رسیم  می‌کند،  و لیکن  این  پهلوها  نمی‌پذیرند  و  پاسخ  نمی‌گویند،  و  سعی  و  تلاش  بسیاری  می‌کنند  در  مقاومت ‌کردن  با  فراخواندن  دعوت  شـیرین  بسـترها  و  رختخو‌ابها.  زیرا  این  پهلوها  کارهای  دیگری  دارند  که  آنان  را  از  بسترها  و  رختخوابهای  نرم  و  از  خواب  شیرین  غافل  می‌کند  و  به  خود  مشغو‌ل  می‌دارد.  آنـان  سرگرم  پرستش  خدای  خود  هسـتند.  بر  آستانۀ  خدا  ایستاده‌اند  و  غافل  و  بی‏خبر  از  چیزهای  دیگر  شده‌انـد.  ایشان  با کرنش  و  فروتنی  به  خدا  روی  آورده‌اند،  و  بیم  و  امید  را  آمیزۀ  این‌ کرنش  و  فروتنی ‌کرده‌اند‌،  بیم  از  عذاب  خدا  و  امید  به  رحمت  او،  و  ترس  از  خشم  یزدان  و  چشم  طمع  دوختن  به  رضا  و  خشنودی  او،  و  هراس  از  نافرمانی  خدا  و  چشم  طمع  دوختن  به  توفيق  او.  تـعبیر  قرآنی  این  احساسات  لرزان  و  هراسان  را که  در  د‌لهـا  و  درونها  است  در  یک  پسوده  به  تصویر  می‌کشد،  به  گونه‌ا‌ی‌ که  ا‌نگار  مجسّم  و  ملموس  است‌:

(يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا ).
پروردگار  خود  را  با  بیم  و  امید  به  فریاد  می‌خوانند.

آنان  در کنار  این  حسّاسیّت  نازک‌،  و  این  نماز  خاشعانه‌،  و  این  دعای‌ گرم‌،  وظـیفۀ  خودشان  را  در  حقّ  گـروه  مسلمانان  برای  اطاعت  از  خدا  و  دادن  زکات  نـعمت  و  قدرت‌،  انجام  می‌دهند:
(وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ) (١٦)

و  از  چیزهائی  که  بدیشان  داده‌ایم  می‌بخشند.

با  ا‌ین  تصویر  ارزشمند  و  درخشان  و  حسّاس  و  روشن‌،  تصویری  از  پاداش  والا  و  ویژۀ  شگفتی  است‌.  پاداشـی  است  که  در  آن  سایه‌روشنهای  رعایت  ویژه  و  عنایت  خـاصّ‌،  و  بزرگداشت  شخصیّت‌،  و  احترام  الهـی  و  پذیرائی ‌گرم  ربّانی  از  اين  انسانها  است‌:  

(فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ) (١٧)

هیچ  کس  نمی‌داند،  در  برابر  کارهائی  که  (‌مؤمنان‌)  انجام  می‌دهند،  چـه  چیزهای  شـادی‌آفرین  و  مسـرّت‌بخشی  برای  ایشان  پنهان  شده  است‌.

تعبیر  شگفتی  است‌!  تعبيری  است‌ که  به ‌گرم ‌گـرفتن  یزدان  سبحان  از  ا‌نسانهای  با  ایمان  اشاره  مـی‌نماید،  و  می‌رساند  که  ایزد  بزرگوار  خودش  عهده‌دار  آماده  کردن  چیزی  برای  مؤمنان  است ‌که  برایشان  اندوخته  است‌،  و  گرم ‌گرفتن  و  بزرگداشتی  را  با  آنان  و  در  حقّ  ایشان  روا  می‌دارد  که  روشنی‌بخش  چشمها  و  شادی‌آفرین  دلها  است‌.  از  این  اندوخته  کسی  جز  خدا  مطّلع  نیست‌.  اندوختۀ  ویژه  و  پنهانی  است ‌که  در  پیشگاه  خدا  برای  مؤمنان  نگاهداری  می‌شود  تا  روز  ملاقات  با  او  برای  صاحبان  خودش  پرده  از  آن  برداشته  شـود  و  آشکـار  گردد!  بلی  در  وقت  ملاقات  با  خدا  این  اندوخته  برملا  می‌شود!  چه  تصویر  درخشانی  از  این  ملاقات  گرامی  و  ارزشمند  پیش  چشم  داشته  می‌شود!  ملاقات  حضور  با  خدا  و  در  بارگاه  او!

خداوندا!  چه  اندازه  فراوان‌،  یزدان  منّان‌،  در  حقّ  بندگان  خود،  بزرگواری  و  عنایت  می‌فرماید!  چه  اندازه  فراوان‌،  یزدان  سبحان،  با  فضل  و  لطف  خود  ایشان  را  می‌نوازد  و  غرق  در  الطاف  و  عنایات  خود  مـی‌سازد!  آخر  آنان  کیستند  - ‌اعمال  و  عبادات  و  طاعات  و  انتظارات  ایشان  هر چه  و  هر  ا‌ندازه‌ که  باشد  - ‌تا  خدای  بزرگوار  خودش  عهده‌دار  آماده  کردن  چیزی  برای  آنان  شود که  برایشان  اندوخته  می‌دارد  و  سزا  و  جزای  ایشـان  می‌نماید،  با  عنایت  و  رعایت  و  محبّت  و گرمی  و  جشنی‌ که  بهرۀ  آنان  می‌گرداند  و  برای  ایشان  برپا  می‌دارد؟  امّـا  ایـن  فضل  و  لطف  خد‌اونـد  بـخشنده  و  بزرگوار  در  حقّ  انسانهای  فرمانبردار  است‌!

*
جلو  صحنۀ  بـزهکاران  بـدحال  و  بدشگون  و  خوار  و  رسوا،  و  جلو  صحنۀ  مؤمنان  صاحب  نعمت  و  محترم  و  بزرگوار،  با  چکیده‌ای  از  سزا  و  جزای  دادگرانـه‌ای  کـه  میان  بدان  و  نیکان  در  دنیا  یا  آخرت  جد‌ائی  می اندازد،  و  سزا  و  جزا  را  بر اساس  عدالت  دقیق  آویزۀ  عمل  می‌دارد،  پیرو  می‌زند:                              

(أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لا يَسْتَوُونَ (١٨)أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَى نُزُلا بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (١٩)وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ (٢٠)وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الأدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الأكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (٢١)وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ) (٢٢)

آیا کسی  که  مؤمن  بوده  است‌،  هـمـچون  کسـی  است  که  فاسق  بوده  است‌؟‌!  (‌نه‌،  هرگز!  این  دو)  برابر  نیستند.  و  امّا  کسانی  که  ایمان  آورده‌اند  و  کارهای  شایسته  انجام  داده‌انـد،  بـاغهای  بـهشت  کـه  جـای  زندگی  است‌،  از آن  ایشان  خواهد  بود،  بـه  عنوان  مـحلّ  پذیرائی  (‌خدا  از  ایشان‌)  در  برابر  كارهائی  که  (‌در  دنیا)  انجام  می‌داده‌اند.  و  امّا  کسانی  که  (‌از  فرمان  خدا  و  اطـاعت  از  او)  بـه  در  رفته  (‌و  راه  کفر  درپیش  گرفته‌اند)  جایگاه  ایشـان  آتش  دوزخ  است‌.  هر  زمان  کـه  بخواهند  از  آن  بـه  در  آیند،  ایشان  بدانـجا  بازگردانده  مـی‌شوند  و  بـدیشان  گـفته  مــی‌شود:  بــچشید  عـذاب  آتشـی  را  کــه  آن  را  دروغ  می‌پنداشتید!  ما  قطعاً  عذاب  نزدیک‌تر  (‌دنیا)  را  پـیش  از  عذاب  بزرگتر  (‌آخرت‌)  بدیشان  می‌چشانیم‌،  شــاید  (‌از  کفر  و  معاصی  دست  بکشند،  و  به  سوی  خدا)  برگردند.  چـه  کسـی  ستمکارتر  از  آن  کســی  است  کـه  به  آیـات  پروردگارش  پند  داده  شود،  و  او  از  آنها  روی  بگرداند؟  مسلّماً  ما  همگی  بزهکاران  را  کیفر  خواهیم  داد.

مؤمنان  به  یـزدان  و  بـیرون ‌روندگان  از  فـرمان  خدای  سبحان  در  سرشت  و  احساس  و  روش  یکسان  نیـستند،  تا  ایشان  در  سزا  و  جزای  دنیا  و  آخرت  یکسـان‌ گردند.  مـؤمنان  دارای  فطرت  سـالم  هستند  و  رو  به  خدا  می‌دارند،  و  برابر  برنامۀ  راست  و  درست  خدا  عمل  می‌کنند.  به  در  روندگان  از  فرمان  یـزدان‌،  منحرف  و  گریزان  از  دستور  ایـزد  سبحان  هستند،  و  در  زمین  تـباهکاری  مـی‌کنند،  و  در  راسـتای  راهی  حـرکت  نمی‌نمایند که  ایشان  را  به  خدا  برساند،  و  هماهنگ  با  برنامۀ  خدا  برا‌ی  زندگی  باشد،  و  با  قـانون  اصـیل  او  بخواند.  پس  در  این  صورت  جای  شگفت  نیست‌ که  راه  مؤمنان  و  بزهکاران  نافرمان‌،  در  آخرت  جدا  و  مختلف  گردد،  و  هر یک  از  آنان  به  سزا  و  جزائی  برسد که  مناسب  با  اندوختۀ  خودشان  و  با  چیزی 