 خود  روی  این  ستارۀ‌ کوچک  زمین  بگردد  و  به  سیر و  سیاحت  بپردازد  به  همۀ  اطراف  و اکناف  آن  نـمی‌رسد!  روند  قرآنی  دل  بشری  را  بدین  زمین  برمی‌گرداند  تا  با  چشمان  باز  و  بیدار  به  زمین  بنگرد،  و  ملالت  تکـرار  و  خستگی  الفت  با  صحنه‌های  شگفت  این  زمین  بزداید  و  از  آن  به  دور گردد:

(وَأَلْقَى فِي الأرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ ).

و  در  زمین  کوه‌های  استواری  را  پراکنده  است‌،  تا  زمین  شما  را  نلرزاند  و  سراسیمه  نگرداند.

«‌رَواسیَ‌»‌:  کوه‌ها  .  .  .  دانشمندان  لایه‌شناسی  می‌گویند:  کوه‌ها  بریدگیهائی  در  سطح‌ کرۀ  زمین  هستند که  از  سرد  شدن  درون  زمین  و  منجمد  شدن  گازهای  داخـل  آن  و  کاهش‌ گـازها  پـیدا  مـی‌شوند.  سطح  زمین  فروکش  می‌نماید  و  چین‌خوردگی  پیدا  می‌کند،  و  در  آن  بلندیها  و  پستیهائی  برابر  فـروکش ‌‌کـردنهای‌ گـازهائی  کـه  سـرد  می‌شوند  و  حجم  آنها کاستی  می‌پذیرد،  در  اینجا  و  آنجا  پدیدار  و  نمودار  می‌گردد.  این  نظریّه  چه  درست  باشد  و  چه  نادرست‌،  این  کتاب  مقرّر  می‌دارد  که  وجـود  ایـن  کوه‌ها  توازن  زمین  را  حفظ  می‌کند،  و در نتیجه  زمین  به  تکان  و  جولان  درنمی‌آید  و  به  رفت  و  برگشت  و  جنبش  نمی‌افتد.  چه  بسا  نظریّۀ  دانشمندان  زمین‌شناسی  درست  باشد  و  برجستگیهای  کوه‌ها  بـدین  شکـل  و  بـدین ‌گونه  توازن  زمین  را  مصون  و  محفوظ  دارد  بدا‌ن  هنگام ‌کـه  گازها  فروکش  می‌کنند  و  سطح  زمین  در  اینجا  و  آنجا  منقبض  می‌گردد،  و  برجستگیها  و  طاقدیسهای‌ کوه‌ها  در  اینجا،  با  فرو  رفتگیها  و  ناودیسهای  سطح  زمین  در  آنجا،  موازنه  برقرار  می‌سازد.  به  هر  حال  فرمودۀ  خـداونـد،  بـالاتر  و  والاتـر  ا‌ز  هـر  سـخن  دیگری  است‌،  و  خـدا  راستگوترین ‌گویندگان  است‌.

(وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ ).
و  در  زمین  انوا‌ع  جنبندگان  را  پـخش  و  پـراکنده  کرده است.

این  یکی  از  شگفتیهای  بزرگ  هستی  است‌،  وجود  حیات  بر  این  زمین  رازی  است‌ که‌ کسی  -  تا  به  امروز  - ‌ادّعاء  نکرده  است ‌که  آن  را  درک  و  فهم‌ کـرده  است  و  آن  را  تفسیر  و  تعبیر  نموده  است‌.  حیات  در  نخستین  شکلهای  خود،  در  یک  سلول  سادۀ کـوچک‌،  چگـونه  بـدین  راز  بزرگ  و  حیات  سترگ  تبدیل  می‌گردد،  و  حیات  چگونه  گوناگون  و  جوراجور  می‌شود  و  ترکیب  پـيدا  می‌کند  و  به  انواع  و  اقسام  و  اجناس  و  نژادها  و  نمونه‌های  بی‌شمار  تبدیل  می‌گردد  که  انسانها  از  آنها  چیزی  مـی‌دانـند  یـا  سرشماری  می‌نمایند؟  با  وجود  این  اکثر  مردمان  از کنار  این  شگفتیها  و  شگرفیها  چشم  بسته  و کوردل  می‌گذرند،  به  گونه‌ای ‌که  انگار  از کنار  یک  چیز  معمولی‌ که  جلب  توجّه  نمی‌کند  می‌گذرند.  در  حالی  که  آنان  در  بـرابـر  دستگاه  سادۀ ‌کوچک  ساختۀ  انسانها  شـیدا  و  حـیران  و  شگفت‌زده  می‌مانند،  دسـتگاهی  کـه  دارای  تشکـیلات  بسیار  ساده  ناچیزی  است  وقتی ‌کـه  با  یک  سـلول  از  سلولهای  زنده  مقایسه  می‌گردد  و  با  عـملکرد  دقیق  و  منظّم  و  عجیب  آ‌ن  سنجیده  می‌شود.  تازه  از  موجودا‌ت  زندۀ  پیچیده  نگو که  جای  خود  دارند.  از  انسـان  نگـو،  انسانی  که  پیکرش  صدها  کـارگاه  شیمیائی  شگـفت‌،  و  صدها  انبار  نگاهد‌اری  و  پخش،  و  صدها  مرکز  مخابرات  برای  پیام  دادن  و  پیام‌ گرفتن‌،  و  صـدها  وظیفه  و كار  پیچیده‌ای  دارد  که  جز  خدای  دانـا  و  آگـاه  راز  آنـها  را  نمی‌داند  و  از  آنها  سر  در  نمی‌آورد!!!

(وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ) (١٠)

و  از  آسـمان  آب  فـرو  فـرستاده‌ایـــم  و  بـا  آن  اقسام  گوناگونی  از  گیاهان  پرارزش  را  رویانده‌ایم‌.

نازل‌ کردن  آب  از  آسمان  یکی  از  شگفتیهای  جهان  است  که  ما  از کنار  آن  غافل  و  بی‌خبر  می‌گذریم‌.  این  آبی ‌که  جویبارها  و  رودخانه‌ها  از  آن  لبریزند،  و  دریاچه‌ها  از  آن  پرند،  و  چشمه‌سارها  آن  را  بـرمی‌جوشانند،  از  آسـمان  برابر  نظم  و  نظام  دقیقی  پائين  می‌آید که  با  تشکیلات  و  نظام  آسمانها  و  زمین‌،  و  با  نسبتها  و فاصله‌ها  و  سرشتها  و  هستیهائی ‌که  میان  آسمانها  و  زمین  است‌،  ارتباط  و  پیوند  دارد  .  .  .  رویاندن ‌گیاهان  از  زمین  به  دنبال  نزول  آ‌ب‌،  شگفتی  دیگری  است  که  پیوسته  جای  تعجّب  بوده  و  خـواهـد  بـود.  شگفتی  حیات‌،  و  شگفتی  تـنوّع  و  د‌گرگونی‌،  و  شگفتی  وراثت  ویـژگیهای  نهان  در  دانۀ  کوچکی  تا  بتواند  خود  را  در گیاه  کوچکی  و  در  درخت  بزرگی  نشان  و  برگشت  دهد،  و  بررسی  پخش  رنگها  در  گل  یک ‌گیاه‌،  دل‌ گشوده  و  باز  را  به  ژرفاهای  حیات  و  به  اعماق  ایمان  به  خدا،  یعنی  نو آفرین  این  حـیات‌،  سـوق  می‌دهد  و  می‌کشاند.

نصّ  قرآنی  مقرّر  می‌دا‌رد که  یزدان‌ گیاهان  را  به  صورت  زوج  آفریده  است  و  زوجیّت  بخشیده  است‌:

(مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ) (١٠)

اقسام  گوناگونی  از  گیاهان  پرارزش‌.

زوجیّت  در گیاهان  حقیقت  بزرگی  است ‌که  علم  به  تازگی  بر اثر  تجربه  بدان  پی  برده  است  و  مدّت  کمی  از کشف  ایـن  حـقیقت  بزرگ ‌گـذشته  است‌.  هـر گـیاهی  دارای  سلولهای  نر  و  سلولهای  ماده  است‌.  این  دو  بخش  گاهی  در  یک  گل‌ گرد  می‌آیند  یا  در  دو گل  یک  گیاه  جداگانه  وجود  دارند،  و  یا  در  دو گیاه  یا  دو  درخت  جداگانه  قرار  می‌گیرند،  یعنی‌ گیاهان  و  درختان‌،  یک  پایه  یا  دو  پـایه  هستند.  میوه  و  ثمره  جز  بعد  از  تلقیح  زوج  نـر  و  مـاده  امکان‏پذیر  نیست‌،  بدان‌ گونه ‌که  در  انسان  و  حیوان  حال  چنین  است‌.

توصیف  زوج  یا  جفت  با  واژۀ  «‌كریم  :  با  ا‌رزش‌»  سایه  روشن  ویژه‌ای  دارد  و  در  اینجا  مقصود  و  منظور  است  تا  سزاوار  این  باشد  که  بدان‌:

«  خَلْقُ  الله  »  .  آفریدۀ  خدا.

گفته  شود،  و  خدا  آن  را  بالا  ببرد  و  به  پـیش  چشـمان  مردمان  بدارد  و  بدان  اشاره  بفرماید:

(هَذَا خَلْقُ اللَّهِ ).

اینها  (‌که  می‌نگرید  و  می‌بینید)  آفریده‌های  خدایند.  و  ایشان  را  به  مبارزه  بطلبد  و  ادّعـاهای  بـی‌ارزش  و  سبکسرانۀ  آنان  را  پوچ  گرداند:

(فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ ).

شما  بـه  من  نشان  دهید  آنانی  كه  جز  خدایند  چه  چیز  را  آفریده‌اند؟  (‌تا  شایستۀ  پرستش  و  شراکت  در  الوهیّت  را  داشته  باشند)‌.  

در  مناسب‌ترین  وقت  بـرای  ایـن  مبارزه‌طلبی  پـیرو  می‌زند:

(بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ) (١١)

بلکه  ستمگران  (‌کفرپیشه‌)  در  گمراهی  آشکاری  هستند.  چه‌ گمراهی  بزرگی  و  چه  ستم  سترگی  فراتر  ا‌ز  این  شرک  است  در  ایـن  نـمایشگاه  مـات  و  مـبهوت‌کنندۀ  عـظیم  جهانی‌؟

هنگام  رسیدن  بدین  آهنگ  نیرومند،  نخستین  چرخش  و  گردش  در  سوره  پایان  می‌پذیرد  با  این  انگیزۀ 