 باشد  که  دستهایشان  پیشاپیش  به  سرای  آخرت  فرستاده  است‌.

(أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَى). 

امّا  کسانی  که  ایمان  آورده‌اند  و  کارهای  شایسته  انجام  داده‌انـد،  بـاغهای  بـهشت  کـه  جـای  زندگی  است‌،  از آن  ایشان  خواهد  بود.  

باغهای  بهشتی‌ که  ایشان  را  در  خود  جـای  مـی‌دهد  و  منزل  و  مأوی  می‌بخشد،  به  عنوان  «‌نُزُلاً:  پـذیرائـی  از  ایشان‌»‌.  بهشت  محلّ  پذیرائی  از  مؤمنان  می‌گردد،  و  مؤمنان  در  آنجا  اقامت  می‌گزینند  و  آرام  می‌گیرند،  به  عنوان  پاداش‌:

(بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ) (١٩)

کارهائی  که  (‌در  دنیا)  می‌کرده‌اند.

(وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ ).

و  امّا  کسانی  که  (‌از  فرمان  خدا  و  اطـاعت  از  او)  بـه  در  رفته  (‌و  راه  کفر  درپیش  گرفته‌اند)  جایگاه  ایشـان  آتش  دوزخ  است‌.

به  سوی  آتش  دوزخ  می‌روند  و  بدان  درمی‌افتند  و  منزل  و  مأوا  می‌گزینند.  وای  چه  بد  منزل  و  ماوائی ‌که  گریختن  از  آن  بهتر  از  خود  آن  است‌!

(كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا ).

هر  زمان  که  بخواهند  از  آن  به  در  آیند،  ایشـان  بدانجا  بازگردانده  می‌شوند.

صحنه‌ای  است‌ که  در  آن  حرکت  و  تلاش  برای‌ گریختن  از  آتش  و  دفع  آن  از  خود  است‌.

(وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ) (٢٠)

و  بدیشان  گفته  می‌شود  بچشید  عذاب  آتشی  را  که  آن  را  دروغ  می‌پنداشتید!.

این  سرکوبی  و  تهدید  هم  افزون  بر  دفع  آتش  از  خود  و  عذاب  آن  است‌.

این  سرنوشت  بیرون ‌روندگان  از  فرمان  یزدان  در  آخرت  است‌.  با  وجود  این‌،  بدان  وعده‌گاه  رها  نمی‌شود  و  بس‌.  بلکه  یزدان  ایشان  را  تهدید  می‌کند  و  بیم  می‌دهد  به  عـذاب  در  ایـن  دنـیا که  پیش  از  عـذاب  آخرت  گریبانگیرشان  می‌گردد:

(وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الأدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الأكْبَرِ ).

ما  قطعاً  عذاب  نزدیک‌تر  (‌دنیا)  را  پیش  از  عذاب  بزرگتر  ( آخرت‌)  بدیشان  می‌چشانیم‌.

لیکن  سایه‌روشنهای  رحمت  از  فراسوی  این  عذاب  دنیا  جلوه‌گر  می‌آید.  چه  یزدان  سبحان  دوست  نمی‌دارد  که  بندگان  خود  را  عذاب  بدهد  هر گاه  با  عمل  خودشان  سزاوار  عذاب  نگردند،  و  هر گاه  که  بر  موجبات  عـذاب  پــافشاری  نکــنند.  خـدا  بــزهکاران  نـافرمانبردار  و  بیرون‌روندگان  از  فرمان‌ کردگار  را  تهدید  می‌نماید  کـه  ایشان  را  به  عذاب  در  زمین ‌گرفتار  می‌سازد.

(لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ) (٢١)

شاید  (‌از  کفر  و  معاصی  دست  بکشند،  و  به  سوی  خدا) برگردند.

شاید  هم  فطرتشان  بیدار گردد،  و  درد  عذاب  ایشان  را  به  راه  راست  برگرداند.  اگـر  آنـان  چـنین  مـی‌کردند  بـه  سرنوشت  فاسقان  و  بیرون ‌روندگان  از  فرمان  یـزدان  گرفتار  نـمی‌آمدند،  سـرنوشتی‌ که  آن  را  در  صحنۀ  دردنــاک  ایشـان  دیـدیم‌.  ولی  وقـتی  کـه  بـا  آیـات  بروردگارشان  پـند  و  انـدرز  داده  شـده‌انـد  و  متذكّر  گردیده‌اند  از  آیات  خدا  روی‌ گردان  شده‌اند  و  بـدانـها  پشت  کرده‌اند  و  عذاب  دنیا  گریبانگیرشان  گردیده  است  و  آنان  برنگشته‌اند  و  دست  نکشـیده‌انـد  و  عبرت  نگرفته‌اند.  پس  ایشان  در  این  صورت  ستمگرند:

(وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا). 

چــه  کسـی  ستمکارتر  از  آن  کسـی  است  کـه  بـه  آیـات  پروردگارش  پند  داده  شود،  و  او  از  آنها  روی  بگرداند؟‌.  آنان  در  این  صورت  سزاوار  انـتقام  در  دنیا  و  آخرت  هستند:

(إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ) (٢٢)

مسلّماً  ما  همگی  بزهکاران  را  کیفر  خواهیم  داد.

وای  چه  هول  و  هراسی  از  ایـن  تـهدید  و  بیم  دست  می‌دهد!  این  یزدان  قادر  متعال  است ‌که  این  افراد  ضعیف  و  مسکین  را  به  انتقام  هراس‌انگیز  تهدید  می‌کند  و  بیم  می‌دهد!

*این  چرخش  و گردش  به  پایان  می‌آید  همراه  با  سرنوشت  بزهکاران  و  شایستگان‌،  و  عواقب  مؤمنان  و  فاسقان  بیرون‌رونده  از  فرمان  یزدان‌،  و  صحنه‌های  اینان  و  آنان  در  روزی‌ که  راجع  بدان  شکّ  و  تردید  دارنـد.  آن‌ گاه  روند  سوره  به  چرخش  و گردش  تازه‌ای  با  موسی  و  قوم  و  رسالت  او  می‌پردازد.  چرخش  و گردش  مختصری  که  بیش  از  اشاره‌ای  به ‌کتاب  موسی  علیه السّلام  نیست‌،  کتابی‌ که  خدا  آن  را  هدایت  و  رهنمود  بنی‌اسرائـیل ‌کـرده  است‌،  بدان‌ گونه ‌که  قرآن‌ کـتاب  محمّد  صلّی الله عليه وآله وسلّم  را  هدایت  و  رهنمود  مؤمنان  نموده  است‌.  روند  سوره  به  ملاقات  و  به  هم  رسیدن  صاحب  قرآن  با  صاحب  تورات  در  اصل  یگانه  و  در  عقيدۀ  ثابت  نیز  اشاره‌ای  می‌کند.  اشاره‌ای  هم  به ‌گزینش  شکیبایان  معتقد  قوم  موسی  می‌نماید  تـا  سرمشق  قوم  خودشان  شوند،  و  پیامی  به  مسلمانان  آن  زمان  باشد  که  شکیبائی  و  عقیده  داشته  باشند،  و  بیانگر  صفتی  باشد که  با  بودن  آن‌،  پیشوا‌ئی  و  مـاندگاری  در  زمین  ممكن  می‌گردد: 

(وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَلا تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقَائِهِ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِبَنِي إِسْرَائِيلَ (٢٣)وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ (٢٤)إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ) (٢٥)

مـا  بـرای  مـوسی  کـتاب  (‌تـورات‌)  را  فرستادیم‌،  و  شکّ  نداشته  باش  که  موسی  تورات  را  دریـافت  داشت‌،  و  مـا  آن  را  رهنمون  و  راهنمای  بنی‌اسرائـیل  گردانـدیم‌.  و  از  میان  بنی‌اسرائیل  پیشوایـانی  را  پدیدار  کردیم  که  بـه  فرمان  ما  (‌و  بـرابـر  قوانین  مـا،  مـردمان  را)  راهنمائی  می‌نمودند،  بدانگاه  کـه  بنی‌اسـرائـیل  (‌در  راه  خدا  بـر  تحمّل  سختیها)  شکیبائی  ورزیدند  و  به  آیات  مـا  ایـمان  کامل  پیدا  کردند.  پروردگار  تو،  روز  قیامت‌،  میان  آنــان  دربارۀ  چیزهای  مورد  اختلاف  ایشان  (‌از  قبیل‌:  مسائل  دین‌،  رستاخیز،  ثواب  و  عقاب‌)  داوری  می‌کند  (‌و  هر یک  را  به  جزا  و سزای  خود  می‌رساند).

این  عبارت  معترضه‌:
(فَلا تَكُنْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقَائِهِ ).

شکّ  نداشته  باش  که  موسی  تورات  را  دریافت  داشت‌.  پیغمبر  را  پایدار  و  ثابت ‌قدم  می‌دارد  بر  حقّی‌ که  با  خود  آورده  است‌،  و  بیان  می‌کند که  اين  حقّ  همان  حقّ  یگانه  و  ثابتی  است‌ که  موسی  با  خود  در کتاب  خویش  آورده  است‌،  و  همین  حقّ  است ‌که  ایـن  دو  پیغمبر  در  آن  به  همدیگر  رسیده‌ا‌ند،  و  دو کتاب  ایشان  در  آن  به  یکدیگر  رسیده‌اند  .  .  .  این  تفسیر  به  عقيدۀ  من  بهتر  از  تفسيری  است ‌که  برخی  از  مفسّران  ذکر کرده