رُهُ إِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُمْ بِمَا عَمِلُوا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ (٢٣)نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلا ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلَى عَذَابٍ غَلِيظٍ (٢٤)وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ (٢٥)لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ (٢٦)وَلَوْ أَنَّمَا فِي الأرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (٢٧)مَا خَلْقُكُمْ وَلا بَعْثُكُمْ إِلا كَنَفْسٍ وَاحِدَةٍ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ (٢٨)أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى وَأَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ (٢٩)ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ (٣٠)أَلَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَةِ اللَّهِ لِيُرِيَكُمْ مِنْ آيَاتِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ (٣١)وَإِذَا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ (٣٢)يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْمًا لا يَجْزِي وَالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَنْ وَالِدِهِ شَيْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ (٣٣)إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الأرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ) (٣٤)

چـرخش  و گـردش  سـوم  با  روال  و  روش  تـازه‌ای  می‌آغازد.  با  عـرضه‌ کـردن  دلیـل  و  حـجّت  هسـتی‌ای  می‌آغازد که  مرتبط  به  انسان‌،  و  آمیزۀ  مصالح  و  زندگی  و  زندگانی  ایشان‌،  و  متعلّق  به  نعمتهای  خـدا  بـدیشان  است‌،  نـعمتهای  پـیدا  و  نعمتهای  نـاپیدا‌ی  خـدا،  آن  نعمتهائی ‌که  از  آنها  استفاده  می‌کنند  و  بهره  می‌برند،  و  با  وجود  آنها  شرم  نمی‌کنند  دربارۀ  خداوندی  به  جـدال  و  ستیز  می‌پردازند که  بخشندۀ  نـعمت  و  بـخشایشگر  و  دهندۀ  همه  چیز  است  .  .  .  این  چرخش  و گردش  بر  این  روال  و  روش  به  پیش  می‌رود  و  نـخستین  مسأله‌ای  را  بیان  می‌دارد  کـه  دو  چرخش  و گـردش  پـیشین  بـدان  پرداخته  بودند:

(أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلا هُدًى وَلا كِتَابٍ مُنِيرٍ (٢٠)وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ) (٢١)

آیا  ندیده‌اید  که  خداوند  آنچه  را  که  در  آسمانها  و  زمـین  است  مسخّر  شما  کرده  است  (‌و  در  مسیر  منافع  شما  به  حرکت  انداخته  است‌)‌،  و  نعمتهای  خود  را  -‌ چه  نعمتهای  ظاهر  و  چه  نعمتهای  باطن  - ‌بر  شما  گسترده  و  افزون  ساخته  است‌؟  برخی  از  مردم  بـدون  هیچگونه  دانش  و  هدایت  و  کتاب  روشن  و  روشنگری،  دربارۀ  (‌شناخت  و  یکتائی‌)  خدا  راه  ستیز  و  جدال  را  پیش  می‏‎گیرند.  هنگامی  که  بدانان  گفته  می‌شود:  از  آنچه  خدا  نـازل  کرده  است  پیروی  کنید،  می‌گویند:  بلکه  ما  از  چیزی  پيروی  می‌کنیم  كه  پدران  خود  را  بر  آن  یافته‌ایـم‌.  آیا  (‌از  نیاکـان  خود  پیروی  می‌کنند)  ولو  این  که  اهریمن  ایشان  را  به  عذاب  آتش  فروزان  (‌دوزخ‌)  فراخواند؟‌.

این  نگرش  در  قـرآن  بـه  شیوه‌های ‌گـوناگـون  مکـرّر  می‌گردد  و  هر بار  هم  نو  و  تازه  جلوه‌گر  می‌آید،  زیرا  این  جهان  پیوسته  در  حسّ  و  شعو‌ر  نو  و  تازه  می‌نماید  هـر  زمان ‌که  دل  بدان  بنگرد،  و  دربارۀ  رازهای  آن  بیندیشد،  و  شگفتیهای  بی‏پایان  آن  را  ورانداز کند،  شگفتیهائی  که  اگر  انسان  تمام  عمر  خود  را  صرف  برشمردن  آنها کند  به  نهایت  نمی‌آیند.  این  شگفتیها  هم  در  هر  نگاهی  با  رنگ  جدیدی  و  با  سیمای  تازه‌ای  و  با  آوا  و  نـوای  نـوینی  پدیدار  و  نمودار  می‌شوند.

روند  قرآنی  این  شگـرفیها  و  شگفتيها  را  در  ایـنجا  از  زاویۀ  همآوائی  موجود  مـیان  نیازمندیهای  انسـان  بـر  روی  زمین  و  میان  ترکيب‌بند  این  جهان  عرضه  می‌دارد،  همآوائی‌ای  که  قاطعانه  فریاد  می‌دارد  که  این  هماهنگی  ممکن  نیست  جهشی  و  نـاگـهانی  و  از  روی  تـصادف  باشد.  هیچ  چاره‌ای  جز  ا‌ین  نیست ‌که  بـاید  پـذیرفت  و  تسلیم  این  واقعیّت  گردید  ارادۀ  یگانه‌ای  که  اداره‌کنندۀ  جهان  و گردانندۀ ‌کیهان  است  میان  ترکیب‌بند  پیکرۀ  این  دنیای  بزرگ  و  سترگ  و  میان  نیازمندیهای  انسانها  بر  ایـن  سـتارۀ کـوچک  نـاچیز  زمـین  هماهنگی  بـرقرار  می‌سازد.

سراسر  زمین  بدان  اندازه  نمی‌رسد  که  ذرّۀ  کوچکی  در  ساختار  جهان  هستی  بشمار  آیـد!  انسان  هـم  در  ایـن  زمین‌،  آفریدۀ ‌کوچک  ناچیز  ضعیفی  با  مقایسۀ  او  نسبت  به  حجم  ا‌ین  زمین‌،  و  با  مقایسۀ  ا‌و  نسبت  به  نیروها  و  آفریده‌های  زنده  و  غیر  زنده‌ای  است‌ که  در  آن  موجود  می‏‎باشند.  انسان  از  لحاظ  حجمی‌ که  دارد  وقتی ‌که  با  کرۀ  زمین  و  نیروها  و  آفریده‌های  زنده  و  غیر  زنده‌ای ‌که  در  زمین  هستند  سنجیده  می‌شود  و  مقایسه  می‌گردد  چیزی  بشمار  نمی‌آید.  و لیکن  تفضّل  خدا  بدین  انسان  و  دمیدن  از  روح  متعلّق  خود  بدو  و  والا  و  بالا  بردن  او  بر  بسیاری  از  آفریدگانش‌،  این  فضل  و  لطف  بـه  تـنهائی  اقتضاء  می‌کند که  برا‌ی  این  آفریده  ا‌رج  و  ارزش  و  وزن  و  وقاری  در  سیستم  جهان  و  در  حسـاب  و کـتاب  آن  دا‌شته  باشد،  و  خدا  برای  او  قدرت  و  قوّتی  را  مهیّا کند  و  تهیّه  ببیند که  بتواند  بسیاری  از  نیروها  و  انرژیهای  این  جهان  را  به ‌کار گیرد  و  مورد  بهره‌برداری  قرار  دهد،  و  از  ذخائر  و  منابع  و  خیرات  و  برکات  گیتی  استفاده  کند.  این  است  تسخیری‌ که  در  آیه  بدان  اشارت  رفته  است‌،  بدان  هنگام‌ که  نعمتهای  پیدا  و  ناپیدای  خدا  برشمرده  م