ست‌.  آن  کس  کـه  پـروردگار  جهانیان  است  قـرآن  را  نـازل  کرده  است‌،  همان‌ گونه‌ که  در  آیۀ  پیشین  فرموده  است‌.  این  اضافه  در  اینجا  برای  بزرگداشت  است‌،  بزرگداشت  پیغمبری‌ که  او  را  متّهم  می‌کردند  به  ایـن ‌کـه  خودش  قرآن  را  تهیّه  می‌بیند  و  آن  را  از  پیش  خود  می‌سازد  و  به  پروردگارش  نسبت  می‌دهد.  ایـن  اضـافه  گذشته  از  بزرگداشت  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  بیانگر  نزدیکی  او  به  پروردگار  جـهانیان  است‌،  و  در  عین  حال  این  اتـّهام  بزهکارانه  را  پـاسخ  می‌دهد  و  مردود  اعلام  می‌دارد،  و  پیوند  استواری  را  نیز  بیان  می‌دارد  که  همراه  با  معنی  بزرگداشت  مـعنی‌،  استواری  خاستگاه  و  درستی  دریافت  را  نیز  به  تصویر  می‌کشد،  و  امانتداری ‌نقل  و  تبلیغ  را  تصدیق  می‌کند.  

(لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أَتَاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ) (٣)

تا  گروهی  را  (‌از  خشم  خدا)  بـترسانی  کـه  پیش  از  تـو  پیغمبری  برای  آنان  نیامده  است‌،  شاید  هدایت  یـابند  (‌و  به  سوی  حقّ  رهنمود  شوند).

عربهائی‌ که  پیغمبر  اسلام  محمّد  صلّی الله عليه وآله وسلّم به  سویشان  روا‌نه‌ گردیده  است‌،  پیش  از  ا‌و  پیغمبری  به  سویشان  فرستاده  نشده  است‌،  و  تاریخ  بعد  از  اسماعیل  عليه السّلام ‌که  نیای  نخستین  عربها  است  تـا  روزگار  محمد  صلّی الله عليه وآله وسلّم  پیغمبری  را  ثبت  و  ضبط  نکرده  است‌.  خداوند  بزرگوار  این‌ کتاب  حقّ  را  برای  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  نازل ‌کرده  است  تا  آنان  را  بدان  بیم  بدهد.

(لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ) .
شاید  هدایت  یابند  (‌و  به  سوی  حقّ  رهنمود  شوند)‌.

هدایت  یافتن  و  راهیاب‌ گردیدن  ایشان  با  این‌ کتاب  امید  می‌رود،  چه  در  این‌ کتاب  حقّی  است‌ که  فطرتها  و  دلها  را  مخاطب  قرار  می‌دهد.

*
کسانی ‌که  خدا  قرآن  را  بر  پیغمبرش  صلّی الله عليه وآله وسلّم  ‌نازل ‌کرد  تا  ایشان  را  بدان  بیم  بدهد،  همراه  خدا  معتقد  به  خداگونه‌ها  و  معبودهای  دیگری  بودند.  در  اینجا  قرآن  صفت  خدائی  را  بیان  می‌دارد  و  سخن  را  بدان  می‌آغازد که  با  آن  صفت‌،  حقّ  الوهیّت  یزدان  سبحان  را  می‌شناختند،  و  با  آن  صفت  کسی  را  تشخیص  می‌دادند که  سزاوا‌ر  همچون  وصف  بزرگی  است ‌که  «‌الله‌»  یعنی  خدا  است‌،  و کسانی  را  در  پرتو  آن  می‌شناختند  و  فرق  می‌نهادند که  سزاوار  همچون  وصفی  نبوده  و  درست  نخواهد  بود که  ایشان  را  با  مقام  و  منزلت  الله ‌که  پروردگار جهانیان  است  مقرون  و  همبر  و  همردیف‌ کرد:

(اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلا شَفِيعٍ أَفَلا تَتَذَكَّرُونَ (٤)يُدَبِّرُ الأمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الأرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ (٥)ذَلِكَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (٦)الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإنْسَانِ مِنْ طِينٍ (٧)ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ (٨)ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأبْصَارَ وَالأفْئِدَةَ قَلِيلا مَا تَشْكُرُونَ) (٩)

خدا  کسی  است  که  آسمانها  و  زمـین  و  آنچه  را  که  در  مـیان  آن  دو  است  در  شش  دوره  بـیافرید  و  سـپس  بـر  تخت  فرماندهی  جهان  قرار  گرفت.  بجز  خدا  برای  شـما  هیچ  یاوری  (‌که  شـما  را  از  عذاب  خدا  بـرهاند)  و  هـیچ  شفیعی  (‌که  در  پیش  خدا  -‌ جز  با  اجـازۀ  خـدا  - ‌بـرایـتان  شفاعت كند) وجود ندارد. آيا يادآور می شويد؟ خداوند

(‌تمام  عالم  هستی  را)  از  آسمان  گرفته  تـا  زمین‌،  زیر پوشش تدبير خود قرار داده است، (و جز او مدبّری در اين جهان وجود ندارد). سپس تدبير امور در روزی كه  انــدازۀ  آن  هـزار  ســال  از  ســالهائی،  است  کـه  شـما می شماريد ، به سوی او بازمی گردد. او خداوندی است كه از پنهان و آشكار باخبر است، و چيره و مهربان است. آن كسی است كه هر چه را آفريد، نيكو آفريد، و  آفرینش  انسان  (‌اوّل‌)  را  از  گِل  آغازید.  سپس  حداوند  ذریّۀ  او  را  از  عُصارۀ  آب  (‌به  ظاهر)  ضعیف  و  ناچیزی  (‌بـه  نـام  مـنی‌)  آفرید.  آن گاه  انـدامهای  او  را  تکمیل  و    آراسته  کرد  و  از  روح  متعلّق  به  خود  (‌كه  سرّی  از  اسرار است) در او دميد. و برای شما گوشها و چشمها و دلها   آفرید  (‌تا  بشنوید  و  بنگرید  و  بفهمید،  امّا)  شما  کمتر شکر (نعمتهای او) را بجای می آوريد.

(اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ).

خدا كسی است كه آسمانها و زمين و آنچه را كه در ميان آن دو است در شش دوره بيافريد.

آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنها  است، اين همه  

آفریده‌های  فراوان  و  عجیب  و  غریبی  ا‌ست  كه  ما  اندكی  از آنها را می شناسيم و بسياری از آنها را نمی شناسيم و از آنها بی خبريم... آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنها است ملك و ملكوت طويل و عريض و بزرگ و فراخی  است  كه  انسان  در  برابرش  مات  و  حیران  ا‌ست  و  ویلان  و  مبهوت  و  مدهوش  می‌گردد  ا‌ز  ساختار  استوا‌ر  و زيبا  و هماهنگ  و دقیق  و  منظّمی  كه  دا‌رد  .  .  .  آنها  ا‌ین  آفريده هائی هستند كه گذشته از عظمت چشمگير و سرگردان‌كنندۀ  خود،  زیبائی  دلربا  و  شیفته  كننده‌ای  نـیز  دارند،  زیبائی  دلربا  و شیفته  كننده‌ای  كه  زیبائی  حقیقی  و كاملی است و چشم و حسّ و شعور و دل و عقل جای نقصی  در  آن  نمی‌یابند،  و  وراندازكنندۀ  آ‌ن  و  پژوهشگر  آ‌ن  هر  اندازه  كه  بیشتر  و  بیشتر  آن  را  ورانداز  كند  و  پژوهش  نماید  خسته  و  ا‌فسرده  نمی‌گردد،  و  تكرار  و  الفت  هم  از  جاذبۀ  نو  به  نو  و  شگـفت  و  شگرف  آن  نمی‌کاهد.  گذشته  از  اینها  این  آفریده‌های ‌گوناگون  و  جوراجورو  دارای  انواع  و اقسـام  و  اندام  و شکل  و  پیکره  و  ویژگی  و  سیما  و  نماد  و  استعداد  و  وظیفه  و كار  و  روش  و  رفتار  مختلف  و متفاوت‌،  همه  و  همه  از  یک  قانون  پیروی  می‌کنند،  و همه  و  همه  تلاش  و  پویش  یگانه  همآهنگی  دارند،  و  هـمه  و  همه  رو  به  سوی  سرچشمۀ  یگانه‌ای  دارند  و  از  آن  رهنمود  و  رهنمون  می‌گيرند،  و  با  اطاعت  و تسلیم  بدان  رو  می‌کنند  و  سر  بر  آستانۀ  فرمانش  می‌گذارند.

الله  یا  خدا  آن‌ کسی  است ‌که  آسمانها  و  زمین  و  آنچه  در  میان  آنها  است  همه  را  او  آفریده  است  .  .  .  پس  خداوند  سبحان  است‌ که  سزاوار  این  توصیف  عظیم  است  و  بس.  

(خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ).

آسمانها  و  زمین  و  آنچه  را  که  در  مـیان  آن  دو  است  در  شش  دوره  آفریده  است‌.