ب  و  خیر  و  خوبی  و  نـجات  و  رسـتگاری  سـوق  مـی‌دهد،  و  ارتـباطها  و  پیوندهای  میان  دلهـای  راهیافتگان  بدان  را  محکم  و  استوار  می‌سازد. گذشته  از  این‌،  میان  این  دلها  و  قوانين  جهانی‌ که  دلها  در  آن  می‌زیند،  و  میان  ارزشها  و  معیارها  و  احو‌ال  و  حوادثی  که  دلهای  راهیاب  بدانها  آشنایند،  و  فـطرتهای  سـالم  آنـها  را  می‌شناسند،  پـیوند  برقرار  می‌نماید.
*
نیکوكا‌ران  عبارتند  از:
(الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ) (٤)
آن  کسانی  که  نماز  را  چنان  که  باید  می‌خوانند،  و  زکات  را  می‌پردازند،  و  به  آخرت  کاملاً  ایمان  دارند.

خواندن  نماز  بدانگونه  که  شایسته  است  و  ادای  آن  به  تمام  و کمال  و  در  وقت  خود،  حکمت  نماز  و  تأثیر  نماز  را  در  احسـاس  و  شــعور  و  روش  و  رفـتار  برجای  می‌گذارد،  و  پیوند  اسـتواری  مـیان  دل  و  آفـریدگار  پدیدار  می‌آید،  و  بدان  انس  و  الفت  به  خدا  حاصل  می‌گردد،  و  چشش  شیرینی  و  حلاوتی  دست  می‌دهد که  دلها  را  آویزۀ  نماز  می‌سازد  .  .  .  پرداختن  زکات  برتری  نفس  را  بر  بخل  فطری  آن  چیره  می‌گرداند.  از  دیگر  سو  استوار  ماندن  نظام  زندگی  اجتماعی‌،  بر  ضمانت  اجتماعی  و  همکاری  و  همیاری  تکیه  می‌نماید،  و  در  آن  اجتماع‌،  ثروتمندان  و  فقیران  هر  دو  یقین  و  اطـمینان  و  مودّتها  و  محبّتهای  دلهائی  را  می‏یابند  که  خوشگذرانی  و  نا  امیدی  آنها  را  تباه  نساخته  است  .  .  .  اطمینان  به  آخرت  تضمين‌کننده  بیداری  دل  انسان‌،  و  چشم  دوختن  او  به  چیزی  است‌ که  در  پیشگاه  خدا  است‌،  و  برتری  یافتن  او  بر  دامها  و کمندهای  زمین‌،  و  والائی  پیدا کردن  او  بر کالاهای  زندگی  دنیا  است‌،  و  خدا  را  در  نظر  داشتن  در  پنهان  و  آشکار،  و  بر کارهای ‌کوچک  و  بزرگ،  و  وصول  به  د‌رجۀ  نیکی  و  خوبی  است‌،  درجه‌ای‌ که  از  رسول  خدا  صلّی الله عليه وآله وسلّم  دربارۀ  آن  سؤال ‌گردید  و  فرمود:

(الإحسان أن تعبد الله كأنك تراه فإن لم تكن تراه فإنه يراك ). [1]
نیکی  و  خوبی  این  است  که  خدا  را  به  گونه‌ای  پـرستش  کنی  انگار  او  را  می‌بینی‌،  و  اگر  تو  او  را  نمی‌بینی  او  که  تو  را  می‌بیند.

نیکان  و  خوبان‌ كسانیند که  کتاب  قـرآن  برای  ایشـان  هدایت  و  رحمت  می‌شود.  زیرا  چون  در  دلهايشان  گشایش  و  روشنی  است  در  مصاحبت  و  همدمی  ایـن  کتاب  آسايش  و  آرامش  و  یقین  و اطمينان  پیدا  می‌کنند،  و  با  هدایت  و  نوری  تماس  حاصل  می‌نمایند که  در  سرشت  این‌ کتاب  است‌،  و  اهداف  و  مقاصد  حکیمانۀ  آن  را  درک  و  فهم  می‌کنند،  و  جانهایشان  در  پرتو  این‌ کتاب  اصلاح  می‌شود  و  راه  صلاح  و  فلاح  درپیش  می‌گیرد،  و  همسازی  و  هماهنگی  و  همسوئی  را  احساس  می‌کند،  و  روشنی  راه  را  می‏‎بیند  و  راستای  آن  را  درپیش  می‌گیرد.  این  قرآن  به  هر  دلی  بدان  اندازه  بهره  می‌رساند که  در  آن  حسّاسیّت  و گشایش  و  درخشش  است‌،  و  بدان  اندازه  به  هر  دلی  ارمغان  می‌دارد  و  عطاء  می‌کند که  با  محبّت  و  انتظار  و  بزرگواری  بدین‌ کتاب  می‌گراید  و  بدان  روی  می‌آورد.  این‌ کتاب  زنده  است‌،  و  با  دلهای  دوست‌،  مهر  و  محبّت  می‌ورزد،  و  به  احساسهای  روی  آورنـده  به  خود  با  بال  و  پر گرفتن  به  سویش  و  عشق  و  شور  نشان  دادن  بدان،  پاسخ  می‌گوید  و  با  آنـها  همآوا  و  همنوا  می‌شود!

آنان‌ کسانیند که  نماز  را  چنان ‌که  باید  می‌خوانـند  و  زکـات  مـی‌دهند  و  به  آخرت  یقین  و  اطمینان  و  اعتقاد دارند:

(أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) (٥)

آنـان  هـدایت  پروردگارشان  را  فراچنگ  آورده‌انـد  و  ایشان  قطعاً  رستگارند.

کسی‌ که  هدایت  داده  شود  قطعاً  رستگار  می‌گردد.  چه  او  در  پرتو  نور  حرکت  می‌کند،  و  به  هدف  می‌رسد،  و  از  گمراهی  در  دنیا  نجات  می‏‎یابد،  و  در  آخرت  از  عواقب  و  پیامدهای  گمراهی  رهائی  پیدا  می‌کند.  او  در  کوچی  که  بر  این  ستاره  دارد  با  اطمینان  خاطر  و  یقین  کامل  حرکت  می‌کند،  و گامهایش  همگام  و  همراه  با  افلاک  و  قوانین  هستی  است‌.  ایـن  است ‌که  احسـاس  انس  و  راحت  و  همآوائی  با  هر  پدیده‌ای  در  هستی  می‌کند.

*به  مناسبت  چیزهائی‌که  خدا  به‌گونه  ویژه  بر  یهودیان  حرام  کرده  است‌،  و  به  مناسبت  ادعائی‌که  مشرکان  قریش  داشتند  و  می‌گفتند  آنان  در  چیزهائی‌که  بر  خویشتن  حرام  می‌کنند  و  آنها  را  به  خداگونه‌ها  می‌دهند،  بر  آئین  ابراهیم  هستند  و  شیوه‌کار  او  را  درپیش  می‌گیرند،  روند  قرآنی  اندکی  به  ابراهیم  عليه السلام می‌پردازد،  و  حقیقت  دیانت  او  را  روشن  و  جلوه‌گر  می‌سازد،  و  میان  دیانت  او  و  آئینی‌که  محمد  (ص)‌آن  را  با  خود  به  ارمغان  آورده  است‌،  ارتباط  و  پیوند  برقرار  می‌نماید،  و  چيزهای  حرامی  را  ذکر  می‌کندکه  به‌گونه  ویژه  بر  یهودیان  حرام  بوده‌اند  و  در  روزگار  ابراهیم  همچون  چیزهائی  حرام  نبوده‌اند:

(إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلَّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ شَاكِرًا لأنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ وَآتَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ إِنَّمَا جُعِلَ السَّبْتُ عَلَى الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ )  .

ابراهیم  (‌که  شما  مشرکان  و  شما  یهودیان  بدو  می‌نازید)  پپشوائی  بود  (‌جامع  همه  فضائل  اخلاقی‌)  و  مطیع  (‌فرمان  الهی‌)  و  حقگرای  (‌بیزار  از  باطل  و  کناره‌گیر  از  بدیها)  و  او  هرگز  از  زمره  مشرکان  (‌چون  شما)  نبوده  است‌.  او  سپاسگزار  نعمتهای  خدا  بود،  (‌و  به  خاطر  این  خصال  حمیده‌،  خدا  برای  حمل  رسالت‌)  او  را  برگزید  و  به  راه  راست  (‌منتهی  به  بهشت  جاویدان  و  نعمت  سرمدی  یزدان‌)  ر‌هنمودش  گردانید.  و  در  دنیا  نیکی  بهره  او  کردیم  و  در  آخرت  هم  از  زمره  شایستگان  (‌نیل  به  رضوان  رحمان و  ورود  به  بهشت  جاویدان‌،  یعنی  نعمت  فراوان  و  بی‌پایان‌)  خواهد  بود.  سپس  (‌قرنها  بعد  از  ابراهیم‌،  تو  را  به  پیغمبری  برگزیدیم‌)  و  به  تو  وحی  کردیم  كه  از  آئین  ابراهیم  پیروی  كن  كه  حقگرا  (‌و  دور  از  انحراف‌)  بود  و  از،  زمره  مشرکان  نبود.  (‌بزرگداشت  روز  جمعه  در  اسلام‌،  و  عادی  شمردن  روز  شنبه  در  آن‌،  مخالف  با  برنامه  ابراهیم  نیست‌،  همانگونه  که  یهودیان  ادعا  می‌کنند)‌.  بلکه  (‌ترک  کار،  و  تحریم  شکار،  و  پرداختن  به  عبادت  ویژه  