پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) می‌شودکه هر ملتی برنامه‌ای دارد، و آن ملت مامور بدان است و آماده برای رفتار برابر آن است‌. هر ملتی باید با مشرکان به جدال و ستیز بپردازد، و بدیشان فرصت ندهدکه با ایشان درباره برنامه‌هایشان کشمکش‌کنند و بجنگند. اگر هم کشمکش کردند و جنگیدند کار و بارشان را به خدا واگذارد، خدائی که روز قیامت در میانشان داوری خواهد کرد درباره چیزی که بر سر آن اختلاف می‌ورزیده‌اند. خدا مطلع‌تر و آگاه‌تر از هر کسی نسبت به حقیقت چیزی است‌که بر آن هستند و بدان معتقدند، و او مطلع و آگاه از هر آن چیزی است که در آسمان و زمین وجود دارد.

به عبادت ایشان‌گوشه می‌زند و از آن ایراد می‌گیردکه عبادتشان مبتنی بر دلیل و برهانی نیست‌که از آسمان نازل شده باشد، و عبادتی است که آنان هیچ‌گونه علمی و دانشی راجع بدان ندارند و از آن کاملا ناآگاهند. به سنگدلی ایشان نیزگوشه می‌زند، وگریز آنان را از شنیدن سخن حق مطرح می‌کند. می‌گوید تا آنجا از حق گریزانند و نفرت دارند نزدیک است بر کسانی بتازند که آیات خدا را بر ایشان می‌خوانند. آنان را تهدید می‌کند در مقابل تصمیمی‌که برای تاخت بر دعوت‌کنندگان به سوی حق گرفته‌اند، تهدید می‌شوند به آتشی‌که خدا سرنوشت آنان را بدانجا می‌کشاند و گذر ایشان را بدانجا می‌رساند، و ایشان را بدان بیم می‌دهد، و میعادگاه آنان آتش است و قطعا این وعده فرامی‌رسد!

آن‌گاه به صورت اعلامیه و اعلانیه همگانی و عامی‌که همه آفریدگان را دربر می‌گیرد، ضعف و ناتوانی‌کسانی و چیزهائی اعلام و اعلان می‌شودکه بجز خدا عبادت و پرستش می‌شوند. این ضعف و ناتوانی را به شکل بسیار ننگینی‌که مبالغه‌ای در آن نیست به تصویر می‏کشند. بدان‌گونه تصویرشان نشان داده می‌شود که ضعف و ناتوانی ننگین ایشان را مجسّم می‌سازد. این شکل ننگین تصویر کسانی است‌ که نمی‌توانند با مگسی برزمند، و نمی‌توانند چیزی را بازپس‌ گیرند و برهانند که مگسی آن را از ایشان‌ گرفته و ربوده باشد ... در حالی که آنها آلهه و خدایانند، همان‌گونه ‌که مشرکان ادّعا دارند!

این درس به پایان می‌آید، همان‌گونه ‌که این سوره با آن به پایان می‌آید. پایان یافتن این درس و این سوره با روکردن خطاب به ملّت مسلمان انجام می‌گیرد. از ملت مسلمان خواسته می‌شود به وظلائف و تکالیف خود برخیزند، وظائف و تکالیف سرپرستی بر انسانها. برای انجام وظائف و تکالیف قیمومت بشریّت‌، باید با رکوع و سجود و عبادت و انجام خوبیها و نیکیها آمادگی پیدا کنند، و درکار قیمومت از خواندن نماز و دادن زکات و توسل و توکل به خداکمک و یاری‌گیرند.

(وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ مَاتُوا لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقًا حَسَنًا وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ. لَيُدْخِلَنَّهُمْ مُدْخَلا يَرْضَوْنَهُ وَإِنَّ اللَّهَ لَعَلِيمٌ حَلِيمٌ).

کسانی که در راه خدا هجرت کرده‌اند و سپس (‌در میدان رزم‌) کشته شده‌اند و یا این که (‌به مرگ طبیعی‌) مرده‌اند، خدا جزا و نعمت زیبائی (‌و جایگاه و مقام توصیف‌ناپذیر و والایی‌) بدیشان عطاء خواهد کرد، چرا که خداوند بهترین نعمت‌رسان و دهنده خیر و عطاء (‌به دیگران‌) است‌. خداوند چنین کسانی را به جایگاهی وارد می‌کند که از آن راضی و خشنود خواهند بود. بی‏گمان خدا کاملا آگاه (‌از اعمال این بندگان جان فدا، و) شکیبا است (‌و در پاداش دادن به مومنان، و کیفر رساندن به کافران عجله و شتاب نمی‌کند)‌.

هجرت در راه خدا، به درآمدن و دست‌کشیدن از هر آن چیزی است‌که نفس به سوی آن بال و پر می‌گشاید و آن را آرزو می‌نماید، و از هر آن چیزی است که نفس بدان می‌نازد و خویشتن را بزرگ و قدرتمند می‌داند و بر آن حرص و آز دارد. از قبیل‌: اهل و عیال و شهر و دیار و میهن و یادمانها، و دارائی و اموال و سائر کالاهای زندگی ... و هجرت ترجیح عقیده بر همه اینها برای به دست آوردن خشنودی خدا است‌. و هجرت چشم دوختن است به آنچه در پیش خدا است ... و آنچه در پیش خدا است بهتر از همه چیزهائی است‌که در زمین است‌.

هجرت پیش از فتح مکه و پیدایش حکومت اسلامی بوده است‌. امّا بعد از فتح مکه هجرت برجای نمانده است‌. بلکه آنچه بوده است و خواهد بود جهاد و عمل است‌. همان‌گونه که پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) فرموده است‌. پس کسی در راه خدا جهاد نماید و عمل‌کند، حکم هجرت برای او دارد، و ثواب هجرت را می‌برد ...

(وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ مَاتُوا لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقًا حَسَنًا).

کسانی که در راه خدا هجرت کرده‌اند و سپس (‌در میدان رزم‌) کشته شده‌اند و یا این که (‌به مرگ طبیعی‌) مرده‌اند، خدا جزا و نعمت زیبائی (‌و جایگاه و مقام توصیف‌ناپذیر و والائی‌) بدیشان عطاء خواهد کرد. خدا نعمت زیبا و خوبی بدیشان عطاء خواهدکرد چه کشته و شهید شده باشند و به پیشگاه خدا برگشته باشند، و چه در بستر خواب مرده باشند و به پیشگاه خدا رفته باشند. آنان‌که در راه خدا از شهر و دیارشان بیرون آمده‌اند، و ایشان در راه خدا از اموال و دارائیشان دست کشیده‌اند و به در آمده‌اند، و آماده پذیرش هر نوع سرنوشتی گشته‌اند، و از شهادت در هجرت خود خوشحال بوده‌اند، این شهادت از هرجا و هرگونه‌که نصیب ایشان‌گردد و از هر راهی‌که سر می‌زند، و همه‌کالاهای زندگی را فدا کرده‌اند و بدین وسیله خالص و مخلص ازآن خداگشته‌اند، خدا عوض گرانبها و ارزشمندی را در برابر آنچه از دست داده‌اند برای ایشان تضمین‌کرده است و برعهده‌گرفته است‌:

(لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقًا حَسَنًا وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ).

خدا جزا و نصعمت زیبائی (‌و جایگاه و مقام توصیف‌ناپذیر و والائی‌) بدیشان عطاء خواهد کرد، چرا که خداوند بهترین نعمت‌رسان و دهنده خیر و عطاء (‌به دیگران‌) است‌. 

این رزق و روزی‌، رزق و روزی‌ای است که ارزشمندتر و فراوان‌تر از همه چیزهائی است که رها کرده‌اند و جای گذاشته‌اند:

(لَيُدْخِلَنَّهُمْ مُدْخَلا يَرْضَوْنَهُ).

خداوند چنین کسانی را به جایگاهی وارد می‏‎كند که از آن راضی و خشنود خواهند بود.

آنان جایگاه خروجی را درپیش گرفته‌اند که خدا را راضی و خشنود می‌گرداند. خدا هم برای ایشان جایگاه ورودی را تعهد فرموده است‌که آنان را راضی و خشنود می‌گرداند. این کار نمودار بزرگداشت و تکریم خدا از ایشان است‌. و آن این‌که خدا برای ایشان تعهد کند و برعهده‌گیرد چیزی راکه آنان از آن خشنود و بدان راضی هستند و خدا آن را برایشان محقق می‌سازد، در حالی که آنان بندگان خدا هستند، و خدا آفریدگار ایشان است‌:

(وَإِنَّ اللَّهَ لَعَلِيمٌ حَلِيمٌ).

بی‏گمان خدا کاملا آگاه (‌از اعمال این بندگان جان فدا، و) شکیبا است (‌و در پاداش دادن به مومنان‌، و کیفر رس