباب  و  عللی ‌که  با  آنها  را  برایشان  میسّر  و  مهیّا  ساخته  است  و  در  اختیارشان  قرار  داده  است‌،  و  مگر  چشم  به  راه  نتائجی  بودن‌ که  خدا  آ‌نها  را  مقدّر  و  مقرّر  فرموده  است  و  معیّن  و  مشخّص  داشته  است  .  .  .  اصل  و  اساس ‌کار  این  است  و  بس.  قوانین  و  مقرّرات‌،  و  آداب  و  عادات‌،  و  اوضاع  و  احوال‌،  و  اخلاق  و  رسوم‌،  همه  و  همه  بر  ایـن  اصل  و  اساس  اسـتوار  می‌گردند،  و جملگی  و  همگی  مترجم  عملی  و بیانگر  واقعی  مـیان  و  واجبات  عقیده‌ای  هستند که  در  دل  و  درون  نهفته  است‌،  و  آثار  حقیقی  تسلیم  نفس  در  برابر  یزدان‌،  و  حرکت  برابر  برنامه  و  خطّ  سیر  خدای  سبحان‌،  در  زندگی  این  جهان  است  .  .  .  مطيع  بودن  و  تسـلیم  گردیدن‌،  عقیده  است‌.  از  عقیده  هم  شریعت  برمی‌جوشد.  و  بر  این  شریعت  نظام  و  سیستم  اسـتوار  و  پـایدار  می‌گردد.  این  سه  چیز  یکجا  و  در  ارتباط  و  در کنش  با  همدیگر،  اسلام  را  تشکیل  می‌دهند.

بدین  خاطر  است‌ که  نخستین  رهنمود  سوره‌ای‌ که  تنظیم  زندگی  اجتماعی  مسلمانان  را  با  قوانـین  و  مقرّرات  و  اوضاع  و  احوال  تـازه‌ای  برعهده  دارد  و  آن  را  سر  و  سامان  می‌دهد،  رهنمود  به  تقوا  و  ترس  از  خدا  است‌.  روی  سخن  به  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  ‌است ‌که  مسؤول  و  مراقب  چنین  قوانین  و  مقرّرات  و  تشکیلات  و  تنظیماتی  است‌:  

(يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ ).

ای  پپغمبر!  بترس  از  (‌عذاب  و  خشم‌)  خدا.

چه  تقوا  و  ترس  از  خدا،  و  احساس  دیدبانی  و  مراقبت  او،  و  احساس  جلالت  و  عظمت  یزدان  سبحان،  پایه  و  اساس  نخستین  است‌،  و  پاسبان  ایستاده  در  ژرفـاهای  درون  و  مراقب  اجرای  قوانین  شریعت  و  پـیاده‌ کردن  مقرّرات  آسمانی  است‌.  تقوا  و  ترس  از  خدا  است‌ که  هر  تکلیفی  و  هر  وظیفه‌ای  و  هر  رهنمودی  و  هر  رهنمونی  در  اسلام  بـا  آن ‌گره  مـی‌خورد  و  با  آن  پـیوند  داده می شود.

رهنمود  و  رهنمون  دوم‌،  نهی  از  اطـاعت  از کافران  و  منافقان‌،  و  از  پیـروی‌ کردن  از  راهنمائی  یـا  از پیشنها‌د  ایشان‌،  و  از گوش  فرا  دادن  و  پذیرفتن  رأی  و  نظر  یـا  تشویق  و  ترغیب  آنان  است‌:

(وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ ).

و  از  کافران  و  منافقان  اطاعت  مکن‌.

جلو  انداختن  این  نهی  به  امر  به  پیروی  از  وحی  خـدا،  اشاره  دارد  به  این‌ که  فشار کافران  و  منافقان  در  مدینه  و  پیرامون  آن  در  آن  زمان‌،  سخت  و  دردآور  بوده  است‌،  و  مقتضی  ایـن  بـوده ‌که  نـهی  از  پـیروی  از  آراء  و  رهـنمودهایشان‌،  و  از  سـر  فـرود  آوردن  در  برابر  برانگیختن  و  فشارشان‌،  مقدّم‌ گردد.  ایـن  کار  در  هر  محیطی  و  در  هر  زمانی  برجا  و  ماندگار  می‌ماند.  مؤمنان  را  برحذر  از  آن  می‌دارد که  آراء  و  نظرات  کافران  و  منافقان  را  بپذیرند.  به  هیچ  وجه  نباید  مؤمنان  به  ویژه  در  کار  عقیده  و  در کار  قانونگذاری  و  در کار  نظم  و  نظام  داد‌ن  و  سر  و  سامان  بخشیدن  امور  اجتماعی‌،  از کافران  و  منافقان  پیروی‌ کنند،  تا  برنامۀ  مؤمنان  خالصانه  برای  خدا  باقی  بماند،  و  با  رهنمودها  و  رهنمونهای  دیگران  آمیخته  و  آلوده  نشود.

کسی  نباید گول  علم  و  تجربه  و  اطّلاعی  را  بخورد که  کافران  و  منافقان  از  آنـها  به  ظاهر  برخوردارنـد  -  همان‌ گونه‌ که  برخی  از  مسـلمانان  برای  خود  خوش  می‌دانند  و  می‌پسندند که  در  دوره‌های  ضعف  و  انحراف  گول  چیزی  را  بخورند که ‌کافران  و  مـنافقان  به  ظاهر  دارند  -‌ چه  خدا  بس  آگاه  و  بس‌ کاربجا  است‌،  و  او  است  که  برای  مؤمنان  برنامه‌شان  را  برابر  علـم  و  حکمت  خود  انتخاب  کرده  است  و  برگزیده  است‌:

(إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً) (1) 

بی‏گمان  خداوند  آگاه  (‌از  هر  چیزی‌،  و)  دارای  حکمت  (‌در  افعال  و  اقوال  خود)  است‌.

آنچه  مردمان  از  علم  و  حکمت  دارنـد  جز  پوسته‌ها  نیست‌،  و  چیزی  جز  اندکی  نمی‏باشد.

رهنمود  و  رهنمون  سوم  و  بلاواسطه  و  مستقيم‌،  ایـن  چنين  است‌:

(وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ ).

از  چیزی  پیروی  کن  که  از  سوی  پروردگارت  بـه  تـو  وحی  می‌شود.  

این  است  جهتی ‌که  از  آن  سو  رهنمودها  و  رهنمونها  در  می‌رسد.  این  است  منبع  راستینی‌ که  باید  از  آن  دریافت  داشت  و  پـیروی ‌کرد.  نـصّ  ایـن  آیه  پسـوده‌های  الهامگرانه‌ای  دربر  دارد.  این  پسوده‌های  الهامگرانه  در  ساختار  تعبیر  نـفته‌اند:

(وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ ).

از  چیزی  پیروی  کن  کـه  از  سـوی  پروردگارت  بـه  تـو  وحی  می‌شود: 

 وحی می شود: «‌الَيْکَ‌:  به  تو»  با  ایـن  تـخصیص‌.  سرچشمۀ  وحی ‌:  «‌مِنْ  ربّک‌َ:  از  سوی  پروردگارت‌»  بـا  این  اضافه‌.  دیگر  پیروی ‌کردن  در  اینجا  به  حکم  ایـن  پیامهای  حسّاس  معیّن  است‌،  گذشته  از  آن ‌که  پـیروی  کردن  معیّن  است  با  همان  فرمانی‌ که  صادر  می‌گردد  از  جانب  خدائی ‌که  صاحب  امر  و  اطاعت  شونده  است  .  .  .  پیرو  آ‌یه  ا‌ین  چنین  است‌:

(إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً) (2) 

بی‏گمان  خداوند  از  کارهائی  كه  انجام  می‌دهید  بس  آگاه  است‌.

خدا  از  روی  آگاهی  از  شما  و  اطـّلاع  از  آنـچه  انـجام  می‌دهید  وحی  می‌کند.  خدا  حقيقت  چیزی  را  می‌داند که  شما  انجام  می‌دهید،  و  مطّلع  از  انگيزه‌های  درونی  شما  برای  انجام‌ کارهائی  است ‌که  می‌کنید.

واپسین  رهنمود  این  است‌:

(وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً) (3) 

و  بر  خدا  توكّل  کن  (‌و کارهای  خود  را  بدو  بسپار)‌.  همین  بس  که  خدا  حافظ  (‌و  مدافع  انسان‌)  باشد.

اهمّیّت  مده  چه  آنان  با  تو  باشند  یا  بر  ضدّ  تو  باشند.  به  مکر  و  نیرنگشان  اهمّیّت  مده‌.  همۀ ‌کارهایت  را  به  خدا  حواله  دار.  خدا کارهایت  را  با  علم  و  حکمت  و  آگاهی  خود  رو  به  راه  می‌سازد  .  .  .  در نهایت  تنها کارها  را  به  خدا  حواله  داشتن  و  بر  او  توکّل‌ کـردن  و  پشت  بسـتن‌،  قاعدۀ  ثابت  و  مطمئنّی  است‌ که  دل  بدان  بـرمی‌گردد  و  بدان  می آرامد،  و  حـدود  و  ثغور  خـود  را  در  نـزد  آن  می‏‎یابد  و  بدان  حدود  و  ثغور  بس  می‌کند،  و  ف