  نیز  به  همراه  د‌ارند.

*
چرخش  و گـردش  نـخستین  پس  از  شروع  سـوره‌،  با  حروف  مقطّعه  می‌آغازد،  و  مقرّر  می‌دارد  که  آیات  این  سوره  از  نوع  همین  حروف  فراهم  آمـده  است  و  آیـات  کتاب  پرحکمت  قرآن  بوده  و  هـدایت  و  رحـمت  بـرای  نیکو‌کاران  هستند.  نیکو‌کاران  هم  عبارتند  از:

(الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ) (٤)

آن  کسانی  که  نماز  را  چنان  که  باید  می‌خوانند،  و  زکات  را  مـی‌پردازند،  و  به  آخرت  کاملاً  ایمان  دارند.

این  چرخش  و گردش  مسألۀ  باور کـامل  بـه  آخـرت  و  مسألۀ  عبادت  کردن  برای  یزدان  را  مقرّر  مـی‌دارد.  به  همراه  آن  انگیزۀ  روانی  چشمگیری  است‌،  و  آن  عبارت  است  از:

(أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) (٥)

آنـان  هـدایت  پـروردگارشان  را  فراچنگ  آورده‌انـد  و  ایشان  قطعاً  رستگارند.

چه  کسی  است‌ که  نخواهد  از  زمرۀ  رستگاران  باشد؟  .  . 

 از  دیگر  سو گروهی  از  مردمان  هسـتند که  خریدار  سخنان  پوچ  و  یاوه‌اند  تا  با  چنین  سخنانی  بندگان  خدا  را  جاهلانه  از  راه  منحرف  و  سرگشته  سازند  و  آن  آیات  را  مسخره ‌کنند.  این  چرخش  و گردش  با  یک  انگیزۀ  روانی  هرا‌س‌انگیزی  با  ایشان  رویاروی  می‌شود که  با  تمسخر  کـردن  آنان  به  آیات  خدا  مناسبت  دارد:

(أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ) (٦)

آنان  عذاب  خوار  و  رسواکننده‌ای  دارند.

آن ‌گاه  دربارۀ  بیان  حرکات  همچون ‌گروهی  جلو  می‌رود:  

(كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْرًا ).

گوئی  در  گوشهایشان  سنگینی  است‌.

انگيزۀ  دیگــری  هـم  بـه  مـیان  مـی‌آید کـه  ایشـان  را  می‌ترساند،  و  در  شیوۀ  تعبیر  آشکـارا  تـمسخر  پـیدا  و  هویدا  است‌:

(فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ) (٧)

ایشان  را  به  عذاب  دردناکی  مژده  بده‌.

در  مژده‌ای  که  در  اینجا  است  ریشخندی  که  باید  بـاشد  هویدا  است‌)  .  .  آن ‌گاه  ایـن  چـرخش  و گـردش  رو  به  مؤمنان  می‌کند  و  انـدکی  از  رستگاری  ایشـان  سـخن  می‌گوید،  رستگاری‌ای ‌که  در  سرآغاز  این  سوره  فشرده  و  چکیده  از  آن  ذکری  به  میان  آورده  بود.  پاداش  ایشان  را  در  آ‌خرت  روشن  می‌دارد،  همان‌ گونه  که  پـادافره  تمسخرکنندگان  خـودبزرگ‌بین  را  قبلاً  روشـن  داشـته  است‌.

(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ (٨)خَالِدِينَ فِيهَا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ) (٩)

کسانی  که  ایمان  آورده  و  کارهای  شـایسته  و  بـایسته  بکنند،  بـاغهای  پـرنعمت  بـهشت  از آن  ایشان  است‌.  جاودانه  در  آن  خواهند  ماند.  این  وعدۀ  مسلّم  الهی  است‌،  وعـده‌ای  تـخلّف‌ناپذیر.  (‌خداوند  نـه  وعدۀ  دروغین  می‌دهد،  و  نه  از  وفای  به  وعده‌های  خود  عـاحز  است‌،  چرا  که‌)  او  عزیز  و  قدرتمند،  و  حکیم  و  آگاه  است‌.

در  اینجا  پهنۀ  جهان  بزرگ  را  نشـان  می‌دهد  و  آن  را  جولانگاه  برهان  و  دلیلی  می‌سازد که  از  هر  سو  به  فطرت  سرک  می‌کشد،  و  با  هر  زبانی  با  فطرت  سخن  می‌گوید،  و  فطرت  را  با  حقّ  و  حقیقت  بسـیار بزرگ ‌و  سترگی  رویاروی  می‌کند،  حقّ  و  حقیقت  بسیار  بزرگ  و  سترگی  که  مردمان  از کنار  آن  غافل  و  بی‏خبر  می‌گذرند:

(خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَى فِي الأرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ) (١٠)

خداوند  آسمانها  را  بدون  ستونی  که  قابل  رؤیت  (‌بـرای  شما)  باشد  آفریده  است‌،  و  در  زمین  کوه‌های  استواری  را  پراکنده  است‌،  تا  زمین  شما  را  نلرزانـد  و  سـراسیمه  نگرداند،  و  در  زمین  انواع  جنبندگان  را  پخـش  و  پراکنده  کرده  است‌.. و  از  آسمان  آب  فرو  فرستاده‌ایـم  و  بـا  آن  اقسام  گوناگونی  از  گیاهان  پرارزش  را  رویانیده‌ایم‌.  

در  برابر  این  دلائل  و  براهین  جهانی‌ای ‌که  احساس  را  به  هراس  می‌اندازد  و  ناگهانی  با  شعور  رویاروی  می‌شود،  یقه‌های  دلهـای‌ گر‌یزان  و  رمـان  را  می‌گیرد،  دلهای  گریزان  و  رمانی  که  برای  خدا  انباز  قـرار  مـی‌دهند،  در  حالی ‌که  آفریدگان  هراس‌انگیز  بزرگ  خدا  را  می‌بینند:  

(هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ) (١١)

اینها  (‌که  می‌نگرید  و  می‌بینید)  آفریده‌های  خدایند،  شما  به  من  نشان  دهـید  آنـانی  که  جز  خدایـند  چـه  چیز  را  آفریده‌اند؟  (‌تا  شایستۀ  پرستش  و  شراکت  در  الوهیّت  را  داشته  باشند)‌.  بلکه  ستمگران  (‌کـفرپیشه‌)  در  گمراهی  آشکاری  هستند.

در کنار  این  آهنگ  و  نوای  جهانی  و  سترگ  و  ژرف‌،  چرخش  و گردش  نخستین  مسأله‌ها  و  انگيزه‌های  خود  را  دربارۀ  پهنۀ  جهان  بزرگ  به  پایان  می‏‎برد.

و  امّا  چرخش  و گردش  دوم  با  عبور  از  لابلای  درونهای  آدميان  می‌آغازد،  و  به  خود  همین  مسأله  در  همان  جولانگاه  خود،  با  شیوۀ  تازه‌ای  و  با  انگیزه‌های  تازه‌ای  می‌پردازد:

(وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ ).
ما  به  لقمان  فرزانگی  بخشیدیم‌.

سرشت  این  فرزانگی  و  نماد  یگانه  آن ‌کدام  است‌؟  این  فرزانگی  در  روی ‌کردن  به  خدا  و  سپاسگزاری  از  او  خلاصه  می‌شود:

(أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ).
(بدو  دستور  دادیم‌)  که  خدا  را  سپاسگزاری  کن‌.

فرزانگی  این  است‌،  و  روی‌ کردن  حکيمانه  این  است  .  .  .  گام  بعدی  روی  آوردن  لقمان  به  پند  و  اندرز  پسـرش  است‌،  پند  و  اندرز  حکیمانه‌ای  به  پسرش ‌که  عبارت  است  از  پند  و  اندرز  پاک  و  زدوده  از  هر  عیب  و  ننگی،  و  به  خود  پند  و  اندرزگو  هم  فرزانگی  داده  شده  باشد.  همچون  پند  و  اندرزی  متّهم  به  چیزی  نمی‌گردد.  آخر پند  و  اندرز  پدری  به  پسرش  ممکن  نیست‌ متّهم  به  چیزی  شود  و کمترین‌ گمان  بدی  بدان  رود.  این  پند  و  اند‌رز  مسألۀ  توحید  و  یگانه‌پرستی  را  مطرح  می‌کند،  مسأله‌ا‌ی  که  چرخش  و گردش  نخستین  از آن  سخن‌ گفته  بود  و  آن  را  مقرّر  داشته  بود.  همچنین  مسألۀ  آخرت  را  پـیش  می‌کشد،  همراه  با  این  انگیزه‌های  روانـی‌،  و  هـمراه  بــا  انگیزه‌های  تازۀ  دیگری‌.

(وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ) (١٣) 
(‌یادآور  شو)  زمانی  را  که  لقمان  بـه  پسـرش  گفت‌:  -‌ در  حالی  کـه  او  را  پند  مـی‌داد  -‌پسر  عـزیزم‌!  (‌چیزی  را  و  کسی  را)  انباز  خدا  مکن‌.  واقعاً  شرک  ستـم  بزرگی  است‌.  این  مسأله  را  با  ا‌نگیزۀ  دیگری  تأکید  می‌کند،  و  پـیوند  پدری  و  مادری  را  با  شیوه‌ای  بیان  می‌دارد که  