ي الْبَحْرِ بِنِعْمَةِ اللَّهِ لِيُرِيَكُمْ مِنْ آيَاتِهِ ).

آیا  پدیده‌ای  کشتیها  بر  صفحۀ  دریاها  به  فرمان  الله‌،  و  در  پـرتو  نـعمت  خدا  حرکت  می‌کنند،  تـا  او  گوشه‌ای  از  نشانه‌های  (‌قدرت‌)  خود  را  به  شما  بنمایاند.

بر  این‌ کار  پیروی  می‌زند  با  نگاه  داشتن  ا‌یشان  در  برابر  منطق  فطرت  بدان‌ گاه‌ که  فطرت  با  هول  و  هراس  دریـا  رویاروی  می‌گردد  و  از  هر گونه  غرور  نـیرو  و  دانشی  می‌پالاید که  او  را  از  آفریدگارش  به  دور  بدارد  .  .  .  از  ایـن  مـنطق  دلیلی  بر  مسألۀ  توحید  و  یکتاپرستی  برمی‌گیرد:

(وَإِذَا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ) (٣٢) 

(‌منکران  خدا)  هنگامی  کـه  (‌سـوار  کشـتی  مـی‌شوند  و)  موجهائی  همچون  کوه  آنان  را  فرا  می‏‎گیرد،  خالصانه  خـدا  را  بــه  فـریاد  مـی‌خوانـند  و  عبادت  را  خـاصّ  او  می‌دانند.  ولی  هنگامی  که  آنان  را  نجات  داده  و  سالم  بـه  خشکی  رساندیم،  برخـی  از  ایشان  میانه‌روی  را  درپیش  می‏‎گیرند  (‌و  بر  ایمان  خود  وفادار  و  پایدار  مـی‌مانند،  و  تعداد  زیادی  دوباره  خدا  را  فـراموش  کرده  و  راه  کـفر  درپــیش  مـی‌گیرند)‌.  آیــه‌های  مـا  را  هیچ  کسـی  جز  خیانت‌پیشگان  ناسپاس‌،  انکار  نمی‌کند.

به  مناسبت  موج  دریا  و  هول  و  هراس  آن‌،  ایشان  را  به  یاد  هول  و  هراس  بزرگ  قیامت  می‌اند‌ازد،  و  مسألۀ  آخرت  را  مطرح  می‌سازد،  هول  و  هراسی‌ که  پیوندهای  گوشتی‌ و  خونی  را  قطع  می‌کند،  پیوندهائی‌ که  در  دنیا  هيچ  هول‌ و هراسی  آنها  را  قطع  نمی‌نماید:

(يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْمًا لا يَجْزِي وَالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَنْ وَالِدِهِ شَيْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ) (٣٣)

ای  مـردمان‌!  (‌از  خشـم  و  عذاب‌)  خدا  بـپرهیزید،  و  از  روزی  بترسید  که  نه  پدری  مسؤولیّت  اعمال  فرزندش  را  می‌پذیرد  و  كاری  برای  او  می‌کند،  و  نه  فرزندی  اصلاً  مسؤولیّت  اعمال  پدرش  را  مـی‌پذیرد  و  کـاری  بـرای  او  برآورده  می‌سـازد.  وعدۀ  خدا  (‌بـه  فرارسـیدن  قیامت‌)  حقّ  است‌.  پس  زندگانی  دنیا  شما  را  گول  نزند  و (‌مال  و  مقام  و  نفس  امّاره  و  اهریمن‌)  فریبار  شما  را  نفریبد.  

در  این  بند،  و  با  این  انگيزه‌ای ‌که  وجود  انسان  از  آ‌ن  به  لرزه  و  تکان  درمـی‌آید،  سوره  را  با  آیه‌ای  پـایان  مـی‌بخشد که  مسـائلی  را  با  آهنگ  نـیرومند  ژرف  هراسناکی  مقرّر  می‌دارد که  به  همۀ  آنها  پرداخته  است‌:  

(إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الأرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ) (٣٤)

آگاهی  از  فرا  رسیدن  قیامت  ویژۀ  خـدا  است‌،  و  او  است  که  باران  را  می‌باراند،  و  مطّلع  است  از  آنچه  در  رحمهای  (‌مادران‌)  است‌،  و  هیچ  کس  نمی‌داند  فـردا  چـه  چیز  را  فراچنگ  می‌آورد،  و  هیچ  کسـی  نـمی‌دانـد  کـه  در  کدام  سرزمینی  می‌میرد.  قطعاً  خدا  آگاه  و  بـاخبر  (‌از  موارد  مذکور)  است‌.  

این  چرخشها  و گردشهای  چهارگانه  و  شیوه‌ها  و  انگیزه‌ها  و  رهنمودها  و  نشانه‌ها‌ی  آ‌نها  نمونه‌ای  ا‌ز  ا‌سلوب  قرآن  مجید  در  پرداختن  به  دلها  و  چاره‌سازی  آنها  است‌.  این  اسلوب  برگزیدۀ  آفریدگار  اين  دلها  است  و  او کاملاً  مطّلع  از  رازها  و  رمزهائی  است  که  در  زوایا  و  لابلاهای  آنها  است‌،  و  بسی  آگاه  از  ا‌سلوبها  و  شیوه‌هائی  است  كه  دلها  بدانها  اصلاح  می گردند  و  همچنين  آنها  سزوار  دلهايند.

هم  ا‌ینك  به  تفصیل  ا‌ين  چكـیده  می‌پردازیـم‌،  و  ا‌یـن  چرخشها  و  گردشهای  چهارگانه  را  در  دو  درس  بررسی  و وارسی می كنيم ، دو درسی كه ميان آنها پيوند و هماهنگی است.

*
(الم (١)تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ (٢)هُدًى وَرَحْمَةً لِلْمُحْسِنِينَ (٣)الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ (٤)أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) (٥)
الف‌.لام‌.میم‌.  این‌،  آیات  کتاب  پرمحتوا  و  استوار  (‌قرآن‌) است، هدايت و رحمت برای نيكوكاران است. آن كسانی  کــه  نـماز  را  چنان  کــه  بـاید  مـی‌خوانـند،  و  زکـات  را می پردازند، و به آخرت كاملاً ايمان دارند. آنان هدايت  پـروردگارشان  را  فراچنگ  آورده‌اند  و  ایشـان  قطعاً ‌رستگارند.

اين حروف مقطّعه ، اين سوره آغاز گرديده است:

(الم) (١) الف. لام. ميم. 

از اين حروف خبر داده می شود آنها:

(تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ) (٢)

این‌،  آیات  کتاب  پرمحتوا  و  استوار  (‌قرآن‌)  است‌.

این  بدان  خاطر  است  كه  یادآوری  گردد  این  آیات  كتاب از  جنس همين  حروف است – همانم گونه كه در سوره هائی  گذشت  كه  با  حروف  مقطّعه  آغاز  گردیده‌اند  -  توصیف  كتاب  در اينجا  با  حكمت،  بدان  جهت  است  كه  حكمت در اين سوره مكرّر می گردد، و لذا مناسب است كه  این  توصیف  از  توصیفات  كتاب،  در  فضای  مناسب  خود  ذكر  شود  همان‌ گونه  كه  شـیوۀ  قرآن  مجید  ا‌ست‌.  

توصیف ‌کتاب  با  حکمت  بر  آن  سایه‌های  حیات  و  زندگی  و  مشیّت  و  اراده  را  می‌افکند.  انگار  این ‌کتاب  موجود  زنده‌ای  است  و  متّصف  به  حکمت  در گفتار  و  رهنمود  خود  است‌،  و  از  چیزی ‌که  گوید  هدف  دارد،  و  از  چیزی ‌که  بدان  می‌گراید  و  به  سخن  درمی‌آید  قصد  و  هدف  دارد،  و  در  طرح  و  نقشه‌اش  جان  و  حیات  و  حرکت  است‌.  دارای  شش  مسـتقلّ  و  ممتاز  است‌.  در  آن  انس  و  الفت  است‌.  صحبت  و  همدمی  دارد.  کسانی  با  قرآن  زندگی  می‌کنند  و  در  سایۀ  آن  می‌آرامند،  و  با  آن  احساس  مهر  و  عطوفت  و  همآوائی  مـی‌نمایند،  درست  بدان  شکل‌ که  موجود  زنـده‌ای  با  موجود  زنـده‌ای  مهربانی  و  همآوائی  می‌کند،  و  دوست  با  دوست  مهر  می‌ورزد  و گفتگو  می‌نماید،  و  با  یکدیگر گفت  و  شنید  می‌نمایند!

این ‌کتاب  پرحکمت‌،  یا  آیات  آن‌:

(هُدًى وَرَحْمَةً لِلْمُحْسِنِينَ) (٣)
هدایت  و  رحمت  برای  نیکوکاران  است‌.

این  حال  اصلی  و  همیشگی  قرآن  است  .  .  .  حال  اصلی  و  همیشگی  قرآن  هدایت  و  رحمت  برای  نیكو‌کاران  است‌.  هدایتی  است ‌که  ایشان  را  به  راهی  رهنمو‌د  می‌سازد که  روندگان  در  آن ‌گمراه  نـمی‌گردند.  رحـمت  است  چون  هد‌ايت‌،  آرامش  و  آسـایش  و  قرار  و  آرام  را  به  دل  می‌اندازد،  و  دل  را  به  سوی ‌کار  و کس