ُ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ مَا يَغِيظُ (١٥)وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَاهُ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَأَنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يُرِيدُ (١٦)إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ (١٧)أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الأرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ (١٨)هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِنْ نَارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُءُوسِهِمُ الْحَمِيمُ (١٩)يُصْهَرُ بِهِ مَا فِي بُطُونِهِمْ وَالْجُلُودُ (٢٠)وَلَهُمْ مَقَامِعُ مِنْ حَدِيدٍ (٢١)كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ (٢٢)إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ (٢٣)وَهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِيدِ (٢٤)

این سوره‌، میان مکی و مدنی بودن مشترک است‌، همان‌گونه که از مفاهیم و معانی آیات آن برمی‌آید، به ‌ویژه آیات اجازه جنگ‌[1]، و آیات عقاب و شکنجه برابر[2]‌. چه این آیه‌ها قطعاً مدنی هستند. زیرا مسلمانان تا بعد از هجرت و تشکیل دولت اسلامی در مدینه‌، بدیشان اجازه جنگیدن و قصاص گرفتن داده نشده است‌. پیش از هجرت و تشکیل دولت اسلامی در مدینه‌، وقتی‌که اهالی مدینه با پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) بیعت کردند و بدو عرض کرد‌ند اجازه دهد به سوی ساکنان کافر منی ر‌وند و با ایشان بجنگد، فرمود:

(أنّی لم أُومر بهذا)‌.

من بدین کار دستور داده نشده‌ام‌.

اما وقتی‌که مدینه سرزمین اسلام گردید، یزدان جهان اجازه فرمود برای دفع اذیت و آزار مشرکان از مسلمانان‌، و برای دفاع از آزادی عقیده‌، و از آزادی عبادت مومنان‌، جنگ آغازگردد.

چیزی‌که بر این سوره چیره است موضوعهای سوره‌های مکی‌، و فضای سوره‌های مکی است‌. موضوعهای توحید و یکتاپرستی‌، تهدیدکردن و بیم دادن از قیامت‌، اثبات رستاخیز و معاد، زشت شمردن شرک ... و صحنه‌های قیامت‌، و نشانه‌های شناخت خدا که پراکنده در صفحات و کرانه‌های جهان هستند ... اینها در این سوره برجسته و نمایان جلوه‌گرند، و درکنار آنها موضوعهای مدنی است‌، از قبیل‌: اجازه دادن به جنگ، حمایت و حفاظت از شعائر و مناسک دینی‌، وعده مدد و یاری و پیروزی و بهروزی از سوی خدا به‌کسانی‌که بدانان جور و ستم می‌گردد و آنان از خود به دفاع می‌پردازند و برای جلوگیری از تجاوز و تعدی جنبش وکوشش را می‌آغازند، و دستور به جهاد در راه خدا ...

پرتوهائی‌که در فضای این سوره هستند، همه پرتوهای قدرت و قوت‌، درشتی و سختی‌، ترساندن‌، برحذر داشتن‌، تهدید کردن‌، و به جوش و خروش انداختن احساسات پرهیزگاری و بیم از خدا و تسلیم فرمان یزدان شدن است‌.

این پرتوها در صحنه‌ها و مثلها می‌آغازند و جلوه‌گر می‌گردند ... از جمله‌:

صحنه رستاخیز هراس‌انگیز و سخت و بیمناک‌، این چنین است‌:

(يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ. يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَمَا هُمْ بِسُكَارَى وَلَكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِيدٌ).

ای مردم (‌از عقاب و عذاب‌) پروردگارتان بترسید (‌و به یاد روز قیامت باشید)‌. واقعا زلزله (‌انفجار جهان‌، و فرو تپیدن ارکان آن‌، در آستانه‌) هنگامه رستاخیز، چیز بزرگی (‌و حادثه هراس‌انگیزی‌) است‌. روزی که زلزله رستاخیز را می‌بینید (‌آن چنان هول و هراس سر تا پای مردمان را فرامی‌گیرد که حتی‌) همه زنان شیردهی که پستان به دهان طفل شیرخواره خود نهاده‌اند، کودک خود را رها و فراموش می‏‎کنند. و جملگی زنان باردار (‌از خوف این صحنه بیمناک‌) سقط جنین می‌نمایند، و (‌تو ای بیننده‌!) مردمان را مست می‌بینی‌، ولی مست نیستند و بلکه عذاب خدا سخت (‌وحشتناک و هراس‌انگیز) است (‌و توازن ایشان را به هم زده است و لذا آنان را آشفته و خراب‌، با چشمان از حدقه به در آمده و با گامهای افتان و خیزان‌، و با وضع بی‌سر و سامان و حال پریشان می‌بینی‌)‌. (حج/1و2) 

صحنه عذاب این چنین نیز هست‌:

(هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِنْ نَارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُءُوسِهِمُ الْحَمِيمُ. يُصْهَرُ بِهِ مَا فِي بُطُونِهِمْ وَالْجُلُودُ. وَلَهُمْ مَقَامِعُ مِنْ حَدِيدٍ. كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ).

کسانی که کافرند، (‌خداوند برایشان آتش دوزخ را تهیه دیده‌، و انگار آتش آن‌) جامه‌هائی (‌است که به تن آنان چست بوده و) برای آنان از آتش بریده (‌و دوخته‌) شده است‌. (‌علاوه بر آن‌) از بالای سرهایشان (‌بر آنان‌) آب بسیار گرم و سوزان ریخته می‌شود. (‌این آب جوشان آن چنان در بدنشان نفوذ می‌کند که‌) آنچه در درونشان است بدان گد‌اخته و ذوب می‏‎گردد، و هم پوستهایشان‌. و تازیانه‌هائی از آهن برای (‌زدن و سرکوبی‌) ایشان (‌آماده شده‌) است‌. هر زمان که دوزخیان بخواهند حویشتن را از غم و اندوه عظیم آتش برهانند، بدان برگردانده شوند (‌و آمرانه بدیشان گفته شود:‌) بچشید عذاب سوزان را. (حج/19-22)

کسی‌که برای خدا انباز قرار می‌دهد، این چنین به تصویر کشیده می‌شود:

(وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ).

کسی که برای خدا انبازی قرار دهد، انگار (‌به خاطر سقوط از اوج ایمان به حضیض کفر) از آسمان فرو افتاده است (‌و به بدترین شکل جان داده است‌) و پرندگان (‌تکه‌های بدن‌) او را می‌ربایند. یا این که تندباد او را به مکان بسیار دوری (‌و دره ژرفی‌) پرتاب می‌کند (‌و وی را آن چنان بر زمین می‌کوبد که بدنش متلاشی و هر قطعه‌ای از آن به نقطه‌ای پرت می‌شود)‌.   (‌حج/‌٣١)

حرکت کسی هم‌که از مدد و یار