ا  او  را  بر  آن  سرشته  است  به  خاطر هدف  و  حـتّی ‌که  در طرح  و  نقشۀ  این  جهان  منظور  و  معبود  است‌.  این  است ‌که  خدا  در  قضا  و  قدر  خود  لازم  دیده  است  و  واجب  گردانـده  است ‌که  دوزخ  را  از  جنّ  و  انسی  پر کند که  ضلالت  را  برمی‌گزینند،  و  راهی  را  درپیش  می‌گیرند که  به  دوزخ  منتهی  می‌گردد.

این  گناهکارانی  که  به  پیشگاه  پروردگارشان  عرضه  گردیده اند،  در  حالی  که  سر  به  زیر  افکنده‌اند،  اینان  از  زمرۀ ‌کسانیند که  این  سخن  بر  ایشان  صدق  می‌کند  و  سزاوارشان  می‏‎باشد.  بدین  جهت  بدیشان‌ گفته  می‌شود:  

(فَذُوقُوا بِمَا نَسِيتُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا). 
بچشید  (‌عذاب  جهنّم‌)  را  به  خاطر  این  که  ملاقات  امروز  خـود  را  (‌بــا  پــروردگارتان  بـرای  حسـاب  و  کتاب‌)  فراموش  کرده‌اید.

امروزتان  که  حاضر  است‌.  پس  ما  در  صحنه‌ای  از  روز  آخرت  هستیم  .  .  .  بچشید  به  سبب  این‌ که  ملاقات  این  روز  را  فراموش‌ کرده‌ایـد،  و  خود  را  برای  آن  آماد‌ه  ننموده‌اید  در  آن  روز  و  روزگاری‌ که  وقت  باقی  بود  و  فرصت  در  میان‌.  بچشید،  زیرا:

(إِنَّا نَسِينَاكُمْ). 

ما  شما  را  (‌در  میان  عذاب  رهـا  و)  بـه  دست  فرامـوشی  سپرده‌ایم‌.

خدا که  کسی  را  فراموش  نمی‌کند.  مراد  این  است‌ که  با  ایشان  همچون  کسانی  رفتار  می‌گردد که  بدانـان  توجّه  نگردد  و  اهمّیّت  داده  نشود  و  ایشان  را  از  یـاد  ببرند  و  فراموششان  بکنند.  رفتاری  است‌ که  در  آن  خواری  و  رسوائی‌،  و  در  آن  مهمل  و  بی‌ارزش  رها کردن  و  حقیر  و  کوچک ‌گرفتن  ایشان  است‌.

(وَذُوقُوا عَذَابَ الْخُلْدِ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ) (١٤)

بچشید  عذاب  همیشگی  را  به  سبب  اعمالی  (‌که  در  دنـیا)  انجام  می‌داده‌اید.

پردۀ  نمایش  بر  صحنه  فرود  می آید.  سخن  فیصله‌بخش  در  آن‌ گفته  شـده  است‌.  بزهکاران  هم  به  سـرنوشت  خوارکننده  و  رسواکننده  سپرده  شده‌اند  و  به  حال  بدشان  رها  گردیده‌اند.  خوانندۀ  قرآن  در  آن  حال  که  این  آیات  را  خوانده  است  و  به  پـایان  آنـها  رسـیده  است‌،  خیال  می‌کند كه بزهکاران  را  در  آنجا  رها کرده  است  و  به  ترک  گناهکاران  گفته  است‌.  انگار  بزهکاران  در  آنجائی  که  رها  شده‌اند  نمایان  هستند  و  دیده  می‌شوند.  این  هم  یکی  از  ویژگیهای  تصویرگری  قرآنی  است ‌که  صحنه‌ها  را  زنده  می‌گرداند  و  به  دلها  پیام  می‌رساند.

*
روند  قرآنی  پرده  بر  این  صحنه  فرو  می‌اندازد  تا  آن  را  از  روی  صحنۀ  دیگری  بر‌اندازد.  صحنه‌ای  کـه  در  سایه‌روشن  دیگری  و  در  فضای  دیگری‌،  و  با  عطر  و  بوی  دیگری‌،  آن  را  بنماید.  عطر  و  بوئی ‌که  جانها  از  آن  بیاساید،  و  دلها  از  آن  به  پـرواز  درآیـد.  ایـن  صحنه‌،  صحنۀ  مؤمنان  است‌.  صحنۀ  مؤمنان  فروتن  و کرنش  برنده  و  پرستشگری  است ‌که  دیگران  را  به  سوی  پروردگارشان  می‌خوانند،  در  حالی  که  دلهای  خودشان  از  ترس  و  خوف  خدا  لرزان  و  هراسـان‌،  و  آزمند  و  امـیدوار  به  فضل  و  لطـف  خداونـد  مهربان  است‌.  پروردگارشان  سزا  و  جزائی  برایشان  اندوخته  است‌ که  مرغ  خیال  نمی‌تواند  به  سوی  آن  بال  و  پر  بکشد  و  آن  را  به  تصور  درآورد:

(إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ (١٥)تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ (١٦)فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ) (١٧)

تنها  کسانی  به  آیات ‌ما  ایمان‌ دارند  که‌ هر  وقت  بدانها  پند  داده  شـوند،  (‌بـرای  خـدا)  بــه  ســجده  مـی‌افـتند،  و  ستایشگرانه  به  تسـبیح  پـروردگارشان  مـی‌پردازند  و  تکبّر  نـمی‌ورزند.  پـهلوهایشان  از  بسـترها  بـه  دور  می‌شود  (‌و  خواب  شـیرین  را  تـرک  گفته  و  بـه  عبادت  پروردگارشان  می‌پردازند  و)  پروردگار  خود  را  با  بیم  و  امید  به  فریاد  می‌خوانند،  و  از  چیزهائی  که  بـدیشان  داده‌ایم  می‌بخشند.  هیح  کس  نمی‌داند،  در  برابر  کارهائی  که  (‌مومنان‌)  انجام  می‌دهند،  چه  چیزهای  شـادی‌آفرین  و  مسرّت‌بخشی  برای  ایشان  پنهان  شده  است‌.

این  تصویر،  تصویر  درخشـانی  است  از  ارواح  مؤمن‌،  لطیف‌،  شفّاف‌،  هراسان  از  ترس  و  خوف  خدا،  با  طاعت  و  عبادت  روی  آورنده  به  پروردگار  خود،  و  امیدوار  به  الطــاف  الهــی‌،  بــدون  ایــن کــه  بــرتری‌جوئی  و  خودبزرگ‌بینی  درپیش  گیرند.  این  ارواح  همان  ارواح  هستند که  به  آیات  خدا  ایمان  دارند،  و  آیات  خدا  را  با  ذهن  و  شعور  آگاه  و  دل  بیدار  و  درون  روشن  دریافت  می‌دارند.

(خَرُّوا سُجَّدًا). 

(‌برای  خدا)  به  سجده  می‌افتند.

زیرا  از  آنچه  بدان  تذکّر  و  اندرز  داده  می‌شوند  مـتأثّر  می‌گردند،  و  خداوندی  را  بزرگ  می‌دارند  که  به  آیـات  او  تذکّر  و  اندرز  د‌اده  می‌شوند،  و  احسـاس  جلالت  و  عظمت  خدا  را  می‌کنند  و  نخستین  عکس‌العملی‌ که  نشان  می‌دهند  به  سجده  افتادن  است‌،  تا  با  سجده  و کرنش  از  احساسی  تعبیر کنند که  جز  با  غلطاندن  چهره‌ها  در  خاک  نمی‌توان  از  آن  تعبیر کرد.

(وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ). 

و  ستایشگرانه  به  تسبیح  پروردگارشان  می‌پردازند.  به  تسببح  پروردگارشان  می‌پردازند،  هـمراه  با  حرکت  بدن  با  سجده‌ کردن  و کرنش  بردن‌.

(وَهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ). 

و  آنان  تکبّر  نمی‌ورزند.

ایــن  هم  فرمانبرداری  اشخاص  مطیع  و  فـروتن  و  توبه‌کاری  است ‌که  جلالت  و  عظمت  خـدای  بزرگ  و  سترگ  را  احساس  می‌کنند.

آن‌ گاه  صحنه  مصوّر  ایشان  پدیدار  می‌آيد،  صحنه‌ای ‌که  وضع  جسمانی  و  احساسات  درونی  ایشـان  را  در  یک  لحظه  نشان  می‌دهد  و  نمايان  می دارد:

(تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا ).

پـهلوهایشان  از  بسـترها  بـه  دور  مـی‌شود  (‌و  خواب  شـیرین  را  تـرک  گـفته  و  بـه  عبادت  پـروردگارشان  می‌پردازند  و)  پروردگار  خود  را  با  بیـم  و  امید  به  فریاد  می‌خوانند.

آنان  برای  خوا‌ندن  نماز  شب  برمی‌خیزند که  نماز  عشاء  و  وتر  است‌.  نماز  تهجّد  یعنی  نماز  شب  را  می‌خوانند،  و  خد‌ا  را  به  فریاد  می‌خوانند.  و لیکن  تعبیر  قرآنی  از  ایـن  برخاستن  به  شیوۀ  دیگری  تعبیر  می‌کند:

(تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ ).

پــهلوهایشان  از  بسـترها  بــه  دور  مـی‌شود  (‌و  خواب  شــیرین  را  تـرک  گـفته  و  بـه  عبادت  پـروردگارشان  می‌پردازند)‌.

تعبیر  قرآنی  تصویر  بسترها  و  رختخوابها  را  در  شب ‌که  پهلوها  را  به  خوا‌ب  و  ا‌ستراحت  و  لذّت  بردن  ا‌ز  خواب  می‌خواند  ت