اند  و  فرموده‌اند:  این  بخش  از  آیه  اشاره  دارد  به  ملاقات  پـیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  با  موسی  عليه السّلام  در  شب  اسراء  و  معراج‌.  زیرا  به  همدیگر  رسیدن  در  حقّ  ثابت،  و  در  عقیدۀ  یگانه‌،  سزاوار  ذکر  و  شایان  بیان  است‌،  و  این  امر  درخور  رشتۀ  سخن  در  روند  سوره  است‌،  رونـدی ‌که  پيغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌را  تشویق  و  ترغیب  می‌نماید  به  این  که  ثابت  و  پایدار  بماند  و  استقامت  نشان  دهد  در  برا‌بر  تکذیب  و  روی ‌گردانی  دیگران  از  حقّی‌ که  با  خود  به  ارمغان  آورده  است‌،  و  از  سختی  و  محنت  و  درد  و  رنجی‌ که  مسلمانان  می‏بینند  و  می‌چشند  آزرده‌ خاطر  و  پریشان  حال  نشود،  چه  پـایان  شب  سیه  سفید  است‌.  همچنین  این  معنی  سازگار و همآوا  با  چیزی  است‌ که  پس  از  این  بخش  در آیه  آمده  است‌: 
(وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ) (٢٤)

و  از  میان  بنی‌اسرائیل  پیشوایانی  را  پدیدار  کردیم  که  به  فرمان  ما  (‌و  برابـر  قوانـین  مـا،  مـردمان  را)  راهنمائی  می‌نمودند،  بدانگاه  کـه  بنی‌اسرائیل  (‌در  راه  خدا  بـر  تحمّل  سختیها)  شکیبائی  ورزیدند  و  به  آیات  مـا  ایـمان  کامل  پیدا  کردند.

به  تعداد کم  و  اندک  مسلمانانی  هم‌ که  در  آن  روز  و  روزگار  در  مکّه  بودند  پـیام  مـی‌دهد  کـه  شکـیبائی  و  بردباری  کنند،  همان‌ گونه  که  برگزیدگان  بنی‏اسرائیل  شکیبائی  و  بردباری  کرده‌اند،  و  یقین  و  اطمینان  داشـته  باشند  بدان‌ گونه ‌که  برگزیدگان  بنی‏اسرائیل  یـقین  و  اطمینان  داشته‌اند،  تا  از  میان  آنان  نیز  پیشوایانی  برای  مسلمانان  به  وجود  آید،  بدان  شکـل  کـه  بـرگزیدگان  بنی‏اسرائیل  پیشوایان  بنی‏اسرائیل  گردیده‌انـد.  همچنین  این  بخش  از  آیه  راه  و  روش  پیشوائی  و  رهبری  را  به  تصویر  می‌کشد،  و  آن  شکیبائی  ورزیـدن  و  پـایداری  کردن‌،  و  یقین  و  اطمینان  داشتن  است‌.

بنی‌اسرائیل ‌که  بعد  از  آن  حقّ‌،  اختلاف  پـیدا کردند،  اختلاف  ایشان  دربارۀ  حقّ  به  خدا  واگذار  است‌:

(إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ) (٢٥)

پروردگار  تو،  روز  قیامت‌،  میان  آنان  دربارۀ  چیزهای  مورد  اختلاف  ایشان  (‌از  قبیل‌:  مسائل  دین‌،  رسـتاخیز،  ثواب  و  عقاب‌)  داوری  مـی‌کند  (‌و  هـر یک  را  به  جـزا  و  سزای  خود  می‌رساند).

پس  از  این  اشاره‌،  روند  سوره  تکذیب‌ کنندگان  حقّ  و  حقیقت  را  به  چرخش  و گردش  دیگری  می‏‎برد  و  ایشان  را  در  منازل  و  جایگاه‌های  نقش  زمين  شدن  و  نابود  گردیدن  گذشتگان  می‌گرداند:

(أَوَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ فِي مَسَاكِنِهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ أَفَلا يَسْمَعُونَ) (٢٦)

آیا  برای  ایشان  روشن  نشده  است  که  پیش  از  آنـان  مـا  مردمان  نسلهای  فراوانی  را  هلاک  کرده‌ایم  و  (‌ایشان  هم  ایـنک‌)  در  مسکـن  و  (‌مأوی  و  جـا  و)  مکـان  آنـان  راه  می‌روند  (‌و  در  سفرهای  خود  ویرانه‌های  منازلشان  را  می‌بینند؟‌)‌.  واقعاً  در  این  (‌دیدار  دیار  متروک  و  خالی  از  سکنۀ  جبّاران  و  تبهکاران  تاریخ‌)  نشانه‌هائی  (‌از  قدرت  خدا،  و  درسهای  عبرتی  از  گـذشتگان‌)  است‌.  آیـا  (‌ایـن  انـدرزهای  الهـی‌،  و  پـندهای  عبرت  را  از  زبـان  حـال  کــاخهای  ویـران  و  کنگره‌های  سـر  به  فلک  سـایان‌)  نمی‌شنوید؟‌.

حایگاه‌های  هلاک  و  نابودی  نسلهای ‌گذشته  از  سنّت  و  قانون  خدا  در  بارۀ  تکذیب‌کنندگان  حقّ  و  حقیقت  سخن  می‌گویند،  و  بیانگر  این  واقعیّت  هستند که  قانون  و  سنّت  خدا  به  اجراء  درمی‌آید،  و  تخلّف  نمی‌پذیرد  و  با کسی  سازش  نمی‌کند  و  از کسی  جانبداری  نمی‌نماید.  انسانها  تابع  قوانین  و  سنن  ثابت  و  تـغییرناپذیری  در  تولّد  و  مرگ  و  رشد  و  نموّ  پیدا کردن  و  فرسودن  و  فرتوت  شدن  و  نیرو  و  توان  پیدا  نمودن  و  ضعیف  و  ناتوان ‌گـردیدن  هستند.  قرآن  مجید  به  ثبات  این  قوانین  و  سنن  تـوجّه  می‌دهد،  و  همگان  را  مـتوجّه  استمرار  و  اسـتقرار  ایـن  قوانين  و  سنن  می‌کند،  و  از  جایگاه‌های  نقش  زمین  شدن  نسلها،  و  از  آثار گذشتگان‌،  چه  آثاری  که  ویران  گردیده  است‌،  و  چه  آثاری  که  پس  از  ساکنانش  برجای  مـانده  است  و  خالی  از  سکنه  شده  است‌،  نمایشگاه‌هائی  برای  عبرت‌ گرفتن  و  بـرای  بـیداری  دلهـا،  و  برانگیختن  حسّاسیّت‌،  و  برای  ترس  و  هراس  از  تاخت  و  تاز  خدا  بر  قلدران  و  زورگویان  و گرفتار  ساختن  و  انتقام  گرفتن  از  ایشان‌،  تـهیّه  مـی‌بیند  و  تـرتیب  مـی‌دهد.  هـمچنين  از  این ‌گونه  چیزها  نمایشگاه‌هائی  را  برای  پی  بردن  به  ثبات  و  تغییرناپذیری  قوانین  و  سنن  تهیّه  می‏‎بیند  و  تـرتیب  می‌دهد.  بدین  وسـیله  درک  و  شعور  انسـانها  را  بالا  می‏‎برد،  و  مقیاسها  و  معیارهایشان  را  اوج  مـی‌دهد.  آن  وقت  بدیشان ‌گوشزد  می‌کند که  ملّتی  یـا  نسـلی  در  محدودۀ  زمان  و  مکان  از  این  قوانـین  و  سنن  کنار  نمی‌گردد  و  بافتۀ  جدا  تافته  نمی‌شود،  و  نباید  نظم  و  نظام  ثابت  در  زندگانی  انسانها  را  فرامـوش  بکنند،  نـظم  و  نظامی  که  در گذشت  سالها  و  در  میان  نسلهای  پـیاپی‌،  استقرار  و  استمرار  داشـته  است  و  اسـتقرار  و  اسـتمرار  خواهد  داشت‌،  هر چند  هم  بسیاری  از  مردمان  از  این  امر  درس  عـبرت  نـمی‌آموزند  و  بلکه  آن  را  فراموش  می‌کنند!

آثار  ویران  و  فروتپیده‌،  سخن  هولناک  و  ژرفی  با  دل  آگاه  و  با  شعور  بـینا  دارد،  و  بر  بندهای  انـدام  لرزه  می‌اندازد،  و  دلها  را  به  تکان  می‌افکند،  و  درونها  را  هراسان  می‌سازد.  عربهائی ‌که  مخاطبان  نخستین  این  آیه  بودند،  از کنار  منازل  و  جایگاه‌های  عاد  و  ثمود  می‌گذشتند،  و  آثار  مخروبه  و  فروتپیدۀ  برجای  مـاندۀ  شهرها  و  روستاهای  قوم  لوط  را  مـی‌دیدند.  قـرآن  بـر  آنان  زشت  می‌شمارد که  جایگاه  نقش  زمین  شدن  این  نسلها  بدیشان  نشان  داده  شود،  و  منازل  و  خانه‌هایشان  جلو  دیدگانشان  باشد،  و  از کنار  آنها  بگذرند  و  در  آنها  گام  بردارند  و  بیایند  و  بروند،  امّا  با  وجود  اینها  دلهایشان  به  جوش  و  خروش  درنیاید،  و  احساساتشان  به  لرزه  و  تکان  نیفتد،  و  حسّاسیّت  ایشان  از  ترس  و  هراس  خدا  بـه  حـرکت  و  جنبش  درنـیاید،  و  خـویشتن  را  از  همچون  سرنوشتی  نپایند  و  نگاهداری  ننمایند،  و  ایشان  راهیاب  نشوند  و  چشمانشان  بینا  نگردد،  و  ا‌عمال  و  افعالی  را  در پیش  نگیرند  که  آنان  را  از  سزاوار  شدن  و  گرفتار  آمدن  همچون  سرنوشتی  نرهاند،  و گرفتار  آمدن  و  نابود  گرداندنی  را  از  ایشان  باز  ندارد که  برابر  فرمان  خدا  