  باید  در  برابر  دلیل  جهانی  و  در  مقابل  نعمت  فراوان  و  فراگیر  درپیش  گرفته  شود:

(وَمَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الأمُورِ) (٢٢)

کسی  که  (‌دل  به  خدا  دهد  و)  مطيعانه  رو  به  خدا  کند،  در  حالی  که  نیکوکار  بـاشد،  بـه  دستاویز  بسـیار  مـحکمی  چنگ  زده  است‌.  سرانجام  همۀ  کارها  به  خدا  بازگشت  داده  می‌شود  (‌و  حسنات  را  پاداش‌،  و  سیّئات  را  پادافره  می‌دهد)‌.  

تسلیم  شدن  مطلق  در  برابر  خدا  است‌،  همراه  با  انجام‌ کار  نیکو  و  روش  پسندیده‌،  تسلیم  شدن  با  معنی ‌کامل  خود.  و  آرمیدن  و  دل  دادن  به  قضا  و  قدر  یـزدان‌،  و  رجوع  کردن  به  اوامر  او،  و  اهتمام  دادن  به  انجام  وظـائف  و  تکالیف‌،  و گرائيدن  به  رهنمونها  و  رهنمودهای  خدا،  همراه  با  احساس  اطمینان  و  اعتماد کامل  به  رحـمت‌،  و  آسودن  و  آرمیدن  در  پناه  رعایت  و  عنایت‌،  و  رضایت  درونی‌،  رضایتی‌ که  از  آرامش  و  آسایش  بردمد،  به  همۀ  اینها  با  رمز  دل  به  خدا  دادن  و  مطیعانه  رو  به  خدا کردن‌،  اشاره  می‌شود  .  .  .  وجه  یـا  چـهره  بزرگوارتـرین  و  والاترین  چیز  در  انسان  است‌.  این  است ‌که  تسلیم‌ کردن  وجه  یـا  چـهره  به  خدا،  بیانگر  دل  به  خدا  دادن  و  فرمانبردارانه  رو  به  خدا  کردن  است‌.

(وَمَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى ).

کسی  که  (‌دل  به  خدا  دهد  و)  مطیعانه  رو  به  خدا  کند،  در  حالی  که  نیکوکار  بـاشد،  بـه  دسـتاویز  بسـیار  مـحكمی  چنگ  زده  است‌.

دستاویز  بسیار  محکمی‌ که ‌گسیخته  نمی‌شود  و  نازک  و  باریک  نمی‌گردد،  و  به‌ كسی‌ که  در  خوشی  و  ناخوشی  و  تندرستی  و  بیماری  بدان  چنگ  بزند،  خیانت  نمی‌کند  و  زیان  نمی‌رساند.  کسی ‌که  در  راه  سنگلاخ  و  نابهنجار  و  در  شب  تار،  و  در  میان  گردبادها  و  باران‏های  سـیل‌آسا،  بدان  چنگ  بزند،  گمراه  نمی‌گردد.

این  دستاویز  محکم‌،  رابطۀ  مطمئن  و  استوا‌ر  و  برقراری  میان  د‌ل  مؤمن  تسلیم  آفریدگار،  و  میان  پـروردگار  و  خداوندگار  دل  است‌.  این  اطمینان‌،  آرمیدن  و  دل  دادن  با  کمال  خشنودی  و  باور  و  پذیرش  هر  آن  چیزی  است‌ که  قضا  و  قدر  می‌خواهد  و  با  خود  می‌آورد.  این  اطمینان‌،  آرامش  و  آرمیدن  و  برجای  ماندن  نـفس  را  مصون  و  محفوظ  می‌دارد  در  رویـاروی  شـدن  با  حوادث  و  رخدادها،  و  در  چیره  شدن  بر  خوشیها  و  شادیها  تا  غرور  نیافرینند  و  سرمست  نکند،  و  در  غلبه ‌کردن  بر  زیانها  و  ضررها  تا  خوار  و  حـقیر  نـدارنـد  و کـوچک  و  نـاچیز  نگردانند،  و  در  برتری  پیدا کردن  بر  بلاها  و  مصیبتهای  ناگهانی  تا  هوش  از  سر  انسان  نـربایند  و گیج  و  ویـج  ننمایند،  و  در  چیره  شدن  بر  شدّتها  و  سختیها  و  محنتها  و  اندوه‌هائی‌ که  بر  سر  راه  ایـمان  قرار  می‌گیرند،  و  در  کمک‌ کردن  بر  زدودن  دست‌اندازها  و  بریدن‌ گردنه‌هائی  که  در  اینجا  و  آنجای  راه  ایمان  پخش  و  پراکنده‌اند.  

کوچ،  طولانی  و  سخت  و  پر  از  خطرها  است‌.  خطر کالا  و  وجدان  در  این  کوچ کوچک‌تر  و کم‌تر  از  خطر  مـحروم  شدن  و  بدبخت ‌گردیدن  نـیست‌،  و  خطر  خوشیها  و  شادیهای  غرورآفرین  و  سـرمست‌ کننده  در  ایـن  کوچ  ساده‌تر  و  آسان‌تر  از  خطر  زیانها  و  ضررها  نیست‌.  نیاز  به  تکیه‌گاهی ‌که  سستی  نشناسد،  و  احتیاج  به  ریسمانی  که  قطع  نگردد،  نیاز  و  احتیاجی  نیست ‌که  لمس  می‌گردد  و  دائمی  است‌.  دستاویز  محکم‌،  دستاویز  تسلیم  خدا  شدن  و کاملاً  بدو  دل  دادن  و  از  او  اطاعت  کردن  و  پیوسته  نیکوئی‌ کردن  و  نیک  ماندن  است‌.

(وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الأمُورِ) .

سرانجام  همۀ  کارها  به  خدا  بازگشت  داده  مـی‌شود  (‌و  حسنات  را  پاداش‌،  و  سیّئات  را  پادافره  می‌دهد)‌.

برگشت  به  سوی  خدا  است  و  رجوع  به  آستانۀ  او  است‌.  پس  برای  انسان  خوب  است‌ که  خود  را  از  همان  ابـتداء  تسلیم  فرمان  خدا كند  و  رو  به  خدا  دارد،  و  در  پرتو  یقین  و  اطمینان  و  هدایت  و  نور  ایمان‌،  به  سوی  او  راه  را  طی  کند  و  رهسیار  شود.

(وَمَنْ كَفَرَ فَلا يَحْزُنْكَ كُفْرُهُ إِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُمْ بِمَا عَمِلُوا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (٢٣)نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلا ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلَى عَذَابٍ غَلِيظٍ) (٢٤)

کسی  که  کافر  شود  (‌و  این  حقائق  روشن  را  انکـار  کند)  کفر  او  تو  را  غمگین  نسازد.  بازگشت  آنان  به  سـوی  مــا  است  و  مــا  ایشــان  را  از  کـارهائی  که  کـرده‌انـد  آگاه  می‌سازیم  (‌و  نتائج  تـلخ  و  شـوم  اعمالشان  را  بـدیشان  خواهیم  چشاند)‌.  خدا  مسلّماً  از  آنچه  در  درون  سینه‌ها  (‌از  نیّات  و  رازها)  است‌،  کاملاً  آگاه  است‌.  مـا  ایشـان  را  اندکی  (‌در  دنیا  از  زندگی‌)  بـهره‌مند  مـی‌سازیم‌،  سپس  آنان  را  وادار  (‌به  دخول‌)  بـه  عذاب  سـخت  و  شـدیدی  می‌گردانیم  (‌و  به  آتش  دوزخشان  می‌کشانیم‌)‌.

آن  پایان‌ کار کسی  بود که  خود  را  تسلیم  خدا  می‌دارد  و  نیکوکار  است‌.  و  این  پـایان  کـار کسـی  است ‌کـه  کـفر  می‌ورزد  و  کالای  دنیا  او  را  گول  می‌زند.  پـایان  او  در  دنیا  حقیر  و  ناچیز  شمردن ‌کار  او  برای  پیغمبر  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  و  برای  مؤمنان  است‌:

(وَمَنْ كَفَرَ فَلا يَحْزُنْكَ كُفْرُهُ ).

کسی  که  کافر  شود  (‌و  این  حقائق  روشن  را  انکار  کند)  کفر  او  تو  را  غمگین  نسازد.

چه‌ کار  او  و  مقام  او  سبک‌تر  و  بی‌ارزش‌تر  از  آ‌ن  است  که  تو  را  غمگین  سازد،  و کـوچک‌تر  و  نـاچیزتر  از  آن  است ‌که  برایت  مهمّ  باشد  و  بدان  اهمّیّت  بدهی  .  .  .  پایان  کار  او  در  آخرت  نیز  خواری  و  پستی  و  رسوائی  است‌.  او  در  آنجا  در  دست  خدا گرفتار  است  و  راه‌ گریز  ندارد،  و  در  برابر  اعمال  و  افعالش  اسیر  و  مورد  بـازخـواست  است‌.  خدا  مطّلع‌تر  و  آگاه‌تر  از  هر کسـی  از کـارهائی  است  که  کرده  است‌،  و  از  نیّاتی  است  کـه  در  سـینه‌اش پنهان نگاه داشته است:

(الَيْنَا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُمْ بِمَا عَمِلُوا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ).

بازگشت  آنــان  بـه  سـوی  مـا  است  و  مـا  ایشـان  را  از  کارهائی  که  کرده‌اند  آگاه  می‌سازیم  (‌و  نتائج  تلخ  و  شوم  اعمالشان  را  بدیشان  خواهیم  چشـاند)‌.  خدا  مسـلّماً  از  آنچه  در  درون  سینه‌ها  (‌از  نیّات  و  رازهـا)  است‌،  کاملاً  آگاه  است‌.

متاع  و کالای  زندگی  که  او  را گول  می‌زند  اندک  است‌،  و  مدّت  آن‌ کوتاه  است‌،  و  ارزش  آن  ناچیز  است‌.

(نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلا). 

مـا  ایشــان  را  انـدکی  (‌در  دنـیا  از  زنـدگی‌)  بهره‌مند می سازيم.

سرانجامی  که  به  د