ـفته‌ام‌؟  احساس  می‌کنم‌ که  همۀ  تعبیرهای  بشری  وقتی‌ که  به  بیان  همچون  حقائق  بزرگی  می‌پردازند  از  آنها  می‌کاهند  و  بر  آنها  نمی‌افزایـند،  و  تـنها  تعبیر  قرآنی  است  -  همان‌ گونه ‌که  هست  -‌ تعبیر  الهامگرانۀ  منحصر  به  فردی  است ‌که  می‌تواند  از  چنین  حقائق  بزرگ  چیزی  بگوید  و  روشنگری  کند.روند  قرآنی  بر  آن  صحنۀ  جهانی،  و  بر  ایـن  پسودۀ  درونی‌،  با  صحنۀ  دیگری  از  چیزهائی‌ کـه  مـربوط  به  زندگی  انسانها  است  و  در  زندگی  انسانها  مـعمول  و  ملموس  است  پیرو  می‌زند،  این  صحنه‌،  صـحنۀ  کشـتی  است ‌که  در  پرتو  لطف  خدا  در  دریا  حرکت  می‌کند.  در  این  صحنه  مـردمان  را  در  برابـر  منطق  فطرت  نگاه  می دارد،  بدان  هنگام‌ که  با  هول  و  هراس  دریا  و  با  بیم  و  ترس  خطر  دریا  رویاروی  می‌شود،  و  از هر گونه  نیرو  و  توانی  و  قدرت  و  قوّتی  و  سرمستی  و  غروری  بی‌بهره است:

(أَلَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَةِ اللَّهِ لِيُرِيَكُمْ مِنْ آيَاتِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ (٣١)وَإِذَا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ) (٣٢)

آیا  ندیده‌ای  کشتیها  بر  صفحۀ  دریاها  به  فرمان  الله‌،  و  در  پــرتو  نـعمت  خدا  حرکت  می‌کنند،  تـا  او  گوشه‌ای  از  نشانه‌های  (‌قدرت‌)  خود  را  به  شما  بنفایاند.  قطعاً  در  این  (‌گشت  و  گذار  کشتیها  در  گسترۀ  دریـاها)  نشـانه‌های  بزرگی  (‌بر  قدرت  خدا)  است  برای  کسانی  که  بس  شکیبا  و  بسیار  سپاسگزار  باشند.  (‌منکران  خدا)  هنگامی  کـه  (‌سوار  کشتی  می‌شوند  و)  موجهائی  همچون  کوه  آنان  را  فرا  می‏‎گیرد،  خالصانه  خدا  را  به  فـریاد  مـی‌خوانـند  و  عبادت  را  خاصّ  او  مـی‌دانـند.  ولی  هنگامی  که  آنـان  را  نجات  داده  و  سالم  به  خشکی  رساندیم،  برخی  از  آیشان  میانه‌روی  را  درپیش  می‏‎گیرند  (‌و  بر  ایمان  خود  وقادار  و  پــایدار  مـی‌مانند،  و  تــعداد  زیــادی  دوبـاره  خدا  را  فراموش  کرده  و  راه  کفر  درپیش  می‌گیرند)‌.  آیه‌های  مـا  را  هیچ  کسی  جز  خیانت ‌پیشگان  ناسپاس‌،  انکار  نمی‌کند.  کشتی  در  دریا  حرکت  می‌کند  برابر  قوانینی ‌که  خدا  د‌ر  دریا  و کشتی  و  باد  و  زمین  و  آسمان  به  ودیعت  نـهاده  است‌.  آفرینش  این  آفریده‌ها  با  خواصّ  و  ویژگیهائی ‌که  دارند  سبب  می‌شود کشتی  بتواند  در  دریا  حرکت‌ کند  و  به  دریا  فرو  نرود  یا  از  حرکت  باز  نـایستد.  اگر  ایـن  خواصّ  و  ویژگیها کمترین  اختلال  و  نقصی  پـيدا کنند،  کشتی  در  دریا  حرکت  نمی‌کند.  اگر  غلظت  آب‌،  غلظت  مادۀ ‌کشتی‌،  نسبت  فشار  هوا  بر  سطح  دریا،  امواج  آبی  و  امواج  هوائی‌،  درجۀ  حرارت  از  حدّ  و  مرزی‌ که  آب  با  آن  آب  می‌ماند  و  امواج  آب  و  هوا  در  حدود  مـناسب  خود  محفوظ  می‌گردد،  اگر  نسبتی  از  اینها  مختل ‌گردد  و  نقص  بپذیرد، کشتی  در  آب  حرکت  نمی‌کند. گذشته  از  همۀ  اینها  این  می‌ماند که  خدا  نگاهدار  و  نگاهبان  کشتی  است  بدان ‌گاه‌ که  بالای  امواج  در  وسّط  گردبادها  و  طـوفانها  و  بارانها  قرار  می‌گیرد  و  سینۀ  آبـها  را  می‌شکافد!  آنجا که  محافظ  و  مراقبی  جز  خـدا  وجود  ندارد. کشتی  در  پرتو  نعمت  خدا  و  لطف  و  مرحمت  او  در  همه  حال  و  آن  حرکت  می‌کند،  و  همچنین  نعمت  خدا  و  فضل  او  را  با  خود  حمل  مـی‌کند.  تـعبير  قـرآنـی  دربرگیرندۀ  این  معنی  و  هم  آن  معنی  است‌:

(لِيُرِيَكُمْ مِنْ آيَاتِهِ). 
تا  او  گوشه‌ای  از  نشـانه‌های  (‌قدرت‌)  خود  را  بـه  شـما  بنمایاند.  

نشانه‌های  قدرت  خدا  در  مـعرض  دیـد  هـمگان  است‌.  هر کس‌ که  می‌خواهد  آنها  را  بـبیند،  آنـها  را  می‌تواند  ببیند.  نه  پیچیدگی  بر  سر  راه  دیدن  است  و  نه  آنها  پنهان  از  دیدگانند.

(إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ).
قطعاً  در  این  (‌گشت  و  گذار  کشتیها  در  گسترۀ  دریـاها)  نشانه‌های  بزرگی  (‌پر  قدرت  خدا)  است  برای  کسانی  که  پس  شکیبا  و  بسیار  سپاسگزار  باشند.

«‌صبّار»  و شکیبا  در  وقت  زیان  و  ضرر  و  بلا  و  مصیبت  است‌.  «‌شكور»  و  سـپاسگزار  در  وقت  نفع  و  سود  و  خوشی  و  شادمانی  است‌.  این  دو  حالت‌،  دچار  انسـان  می‌شوند  و  به  انسان  دست  می‌دهند.

انسانها  صبر  و  شکیبائی  نمی‌ورزند،  و  شکر  و  سپاس  نمی‌کنند  و نمی‌گویند.  بلکه  انسانها  وقتی ‌کـه  ضـرر و  زیان  و  مصیبت  و  بلا  بد‌یشان  دست  می‌دهد  به  نـاله  و  فریاد  درمی‌آیند.  خدا  ایشان  را  از  این  ضرر  و  زیـان  و  مصیبت  و  بلا  نجات  می‌دهد،  امّا  آنان  شکر  نمی‌کنند  و  سپاس  نمی‌گویند  مگر  اندکی  از  مردمان‌:

(غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ ).
(‌منکران  خدا)  هنگامی  که  (‌سوار  کشتی  مـی‌شوند  و)  موجهائی  همچون  کوه  آنان  را  فرا  می‏‎گیرد،  خـالصانه  خـدا  را  بــه  فـریاد  مـی‌خوانـند  و  عبادت  را  خـاصّ  او  می‌دانند.

در  برابر  خطری  همچون  این  خطر،  در  حالی‌ که  موجهائی  همچون‌ کوه  آنان  را  فرا  مـی‌گیرد،  و کشـتی  بسـان  پـر  پرنده‌ای‌،  سرگردان  در  میان  آبهای  فراوان  هراس‌انگیزی  بدین  سو  و  بدان  سو  می‌افتد  و  می‌رود،  دلهای  مردمان  از  نیروی ‌گول‌زننده‌،  و  از  قدرت  خیالی  و  موهومی‌ که  در  وقت  شادمانی  و  خرسندی‌،  حقیقت  فطرت  را  از  دیـدگاه  مـردمان  پـنهان  می‌دارد،  و  پـیوند  فطرت  و  آفریدگار  فطرت  را  قطع  می‌کند،  تهی  و  خالی  می‌شود  و  لخت  و  عریان  جلوه‌گر  می‌آید.  وقتی  هم  این  پرده‌ها  و  مانعها کنار  رفت  و  فرو  افـتاد،  و  فطرت  از  هر گونه  پرده‌ای  به  در  آمد  و  لخت  و  عریان  جلوه‌گر گردید،  رو  به  سوی  خدا  می‌کند  و  راست  و  درست  به  سوی  آفریدگار  خود  می‌گراید  و  روی  می‌نماید،  و  عبادت  و  پرستش  را  خاصّ  او  می‌داند،  و  هر گونه  شریک  و  انبازی  را  نفی  می‌کند،  و  هر گونه  میانجی  و  واسطه‌ای  را  به  دور  می‌اندازد.  و  مردمان  خالصانه  خدا  را  به  فریاد  می‌خوانند  و  عبادت  و  پرستش  را  خاصّ  او  می‌دانند.

(فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ ).
ولی  هنگامی  كه  آنان  را  نجات  داده  و سـالم  بـه  خشکـی  رســاندیم‌،  بـرخـی  از  ایشــان  مـیانه‌روی  را  درپیش  می‏‎گیرند  (‌و  بر  ایمان  خود  وفادار  و  پایدار  مـی‌مانند،  و  تعداد  زیادی  دوباره  خدا  را  فراموش  کرده  و  راه  کفر  درپیش  می‌گیرند)‌.

امن  و  امان  و  رفاه  و  خوشی‌،  ایشـان  را  به  نسـیان  و  فراموشی  و  بیشرمی  و  پرروئی  نمی‌راند  و  نمی‌کشاند.  بلکه  خدا  را  یاد  می کنند  و  سپاسگزار  انعام  و  الطاف  او  می‌شوند،  