در)  روز  شنبه  (‌جزو  شریعت  ابراهیم  نبوده  و  تنها  جنبه  تنبیه  و  کیفر  یهودیان  را  داشته  است  و  فقط  بر  یهودیان‌،  یعنی‌)  بر  کسانی  واجب  گشته  است که  درباره  آن  اختلاف  ورزیده‌اند  (‌و  بعضی  آن  را  پذیر‌فته  و  برخی  نسبت  بدان  بی‌اعتنائی  کرده‌اند)  و  بی‏گمان  خداوند  میان  آنان  درباره آنچه  در  آن  اختلاف  ورزیده‌اند،  روز  قیامت  داوری  خواهد  کرد.  (‌و  هریک  را  به  جز‌ا  و  سزای  خود  خواهد  رساند)‌.

قرآن  مجید  ابراهیم عليه السلام را  نمونه  هدایت  و  اطلاعت  و  سپاسگزاری  و  توبه  و  برگشت  به  سوی  خدا  به  تصویر  می‌کشد.  در  اینجا  در‌باره  او  می‌گوید:  ابراهیم  امّتی  بود.  واژه  امّت  می‌تواند  به  معنی  ملّت  باشد.  یعنی  ابراهیم  برابری  می‌کرد  با  ملّت‌کاملی‌که  خوبی  و  نیکوئی  و  اطلاعت  برکت  داشته  باشد.  یا  این  واژه  به  معنی  امام  و  پیشوا  است‌.  یعنی  ابراهیم  امام  و  پیشوائی  بودکه  در  خیر  و  خوبی  بدو  اقتداء  و  از  او  پیروی  می‌شد.  در  تفسیرها  واژه امّت  را  هم  بدین  معنی  و  هم  بدان  معنی  دانسته‌اند.  این  دو  معنی  نز‌دیک  به  هم  هستند.  چه  امام  و  پیشوائی‌که  مردمان  را  به  سوی  خیرو  صلاح  و  خوبی  و  نیکوئی  هدایت  و  رهنمود  می‌کند،  او  رهبر  ملتی  است  و  پاداش‌کار  خود  را  دارد  و  به  اندازه  پاداش  کسانی  نیز  به  حساب  اوگرفته  می‌شودکه  به  هدایت  و  رهنمود  او  عمل  می‌کنند.  پس  انگار  او  ملتی  از  مردمان  در  خیر  و  صلاح  و  خوبی  و  نیکوئی‌،  و  در  اجرا  و  مزدی  است‌که  دارد،  نه  این‌که  یک  فرد  بشمار  آید.

«  قَانِتًا لِلَّهِ »  .
مطیع  ومداوم  بر  طاعت  و  عبادت  خدا.  مطیع  و  متواضع  و  پرستشگر  بود.
«  حَنِيفًا »  .
حقگرا،  ومخلص  فرمان  خدا.
متوجه  حق  و  مائل  به  حق  بود.
(وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ )  .
و  از  زمره  مشرکان  نبود.  مشرکان  بدو  نسبت  نمی‌رسانند  و  در  خط  سیر  او  نیستند.
«  شَاكِرًا لأنْعُمِهِ »  ٠

سپاسگزار  نعمتهای  خدا  بود.  او  با  گفتار  وکردار  سپاسگزار  نعمتهای  خداوند  دادار  بود.  نه  این‌که  مثل  این  مشرکانی  باشدکه  باگفتار  نعمتهای  خدا  را  انکار  می‌کنند،  و  با  کردار  بدانها  کفر  می‌ورزند  و  آنها  را  ناسپاس  می‌گذارند،  و  در  روزیهای  خدادادی  انبازهائی  را  شریک  خدا  می‌گردانند  که  خو‌دشان  آنان  را  ساخته  و  پرداخته  کرده‌اند  و  معقد  خدا  انگاشته‌اند!  و  نعمت  خدا  را  به  پیروی  ازگمانها  و  انگاره‌ها  و  هواها  و  هو‌سها  بر  خود  حرام‌کرده‌اند.

«  اجْتَبَاهُ »  ٠
او  را  برای  رسالت  آسمانی  برگزید،  و  وی  را  به  دوستی  گرفت.
او  را  انتخاب  کرد  و  برگزید.
«  وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ »  .
و  به  راه  راست رهنمودش  گردانید.
راه  راست‌،  راه  یگانه‌پرستی  سره  و  استوار  است‌.
کار  و  بار  ابراهیم  این‌گونه  بوده  است‌،  ابراهیمی‌که  یهودیان  خود  را  آویزه  او  می‌کنند  و  متعلق  بدو  می‌دانند،  و  مشرکان  خویش  را  پیرو  و  دنباله‌رو  او  می‌خوانند.
(ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ).
سپس (‌قرنها  بعد  از  ابراهیم‌،  تو  را  به  پیغمبری  برگزیدیم‌)  و  به  تو  وحی  کردیم  که  از  آئین  ابراهیم  پیروی  کن  که  حقگرا  (‌ودورازانحراف‌)  بودواززمره  مشرکان  نبود.
پیوند  ابراهیم پیوند  راستینی  بودکه  هرگز  از  عقیده  توحیدی  و  باوریگانه ‌پرستی  نگسیخت‌.  نصّ  قرآنی  از  نو  این  عقیده  توحیدی  و  باور  یگانه‌پرستی  را  تاکید  ميکند  و  میگوید که ابراهیم‌:
« مَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ »  .
از  زمره  مشرکان  نبود.
پیوند  حقی  پیوند  دین  جدید  است‌.  تحریم  روزشنبه  هم  ویژه  یهودیان  بوده  است  و  آنان  درباره  آن  اختلاف  پیداکرده‌اند،  و  جزو  دیانت  ابراهیم  نبو‌ده  است‌،  و  همچنین  جزوآئين  محمّد (ص)هم  نیست‌،  محمّدی‌که  برنامه  و سیر  ابراهیم  را  درپیش  میگیرد:
(إِنَّمَا جُعِلَ السَّبْتُ عَلَى الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ).
روز  شنبه  فقط  بر  کسانی  واجب  گشته  است  که  درباره آن  اختلاف  ورزیده‌اند  (‌و  بعضی  آن  را  پذیرفته  و  برخی  نسبت  بدان  بی‌اعتنائی  کرده‌اند)‌.
کارو  بار  همچون‌کسانی  به  خدا  واگذار  است‌.
(وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ )‌.
بی‏گمان  خداوند  میان  آنان  درباره  آنچه  در  آن  اختلاف  ورزیده‌اند،  روز  قیامت  داوری  خواهد  کرد  (‌و  هریک  را  به  جزا  و  سزای  خود  خواهد  رساند)‌.

*
این  بیان  چیزهائی  بودکه  ميان  عقیده  یکتاپرستی  و  توحیدی‌که  ابراهیم  آن  را  به  ارمغان  آورده  بود،  و  در  این  واپسین  آئین  تکمیل‌گردیده  بود،  و  میان  عقائد  منحرفی‌که  مشرکان  و  یهودیان  بدانها  چنگ  می‌زدند،  مشتبه  و  آمیزه  یکدیگرگردیده  بود.  این  چیزهای  مشتبه  و  آمیزه یکدیگری‌که  ذکرگردیده  است‌،  اند‌کی  از  بسیاری  است‌که  این‌کتاب  برای  توضیح  و  روشنگری  آنها  آمده  است‌.  پیغببر(ص)بایدکه  راه  خود  را  درپیش‌گیرد  و  به  دعوت  یکتاپرستی  خویش  با  حکمت  و  اندرز  نیکو  ادامه  دهد،  و  با  مخالفان  عقیده‌اش  به  بهترین  شیوه  و  زیباترین  سخن  مباحثه  و  مجادله  کند.  هرگاه  به  حق  او  وبه  حق  مسلمین  تعدّی  و  تخطّی‌کنند،  به  حقّ  ایشان  برابر  و  همسان  تعدّی  و  تخطّي  ایشان  تعدّی  و  تخطّی‌کند  و  بدانان  جزا  و  سزا  دهد.  مگر  این  که‌گذشت‌کند،  و  با  وجود  قد‌رت‌،  صبر  و  شکیبائی  درپیش‌گیرد  و  از  جزا  و  سزای  برابر  و  همسان  نیز  بگذرد.  بایدکه  مطمئن  باشد  فرجام  نیکو‌ی‌کار  ازآن  پرهیزگاران  نیک ‌رفتار  و  نیک‌کردار  است‌.  دیگر  بر  کسانی  غم  نخورد  و  غمگین  نشودکه  راهاب  نمی‌گردند  و  هدایت  را  فراچنگ  نمی‌آورند،  و  از  مکر  وکید  و  حیله  و  نیرنگ  ایشان  نیز  در  حق  خود  و  در  حق  مومنان  دلتنگ ‌نشود  و  به  تنگا  نیفتد:

(ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلا بِاللَّهِ وَلا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ ).

(‌ای  پیغمبر!)  مردمان  را  با  سخنان  استوار  و  بجا  و  اندرزهای  نیکو  و  زیبا  به  راه  پروردگارت  فراخوان‌،  و  با  ایشان  به  شیوه  هرچه  نیکوتر  و  بهتر  گفتگو  کن‌؛  چرا  كه  (‌برتو  تبلیغ  رسالت  الهی  است  با  سخنان  حكیمانه  و  مستدلانه  وآگاهانه‌،  و  به  گونه  بس  زیبا  و  گی