َشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ) (٧)

در  میان  مردم  کسانی  هستند  كه  خریدار  سخنان  پوچ  و  یاوه‌اند  تا  با  چنین  سخنانی  (‌بندگان  خدا  را)  جـاهلانه  از  راه  خدا  مـنحرف  و  سـرگشته  سـازند  و  آن  را  مسـخره  کنند.  آنان  عذاب  خـوار  و  رسواکننده‌ای  دارند.  هنگامی  که  آیات  ما  بر  او  خوانـده  مـی‌شود،  مسـتکبرانـه  روی  برمی‌گرداند  و  می‌رود.  انگار  آنها  را  نشنیده  است‌.  گوئی  در  گوشهایش  سنگینی  است‌.  ایشـان  را  بــه  عـذاب  دردناکی  مژده  بده‌.

لهو  حدیث  هر گونه  سخنی  است ‌که  دل  را  غافل‌ کـند  و  وقت  را  بخورد،  و  نیکی  و  خوبی  را  به  بـار  نـیاورد،  و  نتیجه  و  محصولی  به  بار  نياورد که  سزاوار  وظـیفه  و  تکلّف  انسان  جانشین  در  این  زمین  باشد،  انسانی  که  برای  آبادانی  زمین  با  خوبی  و  نیکی  و  عدالت  و  دادگری  و  اصلاح  در  زمین  جانشین‌ گردیده  است‌،  این  وظيفه  و  تکلیفی  است ‌که  اسلام  سرشت  و  حدود  و  وسائل  آن  را  مقرّر  و  مشـخّص  مـی‌دارد،  و  راه  را  برای  آن  تـرسیم  می‌کند.  ایـن  نصّ  عـام  است  در  به  تصویر کشـیدن  نمونه‌ای  از  مردمان ‌که  در  هر  زمانی  و  در  هر  مکانی  پدید  می‌آیند.  برخی  از  روایتها  اشاره  دارند  به  این  که  این  نصّ  تصویر  حادثۀ  مـعیّنی  را  در  اجتماع  اسـلامی  نخستین  پیش  چشم  می‌دارد.  نضر  پسر  حارث‌ کتابهائی  را  خریداری  می‌کرد که  داستانها  و  افسانه‌های  ایرانی  و  قهرمانان  و  جنگهای  آنان  را  دربر  داشت‌.  بـر  سـر  راه  کسانی  می‌نشست‌ که  برای  شـنیدن  قـرآن  بـه  خـدمت  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم   می‌رفتند.  تلاش  مـی‌ورزیدند  ایشـان  را  جلب  و  جذب  شنیدن  آن‌ گونه  داستانها  و  افسانه‌ها  سازد  و  ایشان  را  از گوش  فرا  دادن  به  داستانهای  قرآن  مجید  باز  دارد  .  .  .  ولی  این  نصّ  فراتر  و  فراگیرتر  از  ایـن  رخداد  ویژه  است‌،  اگر  هـم  ایـن  روایت  در  این  باره  صحیح  باشد.  این  نصّ ‌گروهی  از  مردمان  را  به  تصویر  می‌زند که  دا‌رای  نشانه‌های  روشـن  هسـتند،  و  در  هـر  زمانی  وجود  دارند.  آنان  در  روزگار  دعوت  نخستين  در  جامعۀ  مکّی  وجود  داشتند  و  این  آیات  دربارۀ  ایشـان  نازل  گردیده  است‌.

(وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ ).

در  میان  مردم  کسانی  هستند  كه  خریدار  سخنان  پوچ  و  یاوه‌اند.

همچون  کسانی  خرافات  و  افسانه‌های  بیفائده  و  سخنان  پوچ  و  یاوه  را  با  اموال  خود  و  با  اوقات  خود  و  با  زندگی  خود  می‌خرند!  این  پولهای  ارزشمند  و  بـهاهای  والا  را  می‌دهد  به  لهو  و  لعب  بی‌ارزش  و  ناچیز،  و  به  سخنانی  که  انسان  را  غافل  از  چیزهای  سودمند  دنیوی  و  اخروی  می‌سازند.  عمر  محدود  خویش  را  در  راه  آن ‌گونه  چیزهای  ناچیز  و  بیسود  به  فنا  مـی‌دهند،  عـمری ‌که  برنمی‌گردد  و  برگردانده  نمی‌شود.  ایـن  لهو  و  لعب  و  شی‌ء  ناچیز  و  پوح  را  می‌خرند  تا:

(لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا ).

تا  با  چنین  سخنانی  (‌بندگان  خدا  را)  جاهلانه  از  راه  خدا  منحرف  و  سرگشته  سازند  و آن  را  مسخره  کنند.

آنان  نادانند  و  از  رحمت  خدا  در  پس  پـرده  هستند  و  بی‌بهره  از  لطف  خدایند.  ایشان  از  روی  علم  و  دانش  و  با  آگاهی  و  بینش  دست‌اندر کار  نمی‌شوند،  و  از  روی  حکمت  نشانه  نمی‌روند  و  به  هدف  نمی‌زنند.  آنان  بد  نیّت  و  بد  هدف  هستند،  و  می‌خواهند که  مـردمان  را  از  راه  خدا  منحرف  و  سرگشته‌ کنند.  ایشان  می‌خواهند که  خویـشتن  را  و  دیگران  را  با  همچون  سخنان  یاوه‌،  و  با  همچون ‌کارهای  پوچ  و  بـیسودی  سرگشته  و  مـنحرف  گـردانـند  و  زندگی  را  در  راه  آن  خرج ‌کنند!  آنـان  بی‌تربیت  و  بداخلاق  هستند  و  راه  خدا  را  به  تـمسخر  می‌گیرند،  و  برنامه‌ای  را  مورد  استهزاء  قرار  می‌دهند که  خدا  آن  را  برای  زندگی  و  برای  مردمان‌،  ترسیم  و  تنظیم  فرموده  است‌.  بدین  خاطر  قرآن  بدین ‌گروه  می‌پردازد  و  ایشان  را  خوار و  رسوا  می‌سازد،  و  با  تهدید  و  توبیخ  پیش  از  این ‌که  ترسیم  شکل  ایشان  را کامل کند  بر  آنان  می‌تازد:

(أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ) (٦)

آنان  عذاب  خوار  و  رسواکننده‌ای  دارند.

موصوف‌ کردن  عذاب  به  این ‌که  خوار  و  رسـواکـننده  است‌،  در  اینجا  مورد  نظر  است  و  برای  پاسخ  به  بی‌ادبی  و  تمسخری  است‌ که  در  حقّ  برنامۀ  خدا  و  راه  آشکار  و  استوار  او  داشتند.

آن ‌گاه  در  راه  تکمیل  تصویر  آن‌ گروه  به  پیش  می‌رود:  

(وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا وَلَّى مُسْتَكْبِرًا كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْهَا). 

هنگامی  کــه  آیـات  مـا  بـر  ایشـان  خوانـده  مـی‌شود،  مستکبرانه  روی  برمی‌گردانند  و  می‌روند.  انگار  آنـها  را  نشنیده‌اند.  

این  صحنه‌ای  است ‌که  در  آن  حرکتی  است ‌که  هیئت  و  شکل  مستکبران  رویگردان  عیبجو ‌را  تـرسیم  می‌کند.  آن‌ گاه  نیش  خوارکننده‌ای  را  به  همچون‌ کسانی  می‌زند  و  چنین  هیئت  و شکلی  را  تحقیر  می‌نماید:

(كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْرًا ).

گوئی  در  گوشهایش  سنگینی  است‌.

انگار  این  سنگينی ‌که  د‌ر گوشهایشان  است  ایشان  را  از  شنیدن  آیات  بزرگوار  یزدان  بازمی‌دارد،  والّا  کسی  که  انسان  باشد  و  به  قرآن ‌گو‌ش  فرادارد  و گوش  شنوا  داشته  باشد  بدین  صورت  نکوهیده  و  ناپسند  از  آن  روی  نمی‌گرداند  .  .  .  این  اشارۀ  تحقیرآمیز  را  با  ریشخند  مورد  ملاحظه‌ای  تکمیل  می‌کند:

(فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ) (٧)

ایشان  را  به  عذاب  دردناکی  مژده  بده‌.

مژده  دادن  به  همچون  موضوعی  جز  نوعی  از  ریشخند  خــوار  و  رسـواکـننده  نـیست‌،  ریشخند  خوار  و  رسواکننده‌ای‌ که  سزاوار  متکبّران  تمسخرکننده  است‌!

*
به  مناسبت  سخن  از کیفر کافرانی ‌که  تکبّر  می‌ورزند  و  از  حقّ  و  حقیقت  روی  می‌گردانند،  از  پاداش  مؤمنانی  صحبت  می‌دارد که ‌کار  می‌کنند  و  به  تلاش  می‌ایستند  و  اهل  عملند،  آن  کسانی  که  در  سرآغاز  سوره  از  ایشان  صـحبت ‌کر‌ده  است‌.  تـا  انـدازه‌ای  از کار  و  بار  رستگاریشان  سخن  می‌گوید،  رستگاری‌ای  که  در  آنجا  چکیده‌وار  از  آن  سخن ‌گفته  بود:

(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ (٨)خَالِدِينَ فِيهَا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ) (٩)

کسانی  که  ایمان  آورده  و  کـارهای  شـایسته  و  بایسته  بکنند،  بــاغهای  پـرنعمت  بــهشت  از آن  ایشــان  است‌.  جاودانه  در  آن  خواهند  ماند.  این  وعدۀ  مسلّم  الهی  است‌،  وعـده‌ای  تـخلّف‌ناپذیر.  (‌خداونـد  نه  وعـدۀ  دروغین  می‌دهد،  و  نه  از  وفای  به  وعده‌های  خود  عـاجز  است‌،  چرا  که‌)  او  عزیز  و  قدرتمند،  و  حكیم  و  آگاه  است‌.  

در  قرآن  مجید  هر کجا  سزا  و  جزا  ذکر  شد‌ه  است‌