.  همۀ  اینها  بیانگر  شـدّت  اذیّت  و  آزاری  است‌ کـه  در  حـقّ  مجموعۀ  جامعۀ  اسلامی  در  مدینه  روا  می‌داشتند  و  با  وسائل ‌گوناگون  و  از  راه های  مختلف  شرارت  و  خباثت‌،  زشتی  و  پلشتی  می‌کردند.

مرحلۀ  ششم‌ که  واپسین  مرحلۀ  سوره  است  دربرگیرندۀ  پرسش  مردم  از  قیامت  است‌.  پاسخ  ایـن  پرسش  داده  می‌شود  بدین ‌گونه  که  آگاهی  و  اطّلاع  از  وقوع  قیامت  تنها  مربوط  به  خدا  و  منحصر  بدو  است‌.  اشاره  می‌شود  که  چه  بسا  فرارسیدن  قیامت  نزدیک  باشد.  به  دنبال  این  پرسش  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  قیامت  درمی‌رسد:  

(يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَ) (66) 

روزی  (‌را  خاطر نشان  ساز  که  در  آن‌)  چهره‌های  ایشان  در  آتش  زیر  و  رو  و  دگرگون  می‏‎گردد  (‌و  فریادهای  حسرت‌بارشان  بلند  می‌شود  و)  می‌گویند:  ای  کاش‌!  مـا  از  خدا  و  پیغمبر  فرمان  می‌بردیم  (‌تـا  چنین  سـرنوشت  دردناکی  نمی‌داشتیم‌)‌. (احزاب/66)                                   

آنان  سخت  خشمگین  هستند  بر  رؤساء  و کبراء  و  بزرگان  خود،  آن  سروران  و  آقایانی  که  آنان  از  ایشان  اطاعت  کرده‌اند  و  گمراهشان  نموده‌اند:

(رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا (67) رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْناً كَبِيراً) (68)

پروردگارا!  ما  از  سران  و  بزرگان  خود  پیروی  کرده‌ایم  و  آنان  مـا  را  از  راه  به  در  بـرده‌انـد  و  گمراه  کـرده‌انـد.  پروردگارا!  آنـان  را  دو  چندان  عذاب  کـن‌،  و  ایشـان  را  کاملاً  از  رحمت  خود  بـه  دور  دار  (‌و  کم‌ترین  ترحّمی  بدیشان  منما)‌. (احزاب/67و68)                                          

این  سوره  با  آهنگ  وحشتناک  و  ژرف  و  پـرمحتوا  و  بسیار  مؤثّر  خاتمه  می‌یابد:

(إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُوماً جَهُولاً (72) لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ وَيَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً) (73) 

ما  امانت  (‌اختیار  و  اراده‌)  را  بر  آسمانها  و  زمین  و  کوه‌ها  (‌و  همۀ  جهان  خلقت‌)  عرضه  داشـتیم  (‌و  انـجام  وظیفۀ  اختیاری  همراه  با  مسؤولیّت‌،  و  انـجام  وظیفۀ  اجباری  بدون  مسؤولیّت  را  بـدیشان  پیشنهاد  کردیم‌.  جملگی  آنها  اجبار  را  بر  اختیار  برتری  دادند)  و  از  پذیرش  امانت  خودداری  کردند  و  از  آن  ترسیدند،  و  حال  این  که  انسان  (‌این  اعجوبۀ  جهان‌)  زیر  بار  آن  رفت  (‌و  دارای  موقعیّت  بسیار  ممتازی  شد.  امّا  برخـی  از)  آنـان  (‌پـی  بـه  ارزش  وجودی  خود  نمی‌برند  و  قدر  این  مقام  رفیع  را  نمی‌دانند  و)  واقعاً  ستمگر  و  نادانـند.  (‌خداونـد  ایـن  امـانت  را  بـه  انسانها  داده  تا  ایشان  را  در  بوتۀ  آزمایش  قرار  دهـد)  و  سرانجام  خداوند  مردان  و  زنان  منافق‌،  و  مردان  و  زنان  مشرک  را  کیفر  دهد،  و  بر  مردان  و  زنان  مؤمن  ببخشاید  و  (‌بـدیشان  رحـمت  نـماید)‌.  خـداونـد  هـمواره  بس  بخشاینده  و  مهربان  بوده  و  هست‌.  

این  آهنگی  است‌ که  پرده  برمی‏دارد  از  عظمت  رنـج  و  زحمتی‌ که  بر  دوش  انسانها  نهاده  شده  است  و  بدیشان  واگذار گردیده  است‌،  و  به‌ویژه  بر  دوش ‌گروه  مسلمانان  نهاده  شده  است  و  بدیشان  واگذار گردیده  است‌.  تنها  و  تنها  مسلمانانند که  بار  سنگین  این  امانت  بزرگ  را  بر  دوش  می‌کشند  و  به  وظیفۀ  خیر آن  عمل  می‌کنند.  ایـن  امانت‌،  امانت  عقیده  و  اسـتقامت  و  مـاندگاری  بر  آن  است‌.  امانت  دعوت  و  شکیبائی  بر  تکالیف  و  مشکلات  آن  است‌.  امانت  شریعت  و  برپای  ایسـتادن  و  از  پـای  نــنشستن  بسرای  اجـراء  آن  در  مـیان  خودشان  و  در  سرزمینهای  پیرامون  خودشان  و  در  همۀ  جهان  است‌.  این  هم  چیزی  است‌ که  با  موضوع  سوره‌،  و  با  فضای  آن‌،  و  با  سـرشت  برنامۀ  الهی  سـازگار  و  همگام  است‌،  آن  برنامه‌ای‌ که  این  سوره  عهده‌دار  نظم  و  نظام  بخشیدن  و  سر  و  سامان  دادن  جامعۀ  اسلامی  بر اساس  آن  است‌.  هم  اینک  پس  از  این  چکیدۀ ‌گذرا،  به  ط‌ور  مـبسوط  و  مشروح  به  بیان  معانی  آیات  سوره  می‌پردازیم‌.

*

(يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً (1) وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً (2) وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً) (3) 

ای  پیغمبر!  بترس  از  (‌عذاب  و  خشم‌)  خدا،  و  از  کافران  و  منافقان  اطاعت  مکن‌.  بی‏گمان  خداوند  آگاه  (‌از  هر  چیزی‌،  و)  دارای  حکمت  (‌در  افعال  و  اقوال  خود)  است‌.  از  چیزی  پـیروی  کـن  کـه  از  سـوی  پروردگارت  بـه  تـو  وحـی  می‌شود.  بی‏گمان  خداوند  از  کارهائی  که  انجام  مـی‌دهید  بس  آگاه  است‌.  و  بر  خدا  توکّل  کن  (‌و  کارهای  خود  را  بدو  بسپار)‌.  همین  بس  که  خدا  حافظ  (‌و  مدافـع  انسـان‌) باشد.

این  سرآغاز  سوره ای  است‌ که  سر  و  سامان  بخشیدن  و  نظم  و  ترتیب  دادن ‌گوشه‌هائی  از  زنـدگی  اجتماعی  و  اخلاقی  جامعۀ  اسلامی  نوپا  را  برعهده  می‌گیرد.  ایـن  سوره  پيش  از  هر چیز  سرشت  نظام  و  سیستم  اسلامی  را  روشن  می‌کند،  و  قواعد  و  اصولی  را  بـیان  می‌دارد  و  آشکار  می‌نماید  که  نظام  و  سیستم  اسلامی  در  جهان  بیرون  و  در  جهان  درون  بر  آنـها  اسـتوار  و  پـایدار  می‌گردد.

اسلام  تنها  مجموعه‌ای  ا‌ز  راهنمائیها  و  اندرزها  نیست‌.  اسلام  فـقط  مجموعه‌ای  از  آداب  و  رسـوم  و  اخـلاق  نیست‌.  اسلام  فقط  قوانین  و  مقرّرات‌،  و  مجموعه‌ای  از  اوضاع  و  عادات  نیست  و  بس  .  .  .  بلکه  اسلام  همۀ  اینها  است‌،  و لیکن  همۀ  اینها  اسلام  بشمار  نمی‌آید  .  .  .  اسلام  تسلیم  فرمان  خدا  شدن‌،  و  در  برابر  اراده  و  مشيّت  و  قضا  و  قدر  خدا کرنش  بردن،  و  پیش  از  هر  چیز  آمادۀ  اطاعت  از  اوامر  و  نواهی  یزدان ‌گردیدن‌،  و  آمادۀ  پیروی‌ کرد‌ن  از  برنامه‌ای  است  که  خدا  مقرّر  و  معیّن  می دارد،  بدون  این‌ که  به  رهنمود  و  رهـنمون  برنامۀ  دیگری  و  به  رویکرد  و  جهت  دیگری‌،  و  همچنین  بدون  این ‌که  بر  کسی  جز  خدا  توکّل  و  اعتماد  شود.  این  هم  پیش  از  هر  چیز  احساس  و  آگاهی  بدین  است‌ که  انسانها  در  ایـن  جهان  تابع  و  فرمانبردار  قانون  الهی  یگانه‌ای  هستند  که  کار  و  بار  ایشان  و كار  و  بار  زمین  را  می‌گردانـد  و  می‌چرخاند،  بدانگونه  که  کار  و  بار  ستارگان  و  افلا