 هر  تدبیری  و  هر  فرجـام  و  خاتمه‌ای‌،  پائین‌تر  از  مقام  خداوند  بزرگوار  است‌.  هـر  یک  از  امور  پیشین  و  سائر  چـیزها  به  سـوی  او  بـالا  می‌رود،  یا  هر  وقت  خدا  بخواهد  با  اجازۀ  او  بالا  بـرده  می‌شود.

(ذَلِكَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ) (٦)

او  خداوندی  است  كه  از  پنهان  و  آشکار  بـاخبر  است‌،  و  چیره  و  مهربان  است‌.

آن  .  .  .  آن ‌کسی‌ که  آسمانها  و  زمین  را  آفریده  است‌،  و  

آن  کسی‌ که  بر  تخت  فرماندهی  جهان  قرار گرفته  است‌،  و  آن‌ کسی ‌که  از  آسمان‌ گرفته  تا  زمین  را  اداره  می‌کند  و  امور کل  عالم  هستی  را  می‌گرداند  .  .  .

(ذَلِكَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ ).

او  خداوندی  است  که  از  پنهان  و  آشکار  باخبر  است‌.  او  مطّلع  از  هر  آن  چیزی  است‌ که  پنهان  و  نهان  است  و  غیب  بشمار  است‌،  و  آگاه  از  هـر  آن  چـیزی  است  کـه  حاضر  و  آماده  و  پیدا  و  عیان  است‌.  او  آفریدگار  چیره  و  گرداننده  و  اداره‌کنندۀ  جهان  هستی  است‌.  او:

(الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ) .

او نیرومند  و  توانا  بر  هر  آن  چیزی  است ‌که  بخواهد.  او  مهربان  در  اراده  و  مشـیّت  و  گردانـدن  و  اداره  کردن  آفریده‌های  خود  است‌.

(الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ ).

او  کسی  است  که  هر چه  را  آفرید،  نیکو  آفرید.

خداوندا  اين  حقّی  است‌ که  فطرت  آن  را  می‌یابد  و  چشم                                            

آن  را  می‏‎بیند  و  خرد  آن  را  تشخیص  می‌دهد.  حقّی  است  که  در  اشکال  اشیاء  و  در  وظائف  آ‌نها،  در  سرشت  چیزها  به  طور  فردی‌،  در  هماهنگی  آنها  به  گـونۀ  جـمعی‌،  در  سیماها  و  نمودها  و  احوال  و  اوضاع  و  فعّالیّت  و  تلاش  و  حركت  و  جنبش  همۀ  پدیده‌ها،  پدیدار  و  آشکار  است‌،  و  در  هر  چیزی  جلوه‌گر  است‌ که  دور  یا  نزدیک  مربوط  به  وصف  زیبائی  و  زیبانگاری  و  نو  و  نوآفرینی  است‌. 

 پایان  یزدان  سبحان‌!  این  ساختار  او  در  هر  چـیزی  است‌.  این  دست  قدرت  او  است‌ که  آثار  پدیدار  و  نموداری  در  پدیده‌ها  و  آفریده ها  دارد.  این  هر  چیزی  است ‌که  آفریده  است  و  زیبانگاری  و  نـوآفرینی  و  مــحکم ‌کاری  و  استواری  در  آن  جلوه‌گر  آمـده  است‌،  بـدون  ایـن  کـه  فــراروی  و کـوتاهی  شـود،  و  فـزونی  از  حـدّ  و  مـرز  زیبانگاری  بشود  و کم  و کاستی  روی  بدهد،  و  افراط  و  تفریطی  در  حجم  یا  شکل  یا  ساختار  و  یا  وظیفه  و کاری  صورت  پذیرد.  هر  چيزی  به  اندازۀ  لازم  است  و  از  حدّ  و  مرز  هماهنگی  زيبا  و  دقیق  فزونی  یا کاستی  داشته  و  از  موعد  مقرّر  خود  پیشی  یا  پسی  بگیرد  و  از فاصلۀ  زمانی  خود  درگذرد  یا کوتاهی‌ کند  .  .  .  در  هر  چـیزی  از  ذرّۀ  کوچکی ‌گرفته  تا  بزرگ‌ترین  اجرام‌،  و  از  سلول  ساده‌ای  گرفته  تا  پیچیده‌ترین  اجسام،  زیبانگاری  و  استواری  در  آن  جلوه‌گر  می‌آید  .  ٠  .  همۀ  اعمال  و  احوال  و  حرکات  و  حوادث  نیز  همچنین  است‌.  همۀ  آنها  هم  از  زمرۀ  ساختار  خدایند،  و  در  یکایک  آنها  اندازه‌گیری  دقیقی  در  موعد  و  در  جولانگاه  و  در  فرجامی ‌کـه  دارند  انجام‌ گرفته  است‌،  برابر  طرحی ‌که  در  حرکت  و  سیر  این  جهان  از  ازل  تا  به  ابد  با  تدبیر  و  تقدیر  خدا  پی  افکنده  شده  است  و  ریخته  گردیده  است‌.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:27.xml">سوره‌ي اسراء، آيه‌ي 21-1</a><a class="folder" href="w:html:32.xml">سوره‌ي اسراء آيه‌ي 39-22</a><a class="folder" href="w:html:36.xml">سوره‌ي اسراء آيه‌ي 57-40</a><a class="folder" href="w:html:39.xml">سوره‌اي اسراء آيه‌ي 72-58</a><a class="folder" href="w:html:42.xml">سوره‌ي اسراء آيه‌ي 111-73</a></body></html>هر  چیزی  و  هر  آفریده‌ای  ساخته  شده  است  تا  نقش  ویژۀ  خود  را  در  نمایش  هستی  اجراء  و  اداء‌ کند،  و  برای  اجراء  و  اداء  این  نقش  آمادگی  دقیقی  دارد،  و  با  استعدادهـا  ویژگیهائی  آماده  گردیده  است  و  زاد  و  توشه  داده  شده  است ‌که  او  را  برای  اجراء  و  اداء  نقش  خود کاملاً  شایسته  و  بایسته  کرده  است‌.  این  سلول  تنهائی‌ که  مـجهّز  است  برای  انجام  انواع  وظائف‌،  این  کرمی ‌که  در  حرکت  است  و  مجهّز  به  پاها  یا  موها  و  با  نرمی  تن  و آرامی  و قدرت  بر  راه  رفتن  است  به  زیباترین  شکلی  و  شیوه‌ای ‌که  باید  باشد،  این  ماهی‌،  این  پرنده‌،  این  خزنده‌،  این  حیوان‌،  این  جانور  .  .  .  همچنین  این  انسان‌،  این  ستاره‌،  این  سـیّاره‌،  این  افلاک‌،  این  جهانها،  این‌ گردشها  و  چرخشهای  منظّم  و  مرتّب  و  دقیق  و  هماهنگ  و  شگفت  و  با  اوقات  دقیق  و  حرکات  پياپی،  هر  چیزی  و  هر  چیزی‌،  تا  آنجائی‌ که  چشـم  کار  می‌کند  و  بُرد  دارد،  دارای  ساختار  استوار  و  پیکرۀ  شگـرف  است  و  در  یکـایک  آنـها  زیـبانگاری  و  محکم‌ کاری  به  کار  رفته  است  و  به ‌گونۀ  مـاهرانه  و  استادانه  ساخته  و  پرداخته  گردیده  است‌.

چشم  باز  و  ذهن  آگاه  و  دل  بینا،  زیبائی  و  زیبانگاری  را  در  همۀ  موجودات  و  پدیده‌های  هستی  مشاهده  می‌کند.  زیبائی  و  زیـبانگاری  را  در  هر یک  از  اجـزاء  و  افراد  هستی  می‏‎بیند.  اندیشیدن  دربارۀ  آفریدگان  یزدان‌،  هر  کجا که  دیده  یا  دل  و  یا  ذهن  بنگرد  و  توجّه‌ کند،  به  انسان  

پشتوانه‌ای  از  اندوخته‌های  بزرگ  و  سترگ  از  ذخـائر  زیبائی  و  زیبانگاری  عطاء  می‌کند،  و  نواها  و  آواهائی  از  هماهنگی  و کمال  بدو  می‏بخشد،  نواها  و  آواهائی ‌که  از  هر  سو  خوشبختی  را  با  شیرین‌ترین  مزه‌هائی ‌که  دارد  گرد  می‌آورند،  و  آب  حیات  خوشبختی  را  به  دل  انسان  می‌ریزند.  آن  وقت  است ‌که  انسان  در  این  جشن  باشکوه  و  زیبا  و  دقیق  و  بدیع  الهی  بسر  می‏‎برد،  و  نشانه‌های  زیبانگاری  و  استواری  را  در  هر  چیزی‌ که  می‏‎بیند  و  در  هر  چیزی‌ که  می‌شنود  و  در  هر  چیزی‌ که  درک  و  فـهم  می‌کند،  ورانـداز  و  مشـاهده  مـی‌نماید،  در  آن  مـدّت  زمانی‌ که  کوچ  خود  را  بر  این  ستاره  ادامـه  مـی‌دهد  و  زندگی  خویش  را  بسر  می‏‎برد.  هـمچنین  از  فـراسـوی  شکلها  و  تصویرهای  این  جهان  فانی‌،  بـا  جـمال  باقی  برجوشیده  از  جمال  ساختار  اصیل  الهی‌،  پیوند  و  اتّصال پيدا می كند.

دل  از  این  نعمتهای  فراوان  در  این  کوچ  زمـینی  خود  چیزی  را  درک  و  فهم  نمی‌کند  مگر  زمانی ‌که  از  جمود  و  رکود  عادت  و  خوی  بیدار  شـود  و  به  در  آیـد،  و  از  خستگی  و  فرسودگی  انس  و  الفت  بیرون  شود  و  خیزد،  و  نواها  و  آواهای  جهان  هستی  پیرامون  خود  را  بشنود،  و  به  پیامها  و  اشاره‌های  آن  چشم  بدوزد،  و  در  پرتو  نور  الهی  بنگرد  تا  چیزها  و  پدیده‌ها  عنصر  زیبای  اصیل  خود  را  بنمایند  آن ‌گونه  که  از  دست  قدرت  و  نوآفرین  خدا  بیرون  آمده‌اند  و  پدیدار گردیده‌اند،  و  هر  زمان‌ که  چشم  یا  خرد  او  به  یکی  از  نوآ‌وریها  و  زیـبانگاریهای  خدا  بیفتد  او  را  به  یاد  بیاورد  و  ذکر